شناسایی آپتامر DNAای با تمایل بالا علیه آنتیژن سطحی هپاتیت B با روش تکامل سیستماتیک لیگاند از طریق غنیسازی نمایی
دوره 9، شماره 3، تابستان 1397، صفحه 317-323
سمیرا انباریمیبدی، ساره ارجمند، حمید راشدی، سید امید رعناییسیادت، محمد پوریعقوبی
چکیده اهداف: هپاتیت B عفونت ویروسی است که میتواند منجر به مشکلات جدی کبدی شود. برای تولید واکسن هپاتیت B از آنتیژن سطحی ویروس هپاتیت B (HBsAg) که بهصورت نوترکیب تولید میشود، استفاده میشود. هدف پژوهش حاضر شناسایی آپتامر DNAای با تمایل بالا علیه آنتیژن سطحی هپاتیت B با روش تکامل سیستماتیک لیگاند با استفاده از غنیسازی نمایی بود.
مواد و روشها: در پژوهش تجربی حاضر با استفاده از روش تکامل سیستماتیک لیگاند از طریق غنیسازی نمایی (SELEX( قطعه DNAای با قدرت اتصال بالا علیه HBsAg، جداسازی و توالییابی شد. تمایل این توالی نوکلئوتیدی تکرشتهای با روش فلوریمتری محاسبه شد. اختلاف جذب اولیه و مقدار باقیمانده بهعنوان معیاری از میزان توالیهای متصلشده با کمک نرمافزار Prism ۵ به روش رگرسیون غیرخطی، محاسبه Binding-saturation و مدل one site-total انجام و میزان میل ترکیبی (Kd) تعیین شد.
یافتهها: نتایج بعد از انجام رویه SELEX و ارزیابی توالی تکثیریافته با ژل آگارز، نمونه کنترل مثبت دارای باندی در محدوده ۷۲نوکلئوتید بود که نشاندهنده تکثیر موفق توالی گزینششده با استفاده از آغازگزهای انتخابی بود. میل ترکیبی محاسبهشده ۸۱/۵۳نانومولار بود. طی مراحل همسانهسازی از روی کلنیهای موجود واکنش PCR با آغازگرهای اختصاصی آپتامر، حضور قطعه آپتامر در باکتری اشریشیا کلی تایید شد. آپتامر گزارششده دارای ساختار ثانویه پایدار با داشتن انرژی آزاد GΔ کمتر از ۹/۶-کیلوژول و Tm بالاتر از C°۴۵ بود.
نتیجهگیری: آپتامر DNAای گزینششده دارای قدرت اتصال بالا به پروتئین هدف (HbsAg) است و میتواند بهعنوان جایگزینی برای پادتنها، در ستونهای کروماتوگرافی تمایلی تخلیص HBsAg مورد توجه قرار بگیرد.
گوگردزدایی زیستی از دیبنزوتیوفن توسط رودوکوکوس اریتروپولیس IGTS8 در حضور نانوذرات مغناطیسی و نانولولههای کربنی سطح اصلاحشده با پلیاتیلنگلیکول
دوره 9، شماره 2، بهار 1397، صفحه 301-308
الهام کریمی، فاطمه یزدیان، بهنام راسخ، عباس اخوانسپهی، حمید راشدی، محمدحسن شیخها، بیبیفاطمه حقیرالسادات، اشرفالسادات حاتمیان
چکیده اهداف: امروزه نفت خام یکی از منابع اصلی انرژی است. سوختن ترکیبات حاوی گوگرد در سوختهای فسیلی منجر به تولید اکسیدسولفور میشود که اثرات زیانباری برای سلامت و محیط زیست دارد. در حال حاضر روش رایج برای حذف گوگرد، گوگردزدایی شیمیایی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر نانوذرات مغناطیسی و نانولولههای کربنی اصلاحشده بهعنوان نانوجاذب در بهبود فعالیت گوگردزدایی باکتری رودوکوکوس اریتروپولیس IGTS۸ بود.
مواد و روشها: در پژوهش تجربی حاضر نانوذرات به روش شیمیایی همرسوبی سنتز و نانولولههای کربنی ابتدا کربوکسیله شدند. نانولولههای کربنی چندلایه با ترکیب سولفوریکاسید ۹۵% و نیتریکاسید ۵۲% (نسبت حجمی ۳:۱) مخلوط و سپس با پلیاتیلنگلیکول اصلاح شدند. مشخصهیابی نانوذرات مغناطیسی و نانولولههای کربنی توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی و عبوری، پراش پرتو ایکس، سنجش خواص مغناطیسی، آنالیز قوس رامان و طیفسنجی مادون قرمز تبدیل فوریه صورت پذیرفت.
یافتهها: سایز نانوذرات ۷ تا ۸نانومتر تخمین زده شد و نانولولههای کربنی اصلاحشده بیشترین حلالیت را در آب دیونیزه داشتند. آنها تا دو هفته پایداری نشان دادند. میزان رشد باکتری در حضور نانوذرات مغناطیسی و نانولولههای کربنی نسبت به عدم حضور آنها افزایش ۴۰% و ۸% و همچنین میزان فعالیت گوگردزدایی باکتری در حضور نانوذرات مغناطیسی و نانولولههای کربنی افزایش قابل توجهی نسبت به عدم حضور آنها نشان داد.
نتیجهگیری: ساختارهای نانویی با جذب سطحی ترکیبات گوگردی دسترسپذیری آنها را برای باکتری افزایش میدهند.
بهینه سازی استفاده از شربت ذرت برای تولید اندوگلوکانازII نوترکیب در مخمر متیل دوست
دوره 8، شماره 2، پاییز 1396، صفحه 43-52
سید مجتبی جعفری منش، حمید راشدی، ساره ارجمند، سیدامید رعنایی سیادت
چکیده سلولاز یکی از آنزیمهای صنعتی است که با اقبال جهانی به تولید بیواتانول نسل دوم، تولید و استفاده از آن بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. سلولاز توسط ارگانیسمهای متعددی همچون قارچها، باکتریها، حشرات و گیاهان تولید میشود. با افزایش در مصرف این آنزیم و لزوم کاهش قیمت آنزیم برای تولید بیواتانول نسل دوم، تولید نوترکیب این آنزیم مورد توجه قرار گرفته است. در این مطالعه با بررسی شربت ذرت به عنوان منبع نیتروژن اصلی و همچنین منبع کربن دوم پس از گلیسرول، محیط کشت نیمه معینی برمبنای محیط کشت نمکی SYN6 طراحی شده است. سپس تولید زیستتوده و تولید یکی از انواع پرکاربرد از آنزیمهای سلولاز به نام اندوگلوکانازII در مخمر متیل دوست هانسنولا پلیمورفا (ه. پلیمورفا) بهینه شدهاست. طراحی آزمایشات با روش یک فاکتوری انجام شده است و بهینهسازی با روششناسی رویهپاسخ صورت پذیرفته است. نتایج آزمایشات نشان دادهاست که شربت ذرت در درصد وزنی حجمی 5/5% و 15/6% به ترتیب نقاط بهینه تولید زیست توده و تولید آنزیم اندوگلوکاناز هستند. شرایط بهینه محیط جدید در مقایسه با محیط SYN6 تولید زیست توده را 4/41% و تولید آنزیم نوترکیب را 7/69% افزایش داده است.
بررسی میزان بازیافت نفت خام با استفاده از رامنولیپید تولید شده از سویه های جدا شده از چاههای نفت ایران
دوره 6، شماره 1، پاییز 1394، صفحه 20-30
حمید راشدی، علی ایزدی، مهناز مظاهری اسدی، الهام باقی زاده، علی راشدی
چکیده در این مطالعه، توان میکروارگانیسم های تولید کننده بیوسورفکتانت بررسی شد. نمونه ها از چاههای نفت بی بی ،سیری ، پایدار و ایلام جمع آوری شدند و به پژوهشکده بیوتکنولوزی سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران انتقال یافت 45 سویه جدا سازی و ازمیان سویه های جدا شده بهترین سویه انتخاب وتوان تولید با استفاده از شرایط مختلف محیط کشت بررسی شد که بدین منظور از محیط نمکهای معدنی 3M حاوی گلوکز، ملاس و Lindhard استفاده گردید در این آزمایش ها عوامل مختلف با روش تاگوچی مورد بررسی قرار گرفتند. بهترین شرایط حاصله جهت تولید محصول رامنولیپید با محیط حاویLindhard در شرایط آزمایشگاهی به میزان 8/8 گرم در لیتر رامنولیپید و توانائی امولسیفیکاسیون نفت خام 88 درصد و میزان وزن خشک سلولی 2/2 گرم در لیتر می باشد، لذا از محیط مورد نظر جهت تولید در فرمانتور استفاده شدو در این حالت پارامترهای دور همزن ، نسبتC/N و میزان هوادهی بهینه شد و بیشترین میزان تولید رامنولیپید 2/14 گرم در لیتر با درصد توانائی امولسیفیکاسیون نفت خام 2/98 و وزن خشک سلولی 4/3 گرم در لیتر حاصل گردید . سپس تاثیر بیوسورفکتانت بر افزایش برداشت در ستون ماسه سنگ(Sand Pack) و مغزه (Core Holder)گرفته شده از چاههای نفت مورد بررسی قرار گرفت و بیشترین میزان نفت بازیافت شده در ماسه سنگ زمانی که این سیستم اشباع از نفت خام می باشد برابر 6/23 درصد و بیشترین میزان نفت بازیافت شده در مغزه زمانی که این سیستم اشباع از نفت خام می باشد برابر 42 درصد حاصل گردید.
