بررسی اثرنانوذراتمغناطیسی Fe0) و (Fe3+بر میزان تولید بیوسورفاکتانت باکتری باسیلوسسابتیلوس در بیوراکتورهمزندار
دوره 12، شماره 1، زمستان 1399، صفحه 53-68
گلایل مدبر، عباس اخوان سپهی، فاطمه یزدیان، حمید راشدی
چکیده بیوسورفکتانتها، مولکولهای تولیدی توسط میکروارگانیسمها هستند. سورفکتین یکی از مهمترین بیوسورفکتانتهای لیپوپپتیدی است که توسط گونههای مختلف باسیلوسسابتیلوس تولید میشود. هدف از این پژوهش، بررسی اثر نانوذرات Fe0 و Fe3+ پوشیده شده با نشاسته بر میزان تولید سورفکتین حاصل از باسیلوسسابتیلوس میباشد. برای این منظور از70 نمونه خاک،20 باسیلوس جداسازی شدند. با روشهای بیوشیمیایی خالص و توسط روشSrRNA 16توالی ژنوم شدند. بهمنظور جداسازی وتشخیص تولید بیوسورفکتانت از روشهای کمی و کیفی غربالگری، مانند همولیتیک، تجمع قطره، سنجشفعالیتامولسیونکنندگیواندازهگیری کششسطحی استفاده شد. دوگونه61و63 (Bacillus subtilis subspecies. Inaquosorum) انتخاب شدند. سپس فعالیت همولیتیک، تولید سورفکتانت وکاهش کشش سطحی در محیط حداقل نمکی حاوی نانوذرات Fe0 و Fe3+در مدت زمان 48، 72 و96 ساعت بعد از کشت، مورد بررسی قرار گرفت. اتصال نانوذرات به سورفکتانت توسط SEM تأیید شد. بهترین باکتری، سویه 61 وبهترین نانوذره،Fe3+ بدست آمد و دربیوراکتور، کشت داده شد. نتایج با نتایج حاصل از بیوراکتور فاقد نانوذره مقایسه شد. نتایج این پژوهش نشان میدهد سورفکتین حاصل ازکشت سویه 61 در بیوراکتورحاوی نانوذره Fe3+ پس از 72 ساعت ازرشد، تولید بیشتری نسبت به کشت همین سویه پس از72 ساعت بدون نانوذرهFe3+ داشته، که در صورت ادامه تحقیقات میتوان از این سویه جهت تجاریسازی استفاده نمود.
ارزیابی مقایسهای تجزیه زیستی نفت خام با استفاده از میکروارگانیزم اسینتوباکتر کالکواستیکوس در شرایط حضور و عدم حضور نانوذرات مغناطیسی زیستعملگراشده
دوره 9، شماره 2، بهار 1397، صفحه 309-315
حمید راشدی، فرشاد فرمانی، فاطمه یزدیان، مهدی متوسلین
چکیده اهداف: تاثیر آلایندههای نفتی بر آلودگی آب و خاک و تغییر اکولوژی محیط به انجام مطالعات متعددی در رابطه با شناسایی و حذف این مواد منجر شده است. روشهای زیستی بهعلت عملکرد مطلوب در کنترل این نوع آلودگی بسیار مورد توجه قرار گرفتهاند. هدف پژوهش حاضر ارزیابی مقایسهای تجزیه زیستی نفت خام با استفاده از میکروارگانیزم اسینتوباکتر کالکواستیکوس RAG-۱ در شرایط حضور و عدم حضور نانوذرات مغناطیسی زیستعملگراشده بود.
مواد و روشها: در این تحقیق آزمایشگاهی، میزان تخریبپذیری نرمالدکان و هگزادکان بهعنوان شاخصهایی از نرمالپارافینهای موجود در آلایندههای نفت خام، توسط میکروارگانیزم اسینتوباکتر کالکواستیکوس در شرایط بهینه تولید امولسان توسط این میکروارگانیزم مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین تاثیر حضور نانوذرات مغناطیسی اکسید آهن پوششدارشده با دو لایه دکانوئیکاسید، بر تخریبپذیری بهطور جداگانه بررسی شد. آزمون T مستقل بهمنظور بررسی معنیداربودن پارامترهای مدل و آنالیز واریانس دوطرفه بهمنظور بررسی برازندگی مدل صورت گرفت. همچنین طراحی آزمایشات با روش فاکتوریل جزیی صورت گرفت و بهمنظور تجزیهوتحلیل آماری نتایج از نرمافزار Minitab V.۱۶ استفاده شد.
یافتهها: میزان تجزیه زیستی پس از ۶۰ روز، برابر با ۸۵% و ۸۶% بهترتیب برای ترکیبات نرمالدکان و هگزادکان به دست آمد. همچنین حضور نانوذرات منجر به بهبود فرآیند تجزیه زیستی و افزایش مقادیر فوق به ترتیب به ۹۱% و ۸۹% شد.
نتیجهگیری: میکروارگانیزم اسینتوباکتر کالکواستیکوس در حذف ترکیبات پارافینی با طول زنجیر متوسط از نفت خام موفق است. تاثیر حضور نانوذره در زیستتخریبپذیری نرمالدکان بیشتر از این اثر در تخریب هگزادکان است.
