تأثیر غلظت های مختلف اسید سالیسیلیک بر بیان ژن استیلبن سنتاز و تولید رزوراترول در انگور رقم سلطانی
دوره 12، شماره 3، تابستان 1400، صفحه 111-121
حمید حاتمی ملکی، سیمین سبزچی، علیرضا مطلبی آذر، فریبرز زارع، مریم رفیعی
چکیده اهداف: در چند دهه گذشته متابولیتهای ثانویهی گیاهی به سبب تنوع و نقششان در گیاهان و سلامتی انسان مورد توجه قرار گرفتهاند. انگور یکی از گیاهان با ترکیبات ثانویه و با خواص دارویی است. این ترکیبات شامل رزوراترول است که یک ترکیب فنلی از گروه استیلبنوئیدهاست. بهمنظور بررسی افزایش تولید پلیفنل رزوراترول تحت تأثیر الیسیتورها، آزمایشی با طرح کاملا تصادفی با 4 تکرار در گیاه انگور رقم سلطانی در شرایط درون شیشهای انجام شد.
مواد و روشها: هورمون اسیدسالیسیلیک بهعنوان الیسیتور در غلظتهای مختلف صفر، 4-10، 5-10، 6-10 مولار مورد استفاده قرار گرفت و به محیط کشت MS بدون هورمون جهت بررسی تنش اضافه گردید. آزمایش در دو سطح مولکولی و بیوشیمیایی انجام شد. در سطح مولکولی، تاثیر اسیدسالیسیلیک در بیان ژن استیلبنسنتاز توسط RT-PCR نیمه کمی ارزیابی شد. در آزمایش بیوشیمیایی، میزان تولید رزوراترول توسط دستگاه HPLC اندازهگیری شد.
یافتهها: آنالیز بیان ژن استیلبنسنتاز نشان داد که اسیدسالیسیلیک با غلظت 4-10 مولار تاثیر مثبت و افزایشی در بیان ژن داشته و افزایش 48/35 درصدی در مقایسه با شاهد نشان داد و همچنین غلظت 5-10 مولار بیان ژن را 65/5 درصد در مقایسه با شاهد افزایش داد. در آزمایش بیوشیمیایی افزایش در میزان تولید رزوراترول در تیمار 4-10 مولار در مقایسه با تیمار شاهد مشاهده شد (10/6 میکروگرم) و تیمار 5-10 مولار (25/3 میکروگرم) تفاوت معنیداری با نمونه شاهد نشان نداد.
نتیجهگیری: اسیدسالیسیلیک به عنوان یک الیسیتور و محرک تولید رزوراترول میتواند بیان ژن استیلبنسنتاز و در پی آن خواص دارویی گیاه انگور را در شرایط درون شیشهای افزایش دهد.
تنوع ژنتیکی در جمعیتهای مختلف جنس آگروپیرون براساس صفات مورفولوژیک
دوره 9، شماره 4، پاییز 1397، صفحه 517-523
بهمن رهنمون، حمید حاتمیملکی، رضا محمدی
چکیده اهداف: گراسهای چندساله از مهمترین گیاهان مرتعی هستند که بهلحاظ تولید علوفه، حفاظت و جلوگیری از فرسایش خاک اهمیت زیادی دارند. یکی از جنسهای مهم خانواده گندم، جنس آگروپیرون است. هدف این پژوهش، بررسی تنوع ژنتیکی در جمعیتهای مختلف جنس آگروپیرون براساس صفات مورفولوژیک بود.
مواد و روشها: در پژوهش تجربی حاضر، ۳۱ جمعیت از ۳ گونه مختلف جنس آگروپیرون در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با ۳ تکرار در مزرعه تحقیقاتی پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی شمال غرب و غرب کشور ارزیابی شدند. تجزیه و تحلیل خوشهای، پس از استانداردکردن دادهها با محاسبه فواصل اقلیدسی و روش جفتگروه بدون وزن با میانگین حسابی (UPGMA) با نرمافزار SPSS ۱۷ و تحلیل مولفههای اصلی از طریق ماتریس ضرایب همبستگی صفات و نرمافزار Minitab ۱۴ انجام گرفت.
یافتهها: بیشترین ضریب تغییرات فنوتیپی بهترتیب در صفات طول خوشه، عملکرد علوفه تر در چین اول و عملکرد علوفه خشک در چین اول بود. در مولفه دوم، صفات عملکرد بذر و قطر طوقه بیشترین اهمیت را در تبیین این مولفه داشتند. تفاوتهای قابل توجهی بین جمعیتهای مختلف از نظر صفات مورفولوژیک وجود داشت، بهطوری که از نظر این صفات گونههای مختلف موجود در این جنس از همدیگر قابل تفکیک بودند. از نظر خصوصیات مورفولوژیک، شباهت زیادی بین آگروپیرون کریستاتوم و آگروپیرون دسرتوروم وجود داشت.
نتیجهگیری: جمعیتهای مختلف گونه آگروپیرون الانگاتوم بهدلیل داشتن صفات مورفولوژیک متمایز، از جمعیتهای مربوط به آگروپیرون کریستاتوم و آگروپیرون دسرتوروم قابل تشخیص هستند، اما برای تفکیک جمعیتهای مربوط به آگروپیرون کریستاتوم و آگروپیرون دسرتوروم بایستی از نشانگرهای مولکولی استفاده نمود.
