سنتز، ارزیابی و بهینهسازی نانوذره خودمجتمعشونده از دیبلاککوپلیمر حاصل از پلیاتیلنگلایکول و پلیکاپرولاکتون بهعنوان نانوحامل بهمنظور انتقال موثر کورکومین به سلولهای سرطانی پستان از رده سلولی MCF-7
دوره 10، شماره 3، تابستان 1398، صفحه 415-423
حسین دانافر، علیرضا نعمانی، مجید صادقیزاده
چکیده فناوری نانو در حال حاضر یکی از رویکردهای امیدبخش برای تشخیص و درمان سرطان است. سیستمهای مبتنی بر پلیمرها بهدلیل فرآیندهای تولید ساده و تنوع در عملکرد و روشهای اصلاح پلیمر، جذابتر هستند. پلیاتیلنگلیکول (PEG) و پلیکاپرولاکتون (PCL) دو پلیمر سنتزی زیستسازگار مورد تایید FDA بوده که اغلب در صنایع دارویی مورد استفاده قرار میگیرند. غیر از حاملهای دارورسانی، در درمان سرطان بحث ایمنی مواد تشکیلدهنده فعال نیز بسیار چالشبرانگیز است. عوارض جانبی شیمیدرمانی یکی از مهمترین علل مرگومیر بیماران در بسیاری از سرطانها است. کورکومین استخراجشده بهطور طبیعی، یکی از جالبترین عوامل ضدسرطان است که اثرات انتخابی اثباتشده روی سلولهای سرطانی داشته و منجر به حداقل عوارض جانبی در طول درمان میشود. کورکومین بهعنوان عامل اصلی، در درمان ترکیبی سرطانهای مختلف آزمایش شده است. مطالعات متعدد ایمنی و کارکرد کورکومین در دوزهای مختلف تجویزشده را نشان میدهند. با این حال، مانع اصلی در استفاده از کورکومین، حلالیت پایین آن در آب و قابلیت دسترسی بیولوژیک کم و متغیر پس از تزریق است. بنابراین در این مطالعه سعی شد حلالیت کورکومین با استفاده از یک سیستم نانوذره دیبلاککوپلیمر نوین PEG-PCL افزایش یابد. ابتدا کوپلیمر PEG-PCL سنتز و سپس خصوصیاتش با روشهای GPC، FTIR و H-NMR مشخص شد. پس از آن، کورکومین در ساختار میسلی PEG-PCL بهصورت بهینه کپسوله و سمیت نانوذرات تهیهشده در کشت سلول MCF-۷ ارزیابی شد. طبق نتایج نانوذرات آمادهشده میتوانند مولکولهای هیدروفوب کورکومین را بهطور موثری به دام انداخته، حلالیت آن را بهبود بخشیده و باعث افزایش فعالیت آن در ازبینبردن سلول سرطانی در شرایط برونتنی شوند.
پایش سمیت سرب بهوسیله زیستحسگر لوسیفراز رده سلولی Huh7-1x-ARE-luc
دوره 10، شماره 1، زمستان 1397، صفحه 125-131
سعیده کاووسی، هادی شیرزاد، شیرین جلیلی، مجید صادقیزاده، پریا مطهری
چکیده اهداف: تجمع رادیکالهای آزاد در بدن با ایجاد استرس اکسیداتیو منجر به تخریب پلیمرهای زیستی میشود. بهدلیل ورود فلزات سنگین به محیطهای آبی و خاکی، یافتن روشهای کارآمد برای شناسایی و اندازهگیری میزان فلزات سنگین لازم است. زیستحسگرهای سلولی میتوانند در حضور یک محرک از جمله فلزات سنگین، سیگنالی قابل اندازهگیری تولید کنند. در این تحقیق رده سلولی Huh۷-۱x-ARE-luc تحت کنترل پروموتر حساس به حضور اکسیدانها با هدف پایش سرب استفاده شد و کارآیی آن در سنجش سمیت این مواد به واسطه آرمایشهای لوسیفراز و Real time-PCR بررسی شد.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، بعد از ترنسفکشن وکتور نوترکیب سنجش فعالیت ژن لوسیفراز در نمونههای تیمارشده با سرب انجام شد. تعدادی از کلونهای تاییدشده با فنوتیپ پایدار بعد از پاساژ پنجم برای بررسی بیان ژن لوسیفراز در غلظتهای صفر تا ۸۰ماکرومولار از سرب بررسی شدند. سپس قابلیت مهارکنندگی به روش assay MTT و تغییرات بیان ژنهای مسیر اکسیداتیو توسط Real time-PCR بررسی شد. تحلیلهای آماری با روش ∆Ct و با استفاده از نرمافزار graphpad prism ۶ انجام شد.
یافتهها: میزان بیان ژن گزارشگر همراه با افزایش ماده اکسیداتیو افزایش یافت. کاهش بیان ژن گزارشگر بعد از غلظت ۳۰ماکرومولار سرب قابل مشاهده بود. غلظت ۳۵ماکرومولار سرب، متابولیسم ۵۰% سلولها را مهار کرد. بیان ژنهای مسیر آنتیاکسیدانی در سلولهای تیمارشده با سرب ۳۰ماکرومولار نسبت به ژن کنترل، افزایش معنیداری داشت.
نتیجه گیری: زیستحسگر تهیهشده از رده سلولی نوترکیب Huh۷-۱x-ARE-luc حامل ژن گزارشگر میتواند وسیله مناسب و کارآمدی برای سنجش ترکیبات اکسیداتیو همچون فلزات سنگینی چون سرب باشد.
کلونینگ، توالییابی و شناسایی چندشکلیهای جایگاه ژنی MHC-DAB II در ماهی فیتوفاگ
دوره 9، شماره 4، پاییز 1397، صفحه 611-619
محمدرضا کلباسی، الهام جرفی، مجید صادقیزاده، سیروس امیرینیا
چکیده اهداف: ارزیابی و پایش مداوم تنوع ژنتیکی جمعیتهای مختلف آبزیان پرورشی در کارگاههای تکثیر آبزیان یکی از ضروریترین نیازمندیها برای حفاظت از پویایی و پایداری صنعت آبزیپروری است. هدف این پژوهش، کلونینگ، توالییابی و شناسایی چندشکلیهای جایگاه ژنی MHC-DAB II در ماهی فیتوفاگ بود.
مواد و روشها: در این پژوهش تجربی، چندشکلی ژن MHC class II β در ۱۳۸ نمونه بالهماهی فیتوفاگ پرورشی در چهار کارگاه تکثیر ایران (گیلان، مازندران، گلستان، استان خوزستان) و نمونههای لاین وارداتی از چین مطالعه شد. با انجام واکنش زنجیرهای پلیمراز، ضمن تکثیر قطعه ژنی Hymo-DAB، الگوهای هاپلوتایپی مختلف نمونهها با روش SSCP بررسی و توالیهای بهدستآمده با ClustalW۲ در نرمافزار Geneious ۴.۸.۵ همردیف و مرتب شدند و درخت فیلوژنی توالیها رسم شد.
یافتهها: محصول واکنش PCR مربوط به جایگاه DAB ژنوم MHC کلاس II ماهی فیتوفاگ با وزن حدود ۳۵۰جفتباز بدون باند جانبی در نمونههای مورد مطالعه به دست آمد که بیانگر تکثیر جایگاه ژنی ۱*DAB۲Hymo-DAB۱*۰۱/ در ماهی فیتوفاگ بود. بیشترین و کمترین تنوع هاپلوتایپی بهترتیب در جمعیتهای خوزستان و مازندران مشاهده شد. میانگین اختلاف جایگاههای همسان (dS) و جایگاههای غیرهمسان (dN) بین آللها بهترتیب ۰/۲۵ و ۰/۳۰ و نسبت این دو عامل ۱/۲ بود. بالاترین غنای آللی در نمونههای وارداتی از چین (۵) و کمترین غنای آللی میان نمونههای مازندران (۳/۸) مشاهده شد.
نتیجهگیری: تنوع هاپلوتایپی حاصله در ماهی فیتوفاگ به ژن ۱*DAB۲Hymo-DAB۱*۰۱/ تعلق دارد و میان گروههای مختلف این گونه، بیشترین تنوع هاپلوتایپی در جمعیت خوزستان و بالاترین غنای آللی مربوط به نمونههای وارداتی از چین است.
