سنتز و ارزیابی نانوذرات هسته- پوسته فریت-مس یه عنوان عامل کنتراست منفی در تصویربرداری رزونانس مغناطیسی
دوره 15، شماره 3، تابستان 1403، صفحه 102-113
مطهره رضوان، محمودرضا آقامعالی، فاطمه ملاعباسی، غلامحسین ریاضی
چکیده نانوذرات مغناطیسی (MNP) به عنوان عوامل کنتراست در تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) و چارچوب های آلی فلزی (MOF) به دلیل تخلخل بالا و ساختار قابل تنظیم به عنوان نانوحامل های دارو و عوامل کنتراست جدید در زیست پزشکی ظهور کرده اند. طراحی نانوپلتفرمهای کارآمد که از خواص ترکیبی هر دو جزء MNP و MOF بهره مند باشد از اهمیت بالایی برخوردار است.
در این پژوهش، یک روش سنتز درجا جهت ساخت نانوکامپوزیت هسته-پوسته متخلخل Cu-ferrite@MOF با هدف طراحی عامل کنتراست MRI گزارش کرده ایم. ابتدا نانوذراتCu-ferrite با روش هیدروترمال ساخته شد، سپس با افزودن اسید فوماریک به نانوذرات، جزء F0 آن فعال شده و در پی آن هستهزایی MOFالقا می گردد. نهایتا هسته Cu-ferrite با پوسته کریستالیMOF پوشانده شده و ساختار MOF@Cu-ferrite شکل میگیرد. نانوکامپوزیت MOF@Cu-ferrite دارای ویژگی هایی همچون تخلخل بالا، سایتهای عملکردی سطحی متعدد، پایداری کریستالی خوب، سمیت پایین فلزی مس، پراکندگی عالی در آب، خاصیت مغناطیسی بالا و قیمت ارزان می باشد. جهت بررسی اثر نانوکامپوزیت MOF@Cu-ferrite در میزان شدت سیگنال MRI ثبت شده، تصاویر وزن T2 به وسیله ی دستگاه MRI برای غلظتهای گوناگون آهن از نانوکامپوزیت مغناطیسی به دست آمد. افزایش غلظت آهن در نمونه ها با تغییر شدت سیگنال همراه بود. همچنین نرخ آسایش عرضی r2 برای غلظت های مختلف آهن برابر با mM-1s-1 504.7 بدست آمد. نتایج نشان داد نانوذرات مغناطیسی Cu-ferrite با پوشش MOF پتانسیل بالقوه ای به عنوان عامل کنتراست منفی در MRI دارند و با کاهش زمان آسایش T2 سبب تغییر شدت کنتراست در تصویربرداری رزونانس مغناطیسی می شوند.
اثر یونهای فلزی بر فعالیت، پایداری و ساختار آسپارتیکپروتئاز خالصشده از میوه گیاه پنیرباد
دوره 10، شماره 1، زمستان 1397، صفحه 53-60
محمود صالحی، محمودرضا آقامعالی، رضا حسنساجدی، سید محسن اصغری، عیسی جرجانی
چکیده میوه گیاه پنیرباد (Withania coagulans) سرشار از پروتئازهای اسیدی است و عصاره آبی آن از دیرباز برای تولید پنیر استفاده شده است. با این وجود، مطالعات اندکی در خصوص خالصسازی و تعیین خصوصیات بیوشیمیایی این آنزیم صورت گرفته است. از جمله شرایط مهم برای استفاده صنعتی از آنزیم میتوان به دو مورد شامل پایداری آنزیم نسبت به یونهای فلزی و عدم نیاز به یون برای پایداری و عملکرد اشاره کرد. بر این اساس، در این پژوهش، تاثیر غلظتهای مختلف انواع یونهای فلزی بر فعالیت، پایداری و تا حدی بر خصوصیات ساختاری پروتئاز خالصشده مورد مطالعه قرار گرفت. با توجه به نتایج بهدستآمده مشاهده شد که آنزیم نسبت به سدیمکلرید و کلسیمکلرید نسبتاً پایدار است، ولی با افزایش بیشتر غلظت این نمکها پایداری و فعالیت آنزیم به تدریج کاهش مییابد. همچنین، مشاهده شد که آنزیم نسبت به انواع یونهای فلزی در غلظتهای پایین پایدار است و تنها Hg2+ فعالیت و پایداری آنزیم را بهطور قابل ملاحظهای کاهش میدهد. با مطالعه نقش Ca2+ در پایداری دمایی آنزیم مشخص شد که این یون هیچ نقشی در پایداری بالای آنزیم در دمای °C67 ندارد. علاوه بر این، با بررسی تاثیر یونهای فلزی بر طیف فلوئورسانس ذاتی آنزیم مشاهده شد که تمامی یونهای آزمایششده شدت نشر را افزایش و موجب انتقال طول موج ماکزیمم به طول موجهای کوتاهتر شدند. در مجموع نتایج حاصل از این مطالعه نشان از پایداری بالای این آنزیم در مقابل انواع یونهای فلزی بهویژه یونهای فلزات سنگین داشته و از این لحاظ برای استفاده در صنعت مطلوب است.
