بررسی کارایی ترکیبات ضدمیکروبی طبیعی و شیمیایی در کنترل پاتوژنهای درون شیشهای سیبزمینی (Solanum tuberosum
دوره 16، شماره 3، تابستان 1404، صفحه 57-71
https://doi.org/10.48311/biot.2025.27537
مینا تقی زاده، زهرا سادات میرابوطالبی، مجید کمیجانی
چکیده بخش مهمی از روشهای آزمایشگاهی کشت درونشیشهای گیاهی، گندزدایی ریزنمونهها و حفظ شرایط استریل است. در شرایط ایدهآل، مواد گندزدا باید روی طیف وسیعی از میکروارگانیسمها با چگالی کم مؤثر باشند. از طرفی استفاده روزافزون از آنتیبیوتیکها موجب مقاومت میکروبها در مقابل این ترکیبات شده است. امروزه استفاده از ترکیباتی مانند اسانسها و نانوذرات در مطالعات میکروبیولوژی کاربرد دارد. این پژوهش با هدف مقایسه اثر سه گروه آنتیبیوتیکهای سفازولین، پنیسیلین و کلرامفنیکل، اسانس گیاهی زیره و نانوذرات نقره روی کنترل آلودگیهای درونشیشهای گیاه سیبزمینی (Solanum tuberosum L.) انجام شد. ریزنمونهها به مدت یک دقیقه با اتانول 70 درصد و سپس 10 دقیقه با محلول سفید کننده تجاری خانگی (وایتکس) گندزدایی شدند. تیمارهای تکمیلی گندزدایی ( سفازولین، کلرامفنیکل، پنیسیلین، نانوذره نقره و اسانس زیره) در غلظتهای 10، 20، 40 و 80 میلیگرم در لیتر برای نانوذره و 100 و 200 میلیگرم در لیتر برای سایر تیمارها در محیط کشت استفاده شد. با توجه به نتایج، زیره بیشترین و سفاوزلین کمترین بازدارندگی میکروبی را داشت. استفاده از نانونقره 40 میلیگرم در لیتر آلودگی باکتریایی را تا 73 درصد کاهش داد و پنیسیلین 100 میلیگرم در لیتر 67 درصد بازدارندگی آلودگی را فراهم کرد. در نهایت، اسانسهای گیاهی و نانوذرات میتوانند به عنوان جایگزینی برای
معرفی روش ایمن بیولوژیکی جهت استقرار کشتهای عاری از پاتوژن در کشت درون شیشهای زنبق(Iris hollandica cv. Apollo)
دوره 15، شماره 2، بهار 1403، صفحه 1-21
مینا تقی زاده
چکیده پاتوژنهای درون شیشهای یکی از مهمترین مشکلات در مراحل ریزازدیادی گیاهان میباشند، بنابراین مهمترین مرحله کشت درون شیشهای گیاهان، گندزدایی است. در روشهای متداول گندزدایی محیط کشت و مواد گیاهی از تجهیزاتی مانند اتوکلاو و مواد شیمیایی استفاده میشود که سبب طولانی شدن زمان این عملیات و افزایش هزینهها میشود. این پژوهش با هدف بهینه کردن گندزدایی ریزنمونههای فلس پیاز زنبق با استفاده از اسانسهای مختلف گیاهی (آویشن، زیره و مرزه) و روشهای کاربرد اسانس بهعنوان ماده گندزدا، کاربرد اسانس در محیط کشت و کاربرد اسانس بهصورت تدخینی در قالب چهار آزمایشهای مجزا انجام گرفت. کاربرد اسانسهای آویشن، زیره و مرزه بهطور کامل آلودگیهای محیط کشت و همچنین آلودگیهای ریزنمونه را مهار کرد. بهترین روش جهت گندزدایی زمانی بود که اسانسها بهصورت ترکیبی در محیط کشت استفاده گردید. در غلظتهای 25/0 و 125/0 درصد اسانس آلودگی باکتری کنترل شد ولی در غلظت 25/0 منجر به کنترل بهتر آلودگیهای قارچی ریزنمونههای فلسی زنبق شد. میزان قهوهای شدن در روش کاربرد غلظتهای 25/0 و 5/0 درصد اسانس در محیط کشت و در غلظت 125/0 درصد در تمام روشهای کاربرد نسبت به شاهد کاهش قابل توجهی داشت. تکنیک معرفی شده در این پژوهش میتواند بهمیزان زیادی هزینه مصرف انرژی الکتریکی و روشنایی و هزینه پرسنلی را کاهش دهد. بنابراین با استفاده از این روش میتوان یک تکنیک کاربردی و اقتصادی برای ریزازدیادی گیاه زنبق معرفی نمود.
