کلیدواژه‌ها = MTT
بیوتکنولوژی دارویی

طراحی، سنتز و بررسی بیولوژیکی مشتق جدید سولفونامید به عنوان ترکیب مهارکننده تکثیر رده سلولی سرطان سینه انسانی(MCF-7)

دوره 12، شماره 2، بهار 1400، صفحه 91-102

محدثه برآورده، حسین غفوری، اسداله محمدی، سودا زارعی

چکیده هدف: طی تکثیر غیر­قابل کنترل سلول­ها در بدن، زیرمجموعه­ای از نئوپلاسم­ها یا تومور­ها بوجود می­آیند، تکثیر غیر­طبیعی این سلول­ها درنهایت موجب تشکیل توده و سرانجام سرطان می­گردد که می­تواند در سرتا‌‌‌سر بدن گسترش یابد. بنابراین مهار تکثیر غیر­طبیعی سلول­های سرطانی، تاثیر بسزایی در جلوگیری از گسترش تومور­های سرطانی و بهبود بیماری خواهد داشت. از این رو در مطالعه حاضر، مشتق جدید سولفونامید طراحی و سنتز گردیده (HB20) و اثرات ضدسرطانی آن بر روی رده سلولی سرطان سینه انسان(MCF-7) بررسی شده است.
مواد و روش­ها: در شرایط آزمایشگاهی (in vitro )، برای سنتز مشتق سولفونامیدی (HB20)، ابتدا نمک دیازونیوم با استفاده از ترکیب پایه سولفامتوکسازول ساخته و سپس با یک ماده کوپل­شونده پیریمیدینی ترکیب گردید. غلظت­های مختلفی از ترکیب جدید سنتزی (HB20) علیه سلول­های MCF-7 استفاده شد. همچنین جهت سنجش بقا و تکثیر سلولی تست MTT انجام گرفت.
نتایج: ساختار شیمیایی ترکیب سنتز شده، بوسیله طیف­های FT- IR و NMR تائید گردید. همچنین زنده­مانی در سلول­هایMCF-7 تیمار شده با ترکیب سنتزی (HB20) نسبت به گروه کنترل (بدون تیمار) کاهش چشمگیری داشت. HB20 تکثیر سلول­های سرطانیMCF-7 را با مقدار IC50 ، 23/75 میکروگرم/ میلی­لیتر مهار می­کند.
نتیجه گیری: مشتق جدید سولفونامید (HB20) پتانسیل مهار تکثیر و خاصیت ضد­سرطانی در رده سلولی MCF-7 را دارد.

بیوتکنولوژی کشاورزی

تاثیر میدان الکترومغناطیسی و نیتریک‌اکسید بر بیان مارکر پروتئینی تمایز عصبی و درصد زنده‌مانی سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش صحرایی

دوره 9، شماره 3، تابستان 1397، صفحه 459-464

نازنین حقیقت، پرویز عبدالمالکی، مهرداد بهمنش، جواد پرنیان

چکیده اهداف: نیتریک‌اکسید (NO) در حفظ حالت بنیادی سلول نقش مهمی دارد و دامنه تاثیرگذاری میدان الکترومغناطیسی (EMF) برخلاف میدان الکتریکی بسیار عمیق است. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر میدان الکترومغناطیسی و نیتریک‌اکسید بر بیان مارکر پروتئینی تمایز عصبی و درصد زنده‌مانی سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش صحرایی بود.
مواد و روش‌ها: پژوهش تجربی حاضر روی سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش صحرایی نژاد ویستار اجرا شد. به‌منظور تیمار سلول‌ها از دو غلظت بالا (یک‌میلی‌مولار) و پایین (۱۰میکرومولار Deta-NO) به‌عنوان مولکول آزادکننده نیتریک‌اکسید و میدان الکترومغناطیسی با فرکانس ۵۰هرتز استفاده و با گروه بدون تیمار (کنترل) مقایسه شد. درصد زنده‌زمانی سلول‌ها با آزمایش MTT، بیان ژن مسیر تمایز عصبی با روش RT-PCR و بیان پروتئین مارکر تمایز عصبی با ایمنوسیتوشیمی بررسی شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS ۱۳ از طریق آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه تحلیل شدند.
یافته‌ها: بعد از ۲۴ ساعت تیمار سلول‌ها با نیتریک‌اکسید و EMF، درصد زنده‌مانی سلول‌ها در گروه‌ها نسبت به گروه کنترل به‌صورت معنی‌داری کاهش یافت. بعد از ۴۸ ساعت، EMF به‌تنهایی و همچنین با غلظت پایین نیتریک‌اکسید، کاهشی در درصد زنده‌مانی سلول‌ها ایجاد نکرد و رشد سلول‌ها نسبت به گروه کنترل افزایش یافت. در گروه تیمارشده با غلظت بالای نیتریک‌اکسید به‌همراه EMF، پروتئین MAP۲ در سلول‌های بیشتری نسبت به گروه کنترل و تیمارشده با EMF بیان شد.
نتیجه‌گیری: میدان الکترومغناطیسی به‌همراه غلظت بالای نیتریک‌اکسید از تعداد سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش صحرایی می‌کاهد و با افزایش اندازه سلول، بیان ژن و پروتئین مارکر تمایز عصبی، تمایز آنها را به سمت سلول‌های شبه عصب تسهیل می‌کند.

بررسی القای آپوپتوز از طریق فعال سازی کاسپاز9 توسط ترکیب سیلی بینین در رده سلولی HUVEC

دوره 7، شماره 2، پاییز 1395، صفحه 20-30

حسین غفوری، ژیلا نصیرزاده، محمود رضا آقامعالی

چکیده سیلی بینین یک فلاونوئید طبیعی است که با توجه به مطالعات صورت گرفته، توانایی مهار رشد سرطان از طریق القای آپوپتوز در انواع سلول‌های سرطان و همچنین سلول‌های اندوتلیالی _که نشانگر اثرات ضد‌رگزایی آن می‌باشد_ را دارد اما مکانیسم مولکولی آن به خوبی مشخص نشده است. در این مطالعه ما شواهدی مبنی بر یکی از مکانیسم‌هایی که سیلی بینین از طریق آن به القای آپوپتوز در سلول‌های اندوتلیال بند ناف جنین HUVEC می‌پردازد، فراهم آوردیم. بدین منظور، سلول‌های HUVEC در پلیت های 96 خانه کشت داده شدند و توانایی سیلی بینین در مهار تکثیر سلول HUVEC با روش تست MTT سنجیده شد و میزان IC50، 143میکرومولار مشخص گردید. سنجش فعالیت کاسپاز9 بر اثر تیمار وابسته به غلظت)300-100 میکرومولار( و وابسته به زمان(48،24 و 72 ساعت) در غلظت 100 میکرومولار سیلی بینین با استفاده از سوبسترای کروموژنیک LEHD-PNA انجام گرفت که بیشترین فعالیت کاسپاز 9 در غلظت 100 میکرومولار سیلی بینین پس از 48 ساعت تیمار مشاهده شد. سنجش قطعه قطعه شدن DNA بر اثر تیمار وابسته به غلظت)400-100 میکرومولار( با سیلی بینین انجام گرفت و اسمیر درنمونه DNA استخراج شده از سلول های تیمار شده با غلظت 400 میکرو مولار مشاهده شد. اطلاعات بدست آمده از این مطالعه، توانایی سیلی بینین در مهار تکثیر سلول‌های HUVEC از طریق القای مرگ آپوپتوزی که نشانی از عملکرد ضد رگزایی این ترکیب می باشد را نشان می دهد.