دستورزی پوسته سیلیکایی گونهای از دیاتومهای دریایی با نانوذرات طلا، اکسیدآهن و تراستوزومب با هدف شناسایی سلولهای واجد گیرنده HER2
دوره 10، شماره 4، پاییز 1398، صفحه 581-588
جاوید اسفندیاری؛ بهناز شجاعالدینگیوی؛ محمد مظفرینیا؛ هادی هاشمزاده؛ حسین نادریمنش
چکیده پوسته سیلیکایی دیاتومها، ساختارهایی زیستی و جایگزین برای ذرات سیلیکایی مزوپورس مصنوعی هستند که بهعلت داشتن سطوح گسترده، منافذ دقیق نانومتری، زیستسازگاری، پایداری مکانیکی و حرارتی، قابلیتهای نوری و امکان اتصال به بیومولکولها، قابلیتهای ممتازی برای طراحی بیوسنسورها دارند. در این مطالعه دیاتوم Chaetoceros sp. برای ساخت بستههای مغناطیسی Fe۲O۳-Au-Biosilica مورد استفاده قرار گرفت. پس از کشت ریزجلبکها، سنتز نانوذرات طلا در دیواره سیلیکایی با روش سنتز زیستی صورت گرفت که ارزیابیها بیانگر سنتز نانوذرات کروی طلا بهصورت پیوسته روی سطوح و منافذ دیواره بود. پس از این مرحله نانوذرات مغناطیسی اکسیدآهن نیز به سطح سیلیکایی دیاتوم متصل و از این طریق امکان هدایت سامانه سیلیکایی با استفاده از میدان مغناطیسی فراهم شد. اصلاح سطح این بستههای مغناطیسی دیاتوم با استفاده از ترکیب APTES امکان اتصال رنگ فلورسنس رودامین و آنتیبادی هرسپتین (Trastuzumab) به این ساختار را فراهم کرد. همچنین موفقیت اتصال سامانه به سلولهای هدف (SKBR۳) با تصاویر میکرسکوپ فلورسنس مورد تایید قرار گرفت. نتایج این مطالعه بیانگر قابلیت ویژه پوسته سیلیکایی این دیاتوم بهعنوان یک بسته "چندمنظوره" در فعالیتهای تشخیصی و درمانی است.
بررسی اثر باکتریوفاژ M13 و پپتید RGD در القای آنژیوژنز و پتانسیل ترمیم سلولهای فیبروبلاستی غدد لنفی موشی
دوره 10، شماره 4، پاییز 1398، صفحه 593-599
زهره سفری؛ سارا صعودی؛ احمد زوارانحسینی؛ حسن بردانیا؛ مجید صادقیزاده
چکیده اهداف: یکی از مهمترین اهداف پزشکی بازساختی، تولید بافتهای جایگزین با عملکرد صحیح است. سلولهای فیبروبلاستی یکی از مهمترین انواع سلولها در فرآیند ترمیم هستند که در تشکیل عروق خونی نیز نقش دارند. تحریک سلولهای فیبروبلاستی برای شروع تکثیر و فراخوان دیگر سلولها و همچنین آنژیوژنز نیاز به سیگنالهای بیرونی مناسب دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرات باکتریوفاژ M۱۳ در ترکیب با پپتید RGD روی سلولهای فیبروبلاستی است.
مواد و روشها: برای این مطالعات، ابتدا باکتریوفاژ M۱۳ تکثیر و جداسازی شد. سپس پپتید RGD سنتز و خالصسازی شد در ادامه سلولهای فیبروبلاستی جداسازیشده از موش، روی سطوح پوشش دادهشده با باکتریوفاژ M۱۳، باکتریوفاژ M۱۳ و RGD، ژلاتین و سطوح کنترل بهمدت ۴۸ساعت کشت داده شد. سپس برای اندازهگیری میزان تکثیر و بقای سلولها تست MTT صورت گرفت و پس از آن میزان بیان ژنهای FGF-۲، TGF-β۱ و VEGF-A بهوسیله واکنش زنجیرهای پلیمراز در زمان واقعی (Real-Time PCR) اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که سطح باکتریوفاژ M۱۳ و RGD موجب افزایش تکثیر سلولی و میزان زندهماندن سلولهای فیبروبلاست گشته است. علاوه بر این، بیان ژنهای FGF-۲، TGF-β۱ و VEGF-A در سلولهای فیبروبلاست کشت دادهشده روی سطح باکتریوفاژ M۱۳ و RGD بهطور معنیدار افزایش یافت.
نتیجهگیری: تحقیق حاضر نشان داد که داربستهایی از جنس باکتریوفاژ M۱۳ و پپتید RGD بهدلیل عدم سمیت و زیستسازگاربودن میتوانند کاندید مناسبی برای القای ترمیم و آنژیوژنز در مهندسی بافت باشند.
ساخت نانوذرات پلیمری PAA، PVA و PEI حاوی ترکیب طبیعی ضدباکتریایی کورکومین و بررسی کارآیی آنها علیه باکتری استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین
دوره 10، شماره 4، پاییز 1398، صفحه 647-654
سحر کریمیانبهنمیری؛ امیر مقصودی؛ فاطمه یزدیان
چکیده اهداف: کورکومین مولکولی طبیعی است که با توجه به خواص گوناگون درمانی آن از جمله اثر ضدباکتریایی، میتوان با کاهش معایب کورکومین از آن بهعنوان دارویی بهمنظور درمان بیماریهای مزمن استفاده کرد. هدف مطالعه حاضر ایجاد روشی برای تهیه نانوذرات کورکومین با استفاده از پلیمرهای پلیآکریلیکاسید، پلیوینیلالکل و پلیاتیلنایمین با نظر به بهبود ثبات، افزایش زیستفراهمی، حلالیت آبی بالا و همچنین بررسی کارآیی آن علیه باکتری استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین است.
مواد و روشها: بهمنظور سنتز نانوذرات پلیمری حاوی کورکومین به روش رسوبدهی نانو بهینهسازی غلظتهای موثر از پلیمر، کورکومین و آب با استفاده از روش سطح پاسخ معین شد. نانوذرات سنتزشده با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی، پراکندگی پویای نور و اندازهگیری پتانسیل زتا مشخصهیابی شدند. همچنین حداقل غلظت مهارکنندگی نانوذرات سنتزشده علیه باکتری استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین اندازهگیری شد.
یافتهها: نانوذرات ساختهشده در مورفولوژی سطح کاملاً گرد، جدا از هم و صاف بودند و میانگین اندازه ذرات ۷±۱۴۹، ۸±۱۷۵ و ۹±۱۸۴نانومتر برای پلیآکریلیکاسید، پلیوینیلالکل و پلیاتیلنایمین و همچنین حداقل غلظت بازدارندگی علیه باکتری استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین را بهترتیب ۰۲۴/۰±۴۸۰/۰، ۰۱۹/۰±۳۹۰/۰ و ۰۱۷/۰±۳۴۰/۰میلیگرم بر میلیلیتر به دست آمد.
نتیجهگیری: غلظت حلال، پلیمر و کورکومین برای دستیابی به اندازه ذرات کوچکتر بسیار مهم است. خاصیت مهارکنندگی نانوذرات کورکومین بهدلیل کوچکترشدن اندازه ذرات و افزایش قدرت نفوذ آن در باکتری افزایش چشمگیری یافته و نانوذرات بارگذاریشده با کورکومین میتوانند حاملهای دارویی امیدبخشی برای درمان بیماریهای سرطانی، عفونی و سایر بیماریها باشند.
مطالعه میانکنش و پایداری کمپلکس نانومیلههای طلا- آنتیبادی ضد آلبومین با رویکرد طراحی نانوزیست حسگر
دوره 10، شماره 4، پاییز 1398، صفحه 673-679
سیدسینا میرجلیلی؛ طاهره توحیدیمقدم؛ رضا حسنساجدی
چکیده در جدیدترین پژوهشهای مبتنی بر استفاده از نانوذرات با رویکرد کاربردی، نانوساختارهای میلهایشکل طلا با داشتن خواص نوری بینظیر در درمان و تشخیص بیماریها مورد توجه ویژه قرار گرفتهاند. شکل میلهای این نانوساختارها، باعث جذب قوی و حساس پلاسمون سطحی در ناحیه مادون قرمز میشود. در پژوهش حاضر، با توجه به حساسیت ویژه نوسانات پلاسمون سطحی نانومیلههای طلا نسبت به کوچکترین تغییرات محیطی و اهمیت تشخیص سریع مقادیر بسیار کم آلبومین در ادرار، اتصال و پایداری نانومیلههای طلا به آنتیبادی ضد آلبومین در شرایط مختلف غلظتی، حجمی، زمانی و همچنین تغییرات pH مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مطالعات طیفسنجی نمونههای مختلف در گستره طول موج مریی- نزدیک مادون قرمز نشان داد که در غلظت، حجم و pH مشخص نانوساختار از پایداری مطلوبی برخوردار است و شکل میلهای آن به همراه ویژگیهای پلاسمونیک محفوظ مانده است. مطالعه پایداری زمانی نمونهها نشان داد که برای استفاده بهعنوان نانوزیست حسگر، قابلیت نگهداری نمونه کمپلکس تا ۴۸ ساعت مناسب خواهد بود. پایش اولیه عملکرد نانوزیست حسگر در حضور آلبومین با دو غلظت در گستره نرمال و بیماریزا، تغییر شدید در فاصله بین نانوذرات، اندازه و مورفولوژی نانوساختارها را نشان داد. طبق این پژوهش، میتوان از این نانوساختارهای میلهای در طراحی زیست حسگرهای ساده استفاده کرد.
سنتز نانوذرات کوانتومی CdSe/ZnS پوشیدهشده با مرکاپتوپروپیونیکاسید و بررسی اثر خاموشسازی رنگهای آزو روی آنها
دوره 10، شماره 3، تابستان 1398، صفحه 407-413
فهیمه حاجیپور؛ صدیقه اسد؛ محمدعلی آموزگار؛ خسرو خواجه
چکیده خصوصیات منحصربهفرد و وابسته به اندازه نانوذرات کوانتومی از جمله گستره وسیع طیفهای جذبی، طیف نشری تیز و باریک و متناسب با اندازه نانوذره، بهره کوانتومی زیاد و ضریب جذب مولی بسیار زیاد منجر به این شده است که امروزه نانوبلورهای نیمههادی نقاط کوانتومی بهعنوان برچسبهای فلورسانسی مناسبی در حوزههای مختلف فیزیک، شیمی و زیستشناسی استفاده گستردهای پیدا کنند. در این مطالعه در ابتدا نانوذرات کوانتومی CdSe/ZnS پوشیدهشده با لیگاند سطحی اولئیلآمین با روش سنتز تزریق در دمای بالا تحت شرایط خلا و جریان نیتروژن پایدار در دمای °C۳۲۰ سنتز شد. در ادامه بهمنظور بررسی اثر خاموشسازی رنگهای گروه آزو که از پرکابردترین و سرطانزاترین رنگهای شیمیایی مورد استفاده در صنایع مختلف هستند روی نشر این نانوذرات، بهمنظور سازشپذیری نانوذرات با محیطهای آبی از تکنیک جایگزینی لیگاند سطحی مرکاپتوپروپیونیکاسید بهعنوان یک لیگاند هیدروفیل مناسب در سطح نانوذرات استفاده شد. پس از تایید سنتز درست نانوذرات CdSe/ZnS توسط میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM) و استفاده از پیکهای نمونه استاندارد مربوط به هسته و پوسته نانوذرات سنتزشده در طیفسنجی پراش پرتوی ایکس (XRD)، نتایج حاصل از مطالعات نشان داد که رنگ مونوآزوی متیلرد بهدلیل همپوشانی طیف جذبی که با طیف نشری این نانوذرات دارد با کارآیی بسیار خوبی منجر به خاموشسازی نشر این نانوذرات میشود.
مطالعه مقایسهای بارگیری DNA به نانوذرات طلای دارای بار سطحی مثبت و منفی
دوره 10، شماره 3، تابستان 1398، صفحه 447-454
نسرین فراهانی؛ مهرداد بهمنش؛ بیژن رنجبر
چکیده اهداف: نانوذرات طلا عاملدارشده با DNA بهدلیل دارابودن ویژگیهای منحصربهفرد، پتانسیل بالایی برای حل بسیاری از مشکلات همچون تشخیص و درمان بیماریهای ژنی با استفاده از نانوفناوری فراهم میکنند. بسته به هدف هر آزمایش، برهمکنش خاصی از DNA با نانوذره مدنظر است که با تغییردادن پارامترهای مختلف قابل دستیابی است. هدف این پژوهش بررسی اثر بار سطحی نانوذرات طلا بر فرآیند اتصال زیستی و نوع اتصالات DNA به سطح و افزایش بارگیری توالیهای DNA بر سطح نانوذرات طلا بود.
مواد و روشها: دو نوع نانوذره با قطر حدود ۳۰نانومتر و بار سطحی مثبت و منفی سنتز شد. فرآیند اتصال زیستی نانوذرات با استفاده از سه غلظت مختلف از DNA انجام شد و با استفاده از اسپکتروسکوپی UV-Vis و فلوئورسانس مورد بررسی قرار گرفت. کمیسازی درصد اتصال DNA به سطح هر نانوذره با استفاده از دو روش و با کمک سنجش فلوئورسانس انجام شد.
یافتهها: طیف SPR، اتصال DNA به سطح نانوذرات را تایید کرد و بهخوبی نشاندهنده میزان اتصال DNA به سطح نانوذره و نیز اثر بار سطحی نانوذرات بر فرآیند اتصال زیستی بود. سنجش فلوئورسانس، درصد اتصال زیستی در نانوذرات تثبیتشده با CTAB را بالاتر و غیراختصاصیتر از نانوذرات تثبیتشده با سیترات نشان داد.
نتیجهگیری: بسته به بار سطحی نانوذرات طلا، اتصالات DNA به سطح با برهمکنشها و مقادیر متفاوت از بارگیری رخ میدهد. با توجه به هدف این پژوهش، نانوذرات طلا تثبیتشده با سیترات و استفاده از غلظت بالای DNA، برای رسیدن به این هدف مناسب بودند.
بررسی کاهش سمیت نانومیله طلای عاملدارشده با پپتید بر رده سلول سرطانی هلا
دوره 10، شماره 3، تابستان 1398، صفحه 465-471
سعیده زاغیان؛ طاهره توحیدیمقدم؛ مهرداد بهمنش
چکیده خواص فیزیکی- شیمیایی منحصربهفرد مواد پلاسمونیک در مقیاس نانو توجه زیادی را در تولید ساختارهای هیبرید زیستی- نانویی به خود جلب کرده که در حسگری زیستی، تصویربرداری، تحویل و رهایش کنترلشده دارو کاربرد دارد. هدف این پژوهش ساخت نانومیله طلای عاملدارشده بهمنظور کاهش سمیت و افزایش میزان زیستسازگاری برای استفادههای بعدی بهعنوان نانوسامانه حامل نوکلئیکاسید به سلول سرطانی بود. در این پژوهش، نانومیله طلا به روش رشد روی ذرات دانه ساخته و سطح آن بهوسیله پلیمر پلیاستایرنسولفونات (PSS) اصلاح شد. سپس به روش جابهجایی لیگاند از طریق اتصال Au-S به پپتید، عاملدار شد. صحت ساخت نانوسامانه توسط طیفسنجی فرابنفش- مرئی (Uv-Vis)، میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM) و اندازهگیری پتانسیل زتا مورد بررسی قرار گرفت. در پایان، مطالعه سمیت نانومیله عاملدارشده روی رده سلولی هلا به کمک روش MTT انجام شد. غلظت مناسب PSS و پپتید برای عاملدارکردن و افزایش زیستسازگاری نانومیلهها بهترتیب ۵۰میکرومولار و یکمیلیمولار محاسبه شد که بالاترین غلظتی بود که موجب تجمع نانومیلهها و اختلال در مورفولوژی میلهای آنها نمیشد. اصلاح سطح نانومیله طلا با PSS و عاملدارکردن با پپتید به میزان قابل توجهی سبب افزایش زیستسازگاری آن شد. درصد زندهمانی سلولهای هلا تیمارشده با نانوسامانه عاملدار در مقایسه با نانومیلههای عاملدارنشده افزایش یافت؛ بهطوری که غلظت ۵۰نانومولار نانوساختار عاملدار بهعنوان LC۵۰ محاسبه شد در حالی که تنها کمتر از ۲۰% سلولهای تیمارشده با غلظت مشابه از نانومیله عاملدارنشده، زنده ماندند. عاملدارکردن سطح نانومیله طلا با پپتید سبب افزایش زیستسازگاری آن شده و استفاده از این نانوسامانه بهعنوان حامل در سلولهای سرطانی را بهبود میبخشد.
