مطالعه کمی میزان اثر گذاری امواج الکترومغناطیس غیر یونیزان بر سیستم عصبی
دوره 14، شماره 4، پاییز 1402، صفحه 99-118
محمد ستاری کیکله؛ محمد ناصح طالبی؛ مهدی فخیمی کامران؛ فرزانه زرین؛ شادی اکبری
چکیده با گسترش روزافزون امواج الکترومغناطیسی در محیط زندگی، نگرانی در مورد اثرات مضر این امواج بر سلامت انسان افزایش یافته است. هرچند، مطالعات زیادی در مورد اثرات زیستی پرتوهای غیریونیزان انجام شده است، اما هنوز در مورد اثرات این تابشها به طور ویژه بر سیستم عصبی قطعیت وجود ندارد. نتایج بدست امده از مطالعات در مورد اثرات این تابش ها اختلاف زیادی دارند وحتی نتایج متضاد هم گزارش شده است. بر اساس نتایج منتشر شده، هنوز نمیتوان نتیجه گرفت که آیا پرتوهای الکترومغناطیسی غیریونیزان به سیستم عصبی آسیب میرساند یا خیر. هدف از این مطالعه بررسی و تحلیل مقالات منتشر شده درباره اثرات تابش الکترومغناطیسی غیریونیزان بر سیستم عصبی جهت استخراج دادههای کمی از اثرگذاری این امواج میباشد. در ابتدا مقالات منتشر شده در پایگاه داده ORSAA بررسی شده و به دو دسته پارامترهای سلولی و مولکولی و پارامتر های عصبی و شناختی تقسیم شدند. نتایج به دست امده از بررسیهای و آنالیزهای کمی مقالات موجود در پایگاه دادهORSAA نشان داد، در دسته پارامترهای سلولی و مولکولی امواج الکترومغناطیس غیر یونیزان بیشترین اثر گذاری را بر تغییر فعالیت آنزیمها و آسیب به پروتئین ها با 418 مورد دارند. همچنین در دسته پارامتر های عصبی و شناختی امواج بیشترین اثر گذاری را بر رفتار و اثرات شناختی با 171 مورد گزارش شده، دارند.
مروری بر رویکردهای رایج در مهندسی بافت استئوکندرال و چالشهای پیش رو
دوره 13، شماره 3، تابستان 1401، صفحه 40-54
شکوفه مهرتاش فر؛ محبوبه کبیری رنانی
چکیده وقوع حوادث مختلف از جمله تصادفات، آسیب و جراحات وارده طی فعالیت های ورزشی و نیز بروز برخی از بیماریها میتوانند منجر به تحلیل و از بین رفتن بافت استئوکندرال شده و مشکلات عدیده ای در سلامت و کیفیت زندگی بیمار ایجاد کنند، بنابراین کنترل و ترمیم این ضایعات یکی از چالشهای مهم در حوزه پزشکی بازساختی به شمار میرود. از آنجائیکه نقص های استئوکندرال هم آسیب به غضروف مفصلی و هم استخوان تحت غضروفی زیرین آن را شامل میشود، برای ترمیم نیز باید نیاز بخشهای استخوانی، غضروفی و بخش حدفاصل میان استخوان و غضروف در نظر گرفته شود. درمانهای بالینی فعلی بیشتر تسکینی بوده و جنبه درمانی کمتری دارند. از این رو، به دلیل محدودیت های روشهای درمانی موجود طی دهه گذشته استفاده از مهندسی بافت به عنوان یک روش درمانی کارآمد و کم خطر برای درمان بسیاری از بیماریها خصوصا ضایعات استخوانی-غضروفی مطرح شده است. در این روش میتوان با پیوند بافتهای کامپوزیت استئوکندرال که از طریق ترکیب سلولهای خود بیمار با بیومتریالهای متخلخل سه بعدی با شکل و اندازه از پیش تعیین شده بدست آمده اند، برخی از محدودیت های روش های پیشین را برطرف نمود. تا کنون استراتژی های متنوعی برای ساخت داربست به منظور ترمیم نقص های استئوکندرال به کار گرفته شده است که از جمله آنها میتوان به داربست های تک فاز، چند لایه و مدرج شده اشاره کرد. در این مطالعه برخی استراتژیهای رایج در مهندسی بافت و همچنین چالش های پیش رو به طور خلاصه مورد بررسی قرار گرفته است.
آنالیز فیلوژنتیکی و بیوانفورماتیکی cDNA رمزگردان کیتیناز Fenneropenaeus mergueinsis
دوره 12، شماره 2، بهار 1400، صفحه 75-90
آزاده بیگمرادی؛ احمد همایی؛ روح اله همتی؛ بهناز صفار
چکیده کیتینازها جزء آنزیم های ضروری سخت پوستان می باشند که در چرخه پوست اندازی و هضم کیتین نقش مهمی ایفا میکنند. بر اساس مطالعه حاضر، cDNA رمزگردان کیتیناز از Penaeus mergueinsis با طول bp 1440 شامل 467 اسید آمینه با روش PCR تعیین توالی و سپس آنالیز فیلوژنیکی و بیوانفورماتیکی آن انجام شد. توالی جدید در بانک ژنی با شماره دستیابی MT250539ثبت شد و وزن مولکولی پروتئین حاصل از این توالی KDa 51.84 و نقطه ایزوالکتریک تئوریکال 4.79 تخمین زده شد. مقایسه توالی آمینواسیدی در بین کیتینازهای پنائید بیشترین شباهت (حدود 97 تا 92 %) به ترتیب با P. mondon chi-3، F. chinensis، P. vannamei و P. japonicus chi-3 نشان داد. بررسی های فیلوژنتیکی نشان داد که کیتیناز مطالعه حاضر متعلق به کیتینازهای گروه 3 میباشد. آنالیزهای الگوی پروتئینی آشکار شده نشان داد که کیتیناز P. mergueinsis شامل دمین کاتالیتیکی Glyco-18 در موقعیت 2-347، یک جایگاه متصل شونده به کیتین پریتروفین A در موقعیت 403-456، یک پل دی سولفیدی شکل گرفته توسط دو سیستئین در موقعیت 421- 436، یک دمین متصل شونده به کیتین نوع 2، جایگاه فعال (117FDGLDMDWE125)، یک ناحیه غنی از پرولین / ترئونین در موقعیت های 376-412 و یک جایگاه مفروض N – گلیکوزیلاسیون در موقعیت 424- 427 (NTSG) می باشد. مطالعه حاضر نشان میدهد که توالی P. mergueinsis حاوی موتیف های کیتیناز فعال و مشابه کیتینازهایی است که قبلا تعیین توالی شده اند و درصورت کلونیگ، بیان و تخلیص احتمالا ویژگی های کارکردی و ساختاری مشابه آنزیم های گونه های مورد اشاره بالا را دارد.
تولید ماهی کایمر حاصل از پیوند درون صفاقی سلولهای بنیادی اسپرماتوگونی SSCs ماهی آزاد دریای خزر(Salmo caspius) به لاروهای تازه تفریخ شده قزلآلای رنگین کمان
دوره 11، شماره 4، پاییز 1399، صفحه 57-73
سمانه پورسعید؛ محمدرضا کلباسی؛ سیده نفیسه حسنی؛ گرو یوشیزاکی؛ حسین بهاروند*
چکیده این مطالعه با هدف تولید ماهی کایمر حاصل از پیوند درون صفاقی SSCs ماهی آزاد دریای خزر به لاروهای تازه تفریخ شده قزلآلای رنگین کمان اجرا گردید. سلولهای اسپرماتوگونی از بافت بیضه ماهی آزاد 8 ماهه با روش هضم آنزیمی استخراج شدند. از روش حذف تمایزی برای تخلیص سلولهای اسپرماتوگونی استفاده شد. پس از 48 ساعت کشت در محیط L15 حاوی سرم 10%، سلولهای لایه رویی جمع آوری و با رنگ فلورسنت غشایی PKH26 رنگ آمیزی شدند. سلولها به حفره صفاقی لاروهای تازه تفریخ شده قزل آلای رنگین کمان پیوند شدند. لاروها 15 و 30 روز پس از پیوند با استفاده از میکروسکوپ فلورسنت مورد بررسی قرار گرفتند. 180 روز ماه پس از پیوند گناد ماهیان پیوند شده برای آنالیزهای مولکولی استخراج شدند. سلولهای پیوند شده به سمت گناد در حال تکوین قزل آلای رنگین کمان مهاجرت و کلون زایی کردند. حضور سلولهای ماهی آزاد دریای خزر در 4/41 درصد از گناد ماهیان قزل آلای رنگین کمان با استفاده از PCR تایید شد. نتایج این مطالعه برای اولین بار پیوند موفقیت آمیز بین گونهای را در قزل آلای رنگین کمان نشان داد. این مطالعه نشان داد که سلولهای سوماتیک قزل آلای رنگین کمان قادرند سلولهای اسپرماتوگونی ماهی آزاد دریای خزر را حمایت کنند. پیوند بین گونهای سلولهای اسپرماتوگونی دریچه جدیدی را برای حفاظت نژادهای کمیاب و گونههای در معرض تهدید گشوده است بنابراین پیوند SSCs به عنوان یک روش کاربردی برای حفاظت ذخایر ژنتیکی این گونه با ارزش قابل پیشنهاد می باشد.
کمی سازی توزیع مولکولهای فام ساز نزدیک به سطح در تصویربرداری با میکروسکوپ فلورسانسِ بازتاب-داخلی-کلی
دوره 11، شماره 4، پاییز 1399، صفحه 121-132
الهام شیخی؛ بهناز شجاع الدین گیوی؛ شراره تودد؛ محمد امین بصام؛ حسین نادریمنش*؛ بتول سجاد
چکیده میکروسکوپِ فلورسانسِ بازتاب-داخلی-کلی ابزاری کارا، برای مشاهده و ثبت پدیدههای رخ داده در فاصلهای کمتر از صد نانومتر است. از این ویژگی منحصر بفرد میکروسکوپ، برای بررسی "کیفی" اسکلت سلولی، در نزدیکی سطح زیرینِ سلول استفاده میشود. در این مقاله، توزیع اکتینها در فاصلهی کمتر از صد نانومتری از سطحِ تماسِ سلول با بستر زیرین، با استفاده از میکروسکوپِ فلورسانسِ بازتاب-داخلی-کلی برپایه ی منشور، تصویربرداری شده است. کمیسازی اکتینهای اسکلت سلولی برای بررسی خزیدن سلولها از لحظه اتصال اولیه به بستر زیرین تا آغاز حرکت از اهمیت بالایی برخوردار است؛ بدینجهت در این مقاله، با استفاده از محاسبه توزیع سطحی-حجمی مولکولهای فامساز، روشی برای "کمیسازی" توزیع مولکولهای فامساز در نزدیکیِ سطح زیرین سلول، ارایه شده است. این روش جدید، امکان مطالعه خزیدن سلول براساس تصویربرداری لحظهای از سطح سلول را از طریق محاسبه توزیع موضعی مولکولهای فامساز در آن ناحیه فراهم میکند.
