مروری بر کاربردهای میکروسیالات در زیست فناوری
دوره 16، شماره 4، پاییز 1404
https://doi.org/10.48311/biot.2025.103407.0
محدثه خلیلی؛ فرزانه شایگانفر؛ آسیه سادات کاظمی
چکیده فناوری میکروسیالی که بهعنوان مطالعه و دستکاری جریان سیالات در کانالهایی با ابعاد میکرومتری شناخته میشود، یکی از مهمترین دستاوردهای چند دههی اخیر در حوزهی فناوریهای کوچکسازی است. این فناوری با تلفیق دانشهای مهندسی، فیزیک، شیمی و زیستشناسی، امکان کنترل و تحلیل حجمهای بسیار کوچک از مایعات را فراهم کرده است، بهطوریکه رفتار سیال در این مقیاس بهطور چشمگیری با مقیاس ماکرو متفاوت است. از ویژگیهای مهم میکروسیالات میتوان به کنترل دقیق پارامترهای فیزیکی، کاهش مصرف نمونه و مواد، افزایش سرعت انجام آزمایشها و قابلیت انجام چندین فرآیند همزمان اشاره کرد. این مزایا موجب توسعهی دستگاههای موسوم به آزمایشگاه روی تراشه شدهاند که میتوانند فرآیندهای پیچیدهی زیستی را در ابعادی کوچک و قابلحمل انجام دهند. در سالهای اخیر، این فناوری در حوزههای گوناگون زیستفناوری و پزشکی جایگاهی ویژه یافته است. از کاربردهای برجستهی آن میتوان به تشخیص سریع بیماریها، تحلیل ژنتیکی، غربالگری دارو، رهایش هدفمند ترکیبات دارویی و مدلسازی بافتها و اندامهای انسانی اشاره کرد. علاوه بر این، پیشرفت در ساخت تراشههای پلیمری و میکروسیالات کاغذی، زمینهی گسترش کاربرد این فناوری را فراهم کرده است. هدف این مقاله، ارائهی مروری جامع بر کاربردهای فناوری میکروسیالی در زیستفناوری و بررسی مهمترین پیشرفتها، چالشها و چشماندازهای آینده در سه حوزهی دارویی، تشخیصی و زیستمهندسی است.
بررسی روشهای مختلف نگهداری در شرایط فراسرد بذور گل گاوزبان ایرانی (Echium amoenum)
دوره 16، شماره 4، پاییز 1404
https://doi.org/10.48311/biot.2025.103383.0
لیلا غفارزاده نمازی
چکیده گل گاوزبان ایرانی (Echium amoenum) عضوی از خانواده Boraginaceae است که دارای خواص دارویی بسیار با ارزش بوده که در طب سنتی ایرانی بسیار مورد توجه میباشد. از آنجا که گونههای مختلف گیاه گل گاوزبان بر اثر برداشت بیرویه از عرصههای طبیعی توسط انسان، تنشهای زنده و غیرزنده تهدید شده و کشت کار پیدرپی یک گونه باعث کاهش تنوع ژنتیکی آنها میگردد، حفظ ذخایر ژنتیک این گونهها از اهمیت بالایی بر خوردار است. با استفاده از تکنیک نگهداری بذر در دمای فراسرد که یکی از روشهای نگهداری ژرم پلاسم در شرایط خارج از رویشگاه است، میتوان بذر را بهطور طولانی مدت و بدون از دستدادن قوهنامیه ذخیرهسازی کرد. برای نگهداریE. amoenum در فراسرد از پیشتیمارهای گلیسرول، محلول ویتریفیکاسیون گیاهی (Plant Vitrification Solution 2 یا PVS2) و کاهش رطوبت بذر قبل از ورود به نیتروژن مایع استفاده شد. بذرهای تیمار شده بهمدت یک هفته در دمایºC 196- نگهداری شدند. در این مقاله شاخصهای جوانهزنی و رشد (درصد جوانهزنی، سرعت جوانهزنی) E. amoenum پس از یک هفته نگهداری در فراسرد مورد ارزیابی قرار گرفت. بین پیشتیمارهای مختلف، از لحاظ شاخص جوانهزنی و سرعت جوانهزنی اختلاف معنیداری وجود داشت. بهترین تیمار، تیمار کاهش رطوبت بود. نتایج نشان داد که نگهداری بلند مدت بذر این گونه در دمایºC 196- امکانپذیر است.
بیان نوترکیب و بررسی خصوصیات بیوشیمیایی ال- گلوتامیناز از سویه بومی Alteribacillus bidgolensis
دوره 16، شماره 3، تابستان 1404، صفحه 42-56
https://doi.org/10.48311/biot.2025.27531
صبا معافی؛ سجاد صاری خان؛ عبدالحمید انگجی؛ حسین غفوری
چکیده ال-گلوتامیناز یکی از اعضای خانواده آمیدوهیدرولاز هاست که به ابر خانواده بتا-لاکتاماز های وابسته به سرین و پروتئین های متصل به پنی سیلین تعلق دارد. در دهه اخیر ال-گلوتامیناز به خاطر توانایی کاتالیتیکی خود مورد توجه قرار گرفته است و در میان صنایع مختلف به ویژه پزشکی و درمانی ارزش بالایی یافته است. تحقیقات در مورد ال-گلوتامیناز در طول چهار دهه پیشرفت هایی داشته است اما در مقایسه با سایر آنزیم های مهم صنعتی این پیشرفت سرعت کمی داشته است. هزینه نسبتا بالای تولید ال-گلوتامیناز یکی از موانع بزرگی است که کاربرد های صنعتی آن را به تاخیر می اندازد. از طرفی منابع کافی برای تولید انبوه آنزیم به منظور بررسی آزمایشات کلینیکی گسترده موجود نمی باشد. هدف از این مطالعه بیان نوترکیب ال-گلوتامیناز به صورت محلول از سویه Alteribacillus bidgolensis(P4BT) در سیستم بیانیBL21(DE3) Escherichia coli و همچنین بررسی فعالیت آنزیم می باشد. در این پژوهش ژن ال-گلوتامیناز با استفاده از وکتور بیانی pET30a با موفقیت در سیستم بیانی BL21(DE3) E.coli کلون شد. بیان محلول در شرایط کشت دمای 28 درجه سانتی گراد و با کمک وکتور تجاری pG-KJE8 که حاوی مجموعه ای از چاپرون های مولکولی است انجام شد. در نهایت، سنجش فعالیت ویژه آنزیم خالص و دیالیز شده در دمای 40 درجه سانتی گراد و pH 8 انجام شد و فعالیت آنزیمی برای غلظت 8 میلی مولار سوبسترا U/ mg 01/0 ± 53/0 بدست آمد. Km ال-گلوتامیناز mM 10/3 و Vmax آن U/ mg 62/0 محاسبه شد.
طراحی نظری به کمک پتانسیل نیروی میانگین و بررسی تجربی یک جهش جدید در پپتید Cap37 به منظور افزایش خاصیت ضدمیکروبی آن
دوره 16، شماره 2، بهار 1404، صفحه 30-41
مهری هدایتی؛ کریم مهنام؛ بهناز صفار
چکیده چکیده
افزایش مقاومت باکتری ها بعلت مصرف بی رویه پادزیست ها مشکل آینده بشریت است که می تواند منجر به بحران و همه گیری های وسیع در سطح جهان شود. به نظر می رسد ترکیبات ضدباکتری طبیعی مثل پپتیدهای ضدمیکروبی کاتیونیک اهمیت ویژه ای دارند و امکان مقاوم شدن باکتری ها نسبت به آنها کمتر است. Cap37 یا آزروسیدین پروتئینی است که از گرانول های نوتروفیل انسانی جداسازی شده و به عنوان یک پادزیست طبیعی عمل می کند. باقیمانده های 44- 20 پروتئینCap37 خاصیت ضدباکتریایی دارد. در این مطالعه جهت افزایش خاصیت ضدباکتریایی این پپتید دوجهش در پپتید مذکور طراحی شد. شبیه سازی دینامیک مولکولی پپتیدها در آب به مدت 50 نانوثانیه و همچنین شبیه سازی عبور پپتیدها از غشا لیپید A به عنوان مدل غشا باکتری ها با روش نمونه برداری چتری به منظور محاسبه پتانسیل نیروی میانگین انجام شد. نتایج نظری نشان داد که پپتیدی که حاوی ترادف SWRW است نسبت به پپتید طبیعی که حاوی ترادف (SQRS) یا جهش دیگر که حاوی ترادف WWRS است تمایل کمتری برای رسوب و تمایل بیشتری برای عبور از غشا دارد. پس می توان نتیجه گرفت که Cap37 با جهش SWRW فعالیت ضدمیکروبی بیشتری نسبت به پپتید طبیعی دارد. برای تایید نتایج نظری به دست آمده پپتید طبیعی و جهش یافته SWRW ساخته شد. نتایج آزمون MIC نشان دهنده خاصیت ضدباکتریایی پپتید مذکور بر روی تعدادی باکتری گرم منفی و گرم مثبت از قبیل اشرشیای کلای، کلبسیلا پنومونیه، استافیلوکوکوس اورئوس و باسیلوس سابتلیس بود و نتایج نظری را تایید کرد.
سرازوم-آنتی بادی: یک نانوحامل هوشمند برای اهداف تشخیصی و تحویلی
دوره 15، شماره 4، پاییز 1403، صفحه 52-66
مریم وصال؛ زهرا واعظی*؛ عبداله الهوردی؛ حسین نادریمنش
چکیده در سال های اخیر، سیستمهای دارورسانی هدفمند به عنوان یک رویکرد امیدوارکننده برای افزایش اثربخشی و به حداقل رساندن عوارض جانبی عوامل درمانی ظهور کردهاند. سرازوم ها نوع خاصی از لیپوزوم ها با شبکه های سیلوکسان کووالانسی روی سطح هستند که ثبات مورفولوژیکی فوق العاده ای را در عین حفظ تمام صفات مفید لیپوزوم ها ارائه می دهند. سرازومها، به دلیل زیست سازگاری، پایداری، رهایش قابل کنترل و ذخیره سازی طولانی مدت بستری منحصربهفرد برای محصور کردن و تحویل دارو ارائه میکنند. در این تحقیق سعی شده سطح سرازوم ها مهندسی شود تا باعث افزایش گزینش پذیری و کارایی دارورسانی گردد. به صورتیکه آنتی بادی هرسپتین روی سطح سرازوم نشانده شده و امکان هدف گیری دقیق سلول های HER2+را فراهم کند. سپس خصوصیات فیزیکوشیمیایی سرازوم های عاملدار شده با آنتی بادی، از جمله سایز و بار سطحی به ترتیب در حدود 6/15±۲۲۹ نانومتر با پتانسیل زتای 2/1±5/13 میلی ولت به دست آمد. نتایج طیف IR و فلورسانس نشان داد آنتیبادی با موفقیت به سطح سرازوم با راندمان اتصال %64 متصل شد . این نتایج مکانیسمهای اساسی حاکم بر سنتز ایمنوسرازوم ها را اثبات کرده و رویکرد ارزشمندی را برای پیشرفتهای آینده در سیستمهای دارورسانی هدفمند ارائه میدهد.
بررسی تئوری ساختار توتومریزاسیون داروی کارموستین با استفاده از روش DFT در سیستم بیولوژیک
دوره 15، شماره 4، پاییز 1403، صفحه 91-99
مهنوش مؤمنی لندی؛ سید علی احمدی؛ محمدرضا اخگر؛ دادخدا غضنفری
چکیده توتومرها ایزومرهای یک مولکول هستند که در محلول یا در یک سلول وجود دارند. آنها اشکال قابل تعویض هستند زیرا پیوندهای شیمیایی بارها به طور خود به خود بازآرایی می شوند. این با کایرالیته متفاوت است، جایی که مولکول ها تصاویر آینه ای (یا انانتیومرها) یکدیگر هستند. روش DFT برای مطالعه توتومریزاسیون مکانیسم کارموستین به عنوان یک داروی ضد سرطان انجام شد. در ساختار کارموستین، دو توتومر ساختاری پیشبینی شد و هر دو ساختار توتومر برای در نظر گرفتن نقش تغییر اتمها در ترکیب کارموستین نشان داده شدند. انرژیهای نسبی در مجموعههای پایه B3LYP/6-311G++ (d,p)، Aug-cc-pVDZ و 6-311++g (2d,2p) بهدست میآیند. بیشترین اوربیتال مولکولی اشغال شده (HOMO)، کمترین اوربیتال اشغال نشده (LUMO) و انرژی گپ باند سازه ها محاسبه شد. پارامترهای الکترونیک به دست آمد. الکتروفیلی الکترونگاتیوی، نرمی و سختی برای تعیین واکنش پذیری ترکیبات در محیط زیستی. مورد مطالعه قرار گرفته اند. با توجه به داده ها، ساختار کارموستین و دو ترکیب توتومر پایدار است اما T1 پایدارتر از دیگری است.
تغییرات بیان برخی ژنهای دخیل در فرایند EMT توسط متفورمین و پی-کوماریک اسید در دودمان سلولی سرطان معده AGS
دوره 14، شماره 4، پاییز 1402، صفحه 1-10
یوسف سفیدی هریس؛ ایرج سعادت
چکیده سرطان معده یکی از شایعترین سرطانها در جهان است. درمانهای رایج این بیماری، گران قیمت بوده و آثار جانبی شدیدی ایجاد میکند. بنابراین درمان با ترکیبات طبیعی و عوامل درمانی شناخته شده یا ترکیبی از هر دو گروه از این عوامل میتواند به عنوان درمان جایگزین مؤثری مطرح شود. پی-کوماریک اسید و متفورمین در زمره چنین درمانهای جایگزین ضدسرطانی هستند. گذار اپیتلیالی-مزانشیمی (EMT) یک فرایند چندمنظوره است که نقش مهمی را در سرطان معده ایفا میکند. این فرایند شامل شبکهای پیچیده از نشانگرهای زیستی است که در آغاز سرطان معده و در متاستاز آن ایفای نقش میکنند. در نتیجه، عواملی که بیان نشانگرهای EMT را کاهش دهند، میتوانند به صورت بالقوه به عنوان عوامل ضدسرطان معده مطرح شوند. از آنجا که تأثیر پی-کوماریک اسید ، متفورمین و ترکیب آنها برروی بیان نشانگرهای گذار اپیتلیالی-مزانشیمی ZEB1، Snail2، Vimentin و VEGFA مورد بررسی قرار نگرفته بود، هدف مطالعه پیش روی، ارزیابی این تأثیرات بود. آزمون MTT اثر کشندگی یاختهای 48 ساعته
پی-کوماریک اسید و متفورمین را در دودمان سلولی AGS نشان داد. Real-time PCR برای ارزیابی تغییرات در سطوح بیان ژنهای دخیل در فرایند گذار اپیتلیالی-مزانشیمی بعد از تیمارهای 48 ساعته، مورد استفاده قرار گرفت. ترکیب پی-کوماریک اسید و متفورمین بیان ژنهای ZEB1 و Vimentin را در غلظتهای غیرکشنده به طور معناداری کاهش داد. بنابراین این دو ترکیب را میتوان به عنوان نامزدهای بالقوهای برای مطالعات بیشتر در زمینه مبارزه با سرطان معده در نظر گرفت.
بررسی اثرپذیری داروی دوکسوروبیسین در رده سلول عصبی SH-SY5Y با افزایش سطح بیان کاسپاز 9
دوره 14، شماره 4، پاییز 1402، صفحه 11-23
سید حسین بهشتی شوشتری؛ فرنگیس عطائی؛ سامان حسینخانی
چکیده SH-SY5Y رده سلولی نوروبلاستوما است که به عنوان مدلی از سرطان و اختلالات نورودژنراتیو در مطالعات عصبی-تجربی استفاده می شود. یکی از عوامل ایجاد بیماری نقص در مسیر آپوپتوز میباشد. اختلال در پروتئینهای آپوپتوزی بر فرایند درمان و پاسخ به دارو تاثیر دارد. در سلولهای عصبی به دلیل بیان بالای پروتئینهای مهارکننده آپوپتوز، اثرپذیری داروها چندان نیست. درمان ترکیبی یکی از روشهای درمان در حال توسعه است. هدف از این پژوهش، ارزیابی اثرپذیری داروی دوکسوروبیسین بر آپوپتوز در سلول SH-SY5Y در شرایط بیان بالای کاسپاز9 است. کاسپاز9 آنزیم کلیدی و پیش برنده آپوپتوز داخلی است. ابتدا با MTT سطح زندهمانی سلول تحت تاثیر غلظتهای مختلف دارو بدست آمد. سپس در سلول ژن کاسپاز9 ترانسفکت شد و تحت تاثیر غلظت کمتر از IC50 دارو قرار گرفت و با روشهای مختلف، سطح انرژی و مرگ سلول بررسی شد. نتایج حاصل از سنجش ATP نشان داد با افزایش بیان کاسپاز9 در حضور دارو، سطح ATP کاهش مییابد. فعالیت کاسپاز3/7 که شاخصی از مرگ سلول است بیانگر افزایش مرگ طی اثر دارو بر سلول دریافت کننده کاسپاز است. نشر حاصل از رنگآمیزی پروپیدیوم به هوخست نشان داد بیان کاسپاز9 در ترکیب با دارو موجب القای بیشتر مرگ خواهد شد برای اطمینان از سطوح بیانی پروتئین القاکننده مرگ سلولی، با وسترن بلات مقدار پروتئین کاسپاز3 بررسی شد که افزایش معناداری در حالت ترکیب کاسپاز9 و دارو نشان داد. یافتههای این پژوهش نشان داد القای بیان کاسپاز9 تاثیر دارو را تشدید می کند و درمان ترکیبی ممکن است بر پاسخ پذیری بیماری های نورونی موثر باشد.
القاء نفوذپذیری در سد خونی-مغزی با کمک امواج متمرکز فراصوت به منظور افزایش تاثیر فاکتورهای محفاظتکننده عصبی در بیماری پارکینسون
دوره 14، شماره 2، بهار 1402، صفحه 94-113
نرگس نصراللهی بروجنی؛ فرهنگ علی اکبری؛ دینا مرشدی
چکیده بیماری پارکینسون دومین بیماری شایع تحلیلبرنده سلولهای عصبی، بعد از آلزایمر محسوب میشود و میزان ابتلابه آن در جهان روبه افزایش است. در بیماری پارکینسون با تخریب نورونهای دوپامینرژیک در قسمت فشردهی جسم سیاه مغز همراه است که منجر به اختلالات شدید حرکتی می شودکه همراه با ازدست رفتن پایانههای نورونی بطور عمده در پوتامن خلفی است. ویژگی دیگر بیماری پارکینسون در نواحی آسیب دیده مغزی؛ گسترش تجمعات آمیلوئیدی آلفاسینوکلئین در پلاکهای پروتئینی به نام لویی بادی است. تاکنون درمان موثر برای محافظت نورونی پیدا نشده است و داروهای تایید شده صرفا برای کاهش یا رفع علائم بیماری تجویز میشوند از جمله برای افزایش ترشح دوپامین و یا کاهش فعالیت استیلکولین در سیستم عصبی مرکزی است و ارائه یک روش درمانی موثر که را در مراحل اولیه بیماری بهبود دهد ضرورت دارد. باوجود پیشرفت هایی در توسعه داروهایی که می توانند مرگ سلول عصبی را کاهش و نورونها را در برابر آسیب محافظت کنند حاصل شده است، اما دارورسانی هدفمند، یک مشکل اساسی در این زمینه می باشد. در این راستا استفاده از فناوریهای به روز برای عبوردهی داروها از سدخونی مغزی بدون آسیب به مغز ارزشمند است. در این زمینه امواج متمرکز فراصوت، امکان باز شدن موقتی سد خونی- مغزی برای تسهیل نفوذ فاکتورهای محافظتکننده عصبی را به مناطق عمقی مغزبدون نیاز به جراحی فراهم میسازد. در این مطالعه مروری، کاربرد امواج متمرکز فراصوت به عنوان راهکار جدید دارورسانی در مدلهای بیماری پارکینسون و کاربرد بالقوه بالینی عوامل محافظتکننده عصبی ارائه میشود.
مقایسه تیتر و خنثی سازی آنتی بادی , پروتیئن اسپایک SARS-CoV-2 بیان شده در سلول های یوکاریوت و پروکاریوت
دوره 14، شماره 1، زمستان 1401، صفحه 130-141
سحر کریمی؛ شهرام نظریان؛ فتاح ستوده نژاد نعمت الهی؛ روح الله درستکار؛ جعفر امانی
چکیده با توجه به همه گیری کووید19 به عنوان یک بحران جهانی طراحی واکسن به منظور پیشگیری حایز اهمیت است. این ویروس جز خانواده بتا کرونا ویروس بوده و بر سطح غشای ویروس گلیکوپروتئین اسپایک ساختارهای زائده مانندی را تشکیل می دهد . مطالعات روی SARS-CoV-1 و واکسنهای MERS-CoV مربوطه نشان داد که پروتئین اسپایک روی سطح ویروس یک هدف مناسب برای واکسن است. در این پژوهش تجربی، ما قطعات پروتیئن اسپایک نوترکیب recombinant fragment of spike protein (rfsp)را که در میزبان یوکاریوتی سلول CHO-K1 و پروکاریوتی E. coli بیان شده است را از نظر قدرت ایمنی زایی, فعالیت خنثی سازی , توانایی شناسایی اپیتوپ های مشابه با سویه ویروس و توانایی اتصال به سرم بیماران بهبود یافته کووید 19 از دو نوع واریانت آلفا و دلتا مقایسه کردیم. نتایج نشان داد که هر دو پروتئین rfSP یک کاندید آنتی ژن بالقوه جدید برای توسعه واکسن کووید19 هستند. اما سلول CHO با انجام فرآیند تغییرات پس از ترجمه مانند گلیکولیزاسون سبب حفظ فعالیت بیولوژیکی پروتئین میشود. وهمین امر احتمال ایجاد اپی توپ های مشابه با سویه ویروس را بالا میبرد. و افزایش تیتر آنتی بادی های ویژه rfsp در سرم موش های ایمن شده را در سطح بالاتری قرار میدهد. لذا اولویت به rfsp بیان شده در سلول CHO برای ارزیابی کارایی واکسن داده میشود.
بررسی برهمکنش های موجود مابین هیدروژل آمیدی/اسیدی با داروی ضدسرطان بی کالوتامید با استفاده از روش دینامیک مولکولی
دوره 13، شماره 4، پاییز 1401، صفحه 1-17
رحیم قدری؛ سیامک احمدزاده
چکیده با توجه به اهمیت طراحی سیستم های دارو رسانی، در مطالعه حاضر برهمکنش بین داروی ضدسرطان بی کالوتامید و یک سیستم هیدروژلی آمیدی/اسیدی با استفاده از روش داکینگ و شبیه سازی دینامیک مولکولی مورد بررسی قرار گرفته است. شبیه سازی دینامیک مولکولی در دماهای 37 و 42 درجه سانتیگراد انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که انرژی آزاد اتصال دارو به هیدروژل در دو دما شبیه یکدیگر بوده و تغییر دما تاثیری بر پایداری سیستم ندارد. بررسی برهمکنش های موجود مابین دارو و هیدروژل نشان داد که برهمکنش واندروالس مهمترین برهمکنش مابین دو سیستم مذکور به شمار می رود. با بررسی نتایج مشخص گردید که میزان برهمکنش واندروالس به فاصله دارو از سیستم هیدروژل بستگی دارد. پیوندهای هیدروژنی درون و بین مولکولی و همچنین برهمکنش واندروالس اصلی ترین عوامل در پایداری سیستم هیدروژل می باشند. با توجه به پایداری سیستم مورد مطالعه، می توان از آن به عنوان سامانه انتقال دارو استفاده نمود.
الیسیتورها و پیش مادهها، یک استراتژی مؤثر در افزایش ماده ضد سرطانی بتولین در کشت کالوسهای Betula litwinowii
دوره 13، شماره 3، تابستان 1401، صفحه 30-39
نسترن مهری راد؛ وحیده پیام نور؛ جمیله نظری
چکیده بتولین تری ترپنی از نوع لوپان پنج حلقه ای است که عمدتاً از گیاهان گونه Betula با اثرات بیولوژیکی متنوعی مانند خواص ضد HIV و ضد سرطانی به دست می آید. مطالعه حاضر با هدف افزایش تولید بتولین در کشتهای کالوس Betula litwinowii تحت تأثیر غلظتها و مدت زمان اعمال الیسیتورها و پیشمادهها انجام شد. برگهای جمع آوری شده از رویشگاه سنگده در تابستان در محیط کشت WPM حاوی هورمونهای 2,4-D و BAP کشت و کالوسهای چهارماهه در محیطی حاوی الیسیتورهایی چون اسید سالیسیلیک، کلروکولینکلراید و کلرید کبالت و پیشمادههایی چون ساکارز، ویتامین و گلوکز بازکشت شدند. کالوسها در محیطکشتهای جدید پس از 2، 3 و 4 هفته برداشت و وزن تر و خشک آنها محاسبه گردید. تجزیهوتحلیل دادهها براساس آزمایش فاکتوریل دوعاملی (فاکتور اول الیسیتورها و پیشمادهها هرکدام در 4 سطح و فاکتور دوم زمان با 3 سطح) در قالب طرح پایه کاملاً تصادفی و 3 تکرار با نرمافزار SPSS و مقایسه میانگینها نیز با استفاده از آزمون دانکن در سطح احتمال 99 درصد انجام شد. نتایج نشان داد از بین الیسیتورها، استفاده از کلروکولولین کلراید به مدت دو هفته و در غلظت 5/1 میلیگرم بر لیتر با افزایش بیش از 3 برابری بتولین القایی نسبت به تیمار شاهد (068/0 میلی گرم بر گرم) بهترین بوده است. استفاده از پیش ماده ویتامین (ده برابر معمول WPM) در زمان سه هفته، باعث افزایش بیشترین بتولین القایی نسبت به شاهد ( 1/0 میلی گرم بر گرم) میشود. بطورکلی در تحقیق حاضر همین تیمار به عنوان بهترین معرفی میگردد.
نگاهی بر عوامل موثر بر تجاری سازی محصولات در شتاب دهنده های بیوتکنولوژی پزشکی ایران
دوره 13، شماره 2، بهار 1401، صفحه 178-201
سیده سوده میرمحمدی؛ مرتضی سلطانی؛ فریدون مهبودی؛ میثم شهبازی
چکیده این پژوهش به بررسی عوامل موثر بر تجاریسازی محصولات در شتابدهندههای بیوتکنولوژی پزشکی میپردازد که اولویت عوامل نیز در آن مشخص میشود. پژوهش کاربردی بوده و از نوع توصیفی پیمایشی است و در دو فاز کیفی و کمی انجام شده است. برای ارائه چارچوب تجاریسازی محصولات در شتابدهندههای بیوتکنولوژی پزشکی که هدف کلی این پژوهش میباشد، از خبرگان آگاه مصاحبه صورت گرفت. 62 کد فرعی به عنوان عوامل موثر در تجاریسازی محصولات در شتابدهندههای بیوتکنولوژی پزشکی به دست آمد که در 5 بعد اصلی شامل فردی، سازمانی، صنعت و رقابت، نهادی و محصول دستهبندی شدند و به صورت یک چارچوب ارائه شده است. در فاز کمی بعدهای اصلی و نیز تمهای فرعی در بعد اصلی رتبهبندی شدند. در نهایت اولویت بعدهای اصلی بدین صورت بود: 1. فردی (ویژگیهای شخصیتی، رفتاری و ذهنی منتور و مدیر) 2. صنعت و رقابت (تعامل با شرکتهای دارویی تولیدکننده به عنوان مشتری، سرمایه گذاران و ...) 3. سازمانی (تجربه تیمهای استارتاپی، استراتژی مدون، R&Dو ...) 4. محصول (ارزش افزوده و هایتک) 5. نهادی (عملگرا بودن دولت به شعارهای کشور، تعامل با مدیران دولتی و ... ).
مقایسه تاثیرات کورکومین و نانوکورکومین بر بیان ژن فاکتور رشد اندوتلیال عروق (VEGF-A) در رده سلولی هلا
دوره 13، شماره 1، زمستان 1400، صفحه 107-119
رضوانه واحدیان صادقی؛ مسعود پارسانیا؛ مجید صادقی زاده؛ ستاره حقیقت؛ سیده سحر مرتضوی فارسانی
چکیده مقدمه: سرطان دهانه رحم چهارمین سرطان شایع در بین زنان است. در سال های اخیر توجه به محصولات طبیعی مانند کورکومین با پتانسیل ضدسرطانی، به عنوان مکمل درمانی افزایش یافته است. با این حال به دلیل حلالیت ضعیف، استفاده بالینی از آن این ترکیبات محدود می باشد. در این راستا، در این پژوهش، با هدف بهبود پارامترهای بالینی، اثرات نانوکورکومین در ممانعت از فعالیت آنژیوژنز سرطان دهانه رحم مورد بررسی و با کورکومین آزاد مقایسه شد.
مواد و روشها: روش MTT برای ارزیابی تکثیر رده سلولی هلا، با کورکومین آزاد و نانوکورکومین در دوزها و فواصل زمانی مختلف استفاده شد و میزان آپوپتوز توسط فلوسیتومتری ارزیابی گردید. سپس، بیان ژن فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF-A)در سلول های هلا، توسط Real-Time PCR و وسترن بلات اندازهگیری گردید.
یافتهها: با توجه بهIC50 در مدت 48 ساعت در رده سلولی هلا، که برای نانوکورکومین و کورکومین آزاد μM/ml15 و μM/ml50 بود، ترکیب نانوکورکومین اثرکشندگی بیشتری نشان داد. بیان ژن فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (p <0.0001) و میزان پروتئین(p <0.01) به دنبال تیمار با نانو کورکومین به طور قابل توجهی کمتر از کورکومین آزاد بود.
نتیجه: نانوحامل باعث افزایش حلالیت و تاثیر بیشتر مهار تکثیر سلولهای سرطانی دهانه رحم هلا شده و در ممانعت از فعالیت آنژیوژنز در غلظت یکسان، سه برابر موثرتر از کورکومین بود. بنابراین، نانوکورکومین می تواند گزینه خوبی برای مکمل دارویی در کنار درمان های رایج سرطان دهانه رحم باشد.
کلمات کلیدی: سرطان دهانه رحم، نانوکورکومین، سلول هلا، فاکتور رشد اندوتلیال عروقی.
نظام نوآوری باز در صنعت داروسازی زیستی
دوره 12، شماره 4، پاییز 1400، صفحه 49-80
سید هادی سیادتی؛ سید سپهر قاضی نوری؛ مهدی فاطمی
چکیده صنعت داروسازی زیستی در کشور به موازات روند جهانی در حال توسعه میباشد. از آنجا که تحقیق، توسعه، تولید و فروش این داروها برای شرکتها ریسک و هزینههای بسیاری را به همراه دارد، در دهه اخیر شرکتها به سمت مشارکت و بهرهمندی از مزایای الگوهای نوآوری باز در حلقههای مختلف زنجیره ارزش پیش رفتهاند. با این حال بهرهبرداری محدود شرکتهای کشور از روشهای همکاری فناورانه، صنعت مذکور را در آینده نزدیک در تله ژنریکسازی گرفتار خواهد کرد. بر این اساس توسعه نظام نوآوری باز در زنجیره ارزش صنعت داروسازی زیستی کشور، امکان تداوم توسعه این صنعت را فراهم میسازد. در پژوهش حاضر ابتدا توانمندیهای فناورانه شرکتهای صنعت داروسازی زیستی کشور مورد ارزیابی قرار گرفته است و در ادامه چند نمونه از همکاریهای فناورانه در صنعت مذکور مورد بررسی عمیق قرار گرفته است. بر این اساس با توجه به قرارگیری سطح "استراتژیک" توانمندی فناورانه شرکتها و همچنین درسآموختههای مطالعه چندموردی تجربیات شرکتهای داروسازی کشور، راهکارهای تکمیل حلقههای زنجیره ارزش، استفاده از ابزارهای توسعه صادرات، حمایت از تجاریسازی دستاوردهای دانشگاهها و پژوهشگاهها، تسهیل فرایندهای ادغام و اکتساب و نهایتا هدفمندسازی حمایتهای مالی دولت به منظور توسعه نظام نوآوری باز در صنعت داروسازی زیستی کشور پیشنهاد میشود.
پروتئین مورفوژنتیک استخوان- 2 و کاربردهای آن در پزشکی
دوره 12، شماره 4، پاییز 1400، صفحه 147-165
زهرا شاه ثمن؛ صادق حسن نیا
چکیده پروتئینهای مورفوژنتیک استخوان (BMPs) یک زیرخانواده از ابر خانواده چند عملکردی فاکتور رشد تغییر دهنده بتا (TGF-β ) هستند؛از این رو از نظر بیوسنتز، ساختار، پیام رسانی و عملکرد زیستی شباهت بسیاری با سایر اعضای این ابرخانواده دارند. آن ها در فرآیندهای رشد و تمایز رویان تا نگهداری سلول های بالغ درگیر هستند. در میان اعضای این خانواده، BMP-2 پروتئینی با ارزش است که در فرآیندهای مختلف از جمله جوش خوردن ستون فقرات، ترمیم آسیب غضروف مفصلی، مهار تومور، درمان التهاب لثه و دندان نقش دارد. اهمیت بالای این پروتئین و پایین بودن میزان تولید آن در بدن موجب شده است که پژوهشهای متعددی در زمینه تولید BMP-2 نوترکیب در میزبانهای مختلف صورت گیرد. تولید این پروتئین به صورت نوترکیب در میزبان باکتریایی موجب کاهش هزینههای تولید و در نتیجه استفاده متداول از BMP-2در درمان بیماریهای مختلف شده است. تاکنون تاثیرات مثبت پروتئین کامل BMP-2 و پپتیدهای مشتق از آن با هدف القای تشکیل استخوان در درمان شکستگی و بازسازی استخوان فک برای کاشت دندان قابل ملاحظه بوده است. با توجه به اهمیت بالینی زیاد BMP-2، نیاز به مطالعات بیشتر در رابطه با این پروتئین وجود دارد.
سنتز و شناسایی نانوذرات زیست سازگار کیتوسان/آمینوتترازول بعنوان نانوحامل جدید جهت تحویل ژن
دوره 12، شماره 3، تابستان 1400، صفحه 123-136
الهه مصدق؛ مسعود ترکزاده ماهانی
چکیده در این مقاله تلاش شده است تا یک نانو حامل جدید و زیست سازگار بر پایه بیوپلیمر کیتوسان، با کارایی بسیار بالا و کمترین سمیت جهت انتقال ژن ارائه شود. ابتدا، 5-آمینو-H1-تترازول با ترکیب 3-کلرو پروپیل تری متوکسی سیلان وارد واکنش شده، سپس، حدواسط اورگانوسیلانی حاصل، جهت عامل دار کردن گروه های آمینی کیتوسان مورد استفاده قرار گرفت. ساختار و ترکیب شیمیایی نانوحامل سنتز شده، بطور کامل توسط آنالیزهایFESEM, TEM, XRD, FTIR, Zeta potential و DLS بررسی و شناسایی شد. در ادامه، جهت بررسی میزان سمیت نانوحامل، تست MTT انجام شد. همچنین، جهت بررسی توانایی نانوحامل مورد نظر در انتقال ژن به داخل سلول، از رده سلولی Hek-293T استفاده گردید. مقدار بهینه ظرفیت بارگیری پلاسمید در نسبت N/P=3 با میزان محافظت قابل قبول از پلاسمید در برابر آنزیم های نوکلیاز بدست آمد. نتایج نشان داد که این نانوحامل جدید، علاوه بر سمیت بسیار پایین، زیست سازگار و مقرون بصرفه بودن، بسیار کارآمد و دارای توانایی بالا در انتقال و محافظت از ژن می باشد.
طراحی، سنتز و بررسی بیولوژیکی مشتق جدید سولفونامید به عنوان ترکیب مهارکننده تکثیر رده سلولی سرطان سینه انسانی(MCF-7)
دوره 12، شماره 2، بهار 1400، صفحه 91-102
محدثه برآورده؛ حسین غفوری؛ اسداله محمدی؛ سودا زارعی
چکیده هدف: طی تکثیر غیرقابل کنترل سلولها در بدن، زیرمجموعهای از نئوپلاسمها یا تومورها بوجود میآیند، تکثیر غیرطبیعی این سلولها درنهایت موجب تشکیل توده و سرانجام سرطان میگردد که میتواند در سرتاسر بدن گسترش یابد. بنابراین مهار تکثیر غیرطبیعی سلولهای سرطانی، تاثیر بسزایی در جلوگیری از گسترش تومورهای سرطانی و بهبود بیماری خواهد داشت. از این رو در مطالعه حاضر، مشتق جدید سولفونامید طراحی و سنتز گردیده (HB20) و اثرات ضدسرطانی آن بر روی رده سلولی سرطان سینه انسان(MCF-7) بررسی شده است.
مواد و روشها: در شرایط آزمایشگاهی (in vitro )، برای سنتز مشتق سولفونامیدی (HB20)، ابتدا نمک دیازونیوم با استفاده از ترکیب پایه سولفامتوکسازول ساخته و سپس با یک ماده کوپلشونده پیریمیدینی ترکیب گردید. غلظتهای مختلفی از ترکیب جدید سنتزی (HB20) علیه سلولهای MCF-7 استفاده شد. همچنین جهت سنجش بقا و تکثیر سلولی تست MTT انجام گرفت.
نتایج: ساختار شیمیایی ترکیب سنتز شده، بوسیله طیفهای FT- IR و NMR تائید گردید. همچنین زندهمانی در سلولهایMCF-7 تیمار شده با ترکیب سنتزی (HB20) نسبت به گروه کنترل (بدون تیمار) کاهش چشمگیری داشت. HB20 تکثیر سلولهای سرطانیMCF-7 را با مقدار IC50 ، 23/75 میکروگرم/ میلیلیتر مهار میکند.
نتیجه گیری: مشتق جدید سولفونامید (HB20) پتانسیل مهار تکثیر و خاصیت ضدسرطانی در رده سلولی MCF-7 را دارد.
استخراج و شناسائی گالیک اسید و پروتوکاتکوئیک اسید از عصاره میوه گیاه سماق وتهیه مشتق سیلیله این ترکیبات درجهت افزایش خصلت لیپوفیلی و اثر داروئی آنها
دوره 11، شماره 4، پاییز 1399، صفحه 1-15
عبدالرضا ابری؛ سعید حسنخانی
چکیده اهداف: دراین کار پژوهشی هدف استخراج، جداسازی، خالص سازی، شناسایی و تعیین درصد دو ترکیب طبیعی پروتوکاتکوئیک اسید و گالیک اسید با راندمان بالا از گیاه سماق می باشد بعلت اینکه خواص ضدمیکروبی، ضدویروسی، ضدقارچ، ضد دیابت، ضدحشره و انگل و آنتی اکسیدانی خوبی از خود نشان می دهند. در ادامه جهت افزایش اثرپذیری داروئی این ترکیبات مشتقات سیلیله آنها تهیه شد.
مواد و روش ها: در این تحقیق گیاه سماق ازدرختان منطقه نقده، از درختان منطقه جنگلهای ارس باران و از درختان منطقه روستای شیتنه جمع آوری، در سایه خشک و آسیاب گردیدپس از عصاره گیری، برای شناسائی دو ترکیب مهم و مشتقات سیلیل دارآنها از روشهای FT-IR، 1H-NMR،13C-NMR ، GC-Mass، DSC، XRD و HPLC استفاده شد
یافته ها: با توجه به انجام آزمایشهای متعدد، نتیجه گیری می شود که نمونه میوه گیاه سماق ایرانی منطقه ارسباران دارای بیشترین مقادیر گالیک اسید(99/2 درصد) و پروتوکاتکوئیک اسید(902/2 درصد) می باشد. همچنین نتیجه میگیریم که نوع خاک و محل رویش یک جنس در مواد موثره و طعم و رنگ آن کاملا تاثیر دارد. با سیلیل دارکردن این ترکیبات خصلت لیپوفیلی بشدت افزایش می یابد.
نتیجه گیری: در این کار پژوهشی دو ترکیب طبیعی با راندمان بالا از نمونه های گیاه سماق استخراج شد. در ادامه با توجه به خواص دارویی آنها، مشتقات سیلیله تهیه و ساختار آنها با روشهای طیف سنجی مورد شناسائی قرار گرفتند. با این روش میزان نفوذپذیری آنها از غشا سلولی به سهولت انجام می گیرد و اثر داروئی به میزان زیادی افزایش می یابد.
تولید فاکتور 9 انعقادی انسانی هایپرگلیکوزیله در سلولهای جنینی کلیه انسان (HEK293) با رویکرد مهندسی گلیکوزیلاسیون
دوره 11، شماره 3، تابستان 1399، صفحه 50-58
فهیمه قاسمی؛ علیرضا زمردی پور؛ علی اصغر کارخانه
چکیده هایپرگلیکوزیلاسیون فرایندی است که در آن با استفاده از روشهای مهندسی ژنتیک و جهش زایی هدفمند یک جایگاه جدید N-گلیکوزیلاسیون (موتیف Asn-Xxx-Ser/Thr) به درون توالی اسیدآمینه ای پروتئین نوترکیب وارد می شود. در صورت اتصال گلیکن جدید به آسپاراژین موجود در این موتیف، هایپرگلیکوزیلاسیون رخ می دهد. این فرایند بویژه در صنعت تولید پروتئینهای دارویی بسیار مورد توجه است. ویژگیهای فارماکوکینتیکی داروهای نوترکیب، ممکن است تحت تاثیر گلیکن اضافه شده قرار گرفته و نیمه عمر آنها افزایش یابد. در این تحقیق، بر اساس مطالعات بیوانفورماتیکی، در دامنه گلای فاکتور 9 انسانی یک جایگاه جدید N-گلیکوزیلاسیون از طریق جهش زایی هدفمند مبتنی بر PCR و تبدیل کدون اسیدآمینه آرژینین شماره 37 به آسپاراژین ایجاد شد. توالی رمز کنندۀ فرم جهش یافته فاکتور 9 انسانی بطور موازی با توالی طبیعی (به عنوان کنترل)، در وکتور بیانی pCEP4 مجهز به پروموتر ویروس سایتومگالو (CMV)، همسانه سازی شده و بیان آنها در سلولهای HEK293 مورد بررسی قرار گرفت. به منظور بررسی رخداد هایپرگلیکوزیلاسیون در نوع جهش یافته، از روش گرادیان SDS-PAGE دارای شیب غلظت آکریلآمید و به دنبال آن وسترن بلاتینگ استفاده شد که نشان دهنده سنگینتر بودن محصول جهش یافته نسبت به فرم طبیعی بود. همچنین پس از هضم با استفاده از آنزیم PNGase هر دو محصول طبیعی و جهش یافته وزن مولکولی یکسانی کسب کردند. این نتایج نشان داد که افزایش وزن مولکولی پروتئین جهش یافته ناشی از اضافه شدن گلیکن جدید بوده و تایید کننده رخداد هایپرگلیکوزیلاسیون است.
بررسی مکانیسم اثر مهارکنندگی پپتید مشتق از تومستاتین بر فعالیت اینتگرین : یک مطالعه شبیهسازی دینامیک مولکولی
دوره 11، شماره 2، بهار 1399، صفحه 137-144
محمد قربانی؛ مجید تقدیر
چکیده مهارکنندههای اینتگرین از طریق تغییر ویژگیهای ساختاری و حرکتی اینتگرین نقش مهارکنندگی خود را اعمال میکنند. اما مکانیسم دینامیک مولکولی آن بهطور مشخص کامل نیست. تومستاتین یک پروتئین ضدرگزایی مشتق شده از کلاژن است، اما اطلاعات کمی در مورد مکانیسم ضدرگزایی و ضد توموری آن در دست است. پپتید 19 آمینواسیدی مشتق شده از تومستاتین دارای ویژگیهای ضد رگ زایی و ضد توموری مشابه پروتئین اصلی است. در این مطالعه با استفاده از داکینگ مولکولی و شبیه سازی دینامیک مولکولی به مطالعه مکانیسم مولکولی مهارکنندگی پپتید مذکور پرداخته شد. مطالعات نشان میدهد، جایگاه اتصال پپتید در مرز بین دمین های EGF-4 و Hybrid است. پپتید از طریق اندرکنش های هیدروفوب در مرز بین دمین های EGF-4/Hybrid اثر مهارکنندگی خود را اعمال میکند. همچنین نتایج مربوط به سطح در دسترس حاکی از اثر مهارکنندگی پپتید در باز شدن دمین های اینتگرین از یکدیگر و فعال شدن آن دارد. درواقع پپتید از طریق پایدارکنندگی حالت بسته اینتگرین نقش مهارکنندگی خود را اعمال میکند. این یافتهها میتواند در طراحی مهارکنندههای نوین برای اینتگرین راهگشا باشد.
جهشزایی هدفمند پروتئین CD80 بهمنظور افزایش تمایل اتصال آن به گیرنده CD28
دوره 11، شماره 1، زمستان 1398، صفحه 1-11
نسا پسرانافشاریان؛ زهرا حاجیحسن؛ ناصر انصاریپور
چکیده پروتئین CD۸۰ بهعنوان عضوی از ابرخانواده ایمنوگلوبولینها، یک پروتئین تراغشایی است که در سطح سلولهای ارایهکننده آنتیژن (APC) بیان میشود. این پروتئین دارای دو گیرنده CTLA-۴ و CD۲۸ در سطح سلولهای T است. بر اثر اتصال این پروتئین به این گیرندهها به ترتیب مسیر مهاری و تحریکی در سلولهای T آغاز میشود. در حالت طبیعی، پروتئینهای CD۸۰ دارای تمایل اتصال بیشتری به CTLA-۴ نسبت به CD۲۸ هستند و این از عوامل خاموشکننده سلولهای T در سیستم ایمنی، بهمنظور جلوگیری از خودایمنی است. هدف از مطالعه حاضر، ایجاد واریانتی از پروتئین CD۸۰ است که دارای تمایل اتصال افزایشیافته به CD۲۸ است تا با قدرت بیشتری به این گیرنده متصل شود و مسیرهای تحریکی را بیشتر از نوع وحشی این پروتئین (پروتئین CD۸۰ اولیه) در سلولهای T القا کند. برای شناسایی این واریانت ابتدا توالی وحشی با کمک محیط برنامهنویسی R، در جایگاههای ۳۱ و ۹۲ با اسیدهای آمینهای که نقش مهمی در شکلگیری پیوندهای هیدروژنی دارند، جهش داده شد. ۱۰۰ توالی خروجی نرمافزار R، با سرور SWISS-MODEL مدلسازی شدند. سپس مدلهای خروجی، بهصورت تکتک با سرور HADDOCK داک شدند و در نهایت انرژیهای اتصالی از جمله انرژیهای الکترواستاتیک و واندروالسی بین گیرندهها و لیگاندها محاسبه شدند. بین تمامی مدلهای ساختهشده، توالی جهشیافته K۳۱Y, R۹۲F دارای بهترین انرژی الکترواستاتیک و واندروالسی است و در مقایسه با نوع وحشی پروتئین CD۸۰، با قدرت بالاتری به پروتئین CD۲۸ متصل میشود.
مطالعه سمیت سلولی، خون سازگاری و خواص آنتی باکتریال داربست های کامپوزیتی بر پایه پلی کاپرولاکتون حاوی تتراسایکلین هیدروکلراید برای کاربرد در مهندسی بافت استخوان
دوره 11، شماره 1، زمستان 1398، صفحه 61-69
مهسا بهلولی؛ الناز تمجید؛ سهیلا محمدی؛ مریم نیکخواه
چکیده اهداف: از آنجا که یکی مشکلات مهم در ترمیم استخوان احتمال بروز عفونتهای باکتریایی است، در سالهای اخیر استفاده از داربستهای نانوکامپوزیتی حاوی آنتی بیوتیک در کاربردهای مهندسی بافت استخوان مورد توجه پژوهشگران زیادی واقع شده است.
مواد و روشها: در این پژوهش داربستهای کامپوزیتی پلی کاپرولاکتونی حاوی 10 درصد حجمی از نانوذرات دی اکسید تیتانیم nm) 21~) و بیوگلاس µm) 6(~ به صورت فاقد دارو و نیز حاوی غلظتهای 57/0 و 15/1 میلی گرم بر میلی لیتر داروی تتراسایکلین هیدروکلراید به روش ریخته گری محلول جهت کاربرد در مهندسی بافت استخوان ساخته شدند. مشخصه یابی ساختاری با مشاهدات میکروسکوپ الکترونی روبشی و نیز طیف سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز به منظور تأیید اتصال ذرات و دارو بر روی داربست انجام شد. همچنین بررسی سمیتسنجی سلولی با استفاده از آزمون MTT و مطالعه خواص آنتی باکتریال با استفاده از روش نفوذ در چاهک آگار انجام شد.
یافته ها: در این مطالعه داربستهای پلیمری و کامپوزیتی حاوی ذرات داروی توزیع شده بر سطح تولید شدهاند. همچنین مشاهده شد که داربستهای کامپوزیتی بایوگلاس/ پلی کاپرولاکتون حاوی57/0 میلی گرم بر میلی لیتر تتراسایکلین علاوه بر خواص آنتی باکتریال مطلوب، میزان قابل قبولی از زنده ماندن سلولها را دارند.
نتیجه گیری: در نتیجه این داربستها بالقوه می توانند به عنوان داربستهای مهندسی بافت با خاصیت آنتی باکتریال مورد توجه قرار گیرند.
نقش پروبیوتیکها در پیشگیری و کنترل بیماری مولتیپلاسکلروزیس
دوره 10، شماره 4، پاییز 1398، صفحه 589-592
هانیه پورکلهر؛ داریوش فرهود
چکیده مقدمه: از آنجایی که سیستم گوارش، نقش بسیار مهمی در کارآیی سیستم ایمنی دارد، نمیتوان نقش آن را در کنترل و یا درمان بیماریهای خودایمنی نادیده گرفت. از این رو تقویت روده که بخش زیادی از عملکرد گوارش به آن وابسته است، میتواند در این مسیر موثر باشد. همچنین به دلیل اینکه روده علاوهبر عمل هضم در سیستم ایمنی نقش مهمی ایفا میکند، میتوان با متعادل نگهداشتن باکتریهای آن، تا حدودی به عملکرد صحیح سیستم ایمنی کمک کرد. در این راه، پروبیوتیکها و پربیوتیکها میتوانند مفید واقع شوند که در مطالعه حاضر به بررسی این موضوع پرداخته شد.
نتیجهگیری: مصرف پروبیوتیکها در پیشگیری و کنترل بیماری مولتیپلاسکلروزیس نقش موثری دارد.
تاثیر نانوکورکومین در القای بیان فاکتورهای رونویسی درگیر در تمایز سلولهای بنیادی خونساز به سلولهای پیشساز میلوئیدی
دوره 10، شماره 4، پاییز 1398، صفحه 601-608
سیدهسحر مرتضویفارسانی؛ مجید صادقیزاده؛ هادی شیرزاد؛ فرهود نجفی
چکیده اهداف: سلولهای بنیادی خونساز در مغز استخوان وظیفه تولید سلولهای خونی را بر عهده دارند. طی فرآیند تمایز، این سلولها به دو رده سلولی پیشساز، شامل رده میلوئیدی و لنفوئیدی متعهد میشوند. انواع سلولهای خونی به استثنای لنفوسیتها از رده میلوئیدی مشتق میشوند. برخی بیماران دچار کمبود پلاکت یا کمخونی شدید تحت پیوند سلولهای بنیادی خونساز قرار میگیرند. یافتن ترکیبی که موجب پیشبرد تمایز سلولهای بنیادی خونساز قبل از پیوند به فرد بیمار میشود، میتواند روش مناسبی برای تولید سریعتر سلولهای خونی در فرد گیرنده باشد. بسیاری از مطالعات، قابلیت کورکومین در القای تمایز سلولی را نشان دادهاند. این ترکیب میتواند بسیاری از مکانیزمهای سلولی را تحت تاثیر قرار دهد.
مواد و روشها: در این پژوهش به بررسی اثر نانوکورکومین روی بیان ژنهای GATA۱، GATA۲، c-Myb و Hhex در سلولهای بنیادی خونساز استخراجشده از خون بند ناف و نیز تغییر میزان ROS در این سلولها پرداخته شد. نانوکورکومین از کورکومین و نانوحامل اولئیکاسید و PEG۴۰۰ ساخته شده است. همچنین میزان نفوذ نانوکورکومین به این سلولها مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که نانوکورکومین میتواند سبب افزایش سطح ROS درون سلولی و نیز القای بیان ژنهای GATA۱، c-Myb و Hhex بهصورت معنیدار شود (0/05>p). این فاکتورهای رونویسی در تمایز میلوئیدی دخیل هستند.
نتیجهگیری: افزایش بیان این فاکتورهای رونویسی توسط نانوکورکومین نشان میدهد که این ترکیب میتواند کاندید مناسبی برای استفاده در محیطهای کشت تمایز میلوئیدی باشد و بهمنظور مطالعات پایه و کلینیکی به کار برده شود.
