جستجو در مقالات منتشر شده



مسلم افشارنژاد، سیده‌شیرین شاهنگیان، محمود صالحی، ریحانه سریری،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۸ )
چکیده

به‌کارگیری آنزیم‌ها در حلال‌های آلی از لحاظ صنعتی و بیوتکنولوژیکی بسیار حائز اهمیت است. اما حلال‌های آلی با تاثیر بر ساختار پروتئین‌ها و واسرشتگی آنها باعث کاهش فعالیت و پایداری آنزیم‌ها می‌شوند. برای رفع این مشکل می‌توان از روش‌های پایدارسازی پروتئین‌ها نظیر مهندسی پروتئین، تغییرات شیمیایی و به‌کاربردن افزودنی‌ها استفاده نمود. در این مطالعه سیستئین‌پروتئازی از شیرابه گیاه فیکوس یوهانیس تخلیص شد و فعالیت و پایداری پروتئاز در حضور حلال‌های مختلف مورد بررسی قرار گرفت. اثر ترهالوز، سوربیتول و ساکارز نیز بر فعالیت آنزیم در حضور حلال‌ها مطالعه شد. نتایج نشان داد حلال‌های آلی در غلظت‌های پایین باعث افزایش فعالیت آنزیم شده ولی با افزایش غلظت حلال‌ها فعالیت آنزیمی کاهش می‌یابد. اگرچه تا غلظت ۳۰% حلال‌ها، همچنان بیش از ۶۰% فعالیت آنزیم حفظ شده است. نتایج مطالعات پایداری پروتئاز نشان‌دهنده پایداری قابل توجه آنزیم نسبت به حلال‌های آلی است، به‌طوری که در حضور ۵۰% تمامی حلال‌ها، آنزیم همچنان ۹۰% پایداری‌ا‌ش را حفظ کرده است. بررسی اثر افزودنی‌ها نشان داد قندها موجب بهبود فعالیت آنزیم می‌شوند و بیشترین اثر حفظ فعالیت آنزیم مربوط به ترهالوز بود. با توجه به روش تخلیص آسان و فعالیت و پایداری قابل توجه پروتئاز مورد مطالعه در حضور حلال‌ها، این آنزیم برای استفاده در صنایع مختلف به‌خصوص سنتز پپتید پیشنهاد می‌شود.

زهرا محمدهاشمی، سپهر قاضی‌نوری، مهدی سجادی‌فر، محمد صاحبکارخراسانی، آرش موسوی،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۸ )
چکیده

با تصویب قانون حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان در سال ۱۳۸۹، موج جدیدی در نظام علم، فناوری و نوآوری ایران با تمرکز بر اقتصاد دانش‌بنیان و مبتنی بر نوآوری آغاز شد. در حال حاضر بیش از ۴۰۰۰ شرکت دانش‌بنیان در ایران فعالیت می‌کنند که حدود ۵% آنها در حوزه زیست‌فناوری فعال هستند. هدف مطالعه حاضر، طراحی مدل تجربی از ارتباط مشوق‌های مالی و مالیاتی این قانون، بر برخی از شاخص‌های عملکردی شرکت‌های دانش‌بنیان زیست‌فناوری است. به این منظور، پس از تحلیل محتوای اسناد مرتبط و طراحی مدل مطالعه، برای ارزیابی اثرات مستقیم و متقابل میان ابزارهای سیاستی، تعیین عوامل مهم تجربی و سطح آنها از "طرح آزمایشی عاملی ۲۳" استفاده شد. جامعه هدف مطالعه شامل ۱۱۳ شرکت دانش‌بنیان تولیدکننده در حوزه زیست‌فناوری هستند. یافته‌های مطالعه در شاخص‌های افزودگی ورودی نشان‌دهنده اثرگذاری مثبت اثرات متقابل سه‌تایی عامل‌ها بر هزینه‌کرد تحقیق و توسعه و اثرات تسهیلات فناوری و تجاری‌سازی و اثرات متقابل آنها بر نیروی انسانی تحقیق و توسعه است. در مطالعه  حاضر، ارتباطی میان اثربخشی ابزارهای سیاستی بر شاخص‌های افزودگی خروجی مشاهده نشد.

نرگس اعتمادی، عباس اخوان سپهی، فاطمه یزدیان، قاسمعلی محبعلی،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده

احتراق سوخت های فسیلی حاوی گوگرد باعث انتشار دی اکسید گوگرد به اتمسفر و آلودگی محیط زیست می شود. از این رو توجه محققان به روش گوگردزدایی بیولوژیکی معطوف شده است. دی بنزوتیوفن (DBT) به عنوان یک مولکول مدل جهت سنجش توانایی میکروارگانیسم‌ها در گوگردزدایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. مناسب ترین غلظت منبع کربن، نیتروژن و گوگرد جهت بدست آوردن بالاترین رشد سلولی و فعالیت گوگرد زدایی زیستی به روش سطح پاسخ بهینه سازی شدند. عملکرد نانوذرات آهن بر رشد و فعالیت گوگردزدایی زیستی باکتری گرمادوست Bacillus. thermoamylovorans EAMYO بررسی شد. مشخصه‌یابی نانوذرات آهن اصلاح شده با نشاسته توسط آنالیزهای  TEM، SEM انجام شد. تصاویر TEM و SEM نانوذرات آهن اصلاح شده با نشاسته نشان داد که اندازه نانوذرات Fe۳O۴ و Fe۰ در این پژوهش به ترتیب nm ۲۰ و ۳۰ می‌باشد. بررسی رشد باکتری در حضور نانوذرات آهن نشان داد که این نانوذرات نه تنها اثر سمی بر رشد میکروارگانیسم ندارند، ، بلکه سبب افزایش رشد میکروارگانیسم در ۹۶ ساعت شد (۸۶۴/۱ و ۸۹۶/۱  OD ۶۶۰ =به ترتیب در حضورنانوذرات Fe۰  و Fe۳O۴) ، در حالیکه بیشترین میزان رشد در عدم حضور نانوذرات در ۹۶ ساعت ۵۱/۱ OD ۶۶۰ = مشاهده شد. همچنین میزان فعالیت گوگردزدایی در حضور نانوذرات Fe۰  اصلاح شده با نشاسته و Fe۳O۴  اصلاح شده با نشاسته به ترتیب % ۲۶/۵۲ و % ۱۰/۷۵ در مقایسه با سلول فاقد پوشش نانوذرات آهن افزایش یافت.
 

 
امیر حسین محمدی، حامد عابدینی،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده

در این مطالعه تأثیر نوردهی قرمز و آبی در کشت پیوسته دو گونه مختلف میکروجلبک کلرلا سوروکینیانا و سینیکوسیستیس مورد مطالعه قرار گرفت. مقایسه نورهای آبی و قرمز در گونه سینیکوسیستیس نشان داد که این گونه با استفاده از نور قرمز رشد مناسبی داشته ولی با استفاده از نور آبی رشد بسیار کندی از خود نشان می­دهد. با این وجود تفاوت چشمگیر در سرعت رشد، میزان لیپید و ترکیب درصد اسید چرب با استفاده از نور قرمز و آبی  در گونه سینیکوسیستیس تقریباً یکسان بود. در مقابل سرعت رشد گونه کلرلا سوروکینیانا با استفاده از نور آبی کمی بیشتر از نور قرمز بود. میزان اسید چرب غیر اشباع C۱۸:۳ به طور چشمگیری در نوردهی قرمز بیشتر از نوردهی آبی بود. در مجموع با در نظر گرفتن میزان مصرف انرژی کمتر برای تأمین نور قرمز، این نور کارآمدی بیشتری نسبت به نور آبی در کشت میکروجلبک کلرلا سوروکینیانا دارد.
اسما بهزادنیا، مرضیه موسوی نسب، سید عباس شجاع الساداتی، پیام ستوده،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۹ )
چکیده

بیوسورفکتانت­ها متابولیت­های تولید شده توسط میکروارگانیسم­ها هستند که به دلیل دارا بودن ویژگی­های سودمند فراوان، از قابلیت­های بالقوه و کاربردی گسترده­ای در صنایع مختلف برخوردار می­باشند. علی­رغم مزایای بسیار، به دلایل فنی و اقتصادی از جمله راندمان پایین، هزینه بالای تولید و فرآوری، و نوع سویه­های تولید­کننده، استفاده تجاری از بیوسورفکتانت­ها به­ویژه در صنایع غذایی و دارویی محدود می­باشد. اکثر میکروارگانیسم­های تولید­کننده­ی بیوسورفکتانت­ها که تاکنون مورد بررسی قرار گرفته­اند، سویه­هایی بیماری­زا بوده که کاربرد بیوسورفکتانت خام حاصل از آن­ها در مصارف صنعتی و زیست­محیطی به­ویژه در صنایع غذایی، دارویی، آرایشی و بهداشتی براحتی قابل پذیرش نخواهد بود. از این­رو، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی و تولید حداکثری بیوسورفکتانت متصل به سلول توسط لاکتیک­اسید­باکتری لاکتوباسیلوس پلانتاروم (ATCC ۸۰۱۴) از طریق تغییر و بهینه­سازی میزان منبع کربنی اصلی محیط کشت میکروبی اختصاصی انجام گرفته است. بدین منظور، سه ترکیب محیط کشت با میزان گلوکز متفاوت، از نظر تولید توده­ی سلولی و بیوسورفکتانت در فلاسک­های هم­خورنده و همچنین در بیوراکتور غیرمداوم (تحت شرایط دما، pH و سرعت همزدن کنترل­شده) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تخمیر هم در آزمایشات مربوط به فلاسک­ها و هم در بیوراکتور، نشان­دهنده­ی حداکثر غلظت توده­ی سلولی (۹۲/۳ و ۱۷/۴ گرم بر لیتر) و حداقل کشش سطحی (۱۷/۴۱ و ۴۸/۴۰ میلی­نیوتن بر متر) و در نتیجه حداکثر میزان بیوسورفکتانت تولیدی در محیط کشت حاوی ۳۰ گرم بر لیتر گلوکز می­باشند. همچنین، طیف سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز نشان داد که بیوسورفکتانت تولید شده مخلوطی از پروتئین، پلی­ساکارید و احتمالاً گروه فسفات می­باشد و دارای ساختار گلیکوپروتئینی است.


 
شهریار حسن نیا، مینا بحری، فاطمه گشتاسبی، بهاره دبیرمنش،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۹ )
چکیده

فیبرینوژن یکی از اجزای اصلی آبشار انعقادی است و به دنبال آسیب بافت، به سرعت، داربست نامحلول فیبرینی را تشکیل می دهد. فیبرین یک زیست پلیمر رشته‌ای است که به طور طبیعی در هنگام لخته شدن خون از پلیمریزاسیون فیبرینوژن تشکیل می شود. پس از آسیب‌های بافتی و شروع آبشار انعقادی، پلیمریزاسیون فیبرینوژن محلول توسط آنزیم ترومبین در یک شبکه فیبرین نامحلول آغاز و با همراهی پلاکت ها، لخته خون را تشکیل می دهند. این شبکه فیبرین برای ایجاد هموستاز پس از آسیب بافتی بسیار حایز اهمیت است. این زیست‌ پلیمر بدن همچنین به عنوان یک داربست موقت در ترمیم زخم نقش اصلی را ایفا می کندوبه دلیل ویژگی ساختاری و عملکرد فیزیولوژیک منحصربفرد خود، در پزشکی بازساختی مورد استفاده قرار میگیرد. فیبرین قادر به انتقال پروتئین های ماتریس خارج سلولی (ECM)مانند فیبرونکتین و فاکتورهای رشد است. از انواع داربست های اصلی فیبرینی مانند فیبرین غنی از پلاکت (PRF)و پلاسمای غنی از پلاکت (PRP)به عنوان زیست مواد اتولوگ در پزشکی بازساختی، ترمیم زخم، ارتوپدی و درمان‌های بازسازی و زیبایی پوست مورد استفاده قرار می‌گیرند. مشتقات و محصولات تخریب فیبرین نیز با تحریک نفوذ سلول ها و بازسازی بافت، نقش مهمی در روند ترمیم زخم ایفا می کنند و آنها به طور گسترده به عنوان ماده بیولوژیکی در توسعه محصولات جدید برای بیش از یک قرن مورد استفاده قرار گرفته اند.
 
مرتضی پهلوان یلی، حسن جلیلی، مصطفی نوروزی، یزدان مرادی، احمد حلاج ثانی،
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده

ریزجلبک Aurantiochytrium sp. shy حاوی مقدار زیادی اسیدهای چرب چندغیر اشباعی (PUFA)، به­ویژه اسید دوکوزاهگزانوئیک است و می‌تواند استفادۀ دارویی داشته باشد. در این پژوهش برای به حداکثر رساندن میزان زیست‌توده ، تأثیر عواملی مثل گلوکز، عصاره گوشت، مونوسدیم گلوتامات و نمک دریا هم­زمان با روش پاسخ سطح بررسی شد. در بررسی هم­زمان و با درنظرداشتن اثر متقابل، بیشترین میزان زیست‌توده  (g/L۱/۷) در غلظت‌های (گرم بر لیتر) گلوکز (۶۰)، عصاره گوشت (۶)، مونوسدیم گلوتامات (۶) و نمک دریا (ppt۲۵) به دست آمد. آنالیز سویه نشان داد میزان چربی بالاتر از ۳۰درصد وزن خشک سلولی است و اسید پالمتیک و DHA قسمت عمده اسیدهای چرب را تشکیل می‌دهند. در حالت انفرادی، عصاره گوشت بیشترین تأثیر را دارد. ولی در حالت ترکیبی، برهمکنش گلوکز و عصاره گوشت در مقایسه با بقیه بیشترین تأثیر را داشته است. اگر میزان عصاره گوشت کافی باشد، افزایش گلوکز سبب می­­شود زیست‌توده  افزایش یابد. به­عبارتی، تأثیر مقدار گلوکز بر زیست‌توده  کاملاً به مقدار عصاره گوشت وابسته است. در شرایط بهینه، نسبت گلوکز به عصاره گوشت برابر ۱۰ و نسبت C/N برابر ۵ بود. با توجه به رشد هتروتروفیک سریع و پتانسیل بالای این سویه در تولید زیست‌توده  و توانمندی آن در تولید اسید چرب دوکوزاهگزانوئیک، به نظر می‌رسد سویه مورد مطالعه با بهبود شرایط تولید و عوامل مغذی، توانایی تولید زیست‌توده  بالایی را داشته باشد.
کلید واژگان: بهینه­سازی، زیست‌توده ، روش پاسخ سطح، ریز جلبک Aurantiochytrium sp. shy، عوامل مغذی
 
 .

ساناز نوری، پریسا حجازی،
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۱۰-۱۳۹۹ )
چکیده

در این پژوهش تولید آنزیم سلولاز به کمک قارچ تریکودرما ریسی  ۵۱۴۲ PTCC بر سه نوع سوبسترای لیگنوسلولزی (سبوس ذرت، خاک اره و سبوس گندم) و درصد ترکیب­های مختلف دو سوبسترای خاک اره و سبوس گندم به روش تخمیر حالت جامد به مدت ۶ روز در مقیاس ارلن بررسی شد. سپس در شرایط بهینه نسبت ترکیبات سوبسترا بدست آمده از مقیاس ارلن، تأثیر هوادهی در سه سطح ۰,۵، ۱ و ۱,۵ لیتر بر ساعت بر گرم سوبسترای خشک اولیه () بر تولید این آنزیم در بیوراکتور بسترآکنده ۰,۵ لیتری مورد مطالعه قرار گرفت. رطوبت اولیه سوبسترا و pH به ترتیب (w/w) ۷۰% و ۵ و دمای گرماگذاری به ترتیب در مقیاس ارلن و بیوراکتور ۳۰ و °C ۲۸ در نظر گرفته شد. بررسی میزان تولید آنزیم سلولاز بر اساس فعالیت دو آنزیم اندوگلوکاناز و اگزوگلوکاناز مورد بررسی قرار گرفت. بیشترین مقدار فعالیت­ آنزیم اندوگلوکاناز و اگزوگلوکاناز در مقیاس ارلن به ترتیب در روز ششم و سوم ۱۳و  ۶,۴ و در بیوراکتور در روز سوم به ترتیب ۳۶ و  ۱۰ در شدت هوادهی  ۱,۵ با استفاده از سوبسترا با ترکیب ۷۵% سبوس گندم و ۲۵% خاک اره به دست آمد.
وحید زراعتی، پرویز عبدالمالکی، رضا حسن ساجدی، عبدالکریم مؤذنی رودی،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۴۰۰ )
چکیده

بررسی عوامل مؤثر بر تکثیر سلول‌های اندوتلیال یک بخش اساسی در مطالعات رگزایی است. نظر به اهمیت مهار رگزایی در درمان سرطان‌ها و به دلیل عوارض جانبی و هزینه ‌سنگین داروهای ضد‌رگزایی مثل اوستین، کاربرد عوامل فیزیکی که در درمان کمک کنند و نیاز به دوزهای بالای دارو را کاهش دهند، شایسته توجه است. میدان‌های مغناطیسی به دلیل اثرگذاری از فاصله دور و غیرتهاجمی بودن، مورد توجه هستند و مطالعات زیادی در مورد اثرات آنها روی پدیده‌های زیستی از جمله رگزایی انجام شده است که نتایج انها ناهمگون بوده است. در مطالعه حاضر اثر میدان مغناطیسی متناوب ۲ میلی‌تسلا با فرکانس ۲۰۰ هرتز به همراه اوستین روی تکثیر سلول‌های اندوتلیال ورید بند ناف انسانی (HUVEC) بررسی شده‌ است. سلول‌ها به مدت ۴۸ ساعت تحت تأثیر مخلوط محلول غلظت ۵۰ میکروگرم در میلی‌لیتر فاکتور رشد اندوتلیال عروقی(VEGEF) و اواستین در غلظت‌های‌( صفر(کنترل دارو)، ۵۰، ۱۰۰، ۲۰۰ و ۴۰۰ میکروگرم در میلی‌لیتر) و همچنین گروه‌های تیمار میدان به مدت زمان‌های ۳، ۶، ۱۲، ۲۴ و ۴۸ ساعت در معرض میدان مغناطیسی قرار‌گرفتند. سپس بررسی تکثیر سلول‌ها با استفاده از تست رنگ‌سنجی آلامار‌بلو انجام شد. داده‌ها با آنالیز واریانس سه‌عاملی تحلیل گردید. بر‌اساس یافته‌ها، زمان‌های مواجهه ۱۲، ۲۴ و ۴۸ ساعت، کاهش معنی‌داری در تکثیر سلول‌ها در مقایسه با گروه کنترل ایجاد کردند اما در تیمارهای ۳ و ۶ ساعت این تفاوت معنی‌دار نبود. همچنین میزان اثرات تداخلی عوامل مذکور با یکدیگر بر تکثیر HUVEC، مورد بررسی قرار‌گرفت.
هلیا رمضانی، محدثه لاری پور، مینو صدری،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۱۱-۱۴۰۱ )
چکیده

در میان منابع روغن­ها (گیاهی، حیوانی، میکروارگانیسمی)، روغن میکروبی توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است. میکروارگانیسم­های روغنی قادر به تجمع ۲۰ تا ۸۰درصد لیپید در هر زیست ­توده خشک هستند. در میان میکروارگانیسم­های مختلف (باکتری­ها، میکروجلبک­ها، گونه­ های قارچی از جمله مخمرها) برخی از مخمرها بعنوان منبع برتر تولید روغن در نظر گرفته شده ­اند. Yarrowia lipolytica نمونه­ ای عالی از میکروارگانیسم­های روغنی با بازده بالای تولید چربی است. با استفاده از تفاله­ های روغن­ کشی ارزان، بومی و در دسترس، بعنوان بستر تولید، می­توان هزینه روغن تولید­شده توسط مخمرها را کاهش داد. روغن میکروبی تولید­ی برای مصارف دارویی، غذایی و آرایشی-بهداشتی کاربرد دارد. در این مطالعه، پلئومورفیسم Yarrowia lipolytica (ATCC ۱۸۹۴۲) در محیط­ های کشت مختلف به صورت میکروسکوپی بررسی شد. پس از کشت مخمر در محیط­ های حاوی تفاله­ های روغن­ کشی زیتون، کنجد و آفتابگردان، در شرایط کشت نیمه­ باز اسیدهای چرب تولید­شده، با استفاده از تکنیک GC-MS و FTIR بررسی شدند. محیط حاوی تفاله زیتون پس از بررسی نتایج انتخاب شد و لیپید میکروبی تولیدی در این محیط استخراج شد. سپس وزن خشک زیست­توده و چربی میکروبی اندازه گیری شد. نتایج حاصل نشان داد که اسیدهای چرب استخراج­ شده از محیط حاوی تفاله زیتون، شامل اولئیک اسید، پالمیتیک­ اسید، لینولئیک­ اسید و استئاریک اسید بود که این محیط بهترین میزان تولید اسیدهای چرب را در بین تفاله­ ها داشت. مقدار چربی میکروبی و وزن خشک به ترتیب ۴/۰۷ و  ۷/۸۳ گرم/لیتر و بازده تولید چربی میکروبی ۵۱/۹۷درصد به دست آمد.

، ، ولی الله بابایی پور،
دوره ۱۴، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۴۰۱ )
چکیده


 در این مطالعه، تخمیر جوانه گندم با پودر مخمر نانوایی صنعتی برای تولید FWGE با محتوای بالای ۲،۶-DMBQ با رویکرد افزایش مقیاس در مقیاس بیوراکتور Bench انجام شد. محتوی ۲,۶-DMBQ جوانه گندم تخمیر شده با بهینه‌سازی سه متغیر pH اولیه، دمای تخمیر و سرعت همزدن در دو سطح با استفاده از روش تاگوچی در بیوراکتور همزن­دار افزایش داده شد. محتوای ۲،۶-DMBQ نمونه ها طی ۱۴، ۱۶ و ۱۸ ساعت پس از تخمیر تعیین شد و سپس نتایج توسط نرم افزار Qualitek تجزیه و تحلیل شد. سپس اثر دور سانتریفیوژ روی میزان کدورت و تعداد مخمر موجود در سوپرناتانت نهایی بررسی شد. در انتها، سوپرناتانت توسط خشک کن پاششی با دمای ورودی C°۱۲۰ و دمای خروجی C° ۶۹-۷۰ خشک شد و میزان ماده موثر ۲,۶-DMBQ، pH، رطوبت وخاکستر تعیین شد. در شرایط بهینه: pH اولیه ۶، دمای تخمیر C°۳۲ و سرعت هم زدنrpm ۸۰، حداکثر ۵۲۷/۱ میلی گرم ۲،۶-DMBQ در هر گرم FWGE به دست آمد. نتایج جداسازی نشان داد که سرعت سانتریفیوژ تأثیر معنی‌داری بر کدورت نهایی و تعداد مخمرهای باقی‌مانده ندارد و بنابراین g۳۰۰۰ بعنوان سرعت بهینه انتخاب شد. با این حال، به دلیل محتوای بالای مخمر در مایع رویی، فیلتراسیون پس از سانتریفیوژ مورد نیاز بود. به دلیل سرعت بالای خشک شدن نمونه، رطوبت کم محصول نهایی و راندمان بالا در مقیاس صنعتی، نمونه ها با استفاده از خشک کن اسپری خشک شدند. در نهایت رطوبت، پروتئین، خاکستر و pH محصول نهایی اندازه گیری شد.
علی ابیض، الیاس افرا، احمدرضا سرائیان،
دوره ۱۴، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۴۰۱ )
چکیده

در تولید بریکت­های سوختی از افزودنی­های متفاوتی با هدف بهیود پارامترهای فنی استفاده می­شود. در تحقیق حاضر دو نوع بایندر لیگنوسلولزی شامل نانوسلولز و لیگنین استفاده شده است. به دلیل ساختار شیمیایی متفاوت و اختلاف ارزش حرارتی هر یک از این دو ماده (لیگنین و نانوسلولز) و اختلاف مکانیسم عملکرد آنها بر بهبود ویژگی­های حرارتی بریکت­های سوختی، به­منظور بررسی محصول نهایی از آنالیز حرارتی با استفاده از آزمون اندازه گیری ارزش حرارتی  و نمودارهای TGA  و DTA استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان دهنده اثرات مثبت کاربرد بایندرهای سلولزی در بهبود رفتار حرارتی بریکت سوختی می­باشد. آنالیز رفتار حرارتی نشان داد که تیمارهای نانوسلولز ۹% و لیگنین ۹%  به ترتیب با MJ/Kg ۸۵/۱۹ و MJ/Kg ۷۵/۲۵ بیشترین مقدار ارزش حرارتی را  نسبت به نمونه شاهد دارند. منحنی بدست آمده از آنالیز توزین حرارتی (TGA)  نمونه شاهد و نمونه های تیمار شده با لیگنین و نانوسلولز  نشان می دهد که نمونه های تیمار شده دارای نرخ از دست دادن وزن کمتر، نرخ سوختن بیشتر و دمای سوختن بالاتر می­باشند.
آرزو معرفت، لیلا صادقی، غلامرضا دهقان،
دوره ۱۴، شماره ۲ - ( ۳-۱۴۰۲ )
چکیده

امرزه استفاده از بیوکاتالیست‌ها در صنعت اهمیت فراوانی دارد. چون آنها واکنش‌های شیمیایی را با صرف کمترین انرژی و بالاترین بازده انجام می‌دهند. در این بین آنزیم‌های باکتریایی با توجه به روش آسان کلون‌سازی و بیان بالای پرتئین‌ها در میزبان قابل دستورزی اهمیت خاصی دارند. آنزیم سلولاز فراوانترین پلیمر موجود در طبیعت را به واحدهای گلوکز هیدرولیز می‌کند. ‌گلوکز تولید شده از این روش می‌تواند کاربردهای متنوع داشته باشد از جمله تولید سوخت زیستی، شیرین کننده در صنایع غذایی و تولید اتانول. با توجه به کاربرد گسترده این آنزیم، در سال‌های اخیر کلون‌سازی و تولید آن در میزبان‌های دستورزی شده گسترش یافته است. این مطالعه به منظور جداسازی، غربالگری و شناسایی سویه‌های بومی تولید کننده آنزیم اندوگلوکاناز از نمونه‌های خاک اطراف ریشه درخت افرا در منطقه شمال کشور انجام شد. سویه‌های جدا شده با استفاده از توالی یابی ژن ۱۶S rRNA شناسایی شدند. پس از شناسایی نوع باکتری(Enterobacter hormaechei) ، تکثیر ژن آنزیم اندوگلوکاناز ابتدا توسط آغازگرهای دژنره و سپس توسط آغازگرهای اختصاصی دارای توالی‌های برشی انجام شد و الحاق ژن در پلاسمید مناسب با استفاده از آنزیم‌های برشی و الحاقی مناسب صورت گرفت. سپس پلاسمید نوترکیب حاصل به میزبان E.coli BL-۲۱منتقل شد و بیان پروتئین هدف با تحریک اوپران لک در غلظت mM ۱ IPTG انجام گرفت. ثابت‌های کینتیکی آنزیم از جمله Vmax و Km به ترتیب برابر با ۴۵ میکرومول در دقیقه و ۴/۱ میلی‌گرم در میلی لیتر محاسبه گردید. بهینه شرایط فعالیت آنزیم نوترکیب تولید شده در دمای °C۳۷ و pH ۷ می‌باشد.

پروانه اسمعیل نژاد اهرنجانی، آزاده زحمت کش،
دوره ۱۴، شماره ۲ - ( ۳-۱۴۰۲ )
چکیده

فرآیند تولید توکسویید دیفتری توسط نرم افزار SuperPro Designer طراحی و تاثیر اعمال تغییرات در فرآیند بر بازده و هزینه­های تولید بررسی شد. با علم بر فرآیند واقعی تولید توکسویید، از بیوراکتور با شرایط عملیاتی بهینه و از سانتریفیوژ صنعتی دیسک انباشته به جای فیلتر پرس به منظور جداسازی پیکره باکتری استفاده شد. اعمال این تغییرات همراه با افزودن پمپ میان بیوراکتور و سانتریفیوژ بود. نتایج نشان می­دهد که بهبود شرایط عملیاتی بیوراکتور می­تواند موجب افزایش ۲۵ درصدی تولید توکسین، یعنی افزایش تولید از ۷ میلیون دوز به ۷۵/۸ میلیون دوز ­شود. هدررفت توکسین در فیلتر پرس (۱۴ درصد) با استفاده از سانتریفیوژ کاملا برطرف و در مجموع موجب افزایش ۴۴ درصدی تولید توکسویید خواهد شد. همچنین، این تغییرات می­تواند منجر به کاهش ۱۶ درصدی زمان فرآیند، کاهش ۲۹ درصدی آب مصرفی و اما افزایش ۳۲ درصدی مصرف انرژی شود. به طور کلی نتایج شبیه­سازی نشان داد هزینه­ مربوط به تجهیزات جدید در فرآیند بهبود ­یافته­ی پیشنهادی طی دو بچ تولید قابل برگشت خواهد بود.
 
فوزیه مقدمی، امیرارسلان کاویانی فرد،
دوره ۱۴، شماره ۴ - ( ۶-۱۴۰۲ )
چکیده

میکروارگانیزم‌‌ها نقش مهمی در تشکیل معادن دارند. در این پژوهش باکتری‌‌‌‌های موجود در ذخایر طلای آق‌‌دره تکاپ جداسازی و با خاک­های کشاورزی، مقایسه شدند. شناسایی جدایه­ها با استفاده از آنالیز قطعه S rDNA۱۶ انجام و جستجوهای همولوژی با استفاده از ابزارهای تحت وبِ BlastN، EzTaxon و RDP Classifier انجام گرفت. همچنین مقاومت جدایه‌‌ها در برابر آرسنیک و نقره در حضور و عدم حضور ppm ۳,۵ طلا بررسی شد. هرچندکه خاک شاهد تنوع باکتریایی زیادی را نشان داد (۴۳ جدایه متعلق به ۱۳ جنس)، اما از خاک­های معدن، تنها ۱۷ جدایه باکتریایی که به ۱۱ جنس تعلق داشتند؛ جداسازی شد که شامل Acinetobacter ، Agrobacterium، Comamonas، Deinococcus، Listeria، Microbacterium، Micrococcus ، Pseudomonas، Rhizobium، Roseomonas و Staphylococcus بودند. باکتری‌‌های A. radiobacter، D. ficus، M. antarcticus، M. luteus،R. radiobacter و R. selenitidurans قادر به تحمل مقادیر مختلفی از آرسنیک و نقره در حضور طلا بودند و در این میان باکتری‌‌های A. radiobacter و D. ficus بیشترین مقاومت را نشان دادند به طوریکه در حضور ppm۵۰ آرسنیک، ppm ۵۰ نقره و ppm ۳,۵ طلا قادر به رشد بودند. نتایج ما نشان داد تعداد و تنوع باکتری‌‌ها در خاک­های حاوی فلزات طلا، نقره و آرسنیک؛ کمتر از خاک­ کشاورزی بود. همچنین مشخص شد تنوع باکتری‌‌های موجود در معادن طلا، به میزان طلا و نیز میزان و نوع عناصر همراه با آن نیز بستگی داشت. دو گونه­ی باکتریایی بومی A. radiobacter و D. ficus نیز بدلیل مقاومت بسیار بالا به آرسنیک و نقره، از پتانسیل مناسبی برای استفاده صنعتی در محیط­های آلوده به این فلزات برخوردارند.
 
محمد علیزاده، مهدی زین الدینی، زهرا مردشتی، نرگس تنها،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( ۴-۱۴۰۳ )
چکیده

 فناوری های نوین در تعیین جنسیت تخم مرغ، کمک زیادی به پایان معدوم سازی جوجه های نر خواهد کرد که این امر سبب صرفه جویی زیادی در صنعت مرغداری می گردد. این فناوری ها به قدری ارزشمند و با اهمیت است که شرکت ها و مراکز تحقیقاتی زیادی حاضر به سرمایه گذاری های کلان برای پیشرفت در این حوزه بوده و هستند. امروزه از دو روش تهاجمی و غیر تهاجمی جهت تعیین جنسیت تخم مرغ استفاده می شود. روش های تشخیصی تهاجمی اغلب منجر به کاهش زنده ماندن نمونه ها می گردد، درحالیکه روش های غیر تهاجمی با دقت بالا و زنده مانی نمونه ها، قابلیت توسعه زیادی را بین محققین ایجاد کرده است. به بیان دیگر روش های تشخیصی تهاجمی با درصد بالایی تعیین جنسیت جنین های درون تخم مرغ را انجام می دهند اما می تواند سبب به خطر انداختن ادامه فرآیند جوجه کشی شده و امنیت غذایی را به خطر اندازد. اما کاربرد روش های غیر تهاجمی در راستای استفاده صنعتی به واسطه عدم ایجاد مخاطره برای جنین جوجه در روند تشخیص جنسیت، دارای اولویت است. در این مقاله مروری ضمن بررسی اهمیت تعیین جنسیت در زمان جوجه کشی برای صنایع مرغداری، تلاش شده است تا تمامی فناوری های نوین بکارگیری شده به منظور تعیین جنسیت در مرحله تخم ریزی و جوجه کشی بررسی و مقایسه ای نیز بین آنها از نظر فواید و معایب صورت گیرد.
 
پوران بدیری، مجید صادقی زاده، بیژن بمبئ، سیده زهرا بطحائی، مهرناز بحرینی، زرین مینوچهر،
دوره ۱۵، شماره ۴ - ( ۷-۱۴۰۳ )
چکیده

مقدمه: پپتید آمیلوئید ‌بتا () علت اصلی تشکیل پلاگ‌های سمی در بیماران آلزایمری می‌باشد. به‌همین علت، مطالعه بر روی این پپتید و شناخت مکانیسم‌های مولکولی و سلولی مرتبط آن، در تشخیص و درمان بیماری ضروری است. پژوهش حاضر یک روش سریع، آسان و ارزان برای تولید و خالص‌سازی این پپتید ارائه داده که بر اساس بیان ژن در سیستم باکتریایی است.

مواد و روش‌ها: ژن سنتز و به وکتور بیانی pET۲۶b انتقال یافت. پس‌از القا با لاکتوز و انکوباسیون ۲۴‌ساعته جهت بیان پپتید، رسوب سلولی حاصل به منظور بررسی و تایید وجود پپتید نوترکیب بوسیله SDS-PAGE و وسترن بلات بررسی گردید. سپس خالص‌سازی پپتید نوترکیب با روش کروماتوگرافی تمایلی ستون Ni-NTA صورت گرفت. تعیین ویژگی کشندگی سلولی خالص، در غلظت های  µM ۲۵  و  µM ۵۰ با استفاده از آزمون MTT  بر روی لاین سلولی مدل آلزایمر(SH-SY۵Y) انجام شد.
نتایج: نتایج PCR Colony و تعیین‌توالی تاییدکننده ورود صحیح قطعه بیان‌کننده به داخل وکتور بیانی می باشد. بررسی طول باندها در SDS PAGE و وسترن بلات، نمایانگر بیان موفقیت‌آمیز پپتید نوترکیب حاوی دنباله هیستیدینی می‌باشد. در نهایت نتیجه آزمون MTT نشان داد که پپتید خالص‌شده در غلظت‌های µM۲۵  و  µM۵۰ به‌ترتیب دارای کشندگی ۳۰ و ۵۰ درصدی است.
بحث: تولید پپتید آمیلوئید ‌بتا در میزبان‌های باکتریایی بسیار مطلوب به‌نظر می‌رسد. همچنین به‌دست‌آوردن پپتید خالص به صورت محلول یک مزیت مهم این تحقیق می‌باشد. با توجه به عملکرد کشندگی پپتید خالص‌شده، میتوان از آن برای تیمار سلول‌های مدل و انجام مطالعات پیرامون آلزایمر استفاده نمود.
 



صفحه ۱ از ۱