جستجو در مقالات منتشر شده
۴ نتیجه برای آراسته
علی صالح زاده، امیر آراسته،
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۶ )
چکیده
سابقه و هدف: رشته های آمیلوئیدی، تجمعاتی رشته مانند هستند که از انواع مختلف پپتید ها و پروتئین ها بوجود می آیند و با توجه به شکل ظاهری شان در تصویر میکروسکوپ الکترونی و همچنین طی روش هایی مثل اتصال رنگ (dye binding) و حضور ساختار های رشته ای مبتنی بر صفحات بتای ارتقاء یافته و در تعامل با هم (cross beta) از سایر رشته های پروتئینی قابل تمیز می باشند. رشته های آمیلوئیدی در ایجاد بیماریهایی با نام عمومی Amyloidosis دخیل می باشند. بیماری هایی مثل الزایمر، پارکینسون و دیابت تیپ۲ که در هر کدام نوع خاصی از پروتئین به صورت رشته های آمیلوئیدی (amyloid fibers) یا شبه آمیلوئیدی (amyloid-like fibers) در می آیند. بسیاری از پروتئین هایی را که در محیط in vivo آمیلوئیدی نشده اند را می توان در آزمایشگاه تحت شرایط خاصی به فرم آمیلوئیدی تبدیل نمود.
مواد و روشها: برای سنجش تشکیل فیبریل ها از روشهای جذب سنجی کنگورد، نشر فلورسانس ThT، داده های CD و تصاویر میکروسکوپ الکترونی گذاره استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که حداکثر میزان تولید فیبریلهای آمیلوئیدی در غلظت ۵ میلی گرم بر میلی لیتر، دمای ۵۰ درجه سانتیگراد و pH برابر ۴/۷ تشکیل می شود.
نتیجه گیری: می توان رشته های آمیلوئیدی حاصل از کاپا کازئین را بعنوان نانو مواد جدید معرفی کرده و از اینرو نتایج حاصله، با توجه به کاربردهای متنوع نانو مواد، فرایند بهینه سازی تولید این رشته ها از پروتئین ارزان و در دسترس موجود در شیر را توجیه می نماید.
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۱۰- )
چکیده
در این پژوهش کنترل مستقیم گشتاور در نوعی محرکه پنج سطحی خازنی بر اساس جدول کلیدزنی ۲۴ قطاعی پیاده سازی شده است. در جدول ارائه شده مشکل فراجهش ولتاژ ناشی از بالا بودن dv/dt اعمال شده به استاتور در مقایسه با جدول کلیدزنی ۱۲ قطاعی کاهش یافته است. جدول ارائه شده ازتمامی بردارهای موجود در مبدل پنج سطحی کمک گرفته و در نتیجه انعطاف بیشتری نسبت به کارهای قبلی داشته و ریپل سرعت (گشتاور) را کاهش می دهد. شبیه سازی در سیمولینک این بهبود را تأیید می کند. این راهبرد برای نوعی محرکه پنج سطحی مقیاس کوچک توسط پردازنده TMS۳۲۰F۲۸۱۲ پیاده سازی و نتایج عملی در اینجا ارائه شده است.
دوره ۲۱، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۶ )
چکیده
بررسی روابط و نوع تعامل فضایی میان بنادر و مناطق پسکرانهای آن در ساختار فضایی سرزمین، یکی از دغدغههای اصلی برنامهریزان شهری و منطقهای است. بااینوجود، این موضوع در ایران، کمتر موردتوجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف این مقاله، کشف روابط آشکار و نهان فضایی میان بنادر جنوبی و کانونهای اصلی مناطق پسکرانهای در مقیاس سرزمین ایران و واکاوی ساختار فضایی بندر-پسکرانه بر مبنای دادههای کیفی است. در همین راستا، پارادایم روشی مقاله برساختی-تفسیری، روششناسی آن کیفی و رویکرد مورداستفاده بر اساس نظریه زمینهای میباشد. یافتههای تحقیق نشان میدهد بنادر جنوبی ایران، شامل بنادر اصلی و بنادر محلی، اغلب بهعنوان توزیعکننده کالا از مناطق پیشکرانه به کانونهای اصلی پسکرانهای در مقیاس ملی، بخصوص شهر تهران، فعالیت دارند. هرچند وجود ذخایر غنی انرژی و معدنی در پسکرانههای سواحل جنوبی کشور و همچنین بنادر مهم پیشکرانهای منطقهای (همچون شهر-بندرهای جهانی دبی و شارجه)، سبب رونق اقتصاد محلی در کریدور ساحلی جنوب کشور شده است؛ درحالیکه ساکنین پسکرانههای محلی و منطقهای از این رونق اقتصادی بیبهرهاند. نکته قابلتأمل این است که در اغلب بنادر توسعهیافته جهانی، انتشار جریان توسعه از بندر به سمت پسکرانههای محلی و منطقهای بوده و الگوی منطقهگرایی بندرگاهی را شکل دادهاند. بنابراین درصورتیکه بتوان الگوی ساختار فضایی پیشکرانه-بندر-پسکرانه را در ایران مشابه الگوی مرکز-پیرامون-مرکز (ساختار هندسی مشابه لوزی) شبیهسازی نمود، در مقیاس بنادر توسعهیافته در سایر نقاط جهان، الگوی فضایی این ساختار اغلب بهصورت پیرامون-بندر-پیرامون (ساختار هندسی مشابه هذلولی) شکل گرفته است.
دوره ۲۵، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۰ )
چکیده
گردشگری طبیعتمبنا راهبردی برای توسعۀ پایدار محلی است و میتواند نقش مهمی در دستیابی به اهداف توسعۀ پایدار سازمان ملل، بهویژه در کشورهای درحالتوسعه، ایفا کند. شناسایی مناطق دارای قابلیت بالقوۀ گردشگری طبیعتمبنا و برنامهریزی و ایجاد زیرساخت برای آنها، یکی از راهکارهای توسعۀ این نوع گردشگری محسوب میشود. منطقۀ شرق استان لرستان بهدلیل قرار گرفتن در دامنۀ رشتهکوه زاگرس، از جاذبههای طبیعی متعددی، همچون قلههای متعدد، آبشارها و رودخانههای منحصربهفرد، دریاچهها و تالابهایی با اکوسیستم کمنظیر و ... ، برخوردار است که ظرفیت بالقوۀ این منطقه برای گردشگری طبیعتمبنا را نشان میدهد؛ هرچند از این توانهای بالقوه درجهت توسعۀ منطقهای بهرۀ کافی نبردهاند. هدف این پژوهش تعیین ظرفیت و رتبهبندی شهرستانهای این منطقه برمبنای گردشگری طبیعتمبنا است. برای این منظور، معیارهای مستخرج در پژوهشهای جهانی، با بهرهمندی از نظر متخصصان، برای منطقۀ شرق استان لرستان بومیسازی و درنهایت، ۱۳ معیار برای ارزیابی تعیین شد. وزن معیارها نیز براساس آرای کارشناسان و بهکارگیری روش «بهترین ـ بدترین» در نرمافزار لینگو مشخص شده است. همچنین، پس از رتبهبندی با استفاده از روش تصمیمگیری چندمعیارۀ آراس (ARAS)، شهرستانهای خرمآباد، الیگودرز و دورود در رتبههای اول تا سوم و شهرستانهای بروجرد و ازنا بهترتیب در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند. درنهایت، براساس رتبه و موقعیت جاذبههای گردشگری طبیعتمبنای منحصربهفرد آنها، مسیرهای گردشگری و سازمان فضایی پیشنهادی گردشگری طبیعتمبنا برای شهرستانهای شرق استان لرستان پیشنهاد شده است.