۸۰ نتیجه برای اصفهانی
دوره ۱، شماره ۱ - ( شماره ۱ (پیاپی ۱)- ۱۳۹۲ )
چکیده
واژه «گوتیک» صفتی است که به شکل ضمنی به انتساب یا تعلق چیزی به قوم «گوت» اشاره می کند. همچنین گوتیک نام یک ژانر ادبی است که در دهه ۱۷۶۰ تا ۱۸۲۰ به وجود آمد و هنوز هم به اشکال گوناگون دیده می شود. محیط های این ژانر معمولاً قصرهای دربسته، ویرانه ها و زمین های متروک هستند. ادبیات گوتیک را باید شاخه ای از مکتب رمانتیسم یا پیش رمانتیسم به شمار آورد. داستان های گوتیک بیشتر حکایت های تیره و تاری از معماها، هراس ها و امور ماورائی هستند که حول یک راز مخفی و وحشتناک شکل گرفته اند. گوتیک سبکی در معماری و مجسمه سازی مربوط به قوم گوت ها بود که علاوه بر معماری و هنر وارد ادبیات نیز شد. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به بررسی عناصر گوتیک در ادبیات داستانی می پردازیم.
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده
در این پژوهش دو داستان « علویه خانم » و «حاجی آقا» از هدایت و « ویولن روتچیلد » و «بانو و سگ ملوس» چخوف از دیدگاه طنز اجتماعی مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفتهاند. درونمایه این داستانها نابسامانیهایی است که به صورت طنزگونه و خندهدار به تصویر کشیده شدهاند. هریک از شخصیتها نماینده قشر خاصی هستند. شباهتهای اخلاقی و شخصیتی خاصی بین شخصیتهای داستانها از جمله حاجی آقا و یاکوف و همچنین آنا بانوی داستان چخوف و علویه خانم وجود دارد. اما آنچه در آثار این دو نویسنده متفاوت است نوع نگرش آنها است؛ چخوف با لحنی امیدوارانه انتقاد میکند، حال آنکه یأس و ناامیدی در داستانهای هدایت به افراط دیده میشود. مهمترین موضوعاتی که در آثار مورد بررسی این دو نویسنده قابل توجه است عبارتاند از معضلات اجتماعی، بیعدالتی، وجود فساد در بین طبقات مختلف جامعه و همدردی با انسانها، که همه این موارد با طنزی گزنده بیان شدهاند و مخاطب را به ابراز همدردی وا میدارند. هدف در این پژوهش بررسی مشترکات این دو نویسنده در شیوه پرداختن به طنز اجتماعی و مقایسه آن دو با یکدیگر است.
دوره ۲، شماره ۶ - ( تابستان ۱۴۰۰ )
چکیده
هدف از پژوهش حاضر ارائۀ الگوی کیفیسازی اوقات فراغت زنان و دختران در خانواده با رویکرد مبتنیبر فعالیتهای جسمانی در استان اصفهان بود. ایـن پژوهش با استفاده از روش کیفی با رویکرد سیستماتیک نظریـۀ دادهبنیـاد بـه انجـام رسـید. جامعۀ نظری شامل استادان صاحبنظر و مجرب در حوزۀ ورزش بانوان و اوقات فراغت بود که جهت نمونهگیری نیز از روش گلولهبرفی بهره گرفته شد. ابزار و روش گردآوری داده، مصاحبه از نوع نیمـهسـاختاریافته بود، و اجرای مصاحبهها تا اشباع نظری پانزده مصاحبه ادامـه یافتنـد. جهت تحلیل دادهها از رویکرد سیستماتیک شامل سه گام اصلی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی بهره گرفته شـد. در مرحلۀ کدگذاری محوری، پیوند میان این مقولهها ذیل عناوین شرایط علّی (حمایت دیگران مهم، ساماندهی، کاربردی بودن فعالیتها، نهادینهسازی فعالیتها)، عوامل زمینهای (جذابیتهای محیطی، شرایط محیطی، جذابیتهای ورزشی)، عوامل مداخلهگر (تغییرات تکاملی، موانع فرهنگی و اجتماعی، هژمونی جنسیتی، کلانروندها، موانع ساختاری)، راهبردها (آموزش و فرهنگسازی، تمهیدات حمایتی از ورزش تفریحی زنان، ترویج و توسعۀ فعالیتهای جسمانی، ارج نهادن به کرامت زنان و دختران، عدالت در اجرای فعالیتها، حمایت رسانهای) و پیامدهای کیفیسازی اوقات فراغت زنان (کاهش ناهنجاریهای رفتاری، توانمندسازی فردی، توانمندسازی جمعی، افزایش مشارکتپذیری) در قالب پارادایم کدگذاری تعیین شد. مدیران ورزش استان میتوانند از نشانها، مفاهیم و مقولههای شناساییشده در برنامهریزیهای آتی خود بهمنظور کیفیت بخشیدن اوقات فراغت زنان و دختران در خانواده با رویکرد مبتنیبر فعالیتهای جسمانی استفاده کنند و راهبردهای متناسب پیشنهادی را جهت جبران عقبماندگی و توسعه ورزش بانوان بهکار گیرند
دوره ۳، شماره ۶ - ( ۸-۱۳۹۴ )
چکیده
عقایدالنسا تألیف آقاجمال خوانساری یکی از ارزشمندترین رسائلی است که به حوزۀ ادبیات عامه تعلق دارد. این رساله از نظر محتوا ارزش فراوانی در شناخت زنان و بهویژه زنان عصر صفوی دارد. اگرچه در این اثر به رفتار و آداب زنان در ارتباط با دیگران، تعریض و انتقاد شده است؛ اما محتوای آن تنها بیانگر روابط و عادات زنان نیست، بلکه اهمیت بسیاری در شناخت اجتماع آن دوران و روابط حاکم بر افراد جامعه دارد. گذشته از اهمیت محتوایی، این اثر از نظر ساختار نیز ویژگی منحصربهفردی دارد. شیوۀ روایت در این کتاب به سبک نقیضهپردازی است. نقیضهپردازی یکی از روشهای طنزپردازی است که چندان به آن توجه نشده است. تحلیل این اثر با استناد به منابع موجود و نیز با هدف روشنشدن ارزش محتوایی و ساختاری این اثر است. از آنجا که ساختار نقیضی این اثر به یاری نقض و قلب محتوایِ رسائل عملیه نگاشته شده، نگاهی اجمالی به محتوای آن نیز بایسته است. بررسی انواع نقیضه، کارکرد این تکنیک و هدف کاربرد این روش، مسائلی هستند که در نوشتار حاضر بدانها خواهیم پرداخت. این رساله از دو جنبۀ محتوا و ساختار از منابع ارزشمند ادبیات عامه شمرده میشود
دوره ۳، شماره ۱۰ - ( تابستان ۱۳۸۹ )
چکیده
نقد ادبی به دلیل وجود محدودیت هایی قادر به اتصال “جهان متن” به جهان خواننده و بررسی همه زوایای یک متن داستانی نیست، بدین منظور نیاز به نظریه ای است که هم از دیدگاه علمی و هم از دیدگاه خلاقیت ادبی بتواند وارد فضای متن شود، نظریه ی جهان های متن در بوطیقای شناختی این امکان را ایجاد می کند. در این مقاله به تحلیل مجموعه ی داستان بیژن نجدی به نام “یوزپلنگانی که با من دویده اند”، با توجه به لایه های مختلف جهان های متن می پردازیم. پرسش این پژوهش این است که آیا نظریه ی “جهان متن” قادر به شناسایی عناصری که منجر به ساخت روایت داستان های نجدی می شوند، هست؟ و دیگر این که تولید و دریافت جهان داستانی نجدی چگونه از دیگر نویسندگان متمایز می شود؟ فرضیه ی پژوهش این است که سه لایه ی “جهان گفتمان”، “جهان متن” و “جهان زیرشمول” هر کدام بخشی از روایت داستانی را شکل می دهند. در پاسخ به پرسش دوم، فرض بر این است که نجدی در آثار خود، با ایجاد عناصر مشترک در همه ی داستان ها جهان گفتمانی منسجمی ایجاد می کند و بدین سان داستان های مجزا را به صورتی نامرئی به هم مرتبط می کند که این ویژگی او را از دیگر نویسندگان متمایز می سازد. با توجه به مطالعه ی آثار او، هر جهان، می تواند جهان های دیگری را در خود درونه گیری کند و به شکل گیری فضای داستانی با شگردهای مختلف روایی بینجامد. درواقع، جهان های زیر شمول به ساخت روایت داستانی با استفاده از فعال سازی داستان های زیرساختی می انجامد که مشخصه ی اصلی آثار این نویسنده است.
دوره ۴، شماره ۱۴ - ( تابستان ۱۳۹۰ )
چکیده
نقد ادبی به دلیل وجود محدودیتهایی قادر به اتصال جهان متن به جهان خواننده و بررسی همه زوایای یک متن داستانی نیست، بدین منظور نیاز به نظریهای است که هم از دیدگاه علمی و هم از دیدگاه خلاقیت ادبی بتواند وارد فضای متن شود که نظریهی جهانهای متن در شعرشناسی شناختی این امکان را ایجاد میکند. برای ارزیابی این نظریه، در این مقاله به تحلیل داستانهای بیژن نجدی در مجموعهی “یوزپلنگانی که با من دویدهاند”، با توجه به لایههای مختلف جهانهای متن میپردازیم.
در نظریهی جهان متن سه لایه وجود دارد که عبارتاند از: جهان گفتمان، جهان متن و جهان زیرشمول. نجدی در آثار خود، با ایجاد عناصر مشترک در همهی داستانها جهان گفتمانی منسجمی برای مجموعه داستان خود ایجاد میکند و بدینسان داستانهای مجزا را به صورتی نامرئی به هم مرتبط میکند. در نظریه جهان متن، فقط آن اطلاعاتی که بافت لازم را شکل میدهد، به کار میرود و دو لایهی متفاوت به نام عناصر جهانساز و گزارههای نقشگستر به شکلگیری متن کمک میکنند که زمان، مکان، شخصیت و اشیاء در داستان در لایهی اول و نوع متن، نوع اسناد، کارکرد و کارگفتها در لایهی دوم متن شکل میگیرند. نکته حائز اهمیت در این نظریه، با توجه به مطالعهی آثار نجدی، این است که هر جهان، میتواند جهانهای دیگری را در خود درونهگیری کند و به شکلگیری فضای داستانی با شگردهای مختلف روایی بینجامد. درواقع، جهانهای زیر شمول به ساخت روایت داستانی با استفاده از دانش پیشزمینهای و فعالسازی داستانهای زیرساختی میانجامد که مشخصهی اصلی آثار این نویسنده است.
دوره ۵، شماره ۱ - ( شماره ۱ پیاپی ۱۸- ۱۳۸۰ )
چکیده
-
دوره ۵، شماره ۱ - ( زمستان ۱۴۰۳ )
چکیده
مبانیِ میرداماد در ترسیم جهانبینیِ حکمت یمانی و پردازش نظریّۀ حدوث دهری، محصول تهذیب و بسط جهانبینیِ سینوی است. او با الهام از مفاد برخی آیات و روایات و در راستای جمع میان عقل و نقل، با توسعه و تغییر در مباحث «دهر و سرمد»، «اقسام تقدّم و تأخّر» و «اقسام حدوث»، تلاش کرده تا بدون کمترین اخلال در پیکرۀ عقلانیِ فلسفۀ سینوی، زمینۀ قول به حدوث واقعی و تأخّر انفکاکیِ عالم امکان را فراهم نماید. در این مقاله، ضمن اشارهای کوتاه به بهرههای میرداماد از ادلّۀ نقلی و وابستگی او به آموزههای ابنسینا در طرح نظریّۀ حدوث دهری، نشاندادهایم که تغییرات میرداماد در سازوارۀ اندیشۀ سینوی، درست به اندازۀ دقّت خود، کلان نیز هستند؛ بهگونهای که با کنارنهادنِ توسعههای او، راه برای طرح و اثبات نظریّۀ حدوث دهری بسته خواهد شد. میتوان تلاش میرداماد را برای ارائۀ قرائتی جدید از نظریّۀ پیدایش جهان در سایۀ آموزههای شریعت، از گامهای بلند در تدوین فلسفۀ شیعی به شمار آورد.
دوره ۵، شماره ۳ - ( تابستان ۱۴۰۲ )
چکیده
چکیده
بیشک، یکی از مهمترین وظایف دولتها در سده گذشته تحقق تامین اجتماعی بوده است؛ بهگونهای که وظایف دولت در برآورده ساختن تامین اجتماعی به امری مسلم تبدیلشده است. بااینوجود حدود مداخله دولت در برآورده ساختن تامین اجتماعی یکی از چالشهای اصولی سیاستگذاری بوده است و نظریات متعددی در این راستا مطرحشده است؛ یکی از این نظریات دولت تنظیمگر بوده است. هدف از پژوهش پیش و رو بررسی حدود مداخله دولت در نظام تامین اجتماعی در ایران است. اگرچه از رهگذر نظریات متعدد مداخله دولت در تامین اجتماعی بررسی شده است؛ لیکن مداخله دولت هنوز از منظر نظریه دولت تنظیمگر بررسی نشده است. روش تحقیق در این پژوهش تحلیلی- توصیفی است. حدود مداخله دولت در ایران بهمنظور تحقق تامین اجتماعی از منظر دولت تنظیمگر را میتوان به دو حوزه بخشی و فرا بخشی تقسیم کرد. با اینوجود تنوع موضوعات و درگیری نهادهای متعدد در راستای تحقق تامین اجتماعی موجب شکلگیری چالشهای متعددی برای تنظیمگری دولت در این حوزه شده است؛ مهمترین چالشهای تنظیمگری را میتوان توازی فعالیتها و وظایف، ابهامات و ایرادهای موجود در احکام قانونی حاکم بر ساختار کلان نظام تامین اجتماعی دانست.
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
چکیده
در این مطالعه، موضوع تعامل میان رهبری جنبشها با بدنه اجتماعی آنها با توجه به حوادث پس از انتخابات در سال ۱۳۸۸ در ایران بررسی شده است. برای این کار، از رویکرد تحلیل چارچوب استفاده شده که در سالهای اخیر در بررسی جنبشهای اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. این رویکرد به اهمیت چارچوبهای تفسیری در قابلفهم کردن وضعیت موجود برای مخاطبان جنبش و تأثیر آن بر توان بسیجگری رهبری جنبش میپردازد. نتایج تحقیق از تحلیل محتوای کیفی متن سخنرانیها و بیانیهها در یک دوره دوساله بهدست آمده است. نگارندگان در این مقاله، چارچوببندی رهبری جنبش قبل و بعد از انتخابات را به سه دوره مجزا تقسیم و ویژگیهای هر مرحله را بیان کرده و بر این اساس، نتیجه گرفتهاند که پویشهای درونی جنبش در طی رخدادهای اجتماعی، رهبران را نیز دچار تغییر میکند و چارچوببندی آنها را از وضعیت موجود تحت تأثیر قرار میدهد.
مریم گلابگیر، سید جواد مولی، کامران قائدی، محمد حسین نصر اصفهانی،
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۵ )
چکیده
مولتیپل اسکلروزیس ( MS) بیماری مزمن تخریبکنندهی میلین است که دستگاه عصبی مرکزی را درگیر میکند. سلولهای CD۴+ T گروهی از سلولهای دستگاه ایمنی اکتسابی هستند که نقش محوری در بروز پاسخهای ایمنی علیه عوامل بیگانه دارند. سلول های Th۱۷ یکی از زیررده های سلول هایT CD۴+هستند که در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس افزایش مییابند. microRNA ها (miRNA)RNA های غیر کد کننده هستند که بیان پروتئین ها را با هدف قرار دادن mRNA ی هدف آنها تنظیم می نمایند. اختلال بیانmiRNA ها نقش مهمی در بیماری زایی بیماری های خود ایمن دارد. هدف این مطالعه یافتن miRNA های احتمالی موثر بر مسیر تمایزی سلول های Th۱۷ به روش بیوانفورماتیکی است تا بتوان از این طریق این مسیر تمایزی را مهار و علائم این بیماری را کاهش داد. دراین مطالعه از طریق پایگاه داده های miRWalk و miRTarBase میانکنش های احتمالی و تایید شده میان برخی miRNA هایی که قبلا به صورت کلینیکی در بیماران مولتیپل اسکلروزیس تغییر بیان نشان داده اند و پروتئین های مسیر تمایزی سلول های Th۱۷ مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان دادmiR-۹ احتمالا با مهار تنظیم کننده های منفی مسیر تمایزی Th۱۷ می تواند تمایز سلول های Th۱۷ از سلول های T بکر را القا نماید و در مقابل miR-۱۷ وmiR-۱۰۶a/b احتمالا می توانند با مهار تنظیم کننده های مثبت این مسیرتمایز سلول های Th۱۷ را مهار نمایند و بنابراین می توانند به عنوان اهدافی برای مهار یا کاهش علائم و همچنین نشانگر تشخیصی در بیماران مبتلا به ام اس استفاده گردند.
دوره ۷، شماره ۳ - ( شماره ۳ پیاپی ۳۰- ۱۳۸۲ )
چکیده
--
دوره ۷، شماره ۵ - ( شماره ۵ (پیاپی ۳۳)- ۱۳۹۵ )
چکیده
بررسی ساختاری آثار کلاسیک روایی، جایگاه مناسبی برای کشف روابط مؤلفههای داستانی با زبان است. پیرنگ کامل منظومه عاشقانه مهر و ماه (جمالیدهلوی، ۱۳۵۳) بستری مناسب برای نشاندادن این روابط فراهم میکند. در زبان غنایی منظومه مذکور کارکرد ادبی و عاطفی زبان بر سایر نقشهای زبانی غالب است. هدف نگارنده در این جستار، جمع سه نظریه متمایز در حوزۀ ساختار داستان و کارکردهای زبان است که درنهایت، به الگویی کلی در این رابطۀ دوسویه منتهی میشود. هنگامیکه راوی بر حضور خود در داستان تمرکز کند (+) کارکرد عاطفی زبان قویتر میشود و زمانیکه به توصیف کنشها، کنشگران و سایر پدیدهها (+) میپردازد، کارکرد ادبی زبان خود را بیشازپیش نشان میدهد؛ زیرا در این ساحت همواره صنایع ادبی بیشتری بهاقتضای شیوه داستانپردازی کهن در متن وارد میشود. توصیفهای منظومه اعم از پدیدههای طبیعی، ظاهر و سیرت قهرمانان داستان و حتی شرح جزئیات برخی از کنشهای غنایی مانند شکار، شب زفاف، بزم و ... ــ که شتاب روایت را کاهش میدهد ــ دربردارندۀ ظهور کارکرد ادبی زبان غنایی است. شکوائیههای ذهنی، نجوای با خویشتن، مناظرههای یکسویه با عناصر طبیعت و... بهسبب بافت خاص زبانی که بیشتر با ادات ندا و تمنا همراه است با کارکرد عاطفی زبان غنایی رابطه مستقیم دارد. گفتمان عاطفی در بطن روایت شکل میگیرد و سازوکار کنشهای داستانی را به کمترین حد میرساند. استفاده از الگوی طرحواره عاطفی برای نشاندادن امیدواری شَوِشگر درعین ناامیدی و ایجاد اعتمادبهنفس برای وصال یار، از دیگر دستاوردهای این پژوهش است.
دوره ۸، شماره ۱ - ( شماره ۱ زمستان ۱۳۸۷ - )
چکیده
کورههای قوس الکتریکی، بارهایی غیرخطی و متغیر با زمان هستند که باعث افت کیفیت توان در سیستمهای قدرت شده و پدیدههای مرتبط با کیفیت توان را در این سیستمها باعث میشوند. در صنایع فولادسازی اغلب دو کوره قوس الکتریکی با یکدیگر موازی شده و روی یک شین شبکه قرار میگیرند. در این شرایط کیفیت توان بهمراتب بیشتر دچار اختلال میشود. در این مقاله بهمنظور بررسی و تحلیل آثار زیان بار عملکرد موازی کورههای قوس الکتریکی، ابتدا حالات مختلف عملکرد با کوره با مدل دقیق هذلولی - نمایی مدلسازی میشود. بهمنظور تطابق عملکرد کوره با حالت واقعی کلیه اندوکتانسها و مقاومتهای خطوط انتقال (کابلها) و بین الکترودهای کوره در مدلسازی در نظر گرفته میشود. سپس بهمنظور بهبود پارامترهای کیفیت توان، به طراحی و شبیهسازی جبرانگرهای استاتیکی از نوع TCR/FC و TSC پرداخته میشود. نتایج شبیهسازی که توسط نرمافزار PSCAD/EMTDC انجام شده، دقت و صحت طراحی را نشان میدهد.
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۷ )
چکیده
مقاله انتظارات و خنثایی پول لوکاس (۱۹۷۲) یکی از مطالعات اثر گذار از تاریخ انتشار بوده است. این مقاله در فضای نسلهای تداخلی، با استقبال از نظریه انتظارات عقلایی و در محیطی از ریاضیات تصادفی تدوین گردیده است. نتایج اخذ شده این مطالعه به ناخنثایی پول و برقراری منحنی فیلیپس به عنوان یک نتیجه مشخص از حل سیستمهای تعادلی اشاره دارد. از زمان انتشار تاکنون مطالعات بسیاری دربررسی مدل لوکاس تحت شرایط متفاوت صورت گرفته است، اما هیچ یک از این مطالعات تاکنون نسبت به بررسی نتایج وی تحت شرایط غیر تصادفی، توزیع تصادفی پیران به جای جوانان و نیز وجود نرخ رشد عرضه نیروی کار اقدام نکرده اند. سوال محوری مطالعه حاضر این است که نتایج اخذ شده لوکاس در فضایی خارج از فضای انتخابی وی و با فرضیات متفاوت آیا دستخوش تغییر نخواهند شد؟ روش این مطالعه، تحلیل نظری (ریاضی) است که در چارچوب اقتصاد مرسوم انجام می گیرد. نتایج اخذ شده این مطالعه از طریق نقد، بسط و تعمیم مدل لوکاس، برخی گسترشها را در تحلیل نتایج مدل تداخل بین نسلی به همراه دارد. این نتایج نشان می دهند که رفتار و نتایج مدل انتخابی لوکاس تحت تاثیر فروض انتخابی وی قرار دارد و با تغییر آنها می توان نتایجی متفاوت و یا کامل تر را بدست آورد
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده
شناخت درست و کامل ذینفعان یکی از بخشهای اصلی و هنر تصمیمگیری راهبردی است. بانکها به عنوان بخش مهمی از اقتصاد کشور با ذینفعان متعدد و حساسی مواجهند و تغییرات مختلفی را در ساختار ذینفعان خود تجربه میکنند. شناخت و طبقهبندی درست این ذینفعان و اتخاذ راهبرد راهبرد مناسب برای تعامل با آنان یکی از راهکارهای بهبود عملکرد است. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی مدیریت تعامل بانک با ذینفعان راهبردی انجام شده است.
این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر دادهها کیفی و از نظر ماهیت و روش اجرای آن دادهبنیاد است. راهبرد نمونهگیری، هدفمند و روش آن گلوله برفی بوده است. سنجش اعتبار درونی
(قابلیت اعتبار) یافتهها، مقایسه نتایج به وسیله مبانی نظری و تأیید خبرگان و تأیید دقّت و صحّت دادهها با روش بررسی بهوسیله اعضای پژوهش و روایی فرم مصاحبه از طریق روایی محتوایی انجام شده است.
نتایج به دست آمده حاصل از سه مرحله مصاحبه، اجرای فن دلفی و بارش مغزی، ۲ بعد بوده است که بعد اول شناسایی ذینفعان راهبردی شامل ۴ مؤلفه (قدرت، نفوذ، تأثیرگذاری، منافع و مشروعیت) و بعد تعامل با ذینفعان راهبردی شامل ۶ مؤلفه (سیاستگذاری، قوانین و مقررات، اداره و سازماندهی، کنترل و نظارت، تأمین منابع و فروش خدمات) که از ۷۶ شاخص حاصل شدهاند.
دوره ۸، شماره ۵ - ( شماره ۵ (پیاپی ۴۰)- ۱۳۹۶ )
چکیده
بیگمان، برابریابی برای واژههای بیگانۀ موجود در زبان فارسی، تلاشی سنجیده، آگاهانه و قابل تقدیر است و این امر از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی تحقق یافته است. نوواژهها درواقع، نوآوریهایی هستند که برنامهریزان واژگانی، آنها را به جای معادل قرضی ایجاد میکنند و بهترین پیامد ممکن برای این واژهها این خواهد بود که کاربران زبان آنها را پذیرش میکنند و به زبان عموم راه مییابند. شواهد موجود از مصارف واژگانی کاربران زبان فارسی بیانگر آن است که گاهی کاربران این زبان، تمایل بیشتری برای استعمال واژگان بیگانه نسبت به واژگان مصوب از خود نشان میدهند. دلایل احتمالی این تمایل را میتوان با در نظر گرفتن مفهوم «هَیجامَد» بررسی کرد. هَیجامَد که از ترکیب دو واژۀ «هیجان» و «بسامد» حاصل شده است، به هیجانات ناشی از حواسی اشاره میکند که تحت تأثیر بسامد واژگان قرار دارند. نوشتۀ حاضر میکوشد تا با در نظر گرفتن این مفهوم نوظهور و مؤلفههای سهگانۀ آن (هیجان، حواس و بسامد) در حوزۀ واژهگزینی و معادلیابی، راهکارهایی را در جهت افزایش پذیرش واژگان مصوب و کاهش استعمال واژگان بیگانه ارائه دهد.
دوره ۹، شماره ۲ - ( شماره ۲ پیاپی ۳۹- ۱۳۸۴ )
چکیده
هدف از این تحقیق طراحی و تبیین الگوی توسعه تکنولوژی صنعت خودرو در ایران با تأکید بر استراتژی صادرات میباشد که به بررسی عوامل مؤثر بر فرایند توسعه تکنولوژی و صادرات در صنعت خودرو با تدوین مدل مناسب منجر میشود. صاحبنظران در مقوله توسعه صادرات دیدگاههای مختلفی ارائه دادهاند و هر یک از محققان سعی کردهاند تا به بررسی مقوله توسعه صادرات بپردازند.
روش انجام تحقیق، توصیفیـ میدانی یا پیمایشی میباشد. در این روش وضعیت صنعت خودروسازی در ایران بررسی شده و سپس با کشور کره مقایسه تطبیقی آن صورت گرفته است. جامعه آماری مورد بررسی با استفاده از جمعآوری نظرات خبرگان و مدیران با سابقه صنعت خودروسازی کشور میباشد که اطلاعات مورد نیاز جهت تجزیه و تحلیل از طریق پرسشنامه (در قالب ۱۱۲ سؤال) و مصاحبه جمعآوری شده است. مهمترین آزمون آماری استفاده شده، آزمون همبستگی اسپیرمن است که در کنار این آزمون از روشهای ویلکاکسون و فریدمن نیز استفاده شد. براساس آزمون همبستگی اسپیرمن بین توسعه منابع انسانی، توسعه فرهنگ سازمانی، توسعه ساختار سازمانی و توسعه ساختار مدیریتی از یک سو و توسعه تکنولوژی از سوی دیگر ارتباط معناداری وجود دارد (توسعه منابع انسانی، ۸۵۲/۰؛ فرهنگ سازمانی، ۸۷۹/۰؛ ساختار سازمانی، ۷۲۲/۰؛ توسعه ساختار مدیریتی، ۸۶۱/۰.
یکی دیگر از نتایج بهدست آمده در این تحقیق مقایسه وضعیت توسعه تکنولوژی در کشورهای ایران و کره میباشد که با استفاده از تکنیک SWOT مقایسه شده است. لازم به ذکر است برای مقایسه تطبیقی وضع کره و ایران از آزمونهای ویلکاکسون و فریدمن استفاده شده است که حاکی از معنادار بودن اختلاف بین ایران و کره از نظر توسعه تکنولوژی است. در پایان نیز پیشنهاداتی جهت توسعه تکنولوژی ارائه شده است.
دوره ۹، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۸ )
چکیده
مشکل اصلی در بحث برنامهریزی راهبردی، نه تدوین بلکه پیادهسازی و اجرای آن است. بر این اساس، هدف اصلی این پژوهش طراحی الگوی پیادهسازی و اجرای موفق راهبردها در سازمانهای سلسله مراتبی است. این پژوهش از حیث هدف کاربردی است زیرا به دنبال چارچوبی برای کمک به پیادهسازی و اجرای موفق برنامه راهبردی است. شیوه گردآوری اطلاعات این پژوهش، مطالعات کتابخانهای و نیز انجام مصاحبه عمیق با خبرگان در حوزه مورد مطالعه بوده است. روش انجام این پژوهش تئوری دادهبنیاد چندگانه بوده است، بهطوری که پس از مرحله مطالعات کتابخانهای، متغیرهای مرتبط با پیادهسازی و اجرای راهبرد از ادبیات و پیشینه پژوهش با روش تحلیل محتوا در قالب دو دسته از عوامل فردی و سازمانی شناسایی و استخراج شده و یک الگوی ابتدایی براساس آنها ایجاد شده است. در مرحله بعد با بهرهگیری از نتایج حاصل از مرحله مصاحبههای عمیق با تعداد ۳۰ نفر از خبرگان آشنا به مباحث مدیریت و برنامهریزی راهبردی با استفاده نمونهگیری به روش گلوله برفی انجام شده است، الگویی براساس عوامل مطرح شده بهوسیله مصاحبهشوندگان استخراج شده است. در این الگو نیز عوامل در دو سطح فردی و سازمانی دستهبندی شدهاند. درنهایت الگوی نهایی براساس ترکیب دو الگوی حاصل از ادبیات نظری و الگوی حاصل از مصاحبهها استخراج و در قالب الگویی متشکل از پیشایندهای اجرا و پیادهسازی موفق راهبرد و همچنین نتایج اجرا و پیادهسازی آن در سطوح فردی و سازمانی ارائه شده است.
دوره ۹، شماره ۱۷ - ( بهار و تابستان ۱۴۰۱ )
چکیده
افزودههای تفسیری بلند به معنای گزارههایی طولانی است که برخی مترجمان در داخل پرانتز و در توضیح بیشتر الفاظ آیات قرآن کریم از آن بهره گرفتهاند. در میان ترجمههای معاصر، دو ترجمه الهی قمشهای و مشکینی، از افزودههای تفسیری بیشتری نسبت به دیگر مترجمان استفاده کردهاند. پژوهش حاضر در صدد بوده است با استفاده از روش تحلیل تطبیقی خُرد که در آن موارد مطالعه از یک سنخ هستند و نیز با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی؛ به تحلیل مقایسهای افزودههای تفسیری بلند در سه جزء پایانی قرآن کریم در دو ترجمه الهی قمشهای و مشکینی بپردازد. بررسیها نشان میدهد افزودنیهای تفسیری بلند در این دو ترجمه اقسام گوناگونی نظیر بیان مصداق آیات، بیان سبب نزول، تبیین مفردات، بیان مفهوم گزارهها، بیان بطون آیات دارد. به طور کلی، در برخی موارد، افزودههای تفسیری بلند از دیدگاه دو مترجم به صورت یکسان مطرح گردیده است؛ اما در بیشتر موارد، تفاوتهایی میان دیدگاه دو مترجم در بیان افزودههای تفسیری بلند وجود دارد. مشکینی با بهرهگیری از روایات تفسیری، سبب نزولها، شواهد لغوی، سیاق و تناسب آیات، مراجعه به مفسران، افزودههای تفسیری مناسبتری نسبت به الهی قمشهای بیان کرده است.