جستجو در مقالات منتشر شده
۷ نتیجه برای اولیا
دوره ۹، شماره ۱ - ( ۱۱-۱۳۸۰ )
چکیده
-
فرشته جوکار کاشی، پرویز اولیا، محمدعلی آموزگار،
دوره ۹، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۶ )
چکیده
اهداف: میکروارگانیزمها علاوه بر محیطهای معمولی در محیطهای افراطی هم حضور دارند. دریاچههای نمک با شوری در حد اشباع در سراسر جهان پراکنده هستند. یکی از این محیطهای پرشور دریاچه ارومیه است. هدف مطالعه حاضر بررسی تنوع پروکاریوتهای اکوسیستم شور دریاچه ارومیه به روش غیرقابل کشت بود.
مواد و روشها: در پژوهش تجربی حاضر از مناطق مختلف دریاچه ارومیه نمونهبرداری شد و ماده ژنومی استخراجشده از نمونه آب شاخص بهعنوان الگو برای تکثیر قطعه ۱۶S rDNA و قطعهای از ژن bop از طریق واکنش زنجیرهای پلیمراز مورد استفاده قرار گرفت. با روش کلونینگ هر یک از قطعات تکثیرشده که مربوط به یک سویه منفرد بودند توسط کیت T/A وکتور تکثیر یافتند. برای بررسی بیشتر تنوع زیستی هالوآرکیها بهموزات بررسی ۱۶S rDNA، تنوع زیستی ژن bop نیز مطالعه شد.
یافتهها: با روش کلونینگ و توالییابی شش جنس باکتری شامل آکاریوکلوریس، ادهیریباکتر، براکیباکتریوم، گلوئوکپسوپسیز، سیزریباکتر و باسیلوس شناسایی شدند. کتابخانه ژنی آرکیها متعلق به پنج جنس شامل هالونوتیوس، هالولامینا، هالوکوادراتوم، هالومیکروآرکولا و هالورهابدوس بودند. کتابخانه کلونهای باکتریایی نیز در چهار راسته باکتریوئیدز، سیانوباکتر، اکتینوباکتر و فرمیتیکوس قرار داشتند. کلونهای کتابخانه قطعهای از ژن bop (به عنوان یک مارکر مولکولی) متعلق به چهار جنس شامل هالوروبروم، نتریآلبا، هالوکوادراتوم و نترینما بودند. فیلوژنی bop با فیلوژنی ۱۶S rDNA رابطه تنگاتنگی نشان داد.
نتیجهگیری: با روش کلونینگ و توالییابی شش جنس باکتری شامل آکاریوکلوریس، ادهیریباکتر، براکیباکتریوم، گلوئوکپسوپسیز، سیزریباکتر و باسیلوس شناسایی شدند. فیلوژنی bop با فیلوژنی ۱۶S rDNA رابطه تنگاتنگی دارد.
دوره ۱۴، شماره ۶۴ - ( ۳-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
هدف از این پژوهش ارزیابی اثراستفاده از صمغ کتیرا در خمیرابه بر ویژگی های ناگت بوقلمون در مقایسه با نمونه شاهد و نمونه حاوی صمغ کربوکسی متیل سلولز (CMC) بود. طول، عرض و ارتفاع نمونه های مورد استفاده به ترتیب ۵/۱×۲×۴ سانتی متر بود که از گوشت بدون چربی سینه بوقلمون تهیه شد . سپس نمونه ها با خمیرابه (نسبت ۵/۴ به ۱۰ جامد به مایع) به روش غوطه وری پوشش داده شدند. ناگت های تولید شده پس از آماده سازی در دمای ۱۷۰ درجه سانتیگراد در زمان های صفر، ۱، ۲، ۴ و ۶ دقیقه سرخ شدند. نتایج نشان داد که زمان سرخ کردن و نوع ترکیب خمیرابه تاثیر معنی داری بر میزان تغییرات حجم داشت. تغییرات حجم ناگت دارای پوشش خمیرآبه شاهد و خمیرآبه حاوی صمغ CMC شبیه هم دیگر بود و با آغاز فرآیند سرخ شدن، حجم کلی دچار کاهش شد، اما حجم نمونه های حاوی صمغ کتیرا ابتدا افزایش یافت و در پایان زمان سرخ کردن دچار اندکی کاهش شد. به طور کلی با افزایش زمان سرخ کردن چگالی نمونه ها کاهش پیدا کرد. بر اساس نتایج به دست آمده، نمونه های دارای صمغ کتیرا بیشترین میزان بازدهی و جذب خمیرابه را دارا بودند؛ اما نمونه های دارای صمغ CMC دارای بیشترین میزان جذب آرد سوخاری بود. پس از اتمام فرآیند سرخ کردن نمونه های دارای خمیرابه حاوی صمغ در مقایسه با نمونه شاهد رطوبت بالاتر و روغن کمتری داشتند.
دوره ۱۴، شماره ۶۴ - ( ۳-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
در این تحقیق به منظور بررسی اثر فاکتورهای بحرانی موثر بر فرآیند اهمیک، انتقال همزمان حرارت و الکتریسیته در یک سیستم غذایی دو فازی جامد-مایع مدلسازی شد. در این مدلسازی با در نظر گرفتن مدل سیال ساکن دی آلویس و فرایر، یک شبیهسازی دو بعدی به منظور بررسی اثر اندازه ذرات بر نرخ حرارتدهی فازها با استفاده از نرم افزار تجاریCOMSOL انجام گرفت. از یک ذره جامد با هدایت الکتریکی کمتر نسبت به مایع اطراف خود استفاده شد تا بتوان ویژگیهای حرراتدهی اهمیک مخلوط جامد- مایع را در دو سطح مقطع متفاوت ذره بررسی نمود. فاز پراکنده شامل یک ذره سیبزمینی استوانهای شکل با دو اندازه مختلف و سیال مورد نظر شامل محلول ۵ درصد کربوکسی متیل سلولز (CMC) در ۵/۰ درصد کلرید سدیم بود. نتایج نشان داد سازگاری تقریبی خوبی بین نتایج حاصل از مدل شبیهسازی شده و نتایج آزمایشگاهی وجود داشته است. با افزایش اندازه ذرات نرخ حرارتدهی کاهش مییابد که با پدیدهWorst-Case که به عنوان یک حالت غیرایدهآل در شبیهسازی دوبعدی در تحقیق حاضر بکار برده شد؛ همخوانی داشت. سردترین نقطه ذره در مرکز ذره قرار داشت و با گذشت زمان همچنان سردترین نقطه باقی ماند و با فاصله گرفتن از مرکز ذره دما افزایش یافت. در مجموع میتوان نتیجه گرفت که در فرآیند حرارتدهی اهمیک نفوذ حرارت و الکتریسیته در سرتاسر محصول سریعتر از روشهای مرسوم حرارتدهی بوده و در هر دو فاز مایع و جامد بطور یکسان و تقریبا با سرعت برابر صورت میگیرد.
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۲- )
چکیده
پژوهشی که تحت عنوان " سعدی و جانسون: پژوهشی تطبیقی در باره گلستان و راسلاس" صورت گرفته است بر اساس اشارات مکرر ساموئل جانسون، نویسنده و نظریه پرداز قرن هیجدهم انگلستان، به غنای ادبیات فارسی در راسلاس و شباهت های مشهود بین این دو اثر از نظر ساختار ظاهری، مضامین اخلاقی، فلسفی، آموزشی، سبک نگارش و جهان بینی کلاسیسیتی این دو اثر بوده است. این شباهت ها پژوهشگر را بر آن داشت که به تحقیق در مورد دو نکته اصلی بپردازد: ابتدا اینکه ساموئل جانسون، نویسنده و منتقد نامی قرن هیجدهم نئوکلاسیسیم انگلستان تا چه حد با ادبیات شرق و ادبیات فارسی آشنائی داشته است که سبب شده در اثرش راسلاس بر عظمت این ادبیات تا این حد تاکید کند؟ دیگر اینکه این آشنایی و احتمالا تاثیرپذیری از چه طریق صورت گرفته است و سرانجام چگونه این تاثیر پذیری به شباهت های ظاهری مذکور منتهی شده است؟
با مراجعه به زندگینامه جانسون و منابع تاریخی، پزوهشگر به اطلاعات جالبی دست یافت که مایه شگفتی شد. ریرا نشان از این داشت که علاقه جانسون به ادبیات شرق و ادبیات فارسی ریشه در آشنایی او با آثار ترجمه شده به زبان فرانسه و سپس به زبان انگلیسی داشته است و حتی خود به ترجمه آثاری که متاثر از آثار شرقی بوده پرداخته و از طریق مطالعه ترجمه شاردن مستشرق و ایران شناس فرانسوی با آثار کلاسیک فارسی آشنا بوده است. این آشنایی احتمالا سبب تاثیرپذیر سعدی از جانسون در نگارش راسلاس شده است و به شباهت های مذکور بین این دو اثر انجامیده است.
دوره ۱۵، شماره ۴ - ( ۴-۱۳۹۴ )
چکیده
در این مقاله انتقال صوت در پوستههای استوانهای دو جداره مورد بررسی قرار میگیرد. برای بررسی رفتار آکوستیکی پوستههای دو جداره از روش کاملاً تحلیلی استفاده شده است که جزئیات آن به طور کامل مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. معادلات حرکت پوسته استوانهای و محیط آکوستیکی بر اساس تئوری دانل و با فرض آنکه پوسته دارای طول بی نهایت میباشد و در معرض یک موج صوتی برخوردی قرار دارد، بدست آمده است. سپس محاسبات مربوط به میزان افت صدا در پوستههای استوانهای دو جداره انجام شده و با نتایج ارائه شده بر اساس تئوری لاو مقایسه شده است. مقایسه صورت گرفته نشان داد که معادلات استخراج شده در این مقاله طبق تئوری دانل تمامی فرکانسهایی که در آنها میزان افت انتقال صوت کاهش شدیدی پیدا میکند را به خوبی تشخیص داده است، حال آنکه تئوری لاو نتوانسته است خواص مربوط به انتقال صوت در پوسته استوانهای را بهویژه در نواحی کنترل جرم و کنترل تشدید به درستی پیشبینی کند. پس از آن چند نوع جاذب صوتی مختلف و چند گاز متداول برای استفاده در ناحیه بین پوسته داخلی و خارجی پیشنهاد شده است و اثر هر یک در کاهش انتقال صوت به داخل پوسته استوانهای دو جداره مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد که میتوان با هزینه کم و استفاده از مواد جاذب، میزان صوت منتقل شده به داخل پوسته استوانهای را به شدت کاهش داد.
دوره ۱۸، شماره ۶ - ( ۷-۱۳۹۷ )
چکیده
چدلایه های کامپوزیتی فنولیک-شیشه از مقاومت به تورق پایینی برخوردار هستند و یکی از روشهای بهبود این خاصیت، چقرمهسازی زمینه با استفاده از میانلایه های پلیمری در آنها است. در تحقیق حاضر، از پلی وینیل بوتیرال (PVB) با فرآیند الکتروریسی نانو وبهایی با ابعاد لیف ۳۰۰ تا ۶۰۰ نانومتر تهیه شد و بصورت یک نمد در ابعاد نانو در لایه میانی یک کامپوزیت ۱۴ لایه از رزین فنولیک تقویت شده با الیاف شیشه قرار داده شد. همچنین، نانو وبهایی از همین ماده ولی تقویت شده با کربن پیرولیکتیکی (Pyc) و نانو لوله کربنی (MWCNT) چند لایه تهیه شد و آزمونهای چقرمگی شکست مود اول و دوم مطابق آزمونهای استاندارد مربوطه انجام شد. نتایج نشان داد که استفاده از میان لایه های الکتروریسی شده PVB چقرمگی شکست در مود های اول و دوم را به ترتیب حدود % ۱۳,۶ و %۱۳.۸افزایش می دهد. همچنین ترکیب ساختار های کربنی اثر بهتری روی چقرمگی شکست نمونه ها دارد. در نمونه های ترکیبی حاوی ساختارهای کربنی، نانولوله ها تاثیر بیشتری روی چقرمگی شکست در مود اول داشتند و در حالت بهینه مقدار GI حدود % ۴۹افزایش یافت. همچنین در مود دوم کربن پیرولیتیکی ها اثر بهتری روی GII داشته و در حالت بهینه این مقدار حدود % ۳۸ افزایش یافت. مطالعات مورفولوژیکی انجام شده با میکروسکوپ SEM نشان داد که انحراف ترک، مکانیسم غالب درچقرمه شده ماتریس است که منجر به تاخیر در شروع شکست و افزایش طول ترک می شود و در نتیجه چقرمگی شکست چند لایه ها افزایش می یابد.