جستجو در مقالات منتشر شده


۵ نتیجه برای حسن‌نیا

بهمن اونق، صادق حسن‌نیا، فرید حیدری،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( تابستان ۱۳۹۸ )
چکیده

پروتئین‌های مورفوژنتیک استخوانی (BMPs) متعلق به سوپرفامیلی فاکتور ترنسفورم‌کننده رشد بتا هستند. این مولکول‌ها در رشد و تکوین جنینی و همچنین تمایز سلول‌های مختلف نقش ایفا می‌کنند. در این خصوص دو مولکول همودایمر BMP-۲ و BMP-۷ نقش مهمی در تشکیل اکتوپیک استخوان دارند به‌طوری که دو نوع نوترکیب آن به‌صورت استفاده اکتوپیک در دسترس هستند. بعد از اتصال همودایمر BMP-۲ به گیرنده خود در سطح سلول، تجمع همودایمرهای نوع I و II گیرنده آن منجر به ایجاد پاسخ بیولوژیک در داخل سلول می‌شود. علی‌رغم وجود انواع نوترکیب BMP-۲ و BMP-۷ به‌دلیل خطرات ناشی از استفاده از آنها هنوز استراتژی استفاده از انواع آندوژن از طریق به دام‌انداختن با آنتی‌بادی‌های مونوکلونال در محل ضایعه استخوانی در اولویت برنامه‌های تحقیقاتی است. روش جایگزین دیگر به‌جای استفاده از آنتی‌بادی‌های مونوکلونال استفاده از گیرنده‌های طبیعی این لیگاند در بدن است. در این رابطه با توجه به Kd مناسب اتصال بخش اکتودمین گیرنده II مولکول BMP-۲ در این پروژه اقدام به بیان و تخلیص این قسمت با هدف به دام‌انداختن BMP-۲ اندوژن شد. قطعه پروتئینی اکتودمین گیرنده نوع II در میزبان باکتریایی بیان و تخلیص شد که با ارزیابی CD این پروتئین نوترکیب حاکی از ساختار مشابه با نوع طبیعی آن بود. همچنین ارزیابی اتصال آن به لیگاند BMP-۲ با الایزا مورد بررسی قرار گرفت و در ادامه Kd آن محاسبه شد. براساس نتایج به‌دست‌آمده، بخش اکتودمین گیرنده نوع دو می‌تواند با ویژگی اتصال مناسب در غلظت نانومولار به BMP-۲ متصل شود و در مطالعات بعدی می‌تواند به‌عنوان یک جایگزین به‌جای آنتی‌بادی مونوکلونال برای به دام‌اندازی مولکول‌های BMP آندوژن مورد استفاده قرار گیرد.

مینا بحری، صادق حسن‌نیا، بهاره دبیرمنش، همایون حسین‌زاده،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۸ )
چکیده

مقدمه: امروزه ترمیم بافت استخوانی با افزایش اختلالات و آسیب‌های استخوانی از اهمیت خاصی برخوردار است. مهندسی بافت استخوان، راهکارهای ویژه‌ای را برای رفع این مشکلات فراهم کرده است. مطالعه حاضر با هدف تخلیص فیوژن پپتید نوترکیب حاوی تگ تمایلی به هیدروکسی‌آپاتیت با کمک ستون کروماتوگرافی سرامیکی انجام شد.
مواد و روش‌ها: در مطالعه حاضر، نوعی پپتید فیوژن طراحی شد که از یک‌سو حاوی توالی دمین اتصالی به هپارین بود که می‌تواند به انواع مختلفی از فاکتورهای رشد دخیل در ترمیم بافت متصل و باعث به‌دام‌انداختن این فاکتورها در محل ضایعه شود و از سوی دیگر حاوی یک تگ بود که شامل توالی به‌دست‌آمده از یک مطالعه آزمایشگاهی مبتنی بر بیان فاژی است. علت قراردادن این تگ، اتصال پپتید به داربست حاوی هیدروکسی‌آپاتیت و تخلیص پپتید نوترکیب توسط ستون هیدروکسی‌آپاتیت بود. بنابراین توالی ژن برای بیان در میزبان پروکاریوتی E. coli ﺳﻮﻳﻪ BL۲۱ بهینه‌سازی و سنتز شد. سپس توسط هضم دوگانه با آنزیم‌های SacI و BamHI در وکتور بیانی pET-۲۱a(+) ساب‌کلون شد. بیان پپتید نوترکیب از طریق روش‌های SDS-PAGE و وسترن‌بلات بررسی شد. برای بهینه‌کردن شرایط تخلیص، با اعمال تغییرات اساسی در روش کار اصلی شرکت سازنده، تخلیص دو مرحله‌ای انجام شد. این پپتید با تمایل بالایی به ستون متصل و با خلوص قابل قبولی تخلیص شد. در نهایت وجود تجمعات پپتیدی از طریق روش DLS بررسی شد.
یافته‌ها: نتایج کلونی PCR، هضم آنزیمی با استفاده از آنزیم‌های SacI و BamHI و تعیین توالی حاکی از صحت فرآیند کلونینگ بود. از طرفی بیان پپتید فیوژن توسط روش‌های SDS-PAGE و وسترن‌بلات تایید و مهاجرت آن روی ژل باعث ظاهرشدن باندی در حدود ۱۲کیلودالتون شد. تغییرات ایجادشده در روش کار شرکت سازنده باعث شد فرآیند تخلیص به‌صورت مطلوبی انجام شود و در نهایت نتایج روش DLS هم خلوص پپتید تخلیص شده را نشان داد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان‌دهنده بیان مطلوب و خلوص قابل توجه پپتید فیوژن طراحی‌شده در این مطالعه است.

سیده مریم حسینی، صادق حسن‌نیا*، بیژن رنجبر،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( تابستان ۱۳۹۹ )
چکیده

آلفا ۱-آنتی‌تریپسین یک گلیکوپروتئین متشکل از ۳۹۴ آمینواسید با وزن ۵۲ کیلودالتون می‌باشد. این پروتئین به طور عمده توسط سلول‌های هپاتوسیت سنتز و به بافت‌های ریوی ترشح می‌شود و نقش اساسی در حفاظت بافت ریه در مقابل اثر نوتروفیل الاستاز دارد. از چالش‌های عمده در مواجهه با آلفا ۱-آنتی‌تریپسین، ناپایداری ساختاری فرم تا خورده این پروتئین و در نتیجه تجمع آن به صورت پلیمرهای غیرفعال در بافت ریه می‌باشد. این امر فرد را مستعد ابتلا به بیماری‌های مزمن ریوی، آسم شدید و آمفیزم می‌نماید. یکی از درمان‌های رایج برای این اختلال، تزریق داخل وریدی آلفا ۱-آنتی‌تریپسین می‌باشد. از طرفی، بیماران کاندید دریافت آلفا ۱-آنتی‌تریپسین، دارای علائم اختلال تنفسی هستند و استفاده از بازکننده‌های برونش (سالبوتامول) خط اول درمان محسوب می‌شود. در این مطالعه تخلیص پروتئین توسط روش کروماتوگرافی تمایلی انجام و خلوص آن توسط روش ژل الکتروفورز تأیید شده است. اثر غلظت‌های مختلف سالبوتامول بر پلیمریزاسیون آلفا ۱-آنتی‌تریپسین القاء شده توسط حرارت در دمای ۶۰ درجه با روش‌های الکتروفورز ژل پلی آکریل آمید غیر دناتوره کننده، پراکندگی دینامیکی نور و دو رنگ نمایی دورانی مورد سنجش قرار گرفته است. فعالیت پروتئین توسط روش تعیین ظرفیت مهاری تریپسین بررسی شده است. نتایج نشان می‌دهند که سالبوتامول با کاهش انعطاف‌پذیری حلقه مرکزی واکنش‌گر، سبب کاهش سرعت پلیمریزاسیون و در نتیجه کاهش سرعت از دست رفتن فعالیت در پروتئین آلفا ۱-آنتی‌تریپسین می‌شود. بنابراین، این افزودنی می‌تواند گزینه مناسبی برای همراهی پروتئین آلفا ۱-آنتی‌تریپسین و راهکاری مناسب برای درمان بیماری‌های وابسته به پلیمریزاسیون این پروتئین باشد.

دوره ۱۹، شماره ۴ - ( فروردین ۱۳۹۸ )
چکیده

در این مقاله به بررسی عددی انتقال حرارت و میدان مغناطیسی در یک کوره ذوب القایی خلا پرداخته‌ شده است. برای حل معادلات گرمایش القایی از کوپله‌شدن انتقال حرارت و میدان مغناطیسی به روش المان محدود استفاده ‌شده و با استفاده از یک هندسه صنعتی، مدل کوره القایی شبیه‌سازی شده است. مطالعات انجام‌شده نشان می‌دهد که تاثیر شکل هندسی بوته و سیم‌پیچ، بر مدت‌زمان رسیدن به دمای ذوب به‌طور کامل بررسی نشده و مطالعات عمیق‌تری نیاز است. سعی در این است با بهبود هندسه کوره القایی، در مدت‌زمان کمتری آلومینیوم در کوره ذوب شود. تاثیر نسبت قطر به ارتفاع بوته (در حجم ثابت نمونه) بر مدت‌زمان رسیدن به نقطه ذوب در کوره القایی مورد بررسی قرار گرفته است. با کاهش نسبت قطر به ارتفاع، دما در زمان کوتاه‌تری به نقطه ذوب می¬رسد. نتایج نشان می‌دهد که به‌ازای نسبت قطر به ارتفاع کمتر از ۰/۴ تغییر قابل ملاحظه‌ای در دمای میانگین حاصل نخواهد شد. با کاهش ۱۰درصدی فاصله بین سیم‌پیچ‌ها، میانگین دمای ماده افزایش ‌یافته است. با ثابت درنظرگرفتن چگالی جریان سیم‌پیچ و جریان القاشده در ماده گرم‌شونده، اثرات تعداد حلقه سیم‌پیچ القایی بر توزیع دما و شار مغناطیسی نیز مورد بررسی قرار گرفته است و به همین روش صحت مدل‌سازی با مباحث گرمایش القایی مقایسه شده است. تاثیر فرکانس بر دما در نسبت‌های مختلف طول سیم‌پیچ مورد تحقیق قرار گرفته و نتایج نشان می‌دهد افزایش ۴برابری فرکانس موجب افزایش ۱/۷برابری دمای میانگین در قطعه کاری می‌شود.


دوره ۱۹، شماره ۱۳۳ - ( اسفند ۱۴۰۱ )
چکیده

خشک‌شدن غیر یکنواخت و کاهش برنج سالم تولیدی به دلیل عدم جابجایی شلتوک در خشک‌کن‌های بستر ثابت متداول یکی از مشکلات اساسی در کارخانجات برنجکوبی است. به منظور بررسی و ارائه روش خشک‌کردن مناسب با رویکرد ایجاد یکنواختی در عملیات خشک‌کردن، کاهش ضایعات، صرفه‌جویی مصرف انرژی مصرفی در خشک‌کن‌های بستر ثابت متداول از آزمایش دو فاکتوره در قالب طرح کاملا تصادفی استفاده شد. فاکتورها شامل رطوبت اولیه شلتوک در دو سطح (۱۶ و ۱۸ درصد) و روش خشک‌کردن در ۴ سطح (جریان هوای یک طرفه، جریان هوای معکوس به مدت ۱ساعت، ۲ ساعت و ۳ ساعت، سپس برگشت هوا و ادامه عملیات خشک‌کردن همانند جریان یک‌طرفه) بودند. دما و سرعت جریان هوای خشک‌کن برای کلیه تیمارها یکسان در نظر گرفته‌شد. در هر دو تیمار رطوبتی، خشک‌کردن به روش جریان معکوس به مدت سه ساعت، بیشترین مقدار برنج سالم (۸۶/۷۵-۷/۷۵ درصد) و کمترین مقدار انرژی مصرفی (۴۹-۴۱ مگاژول بر کیلوگرم آب) را بخود اختصاص دهد. بیشترین انرژی مصرفی با مقادیر ۷۹ و ۶۷ مگاژول بر کیلوگرم آب به ترتیب متعلق به شلتوک با رطوبت اولیه بالا و پائین بود. در روش خشک‌کردن جریان یک طرفه، شلتوک‌های خشک شده در لایه ۱۰ سانتی‌متری از کف خشک‌کن، کمترین مقدار برنج سالم (۶۵/۶۳ درصد) را داشتند. در هر دو تیمار رطوبتی، نتایج مخلوط لایه‌ها نشان داد خشک‌کردن جریان معکوس یک‌ ساعته با مقادیر ۶۸/۶۸-۲۸/۶۸ درصد دارای کمترین مقدار برنج سالم بودند. هم چنین روش خشک‌کردن اثر قابل ملاحظه‌ای (P >۰,۰۵) بر کیفیت پخت نداشت.
 

صفحه ۱ از ۱