جستجو در مقالات منتشر شده


۵ نتیجه برای دوستدار

فرحنوش دوستدار، راحله اقدمی، فرامرز مهرنژاد، نادر چاپارزاده،
دوره ۹، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۶ )
چکیده

اهداف: به‌دلیل ظهور مقاومت‌های دارویی در سلول‌های سرطانی علیه داروهای رایج، امروزه توجه زیادی به توسعه داروهای ضدسرطان با مکانیزم‌های عملکرد جدید معطوف شده است. پارداکسین یک پلی‌پپتید نوروتوکسیک با خاصیت دوگانه‌دوستی است. هدف تحقیق حاضر بررسی برهمکنش پپتید ضدمیکروبی پارداکسین با غشای دولایه DPPC (متشکل از ۱و۲- دی‌پالمیتوئیل-اس‌ان-گلیسرو-۳-فسفاکولین) مدل با استفاده از شبیه‌سازی‌های دینامیک مولکولی بود.
مواد و روش‌ها: در مطالعه شبیه‌سازی حاضر شبیه‌سازی‌ها برای محیط‌های غشایی مختلف تحت شرایط pH خنثی طراحی شد. ابتدا سیستم عامل لینوکس برای نصب نرم‌افزار گرافیکی VMD ۱.۸.۶ (دینامیک مولکولی ویژوال) به ‌کار رفت. سپس نرم‌افزار گرومکس ۴.۵.۵ برای انجام همه شبیه‌سازی‌ها استفاده شد. ساختار pdb پپتید مورد نظر (۱XC۰) از بانک اطلاعاتی پروتئین تهیه شد و در شبیه‌سازی پپتید- لیپید از دولایه لیپیدی DPPC استفاده شد.
یافته‌ها: در مدت ۵۰۰نانوثانیه شبیه‌سازی، پپتید به داخل غشا نفوذ کرد. در سیستم DPPC تعداد پیوندهای هیدروژنی بین پپتید و دولایه لیپیدی ابتدا افزایش پیدا کرد و سپس تا پایان شبیه‌سازی تقریباً ثابت باقی ماند و متناسب با تعداد پیوندهای هیدرژنی بین پپتیدها و آب به‌مرور زمان کاهش پیدا کرد. پارداکسین با سطح غشا تماس و به غشا وارد شد. در حضور پپتید، ضخامت غشا و محدوده هر لیپید کاهش ولی ضریب نفوذ غشا افزایش یافت.
نتیجه‌گیری: مکانیزم عمل پارداکسین به ساختار دولایه غشایی وابسته است، به‌طوری که پپتید پارداکسین با سطح غشای دولایه لیپیدی DPPC تماس و به آن وارد می‌شود.


دوره ۱۶، شماره ۱۲ - ( ۱۲-۱۳۹۵ )
چکیده

استخراج توزیع دمایی در بخشهای مختلف دماغه جهت انتخاب مواد، جانمایی قطعات، سامانه های حساس در داخل آن و...، مستلزم معلوم بودن گرمایش ایرودینامیکی القاء شده بر سطح دماغه می باشد. مقدار این پارامتر به همراه دمای سطح و میزان فناشوندگی سطح، باید در گام های زمانی بعدی از پرواز تصحیح گردد. جهت محاسبه یا تخمین دقیقی از این پارامتر، روشهای محاسباتی مختلفی ارائه شده است، کاملترین و دقیق ترین روش، حل عددی همزمان معادلات کامل ناویراستوکس، تجزیه/یونیزاسیون شیمیایی، بقاء گونه ها، مدل اغتشاشی، مدل احتراقی ناشی از فناشوندگی سطح، معادله ی انتقال حرارت دماغه و... با الگوریتم حجم محدود گام به گام زمانی است. استفاده از این الگوریتم در گذر زمان بسیار وقت گیر بوده و حجم بالایی از حافظه ی محاسباتی را می طلبد. بنابراین از روش اختلاف محدود و انتقال معادلات جریان به فضای رویه ای از طریق توابع نگاشت، استفاده می گردد. با استفاده از این انتقال، میتوان از روشهای گام به گام مکانی جهت حل معادلات جریان استفاده کرد. بنابراین، در این تحقیق تخمین دقیق تری از توزیع دمایی دماغه های سه بعدی بالای صوت از طریق حل عددی معادلات جریان به روش گام به گام مکانی لایه ی شوک لزج و لایه مرزی لزج-خودمتشابه صورت گرفت. براساس این تحقیق، کد جامعی جهت شبیه سازی دمایی دماغه های بالای صوت در گذر زمان تدوین و نتایج آن با نتایج اندازه گیری دمایی آزمایشات پروازی محموله های داخلی و نتایج کدهای مشابه، با خطای نسبی کمتر از ۶ درصد، صحه گذاری گردید.

دوره ۱۸، شماره ۷ - ( ۸-۱۳۹۷ )
چکیده

هدف از انجام این تحقیق، بررسی تاثیر استفاده‌ی همزمان از دو انژکتور تزریق سوخت در یک جریان هوای عرضی است. امروزه روش‌های متعددی برای بهینه‌سازی تزریق سوخت در موتورهای احتراق داخلی پیشنهاد می‌شود. این بهینه سازی‌ها بدلیل تاثیر بالای این متغیر بر کارایی موتور و کاهش آلاینده‌ها است. روشی که در این مطالعه پیشنهاد شده است استفاده از دو انژکتور پاشش سوخت بجای تک انژکتور در مسیر ورودی هوا می‌باشد. استفاده از دو انژکتور بمنظور برخورد دادن دو اسپری سوخت به یکدیگر و افزایش اغتشاشات و برخورد قطرات و در نتیجه کمک به شکسته شدن و اتمیزه شدن سریع‌تر آن‌ها است. همچنین استفاده از دو انژکتور می‌تواند امکان کنترل بیشتر بر روی توزیع زمانی و فضایی را فراهم آورد. شبیه سازی‌ها بصورت عددی و با استفاده از کد تعمیم یافته‌ی کیوا انجام شده است. این شبیه‌سازی‌ها مشابه شرایط تزریق سوخت در مانیفولد موتور احتراق داخلی اشتعال جرقه‌ای انجام شده است. نتایج بیانگر آن است که قرار گرفتن دو انژکتور در یک فاصله‌ی طولی، نصب دو انژکتور در زاویه‌ی ۷۰ درجه با مجرا، قرار دادن دو انژکتور در روبروی هم و یا با زاویه قائمه و زاویه‌ی مخروطی ۱۵ درجه، سبب کاهش قطر متوسط قطرات می‌گردد. نتایج این مطالعه می‌تواند در طراحی سیستم تزریق سوخت یک موتور احتراق داخلی مورد استفاده قرار گیرد.

دوره ۱۹، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

هدف: آترواسکلروزیس شایع‌ترین علت بیماری‌های کرونری قلب و در نتیجه اصلی‌ترین علت بیماری‌های ایسکمیک قلبی است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر هشت هفته تمرین هوازی بر سطوح لپتین، اینترلوکین-۶ و عامل نکروزدهنده آلفا زنان سالمند غیرفعال بود. مواد و روش‏ها: در این مطالعه نیمه تجربی، ۲۱ آزمودنی در دو گروه تجربی (۱۰نفر) و کنترل (۱۱ نفر) به روش نمونه‌گیری در دسترس و هدف‌مند انتخاب شدند. برنامه تمرین هوازی شامل هشت هفته تمرینات هوازی بود که در هر هفته سه جلسه و هر جلسه به‌مدت ۶۰ دقیقه با شدتی معادل ۵۰ تا ۷۰ درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره اجرا شد. پیش از شروع و پس از پایان دوره هشت هفته تمرین هوازی، نمونه خونی جمع‌آوری شد. برای مقایسه میانگین‌های درون گروهی و بین گروهی به‌ترتیب از روش آزمون تی استیودنت در گروه‌های همبسته و مستقل استفاده شد و نتایج در سطح معنی‌داری ۰۵/۰>P آزمایش شد. نتایج: یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد، مقادیر لپتین (۰۰۱/۰=p)، اینترلوکین-۶ (۰۱/۰=P) و عامل نکروزدهنده آلفا (۰۰۱/۰=P) پس از هشت هفته تمرین هوازی، در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‌دار داشت. تغییرات میانگین‌های بین گروهی درمتغیرهای وزن، نمایه توده بدن، لپتین و عامل نکروزدهنده آلفا تفاوت معنی‌دار داشت (۰۵/۰>P). نتیجه‌گیری: با توجه به عوامل حاصل از مطالعه به‌نظر می‌رسد، تمرین هوازی می‌تواند موجب کاهش لپتین، اینترلوکین-۶ و عامل نکروزدهنده آلفا شود و در بهبود سلامت قلب و عروق و کاهش خطر بیماری آتروسکلروز مؤثر است.

دوره ۲۰، شماره ۷ - ( تیر ۱۳۹۹ )
چکیده

موضوع مهم در بهره‌برداری از حسگر انحراف‌سنج، استفاده از ضرایب بی‌بعد مناسب و غیرحساس به شرایط مختلف کاری است. این ضرایب بی‌بعد، زاویه انحراف جریان، فشار کل و فشار استاتیک را به‌دست می‌آورند. در مطالعه حاضر، این ضرایب با روش تحلیلی SPM و آزمایش تجربی مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرند. مقایسه نتایج تجربی و تحلیلی نشان می‌دهد که روش تحلیلی SPM ضریب انحراف جریان در محدوده زاویه بهره‌برداری حسگر سه‌سوراخه را به‌صورت دقیق پیش‌بینی می‌کند. همچنین این روش ضریب فشار کل را در محدوده زوایه انحراف ۱۰± درجه به‌صورت دقیق محاسبه می‌کند. نتایج تجربی نشان می‌دهد که به‌دلیل فرض عدم افزایش سرعت روی حسگر در روش تحلیلی، فشار استاتیک جریان به‌صورت دقیق محاسبه نمی‌شود. طبق مشاهدات آزمایشگاهی، افزایش سرعت و کاهش فشار در نواحی اطراف حسگر وجود دارد و این مساله ناشی از وجود ناحیه مکش در پایین‌دست حسگر است. برخلاف نتایج روش تحلیلی، در روش تجربی در زاویه صفر درجه، فشار استاتیکی جریان با متوسط فشار نقاط چپ و راست حسگر برابر است. به‌دلیل حساسیت ضرایب بی‌بعد فشار استاتیک جریان به تغییر عدد رینولدز، مقادیر مختلفی برای این ضریب در منابع مختلف گزارش شده است. این ضرایب با تغییر عدد رینولدز تغییر می‌کنند و دقت آنها کاهش می‌یابد. در مطالعه حاضر، یک ضریب بی‌بعد مناسب جدید معرفی می‌شود که نسبت به عدد رینولدز دارای کمترین میزان حساسیت است.


صفحه ۱ از ۱