جستجو در مقالات منتشر شده


۲۵۳ نتیجه برای سجاد


دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۲ )
چکیده

نظام معنایی و تعاملی اریک لاندوفسکی بر اساس چهار الگوی «برنامه­مداری»؛ «مجاب سازی»؛ «تصادف و تطبیق» بنا شده است که به ترتیب بر اساس  اصول «قاعده مندی»، «نیت مندی»، «شانس» و «امر احساسی» تعریف شده است. طبیعتاً امکان پیاده سازی این الگو در حوزه های معرفتی و دینی وجود دارد که در آن­ها با پراتیک­های تعاملی سوژه­ها قابل انطباق است و بر این اساس می­توان تنوع و تفاوت پراتیک­های شخصیتی دینی با این الگو مورد خوانش قرار داد. از گفتمان­هایی که در قرآن کریم وجود دارد، گفت­گوها و پراتیک­های تعاملی حضرت یوسف با دیگر اشخاص سوره است. این پژوهش  با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با با تکیه برچارچوب نظری اریک لاندوفسکی، گفت­­وگوها و پراتیک­های تعاملی داستان یوسف را مورد بررسی قرار داده و ارتباط میان این الگو و شخصیت­های سوره یوسف را تبیین کرده است. دست­آورد کلی پژوهش نشان می­دهد که سوژه­ها و پراتیک­های تعاملی براساس چهار نظام معنایی به صورت بیناتعریفی از یکدیگر تشخیص داده می­شوند و هر کدام از شخصیت­های داستان بر اساس یکی از چهار نظام معنایی قابل انطباق و رهگیری است؛ ازجمله: پراتیک­های تعاملی حضرت یوسف(ع) است که بر اساس نوع بینش و ایدئولوژی که به مبدأ و مقصد هستی دارد، در چارچوب نظام معنایی برنامه­مدار قرار می­گیرد و دیگر شخصیت­ها نیز بر اساس نوع بینش و اهدافی که دنبال می­کنند در یک یا دو نوع از این نظام معنایی قابل بحث و انطباق­اند.

دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۲ )
چکیده

پرسش‌های بلاغی، جملاتی هستند که بنابر موقعیت زمانی و مکانی، کارکردی فراتر از کسب آگاهی می‌یابند که بر اساس آن، این جمله‌ها درعین داشتن ساختار پرسشی، معنای دیگری به عنوان معنای ثانویه را انتقال می‌دهند؛ امّا گاه بنا بر یک بافت خاص متنی، یک یا حتی چند معنای ضمنی ضعیف مابین روساخت معنایی جملات پرسشی بلاغی و معنای ضمنی قابل اثبات و دریافت است که این معانی ضمنی ضعیف را نه می‌توان نادیده گرفت و نه می‌توان آن‌ها را معنای ثانویه اصلی به حساب آورد؛ بنابراین مسئله‌ای که در این پژوهش مطرح می‌شود این است که با توجه به امکان دریافت چنین معنا یا معانی ضمنی‌ای از جملات پرسشی بلاغی، این معانی ضمنی اضافی دارای چه ماهیت و جایگاهی هستند؟ و با فرض پذیرش وجود آن‌ها؛ تولید معنا در جملات پرسشی بلاغی همچنان به شکل آنی اتفاق می‌افتد یا اینکه طبق فرضیۀ مطرح در این پژوهش، تولید معنا در آن‌ها دارای رویکردی فرایندی و مرحله‌ای است؟ یافته‌های این پژوهش که بر اساس روش تحلیلی- کاربردی و رویکرد مطالعۀ موردی در اشعار شعرای شاخص زبان فارسی که از نظر بافتاری دارای ایست موقعیتی هستند؛ بیان کنندۀ این امر است که طبق پیش‌بینی پژوهش‌گران در این مقاله، تولید معنا در جملات پرسشی بلاغی دارای رویکردی فرایندی و سه مرحله‌ای است که در جریان آن یک لایۀ دوم معنایی، میان روساخت و معنای ضمنی اصلی (لایۀ سوم معنایی) واقع می‌شود که می‌توان آن را لایۀ معنایی «میانجی» نامید.

دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۳ )
چکیده

معمولا برای مهار آرماتورها در محدوده‌های کم حجم مثل محدوده تیر به ستون از مهار قلابدار میلگرد استفاده می‌شود. در مطالعات گذاشته، خرابی قلوه‌کن شدن بتن، مود اصلی برای آرماتورهای قلابدار بوده است. همچنین فاصله کم آرماتورهای مهارشونده در محل اتصال، یکی دیگر از دلایل عدم مهار آنها در چشمه اتصال است. در آیین‌نامه‌های جدید طراحی، اثرات مقاومت مشخصه بتن، اثر محصور شدگی آن توسط تنگ‌های تامین شده، مورد بررسی قرار گرفته است و در بخش ۲۵,۴.۳.۱ آیین‌نامه ACI ۳۱۸-۱۹ وهمچنین در مبحث نهم، روابط جدیدی برای طول مهاری قلابدار آرماتور در کشش داده شده است. اما پارامتر مهم این روابط ψr یا ضریب مربوط به اثر محصورشدگی است که در مطالعات عجم در سال ۲۰۱۸، مورد بررسی قرار گرفت. مطابق تعریف آئین نامه ACI ۳۱۸-۱۹ مقدار ضریب ψr  به میزان خاموت‌ها و تنگهای محصورکننده و فاصله آرماتورهای طولی مهارشونده وابسته است و تاثیر محصور کنندگی سنجاقی‌ها در طول گیرایی میلگرد کششی قلابدار در نظر گرفته نشده است لذا در این مطالعه، به بررسی اثر وجودی سنجاقی بر طول مهاری آرماتورهای تیر با قلاب استاندارد پرداخته شده است. در این مطالعه سه نمونه تمام مقیاس با ابعاد و حدود تقریبا برابر ولی با چیدمان‌های مختلف سنجاقی تحت بارگذاری شبه استاتیکی یک طرفه مورد آزمایش قرار گرفت. نمونه های مورد آزمایش شامل یک نمونه فاقد سنجاقی و دو نمونه دیگر دارای سنجاقی تک و دوبل می باشند. نتایج بدست آمده نشان می‌دهد، در دو نمونه دارای سنجاقی، اثر آنها در مهار آرماتورهای قلابدار، قابل توجه است.
 

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۱ )
چکیده

مهمترین دغدغه در حمل و نقل ماهیان حداقل  کردن استرس ایجاد شده طی زمان حمل و نقل می­باشد. در این مطالعه تأثیر استفاده از زئولیت و اسانس گل میخک در شرایط حمل و نقل بر بازماندگی و استرس قزل ­آلای رنگین کمان O. mykiss)) بررسی شد. برای این  منظور، ۴ تیمار (هر تیمار، ۳ تکرار) شامل شاهد، اسانس گل میخک (mg/L۲۵)، زئولیت (g/L۱۴) و تیمار اسانس گل میخک (mg/l۲۵) + زئولیت (g/L۱۴) درنظر گرفته شد. ۱۵۶ قطعه ماهی قزل ­آلای رنگین ­کمان با میانگین وزن ۴/۴ ± ۸۰ با تراکم ۱۳۰ کیلوگرم در مترمکعب به صورت تصادفی ذخیره­سازی شدند. در زمانهای صفر، ۶، ۱۲ و ۱۸ ساعت پس از شروع حمل و نقل، درصد بازماندگی، میزان کورتیزول و گلوکز خون (شاخص­های استرس) بررسی و اندازه­ گیری شدند. در پایان، کمترین درصد بازماندگی در تیمار شاهد مشاهده شد که با سایر تیمارها تفاوت معنادار داشت (۰۵/۰ >P ). در میزان کورتیزول و گلوکز خون در زمانهای صفر، ۶ و ۱۲ ساعت در بین تیمارهای مختلف اختلاف معناداری مشاهده نشد (۰۵/۰ <P )، در حالی که در زمان ۱۸ ساعت، بیشترین میزان کورتیزول و گلوکز خون در تیمار شاهد مشاهده شد (۰۵/۰ >P ). جمعبندی تحقیق نشان داد که استفاده از اسانس گل میخک و زئولیت در حمل و نقل بلند مدت (بیش از ۱۲ ساعت) قزل ­آلای رنگین ­کمان، با جلوگیری از افزایش کورتیزول و گلوکز خون، منجر به کاهش استرس و در نهایت تلفات ماهیان طی دوره حمل و نقل می ­شود.

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده

زرین‌قبانامهمنظومۀ بلندی در ۲۳,۱۳۳ بیت است که احتمالاً در عصر صفویه سروده شده است. سراینده اثر گمنام است و موضوع آن با آمدن فرستادۀ حضرت سلیمان(ع) به نام زرین‌قبا به دربار کیخسرو و رویارویی او با ایرانیان آغاز می‌شود. پس از آن، حوادث متعددی به‌شیوۀ داستان‌در‌داستان پیش می‌آید و نقش‌ورزان اصلی آن‌ها نیز پهلوانان سیستان (رستم و فرزندان و فرزندزادگان او) هستند. ساختار، محتوا و زبان این منظومه به‌طور کلی نقالی- عامیانه است و از این نظر، بررسی نکات و مضامین داستانی مهم آن در بازشناسی و تکمیل بن‌مایه‌های ادب عامیانه- نقالی ایران در موضوع پهلوانی مفید خواهد بود. در این مقاله، شماری از این‌گونه موضوعات را ذیل چهار عنوانِ عناصر سامی ‌و اسلامی، اشارات نادر و یگانه، موضوعات و مضامین دیگر، والگوگیری از داستان‌های دیگر بررسی کرده‌ایم.

دوره ۱، شماره ۱ - ( پاییز ۱۳۹۶ )
چکیده

جذب سامانه­های پلیمری بر روی سنگ مخازن نفتی با تغییر ترشوندگی سطح، سبب بهبود بازیافت نفت و کاهش تولید آب ناخواسته می­شود. در پژوهش حاضر، رفتار جذب سامانه­های رقیق پلیمری بر پایه پلی­اکریل­آمید سولفونه بر روی سطح ذرات شیشه (به عنوان نمادی از سطح مخازن ماسه سنگی) و همچنین تأثیر این پدیده بر تغییر خواص سطحی این ذرات بررسی شد. نتایج آزمون­های انجام شده نشان داد که سامانه­های شبکه­ای شده پلی­اکریل­آمید سولفونه  رقیق، نسبت به محلول پلی­اکریل­آمید سولفونه، جذب کمتری بر روی سطح شیشه دارند. همچنین آزمون­های زاویه تماس نیز نشان داد که تأثیر سامانه­های شبکه­ای شده بر تغییر خواص سطحی ذرات شیشه کمتر از محلول پلی­اکریل­آمید سولفونه است. علاوه بر این، مشخص شد که مدل هم­دمای جذب لانگمویر (Langmuir Isotherm) بهتر از مدل فرندلیش (Freundlich Isotherm) با داده­های آزمایشگاهی جذب سامانه­های تهیه شده تطابق دارد. همچنین بررسی ترمودینامیک جذب نشان داد که جذب این سامانه­ها بر روی سطح شیشه فرایندی خودبه­خودی و گرمازا است. 

دوره ۱، شماره ۲ - ( شماره ۲ (پیاپی ۲)- ۱۳۹۲ )
چکیده

کار ادبی محل مناسبی برای حضور نیروهای فرهنگی است. در برخی از متون ادبی استانداردهای حاکم به چالش کشیده می شوند و در برخی دیگر باز تولید می شوند. نظریه ناخودآگاه متن  (the text’s unconscious)از پیر ماشری (Macherey Pierre) و نظریه گسست (fault line) از آلن سین فیلد (Alen Sinfield) نشان می دهند که چگونه کار ادبی، گفتمان (discourse) غالب را به چالش می کشد. زنان مختلفی در نمایشنامه های شکسپیر (William Shakespeare) به تصویر کشیده می شوند. حضور برخی از آنان تناقض/ گسست درون ایدئولوژی مردسالار (patriarchal ideology) را آشکار می کند که در نهایت به بحران در گفتمان غالب می انجامد. از طرف دیگر، نظریه گردش نیروهای اجتماعی (circulation of social energies) از استفان گرین بلات (Stephen Greenblott) بیانگر آن قسمت از کار ادبی است که در آن گفتمان رایج مدام باز تولید می شود. در اشعار جلیل صفر بیگی، با آنکه شرایط سیاسی–­ اجتماعی جامعه ایلام به نفع زن تغییر کرده است، ایدئولوژی مردسالار که قرن ها پیش به دست مردان ساخته شد، باز تولید می شود. نوشتار حاضر، تحقیقی است پیرامون به چالش کشیده شدن و باز تولید نیروهای فرهنگی ( ایدئولوژی مردسالار) در کارهای ادبی.

دوره ۱، شماره ۲ - ( ۱۰-۱۳۸۲ )
چکیده

 افراسیاب، شاه ، پهلوان نامدار تورانی و بزرگترین دشمن ایرانیان در شاهنامه در دوره‌ای تقریباً سیصد و بیست ساله است که در منابع اساطیری ـ حماسی ایران مانند اوستا، متون پهلوی و آثار عربی و پارسی از او در کنار شهریاران و یلان ایران زمین به تفصیل و اختصار سخن رفته است.
از اوایل سده بیستم میلادی به بعد، برخی از ایرا‌نشناسان این نظریه را مطرح کرده‌اند که افراسیاب نماد اپوش (apush)‌، دیو خشکسالی، است که به پیروی از آنها مورد اشاره پــژوهشگران ایرانی نیز قرار گرفته است.. از سوی دیگر  برخی محققان  کشته شدن افراسیاب به دست کیخسرو را با روایت حماسی، بنمایه (motif) جهانی اژدهاکشی برابر دانسته اند.  افراسیاب را به تلویح یا آشکارا، معادل و مرتبط با «اژدها» دانسته‌اند.
مجموع این دیدگاه ها نشان می‌دهد که برخی از اسطوره‌شناسان، افراسیاب را در سرشت نخستین و اساطیری خویش، موجودی غیر انسان و عنصری  اهریمنی بسان دیو و اژدها پنداشته‌اند تا جایی که نگارنده بررسی کرده، در میان منابع اصیل مربوط به اساطیر و حماسه‌های ایران، تنها در دو جا اشاره‌ای کوتاه به ماهیت اهریمنی افراسیاب آمده است. در شاهنامه نیز در مواردی به صورت کنایه و تعریض به نژاد دیگرگون و غیر بشری افراسیاب اشاره شده که از منظر موضوع مورد بحث قابل توجه است بویژه که یک بار «بدنژاد» خوانده شده است.

 

دوره ۱، شماره ۴ - ( ۳-۱۳۸۳ )
چکیده

خاقانی از نظر پشتوانه‌های فرهنگی از برجستگان تاریخ شعر پارسی است، براین اساس و به سبب اهمیت شاهنامه فردوسی در غنای فرهنگی ـ ادبی متون پس از خود و نیز چند دلیل و انگیزه دیگر، آثار خاقانی از تلمیحات متنوع شاهنامه‌ای آکنده است. در این میان ، اشاراتی وجود دارد که آنها را می‌توان «ظرایف و نوادر تلمیحات» نامید و در دو دسته قابل بررسی است: نخست تلمیحاتی که مأخذ داستانی آنها معلوم است و دیگر، اشارههایی که امروز منبعشان شناخته نیست و اصطلاحاً «تلمیحات سرگردان» است. خاقانی از تلمیحات شاهنامه‌ای به منظورهایی چون : تبیین مسائل حکمی، تصویر پردازی، ساختن کنایه و تمثیل، وصف حال خویشتن و گاه خودستایی، توصیف در غزلیات زمینی و سرانجام ستایش ممدوح استفاده میکند. در مدایح وی بسامد تشبیه ممدوح به شخصیتهای شاهنامه‌ای بسیار بیشتر از ترجیح بر آنهاست که احتمالاً نفوذ و چیرگی فرهنگ ایرانی در محیط عمومی زندگی وی یعنی شهر شروان و ایرانگرایی و تمایلات شاهنامه‌ای ممدوحان شاعر و دربارشان در این برخورد معتدل و احترام آمیز با کسان و عناصر شاهنامه‌ای موثر بوده است. بیشترین نمود تلمیحات شاهنامه‌ای در آثار خاقانی به ترتیب در دیوان، منشآت  و مثنوی  تحفه العراقین است.

 

دوره ۲، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۷ )
چکیده

چسبندگی در فصل مشترک قطعات رابر به فلز از اهمیت به سزایی برخوردار است. کارایی بهینه این نوع چسبندگی به استحکام چسبندگی بین آمیزه رابری و سطح فلز و پیوستگی آمیزه بستگی دارد. افزودنی های رزینی و حضور ذرات سیلیکا نقش متفاوتی بر بهبود چسبندگی دارند. برای ارزیابی تأثیر  افزودنی ها از آزمون های کششی و پوست کنی ۹۰ درجه استفاده شده است. بنابر نتایج حضور phr ۱۵ از رزین فنول فرمالدهید موجب افزایش ۱۷ درصدی چسبندگی رابر به فلز و موجب کاهش ۴۳ درصدی در استحکام کششی آمیزه شده است. از طرفی مشاهده شد که حضور phr ۵ رزین هگزا متوکسی متیل ملامین در کنار رزین فنول فرمالدهید توانسته چسبندگی رابر به فلز را به میزان ۱۳۷ درصد بهبود دهد در حالی که افت خواص کششی  آمیزه به ۱۲ درصد کاهش یافته است. این در حالیست که افزودن phr ۵ اروزیل در کنار رزین های ذکر شده توانسته افزایش چسبندگی را به ۱۷۵ درصد برساند و استحکام کششی خود را همانند حالت بدون ارزویل حفظ کند.


دوره ۲، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۱ )
چکیده

چکیده هدف این مقاله بررسی تأثیر رهبری خدمت‌گزار بر اثربخشی پیروی است. متغیرهای مدل بر اساس مطالعات نظری و تجربی انتخاب شد و با استفاده اطلاعات حاصل از پیمایش، مبتنی بر نظرسنجی مدیران و کارکنان ۲۲ سازمان دولتی در ایران، فرضیه‌های تحقیق بررسی گردید. تمایز این مقاله در مقایسه با سایر مطالعات در این است که به جای تحلیل همبستگی انفرادی بین متغیرها و لحاظ نکردن سایر شرایط، با استفاده از روش‌های پیشرفته، روابط بین متغیرها را به صورت تعاملی، همزمان و به شکل دوطرفه بررسی کرده است. به این منظور نخست با استفاده از نرم‌افزارهای Eviews۷,۱ و SPSS۱۹ و روش اقتصادسنجی کمترین مجذورات معمولی (OLS) پارامترهای مدل براورد شد. از آن جایی که امکان وجود جریانی دو طرفه از روابط علّی میان متغیرها وجود دارد، سیستم معادلات همزمان سه مرحله‌ای (۳SLS) برای بررسی همزمان تأثیر تمامی متغیرها بر متغیرهای وابسته تحقیق استفاده شد. نتایج کمی براورد مدل‌ها با براورد سیستم معادلات همزمان نشان می‌دهد که تأثیر رهبری خدمتگذار بر اثربخشی پیروی معنادار است.    

دوره ۲، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۳ )
چکیده

نوستالژی یا دلتنگی برای گذشته، حالتی است روانی که به صورت ناخودآگاه در فرد ظاهر و تبدیل به یک اندیشه می­شود. در عرصه ادبیات، این حالت برای شاعر یا نویسنده­ای رخ می­دهد که پیرو انگیزش­های فردی یا اوضاع اجتماعی- سیاسی پیرامون خود، به نوعی احساس دلزدگی از زمان حاضر دچار می­شود و اندیشه بازگشت به گذشته و خاطرات شیرینش را در سر می­پروراند. عبدالوهاب بیاتی و محمدرضا شفیعی کدکنی، به‌عنوان دو شاعر پرآوازه ادبیات معاصر عربی و فارسی و پرچمدار مکتب ادبی رمانتیسم، با توجه به شرایط فردی و اجتماعی عصر خویش به بازآوری خاطرات گذشته پرداخته­اند و فضایی سرشار از دلتنگی و نوستالژی را به تصویر کشیده­اند. نگارندگان در این پژوهش، با تأکید بر روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد هرمنوتیک، به بررسی و تطبیق چگونگی نمود نوستالژی در شعر این دو شاعر پرداخته­اند. برخی از یافته­های پژوهش نشان داد که دو شاعر با توجه به مکتب رمانتیسم، در جلوه­های نوستالژیکی مانند دوری از سرزمین، معشوق، کودکی، از دست رفتن ارزش‌ها و اسطوره­ها اشتراک داشتند.    

دوره ۲، شماره ۳ - ( بهار و تابستان ۱۳۹۴ )
چکیده

فهم درست معنای یک واژه، نیازمند استفاده از روش­های گوناگون معنی­شناسی است تا از طریق آن‌ها، به توصیف دقیق معنای آن واژه دست یافت. یکی از این روش­ها، روابط مفهومی و از جمله تقابل معنایی است. هدف این پژوهش، بررسی تقابل معنایی و نقش آن در ترجمه قرآن کریم است. بدین منظور، ۱۰۶­­ جفت­‌واژه متقابل، همراه با بسامد آن‌ها و آیاتی که در آن‌ها به کار رفته­ است از منابع مختلف و به ویژه از «تفسیر نور» اثر مصطفی خرم­دل، استخراج و گردآوری شده­ و سپس بر اساس شش نوع تقابل معنایی مورد توافق زبان­شناسان، تجزیه و تحلیل گردیده ­است. به علت حجم محدود مقاله، از آوردن همه این جفت­واژه­ها خودداری گردیده و برای هر نوع تقابل معنایی چند نمونه ذکر شده است. بررسی و تجزیه و تحلیل داده­ها نشان می­دهد که شش نوع تقابل معنایی مدرج، مکمل، دوسویه، جهتی، واژگانی و تباین معنایی در قرآن یافت می­شود و تقابل­های مدرج، مکمل، دوسویه، واژگانی، تباین معنایی و جهتی به ترتیب دارای بیشترین و کمترین بسامد می­باشد. در پاره­ای موارد میان این تقابل­ها هم‌پوشانی وجود دارد. مد نظر قرار دادن پدیده تقابل معنایی می­تواند در ترجمه درست واژگان قرآن مؤثر باشد.

دوره ۲، شماره ۴ - ( پاییز ۱۴۰۱ )
چکیده

دخالت ارزشهای غیرمعرفتی در استدلال علمی بحث‌های زیادی به همراه داشته است. یکی از راه‌هایی که می‌تواند این دخالت را توجیه نماید، استدلال از راه ریسک استقرائی است. هدف این مقاله، بررسی نسخه‌ای از این استدلال است که توسط داگلاس ارائه می‌گردد. وی با طرح پرسش در مورد «حد کفایت شواهد» استدلالش را پیش می‌برد. ما با مفروض گرفتن درستی استدلال داگلاس، سعی می‌کنیم که پاسخ پرسش از «حدکفایت شواهد» را با توجه نتیجه‌گیری استدلالش مشخص سازیم. نشان خواهیم داد که با درنظرگرفتن توأمان ارزش‌های معرفتی و غیرمعرفتی نمیتوان پاسخ مناسبی برای حدکفایت به‌دست آورید، زیرا یا گرفتار دور میشویم و یا مجبور به اضافه کردن اموری مبهم. همچنین، توضیح خواهیم داد که داگلاس می‌توانست پاسخ به پرسش از حد کفایت را با تاکید بیشتر بر عمل دانشمندان و کاربران واقعی علم جست‌وجو کند که در آن، الزامی بر ادغام مدعیات علمی با حیطه‌های سیاست‌گذارانه علم وجود ندارد.
 

دوره ۳، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده

بررسی و نقد میزان اجرای راهبردهای تدریس متون شعری در دوره کارشناسی رشته زبان و ادبیات عربی یکی از مهم‌ترین دروس مرتبط با ادبیات هر زبان که مهم‌ترین اهداف آن زبان را محقق می‌سازد، دروس متون ادبی است. در رشته زبان و ادبیات عربی نیز بخش قابل‌توجهی از دروس این رشته برای متون ادبی درنظر گرفته شده است که متون شعری در میان متون ادبیِ دیگر بیشترین سهم را دارد. اما سال هاست که این متون با روش های قدیمی تدریس می شود و بسیاری از استادان از راهبردهای جدید و مناسب تدریس این متون استفاده نمی کنند. این امر سبب شده است دانشجویان چندان نتوانند در دست‌یابی به مهم‌ترین اهداف متون شعری، یعنی افزایش ذوق ادبی و تقویت میل و انگیزه آنان به رشته خود، موفق باشند. نگارندگان می‌کوشند تا با روش پیمایش و ابزار پرسش‌نامه به بررسی میزان اجرای راهبردهای مناسب تدریس متون شعری عربی بپردازند. جامعه آماری پژوهش، دانشجویان ترم‌ چهارم به بعد دوره کارشناسی و استادان رشته زبان و ادبیات عربی در دانشگاه های تهران، علامه طباطبایی، شهید بهشتی و تربیت معلم است. یافته‌های پژوهش نشان می دهد راهبردهای جدید تدریس متون شعری، یعنی راهبردهای شرح تفصیلی اشعار، تحلیل زیبایی شناسی اشعار و تحلیل سبکی، کمتر از راهبردهای سنتی (بیشتر مربوط به روخوانی صحیح اشعار هستند) اجرا می‌شوند.

دوره ۳، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۹ )
چکیده

رقابت چین و آمریکا در سده جدید یکی از مهم‌ترین پیشرانه‌های رقابت‌های ژئوپلیتیکی در سطوح مختلف منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است. چین به‌عنوان یکی از قدرت‌های بزرگ که توانایی بالقوه برای تبدیل شدن به ابرقدرت و به چالش کشیدن جایگاه فعلی آمریکا دارد، امری که باعث نگرانی استراتژیست‌ها و مقامات آمریکایی نیز شده است. در نتیجه ایالات متحده در دهه دوم قرن بیست و یکم تمرکز استراتژیک امنیت ملی خود را از خاورمیانه به شرق آسیا انتقال داد. یا کم رنگ شدن حضور آمریکا در منطقه هم‌پیمانان سنتی آمریکا مانند اسرائیل(رژیم غاصب صهیونیستی) و کشور‌های عربی از گسترش قلمرو نفوذ رقبای ژئوپلیتیکی خود یعنی ایران و ترکیه بیمناک بوده و با توجه به تجارب تاریخی منطقه و نفوذ ژئوپلیتیکی ایران در شرایط کنونی واکنش کشورهای مزبور را وادار به همکاری دو و چند جانبه کرده است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی است و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی در پی تبیین ژئوپلیتیکی صلح ابراهیم از منظر آثار و پیامدهای آن بر روابط منطقه‌ای در خلیج فارس و بهویژه اهداف و منافع جمهوری اسلامی است. اسرائیل به‌طور سنتی استراتژی اتحاد پیرامونی را به‌عنوان مکمل استراتژی امنیت ملی خود برگزیده است، توافق اعراب و اسرائیل در قالب توافق صلح ابراهیم به نوعی بازساخت ریملند جدید با هدف کنترل و محدود کردن اثرگذاری ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی است. در صورت اجرایی شدن پروژه یاد شده می‌توان انتظار رخنمون ریملند جدید منطقه‌ای با هدف کنترل و تضعیف ایران را داشت.

دوره ۳، شماره ۲ - ( پیاپی ۵ ۱۳۹۲ )
چکیده

پژوهش حاضر با به آزمون گزاردن یکی از روش های معتبر در ارزیابی فضای مصنوع که به نام ارزیابی پس از بهره برداری و یا ارزیابی پس از اسکان (POE ) در ادبیات معماری شناخته می شوند به ارزیابی نمونه ای از فضا های درمانی در شهر رشت پرداخته است . نتایج حاصل شده از ابزار های POE با ابزار هایی که در خود این روش ها وجود دارند و برای کنترل یافته های اولیه به کار می روند مرور شدند. به دلیل وجود واریانس بالا در نتایج حاصله از ابزار های اصلی در ارزیابی فضا و ابزار های کنترلی ِابزار های اولیه و پس از تحلیل نتایج حاصله از استفاده از ابزار های اصلی POE و برگزار کردن جلسات مصاحبه مولفه های جامعه شناختی که بر استفاده از این روش ها در جامعه ی ایران موثر بودند شناسایی و استخراج شدند. این مولفه ها در مقیاس جامعه شناسی کلان مربوط به چهار مفهوم بی تفاوتی ، بی توجهی و بی هنجاری وترس بودند که منجر به عدم مشارکت سازنده در ارزیابی می شدند. در مقیاس خرد و عملیاتی مفاهیمی مانند جایگاه اجتماعی (شامل جایگاه شغلی،میزان در آمد، احساس امنیت شغلی و…) سطح سواد ، عدم صداقت و دروغ گویی، و عدم تمایل به مشارکت در پژوهش به صورت مکتوب، زمان گذرانده شده در فضا، فشار هم گروه ها و باور و ارزش در مصاحبه ها به عنوان مفاهیمی که بر این یافته ها موثرند شناسایی شدند.

دوره ۳، شماره ۵ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده

قراین و شواهدِ موجود در برخی منابع نشان می دهد که احتمالاً در سده های ششم و هفتمِ هجری روایتهای شفاهی و نقّالی از بعضی داستانهای شاهنامه وجود داشته است. بر این اساس و به استنادِ گستردگیِ روایات نقّالی با موضوع ملّی و پهلوانی در سنّت داستانیِ ایران- که بخشی به صورت مکتوب به دست ما رسیده و بهری دیگر به اقتضای ماهیّتِ شفاهی فراموش شده است- در این مقاله این فرضیّۀ محتمل و درخورِ بررسی مطرح شده که شاید مأخذِ شماری از ابیات، قطعات و روایاتِ الحاقی در نسخ و چاپهای شاهنامه، میراثِ ادبِ شفاهی- مردمی بوده است و کاتبان، مالکان یا خوانندگانِ بعضی دست نویسها آنها را از گزارشهایِ شفاهیِ نقّالان شنیده و پس از نظم در قالب قطعاتِ کوتاه و بلند بر متن یا حاشیۀ نسخ افزوده اند. نگارنده با تحقیق در زیرنویسهای شاهنامۀ تصحیح دکتر خالقی مطلق و همکارانشان، متن و حواشیِ نسخه های سن ژوزف، سعدلو، حاشیۀ ظفرنامه، متن و ملحقاتِ چاپهای مسکو، بروخیم، دکتر دبیرسیاقی و بعضی چاپهای سنگی و دست نویسهای متأخّر، بیست و شش داستان و قطعۀ الحاقی را با توجّه به قراینی مانند نبودن پیشینه ای از آن روایتها در منابعِ ادبی و تاریخیِ کهن، وجود گزارش/ گزارشهایی از آنها در طومارهای نقّالی و داستانهای شفاهی- مردمی، داشتنِ عناصر و ساختارِ روایات نقّالی و... به احتمال از داستانهای مایه گرفته از روایتهای نقّالی و شفاهی معرّفی کرده که به صورت منظوم در دست نویسها و چاپهای شاهنامه حفظ شده است

دوره ۳، شماره ۱۲ - ( تابستان و پاییز ۱۳۸۵ )
چکیده

اشتراک و استمرار برخی از الگوها و مضامین اساطیری در ناخودآگاه فردی، تباری و جمعی انسان، دستاویز اصلی نقد اسطوره‌ای برای بازیابی و تحلیل تجلیات مختلف اسطوره و آیین در انواع ادبی است. از منظر این نقد و اصول و مبانی آن، در تذکره‌الاولیای عطار به عنوان یکی از متون پایه‌ای ادب عرفانی، چند نکته در خور ذکر به نظر می‌رسد؛ از جمله این که بر طبق ساختار‌شناسی داستان ابراهیم ادهم و پسرش و مقایسه اجزای داستانی آن با چند روایت مشهور « نبرد پدر و پسر» احتمالاً طرح کلی این داستان بر الگوی داستان رستم و سهراب پرداخته شده و در قالب بن‌مایه حماسی اساطیری «رویارویی و ستیز پدر و پسر» - البته با تفاوتهای ناشی از صبغه عرفانی آن قابل بررسی است.
ابراهیم ادهم از صوفیانی است که گزارش احوال او با مضامین داستانی و افسانه‌‌ای درآمیخته است و با توجه به نفوذ و تأثیر شاهنامه در تبدیل سرگذشت و سیمای بعضی شخصیتهای تاریخی به روایات و چهره‌های مردم پسند و غیرتاریخی، این حدس چندان نامتحمل نیست که در پرداخت داستان «ابراهیم ادهم و پسرش» الگوی کلی روایت رستم و سهراب مورد نظر بوده باشد.

 

دوره ۴، شماره ۲ - ( شماره ۲ (پیاپی ۱۴)- ۱۳۹۲ )
چکیده

آموزش قواعد در تمامی زبانها به عنوان یکی از مهمترین دغدغههای متخصصان آموزش زبان مطرح است؛ در زبان عربی به دلیل ویژگی­های خاص ساختاری و دستوری، قواعد و آموزش آن ها از دیرباز مورد توجه مدرسان و متخصصان بوده است. در ایران نیز از قدیم آموزش قواعد زبان عربی از مهم ترین بخش­های آموزش این زبان بوده است، به طوری که بسیاری از بزرگان و مؤلفان کتاب­های قواعد صرفی و نحوی در زبان عربی، ایرانی هستند. امروزه یکی از مهم ترین بخش­های چالش برانگیز حوزه آموزش زبان عربی در ایران، آموزش قواعد آن است. در رشته زبان و ادبیات عربی با اینکه بیست واحد درسی در مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات عربی به درس نحو اختصاص داده شده است، به نظر می رسد که دانشجویان در مرحله کاربردی قواعد عربی دچار ضعفهای فراوانی هستند؛ زیرا سالها است که قواعد با روشهای قدیمی تدریس میشوند و بسیاری از استادان از فنون جدید و مناسب تدریس قواعد استفاده نمی کنند. در این پژوهش می کوشیم با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه، به بررسی روشهای تدریس و میزان اجرای فنون مناسب تدریس قواعد عربی در دانشگاه­ها بپردازیم. یافتههای پژوهش نشان میدهد در تدریس قواعد، بیشتر از روش سنتی قیاسی استفاده میشود و به فنون جدید تدریس، همچون استفاده از تکنولوژی و فن مشارکتی توجه چندانی نمی­شود.

صفحه ۱ از ۱۳    
اولین
قبلی
۱
...