۲۰ نتیجه برای فیروزآبادی
دوره ۸، شماره ۳۲ - ( خرداد و تیر ۱۳۹۹ )
چکیده
در ریختشناسی افسانههای سحرآمیز، پراپ دو نوع وضعیت آغازین را تشخیص میدهد که یکی را کمبود مینامد و دیگری را شرارت و هر دو را وضعیتهایی خودبهخودی و اصیل میداند. در این مقاله، فرض بر این است که نخست این الگوها معنا دارند و دوم کمبود همواره در شرارت منشأ دارد و در اندیشۀ ایرانی وضعیتی مستقل و قائمبهذات نیست. برای کشف معنای این الگوها، افسانههای سحرآمیز بهصورت تطبیقی با داستانهای اسطورهای و حماسۀ ملی ایران، مطالعه شدهاند. روش تحلیل، ساختارگرایانه و درزمانی است. نتیجۀ پژوهش از این قرار است: اسطورههای آفرینش دو الگو دارند که هر دو مبتنی بر تنازع و تزاحم دو نیروی متضاد است که یکی آفریننده است و دیگری ویرانگر. در اولی، نیروی آفریننده به گوهر یا عنصری نیاز دارد که کیهان مادی از آن ساخته میشود یا وجود کیهان مادی به آن بازبسته است. این الگو در افسانههای سحرآمیز بهصورت وضعیت کمبود نمایان میشود. در الگوی دوم، نیروی آفریننده، کیهان را در وضعیت ایدئال میآفریند؛ اما این کیهان مورد هجوم نیروهای ویرانگر قرار میگیرد و از صورت ایدئال خارج میشود. این الگو در افسانههای سحرآمیز
بهصورت وضعیت شرارت نمایان میشود.
دوره ۹، شماره ۰ - ( Summer ۲۰۰۷- ۱۳۸۵ )
چکیده
هدف: یکی از روشهای کارامد در بررسی سیستم بینایی، بهرهگیری از آزمون VEP و ارزیابی پتانسیلهای برانگیخته بینایی است. مدولاسیون و القای پارامترهای اپتیکی مانند رنگ، فرکانس فضایی و کنتراست کمتر مورد توجه بوده که این امر عمدتاً ناشی از محدودیتهای فنّاوری و ابزاری است. توسعه نرمافزاری و سختافزاری کامپیوتر امکان تنوع و انعطاف چشمگیر در طراحی و پیادهسازی الگوهای برانگیزاننده پتانسیلهای بینایی را فراهم کرده است.
مواد و روشها: با استفاده از بسته نرمافزاری دلفی۵ ۱ و بهرهگیری از اصول سایکوفیزیک بینایی در حوزه رنگ، فرکانس فضایی و کنتراست الگوهایی طراحی و پیادهسازی شد. همچنین برای هماهنگی و همزمانی تغییر الگوها و سیستم ثبات مجموعه نرمافزاری و سختافزاری، مکملی به نرم افزار اصلی اضافه شد. بدین ترتیب با بهرهگیری از یک تخته مدار توسعه و مبدل آنالوگ به دیجیتال۲ و مدار تک پایداره۳ امکان تغییر الگوها از نظر شاخصهای اپتیکی بر اساس الگوریتم از قبل طراحی شدهای بهوسیله راهانداز۴ سیستم VEP فعال و راهاندازی شد.
نتیجهگیری: با استفاده از پنجرههای متعدد با روال منطقی، که برای کاربر حداکثر سهولت را فراهم سازد، این امکان در اختیار کاربر قرار گرفت که بتواند تمامی متغیرهای اپتیکی مهم در برانگیزش پتانسیلهای بینایی شامل رنگ، کنتراست و فرکانس فضایی را بهطور مستقل و نیز به طور متعامل با سایر پارامترهای اپتیکی تغییر دهد. به این ترتیب امکان القا و مدولاسیون عوامل اپتیکی میسر خواهد شد. مدولاسیون زمانی، فضایی و کانتراست الگوها به صورت مستقل و وابسته به سیگنال راهانداز دستگاه VEP فراهم شد. تعامل دینامیک عوامل اپتیکی را در بررسیهای VEP افقهای جدیدی را مطرح خواهد کرد.
امیر خراسانی، سیدمحمد فیروزآبادی، زینب شنکایی،
دوره ۹، شماره ۲ - ( بهار ۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: در فرآیند الکتروپوریشن بازگشتناپذیر، غشای سلولهای سرطانی بهوسیله پالسهای الکتریکی با شدت میدان بالا، بهصورت بازگشتناپذیر آسیب میبیند و سلولها میمیرند. عوامل اثرگذار بر توزیع میدان شامل ولتاژ، پهنای پالس و رسانایی الکتریکی بافت است. هدف مطالعه حاضر بررسی تغییرات رسانایی بافت کبد در طول الکتروپوریشن بازگشتناپذیر و محاسبه توزیع میدان الکتریکی بود.
مواد و روشها: در مطالعه تجربی حاضر با استفاده از شبیهسازی، ارتباط بین پهنای پالس و شدت ولتاژ هر پالس در تغییرات رسانایی در طول الکتروپوریشن بازگشتناپذیر بررسی شد و توزیع میدان الکتریکی مورد محاسبه قرار گرفت. در این شبیهسازی بهمنظور حل معادلات، نرمافزار COMSOL ۵ به کار رفت. الکترودهای مورد استفاده، سوزنی بودند و بافت کبد نیز بهعنوان بافت هدف استفاده شد. هشت پالس با فرکانس تحریکی یکهرتز و پهنای پالس ۱۰۰میکروثانیه و ۲میلیثانیه، با شدت میدانهای الکتریکی ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ولت بر سانتیمتر بهعنوان پالسهای الکتریکی تحریکی به کار رفتند.
یافتهها: رسانایی بافت در طول زمان اعمال پالس افزایش یافت. تغییرات رسانایی در ناحیه نوک الکترودها بهمراتب بیشتر از ناحیه بین دو ردیف الکترودها بود. با افزایش شدت میدان الکتریکی پالس، رسانایی بافت نیز افزایش یافت. زمانی که رسانایی بافت ثابت و متغیر بود، بیشینه شدت میدان الکتریکی بهترتیب ۳۸۷۹ و ۳۴۴۸ولت بر سانتیمتر به دست آمد.
نتیجهگیری: در زمان ارسال پالسهای الکتریکی، رسانایی بافت افزایش مییابد. توزیع میدان الکتریکی به رسانایی در نقطه مورد نظر وابسته است و با تغییر این رسانایی بهعلت انجام الکتروپوریشن، توزیع میدان الکتریکی نیز تغییر مییابد و بیشینه شدت میدان الکتریکی کاهش پیدا میکند.
زینب شنکایی، سیدمحمد فیروزآبادی،
دوره ۹، شماره ۲ - ( بهار ۱۳۹۷ )
چکیده
مقدمه: گاهی نیاز است موادی که قابلیت نفوذ به داخل غشا را ندارند بهطور گستردهای وارد یاخته شوند. روشهای درمانی از جمله روشهایی هستند که گاهی این تغییر نفوذپذیری را هنگام استفاده از داروهای مختلف و ژنها احساس میکنند. منفذسازی الکتریکی یاختهها (منفذسازی الکتریکی) روشی نوین در افزایش نفوذپذیری الکتریکی یاختهها است. تولید منفذهای غشایی با اعمال ولتاژهای الکتریکی بیش از آستانه تراوایی غشای یاخته، قابل دستیابی است. این روش کاربردهای متفاوتی در ورود مولکولهای غیرقابل نفوذ به داخل سیتوپلاسم یاختهای دارد که همراهکردن این پالسها با داروهای شیمیدرمانی مانند بلومایسین و سیسپلاتین که به شیمیدرمانی الکتریکی معروف است از مهمترین کاربردهای ضدسرطانی این روش شناخته میشود. هدف مطالعه حاضر، مروری بر منفذسازی الکتریکی یاختهها با استفاده از میدانهای الکتریکی و مغناطیسی با رویکرد کاربرد در درمان سرطان (شیمیدرمانی الکتریکی) بود.
نتیجهگیری: در مطالعات پیشکلینیکی، ابتدا این روش روی حیوان و یاخته بهینهسازی شده است و پس از آزمونهای بالینی، امروزه پروتکل استاندارد و بالینی شیمیدرمانی الکتریکی بهعنوان روشی ایمن با اثربخشی بالا برای برخی تومورها مطرح است. این روش درمانی، روشی ساده با حداقل اثرات جانبی است، اما در مطالعات پیشکلینیکی جدید با بهکارگیری پالسهای الکتریکی با فرکانسهای بالا، شدت میدانهای الکتریکی پایین و همچنین استفاده از میدانهای مغناطیسی پالسی سعی شده تا محدودیتها و کاستیهای این روش استاندارد برطرف شود.
زهرا تابان فر، سیدمحمد فیروزآبادی، زینب خداکرمی، زینب شنکائی،
دوره ۹، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: آزمایش الکتروانسفالوگرام (EEG) بهعنوان یک آزمایش بالینی مهم برای تشخیص بسیاری از بیماریهای مغزی مطرح است. هدف مطالعه حاضر، تحلیل دادههای الکتروانسفالوگرام حین استراحت در بیماران مبتلا به تومور مغزی بود.
مواد و روشها: در مطالعه تحلیلی مشاهدهای حاضر، از دادههای EEG حین استراحت ۴۴ فرد مبتلا به تومور مغزی (گروه تومورال) و ۳۱ فرد سالم (گروه سالم) استفاده شد. پس از پیشپردازش و حذف آرتیفکتهای موجود در سیگنالها، ویژگیهای خطی زمانی و طیفی توان نسبی باندهای متفاوت فرکانسی، ویژگیهای غیرخطی بعد فرکتال و آنتروپی استخراج شد. سپس تمایزپذیری میان دو گروه سالم و تومورال بر مبنای ویژگیهای استخراجشده، با استفاده از روش آماری شاخص دیویس-بولدین، طبقهبندی خطی (LDA) و طبقهبندی غیرخطی k نزدیکترین همسایه (KNN) مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: میان ویژگیهای بعد فرکتال کتز و طول شکل موج دو گروه سالم و تومورال، تفاوت معنیداری وجود نداشت. در میان سایر ویژگیها، آنتروپی نمونه با کاهش معنیدار در گروه تومورال، بیشترین تمایز را میان دو گروه ایجاد کرد (مقدار ۰.۶۹ برای گروه سالم در مقابل ۰.۵۳ برای گروه بیمار). بالاترین صحت طبقهبندی دو گروه، با استفاده از آنتروپی نمونه و طبقهبند KNN برابر با ۸۴% بود.
نتیجهگیری: سیگنالهای EEG، پتانسیل جداسازی بیماران تومورال مغزی و افراد سالم را دارند. ویژگی غیرخطی آنتروپی با تطبیق بیشتر بر ماهیت غیرخطی مغز، صحت بالاتری در بازنمایی گروه تومورال نشان میدهد. آنتروپی کمتر گروه تومورال نشاندهنده پیچیدگی کمتر در پردازشهای مغزی این گروه نسبت به افراد سالم است.
فاطمه آبیار فیروزآبادی، فاطمه بامدادی، رضا بهجت منش اردکانی،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( تابستان ۱۳۹۹ )
چکیده
در این تحقیق، ابتدا ساختار سه داروی رایج ضد سرطان شامل ۶-تیوگوانین (۶-TG)، هیدروکسی اوره (NH) و بوسولفان با استفاده از محاسبات کوانتومی بهینه و انرژی ساختار بهینه شده به دست آمد، همچنین بهینه سازی ساختار نانوذره طلا نیز مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت به منظور بررسی چگونگی برهمکنش داروها با نانوذره، مکان های مختلف برهم کنش دارو با نانو ذره محاسبه شد و پایدارترین ساختار به منظور مطالعه بیشتر انتخاب شد. این محاسبات با استفاده از FHI-aims، که یک بسته نرم افزاری بر پایه نظریه تابعی چگالی توسعه یافته است، انجام شدهاند. طول پیوند و بهترین انرژی برهمکنش در این پژوهش گزارش شده است. به منظور بررسی بهتر مکان برهمکنش ، نوع اوربیتالهای درگیر و شکل آنها نیز نشان داده شده است. بررسی انرژی گاف نشان داد کمترین انرژی مربوط به کمپلکس نانوذره طلا با داروی ۶-تیوگوانین است که تایید کننده پایداری شیمیایی این دارو با نانوذره است. بررسیها نشان داد که انرژی اتصال نانوذره طلا با داروها به ترتیب بوسولفان، هیدروکسی اوره ، ۶-تیوگوانین است. سپس دارو و نانوذره طلا در پایدارترین حالت ممکن ، بهصورت تکتک با نرم افزار Hex ۸ به سرم آلبومین انسانی به عنوان گیرنده، داک شدند و در نهایت انرژیهای اتصالی و سایر برهم کنش ها از جمله انرژیهای الکترواستاتیک، واندروالسی و پیوندهای هیدروژنی بین سرم آلبومین انسانی و داروها به همراه نانوذره طلا محاسبه شدند. مشخص شد که جایگاه فعال داک شده برای دو دارو بوسولفان و ۶-تیوگوانین یکسان است و برای داروی هیدروکسی اوره متفاوت است.
دوره ۱۳، شماره ۵ - ( ۹-۱۳۹۲ )
چکیده
- رسوبات انباشته شده در مخازن سدها، گنجایش مخزن را بسیار کاهش می دهد. جریان های گل آلود در جابه جایی و رسوبات ریزدانه در مخازن سدها، نقش مهمی دارند. در این پژوهش، اثر تغییرات شرایط هیدرولیکی ورودی جریان گل آلود بر ویژگی هایی از پیشانی، بدنه و ساختارهای آشفتگی موجود در جریان گل آلود، بررسی آزمایشگاهی شده است. این ویژگیها با یک دوربین فیلم برداری و یک دستگاه سرعتسنج صوتی، اندازهگیری شده است. نتایج نشان می دهد که با کاهش عدد فرود چگالی ورودی، سرعت پیشانی و بیشینه سرعت، در بدنه جریان افزایش مییابد. مقادیر مثبت تنش برشی رینولدز نزدیک کف نشان میدهد که در این بخش، پدیده حاکم، جاروبی یا بیرونرانی است در حالی که در فصل مشترک جریان گل آلود و سیال محیطی، پدیده اندرکنش رو به بیرون یا اندرکنش رو به داخل، حاکم است.
دوره ۱۴، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۸۹ )
چکیده
منطقه مطالعه شده شهرستان بوشهر با موقعیت بندری در ساحل آبهای گرم خلیج فارس در استان بوشهر قرار گرفته و جزء مناطق ساحلی است و در محل تلاقی دو محیط خشکی و دریا میباشد. چنین موقعیت ویژهای موجب شکلگیری شکلها و لندفرمهای خاصی در منطقه، بهویژه در محدوده قانونمند ساحلی CRZ شده است.
در این پژوهش ابتدا به بررسی منطقه از نظر زمینشناسی، خاکشناسی، اقلیمی و هیدرولوژیکی پرداخته شده و در مرحله بعد به بیان ویژگی نواحی ساحلی، تعریف CRZ، طبقهبندی لندفرمهای ساحلی و تعریف دقیق آنها، تهیه آمار جزر و مد اقدام شد. با استفاده از دانش سنجش از دور (RS) ابتدا عملیات پیشپردازش و پردازش بر روی دادههای ماهوارهای اعمال و با روش تفسیر رقومی و چشمی فرمهای غالب در منطقه شناسایی شد. همچنین با استفاده از خطوط جزر و مد و خط ساحلی استخراج شده از داده ماهوارهای، منطقه CRZ مشخص و پس از مقایسه نتایج بهدست آمده با برداشتهای زمینی، نقشه لندفرم در محدوده قانونمند ساحل در محیط GIS تهیه شد. این نقشه نشان داد که ساحل شهرستان بوشهر از نوع ساحل پلاژیک بوده و در شکلدهی آن عوامل فرسایش خشکی نقش بیشتری را نسبت به عوامل فرسایش دریا داشتهاند و همچنین در این منطقه قوانین مربوط مناطق ساحلی در محدوده CRZ رعایت نشده است که این امر باید به جد مورد توجه قرار گیرد.
دوره ۱۴، شماره ۸ - ( ۸-۱۳۹۳ )
چکیده
پالایش خون در گلومرول کلیه همواره مورد توجه فیزیولوژیست¬ها بوده است ولی از آنجا که در این تحقیقات نمی¬توانستند به چیزی بیشتر از اطلاعات کیفی دسترسی پیدا کنند، توسط مدل¬سازی¬های عددیریاضی¬دانان این مشکل پیش¬روی را مرتفع ساختند.در کار پیش رو سعی می¬شود با جمع¬آوری نتیجه پژوهش¬های محققین فیزیولوژی و علوم پزشکی، محققین علوم کامپیوتر و ریاضی، مدلی مهندسی برای بررسی کامل این شبکه مویرگی ارائه شود. ابتدا مدل همگن که پیش از این توسط دین معرفی شده است، مورد بررسی قرار می¬گیرد. با حل دو بعدی معادلات مومنتوم و انتقال جرم، میزان فیلتراسیون خون بدست می¬آید.در ادامه به مطالعه¬ی آناتومی شبکه گلومرول پرداخته می-شود و با جمع¬بندی آن¬ها یک شبکه سه¬بعدی قابل دفاع از بستر مویرگی گلومرول ارایه می¬شود.با استفاده از معادلات سه¬بعدی مومنتوم و انتقال جرم، مدل پیشنهاد شده به صورت عددی حل می¬شود. مزیت اصلی مدل شبکه این است که مطالعه پارامترهای مختلف که به دلیل بیماری¬های مختلف به صورت ناحیه¬ای ایجاد می¬شوند را امکان¬پذیر می¬کند.در مدل شبکهارتباط بین لوبول¬ها و شکل آن¬ها تنها برای توزیع بهتر جریان در شبکه و بهبود فرایند انتقال جرم می¬باشد.مدل شبکه علاوه بر مزیت¬هایی که در بررسی بهتر شبکه مویرگی دارد، در دبی¬های بزرگتر از nl/min۱۵۰ جواب دقیق¬تری برای میزان فیلتراسیون در اختیار قرار می¬دهد.
دوره ۱۴، شماره ۱۳ - ( ويژهنامه اول ۱۳۹۳ )
چکیده
در این مقاله، حرکت و شکل پایای خزشی قطره غیرنیوتنی در فاز نیوتنی بصورت تحلیلی بررسی شده است. در تحقیق حاضر از مدل فوق همرفتی ماکسول برای فاز قطره و از مدل نیوتنی برای فاز محیط پیرامون آن استفاده شده است. حل تحلیلی با استفاده از روش حساب اغتشاشات صورت گرفته و عدد دبورا که نشان دهنده خاصیت الاستیک قطره است به عنوان پارامتر اغتشاشی در نظر گرفته شده است. محاسبه تحلیلی تا مرتبه دوم پارامتر اغتشاشی انجام شده و لذا برای قطراتی که از محلولهای رقیق پلیمری ساخته شدهاند، از دقت مناسبی برخوردار است. نتایج حاصل از این مقاله نشان میدهد که، شکل پایای قطره نیوتنی در حال سقوط خزشی در سیال نیوتنی دیگر، کاملاً کروی است اما قطره غیرنیوتنی به دلیل وجود خاصیت الاستیک از این موضوع پیروی نمیکند. به عبارت دیگر، قطره غیرنیوتنی در حال سقوط، حالت کروی خود را از دست داده و شکل پهن شده به خود میگیرد. با افزایش خاصیت الاستیک در قسمت بالایی قطره، یک فرورفتگی ایجاد میشود. نتایج حاصل شده در این پژوهش گواهی از این دارد که حل تحلیلی حاضر نسبت به تحقیقات تحلیلی پیشین دارای مطابقت بهتری با نتایج آزمایشگاهی است. همچنین منشأ اثر تغییر شکل قطره نیز مورد توجه قرار گرفته و اثبات شده است که خاصیت الاستیک فاز قطره سبب ایجاد تمرکز تنش نرمال شعاعی در پشت قطره شده که این امر به ایجاد فرورفتگی در آن ناحیه منجر می شود.
دوره ۱۴، شماره ۱۵ - ( ويژهنامه سوم ۱۳۹۳ )
چکیده
با گسترش روزافزون صنعت داروسازی و ساخت داروهایی با عملکرد مشخص، انتقال آن به داخل سلول نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. غشا سلول در برابر ترکیبات آبدوست غیر قابل نفوذ است و مکانیزمهای انتقال اختصاصی برای نفوذ آنها مورد نیاز است. بنابراین لزوم پیدا کردن راهی برای تسهیل عبور این داروها از غشا سلول مطرح است. در این بین پپتایدهای با قابلیت نفوذ به سلول نشان دادند که میتوانند به عنوان حامل دارو مورد استفاده قرار گیرند چراکه توانایی عبور از غشا بدون نیاز به انرژی یا ریسپتور را دارا میباشند. در این پروژه به بررسی عبور یکی از این پپتایدها به نام پنتراتین از غشا سلول توسط شبیهسازی دینامیک مولکولی هدفمند با سرعت ثابت و با استفاده از روش دانه درشت مارتینی پرداخته شدهاست. ابتدا در یک شبیهسازی تعادلی جهتگیری پپتاید طی نزدیک شدن و نشستن بر روی غشا بررسی و نشان داده شد که برای بررسی فرآیند نفوذ آن به داخل سلول، نیازمند استفاده از دینامیک مولکولی هدفمند میباشیم. سد انرژی پیشروی این پپتاید برای نفوذ به داخل سلول و انتشار آن در داخل غشا بررسی شدهاست. در این پژوهش نشان داده میشود که تشکیل حفره آب برای نفوذ این پپتاید به داخل سلول باعث شکستهشدن سد انرژی و عبور آسان آن از غشا سلول میشود که با نتایج پژوهشهای پیشین همخوانی دارد. همچنین میزان سد انرژی برای عبور این پپتاید از غشا ۱۱۰ کیلوژول بر مول بدست آمد.
دوره ۱۵، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده
آلزایمر شایعترین نوع بیماری زوال عقل در افراد بالای ۶۵ سال میباشد که علت اصلی و روش درمان قطعی آن تاکنون بهدرستی مشخص نشده است. مطالعات آسیبشناختی، تشکیل پلاکهای فیبری و تودههای تجمع یافته پروتئین آمیلوئید بتا در سیستم اعصاب مرکزی را بهعنوان یکی از دلایل بیماری آلزایمر پیشنهاد و مهار این فرایند را بهعنوان روش درمان مؤثر برای این نوع بیماری معرفی کردهاند. ناحیه والین۱۰-اسیدگلوتامیک۲۲ از پروتئین آمیلوئید بتا، در فرایند تجمع منومرها، تشکیل تودههای محلول و پلاکهای فیبری نامحلول نقش اساسی را ایفا میکند. ازاینجهت، مهار این ناحیه میتواند فرایند آمیلوئید شدن را متوقف و از پیشرفت آن جلوگیری کند. گزینهی دارویی استفاده شده در این پژوهش، پنتا -پپتاید جداشده از پایانهی کربوکسیلِ پروتئین آمیلوئید بتا با توالی گلیسین۳۳-گلیسین۳۷ میباشد و نحوه اتصال آن به ناحیه والین۱۰-اسیدگلوتامیک۲۲ از پروتئین آمیلوئید بتا۴۲ به روش شبیهسازی ترکیبی داکینگ و دینامیک مولکولی مورد بررسی قرار گرفته است. درنتیجه این شبیهسازی، سه محل پیوند پایدار برای اثر پنتا-پپتاید بر گیرنده مشخص شد و تحلیلهای ساختاری بر روی این محلهای پیوند نشان دادند که پنتا-پپتاید استفاده شده با مهار ناحیهی والین۱۰-اسیدگلوتامیک۲۲، میتواند از تجمع و تشکیل تودههای پروتئینی آمیلوئید بتا۴۲ جلوگیری کند. پژوهش حاضر توالی پپتیدی گلیسین۳۳-گلیسین۳۷ را بهعنوان داروی مؤثر در درمان بیماری آلزایمر به دیگر مطالعات پیش کلینیکی در این زمینه، معرفی میکند.
دوره ۱۶، شماره ۴ - ( ۴-۱۳۹۵ )
چکیده
پژوهش حاضر، به بررسی و مقایسهی سه طرح درمانی رایج و یک طرح درمانی جدید برای تثبیت شکستگی تیپ لترال مالئولار، با استفاده از روش اجزای محدود میپردازد. در طرح درمانی رایج از یک پلیت یک سوم لولهای معمولی با پنج سوراخ بههمراه پنج پیچ برای تثبیت استخوان استفاده میشود. در طرح جدید ارائه شده در این پژوهش، یک سیم کششی برای بهبود عملکرد تثبیتکننده به مجموعه اضافه میگردد. طرح سوم، استفاده از یک پیچ داخلی بلند برای اتصال دو قسمت جداشده استخوان است. در طرح چهارم، دو پین کاشته شده در استخوان، بهواسطه سیم کششی به یک پیچ نصب شده در قسمت بالایی استخوان متصل میگردد، بهنحوی که فشار لازم برای ثابت نگهداشتن دو قسمت استخوان در محل شکستگی تأمین شود. برای تحلیل، از مدل سهبعدی دو استخوان نازکنی و درشتنی بهدست آمده از تصاویر سیتیاسکن، استفاده میشود و مدلهای اجزای تثبیتکننده به آن افزوده میشود. پس از حل، نتایج بدست آمده برای طرحهای درمانی با یکدیگر مقایسه میگردد. نتایج شبیهسازی نشان میدهد که بیشترین تنشها، ناشی از اعمال بار فشاری-خمشی میباشند. این وضعیت تا حد زیادی در طرح درمانی دوم بهبود یافته که نشاندهندهی تأثیر مثبت تغییر ایجاد شده بر طرح درمانی اول است. جابهجایی در محل شکستگی، در حالت اعمال بار خمشی، نسبت به بار پیچشی اندازه بزرگتری دارد که مؤید قابلیت جذب موثر نیروهای خمشی توسط اجزای تثبیتکننده است. با توجه به مقدار بالای تنشها در محل سوراخها در طرح درمانی اول هنگام بارگذاری خمشی، توصیه میشود از تثبیتکنندههای بیرونی برای بهبود این طرح استفاده گردد.
دوره ۱۷، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۲ )
چکیده
هر پروژه دارای ریسک هایی می باشد و از آنجایی که پیچیدگی های زیادی در پروژه های امروزی وجود دارند، شناسایی مهمترین دسته های ریسک برای موفقیت و کارآمدی پروژه ها نقش مهمی ایفا می کند. این پژوهش در پی تعیین مهمترین ریسک ها در چارچوب ساختار شکست ریسک ویرایش چهارم راهنمای گستره ی دانش مدیریت پروژه می باشد که قابلیت تعمیم به تمامی مواردی که در تعریف پروژه در سطح کشور می گنجند را دارد. نظر به اینکه ریسک های پروژه دارای اثرات متقابل بر یکدیگر هستند با در نظر گرفتن این روابط متقابل و علّت و معلولی برای تعیین مهمترین دسته های ریسک پروژه طبق ساختار شکست ریسک ویرایش چهارم راهنمای گستره ی دانش مدیریت پروژه از روش دیماتل بهره گرفته شد. همچنین از نظریه مجموعه های فازی برای کسب نظرات ذهنی خبرگان که دارای تجربه و دانش کافی در سطح پروژه های کشور بودند استفاده گردید. نتایج پژوهش بیانگر این بودند که دسته های ریسک «بیرونی»، «فنّی»، «مدیریت پروژه» و «سازمانی» به ترتیب با اهمیت ترین دسته های ریسک هستند و در مهمترین دسته یعنی ریسک های «بیرونی»، ریسک های متأثر از قوانین تنظیمی، در دسته ی ریسک های «فنّی» ریسک های مرتبط به «فناوری»، در دسته ی ریسک های «مدیریت پروژه» ریسک های مرتبط به «تخمین» و در دسته ی ریسک های «سازمانی»، ریسک های مرتبط به «وابستگی های پروژه» در رتبه اول اهمیت می باشند.
دوره ۱۷، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۲ )
چکیده
در محیط های مدرن کسب و کار، چابکی به عنوان مشخصه ای اساسی جهت رقابت شناخته شده است. پژوهش های اندکی در جهت ارائه متدولوژی های یکپارچه مناسب برای افزایش چابکی ارائه شده است. در این پژوهش رویکردی را مورد استفاده قرار می دهیم که از طریق مرتبط ساختن مزیت های رقابتی، شاخص های چابکی و توانمند سازهای چابکی، مناسب ترین توانمند سازهایی که برای افزایش چابکی مؤثر هستند، شناسایی شوند تا شرکت ها از این توانمند سازها در جهت بهبود وضعیت رقابتی خود استفاده کنند. این رویکرد بر اساس متدولوژی گسترش عملکرد کیفیت (QFD) و به ویژه خانه کیفیت (HOQ) پایه گذاری شده است. در این متدولوژی منطق فازی مورد استفاده قرار گرفته است تا وابستگی ها و همبستگی های مورد نیاز در HOQ را بیان کند. در پایان، این رویکرد در صنعت قطعه سازی خودرو (مطالعه موردی: گروه خودرو سازی بهمن) پیاده سازی شد و مناسب ترین توانمند سازها در این صنعت شناسایی شدند. مدیریت زنجیره تأمین به عنوان مهم ترین توانمند ساز در این صنعت شناخته شد و مدیریت دانش، فناوری اطلاعات، مهندسی همزمان، سخت افزار، تیم سازی و مدیریت پروژه به ترتیب در رتبه های بعد قرار گرفتند. از جمله مهم ترین محدودیت های این پژوهش می توان به زمانبر بودن استفاده از QFD به دلیل محاسبات فراوان اشاره نمود. در این پژوهش به دلیل بیان بهتر وابستگی ها و همبستگی ها در HOQ از اعداد فازی استفاده شد تا روابط بطور دقیق بیان گردد.
دوره ۱۹، شماره ۴ - ( ۷- )
چکیده
مدل های ریاضی از این توانایی برخوردارند که می توانند یک رویکرد هزینه ای، هدفمند و انعطاف پذیر موثر را به منظور ارزیابی تصمیمات مدیریتی، به ویژه هنگامی که این تصمیمات از نوع گزینه های راهبردی باشند را فراهم آورند. در برخی از موارد خاص، فقط از مدل های ریاضی می توان برای ارزیابی و آزمایش گزینه ها استفاده کرد. مثلاً آزمایش هایی که خطراتی را به علت وجود اسیدهای مایع در پی دارد به توسط قانون ممکن است ممنوع شده باشد و لذا در این گونه مواقع، مدل سازی ریاضی تنها راه چاره برای ارزیابی عملیات در این نوع فرآیندها به شمار می رود. به منظور استفاده درست از مدل ها، لازم است نه تنها مدل ها از اعتبار برخوردار باشند بلکه نتایجی که حاصل از به کار گیری آنهاست قابل اتکا و قابل اعتماد باشد. فرآیندی که اعتبار مدل، قابلیت اتکا و همچنین قابلیت اعتماد به آن را به دنبال دارد دربردارنده سه عنصر راستی آزمایی، اعتبارسنجی و تنظیم مدل است. راستی آزمایی، اعتبارسنجی و تنظیم مدل از جمله مواردی است که باید در گسترش مدل ها مورد توجه قرار گیرد. در این صورت است که می توان با اطمینان از مدل ها برای پیش بینی ها استفاده کرد. کمی کردن اطمینان و دقت در پیش بینی مدل برای تصمیم گیرنده شرایطی را به وجود خواهد آورد که بتواند با اطلاعات لازم، تصمیمات مناسب را با اطمینان بالا اتخاذ کند. مطالعه ادبیات مربوط به این سه فرآیند، نشان می دهد که اختلاف نظرهایی در تعاریف مربوط به این سه فرآیند وجود دارد. همچنین مشاهده می شود که اتفاق نظری در خصوص انجام این فرآیندها و حتی عملیات مورد نیاز هر فرآیند، بین مدل سازها و کاربرانی که از مدل ها استفاده می کنند نیز وجود ندارد. در این مقاله سعی می شود چارچوبی برای راستی آزمایی، اعتبارسنجی و تنظیم مدل های ریاضی، هم برای گسترش دهندگان این نوع مدل ها و هم استفاده کنندگان از آنها را فراهم آورد. علاوه بر آن، سعی می شود تا عناصر سه گانه مزبور به روشنی تعریف شود و نقش گسترش دهندگان مدل و کاربران مدل را معین سازد. نوعاً گسترش دهندگان، مدل ها را ساخته و ارزیابی های اولیه ای برای آن ارائه می دهند تا بتوانند استفاده کنندگان را با سطحی از اطمینان متقاعد سازند که مدل ساخته شده، قابل اعتماد است و می تواند واقعیت را دربرگیرد. استفاده کنندگان از مدل ها معمولاً مقادیر خاصی را به عنوان پارامترهای ورودی به مدل انتخاب می کنند تا عکس العمل مدل را نسبت به این پارامترهای خاص بسنجند تا ببینند که آیا مدل ساخته شده قادر به تشخیص موارد خاص بوده است یا نبوده است. به علاوه، استفاده کنندگان از مدل ها، اغلب نتایج حاصل از مدل ها را با شرایط واقعی مقایسه می کنند تا درجه تطبیق آن را با واقعیت بسنجند. با توجه به نقشی که مدل ها در ارزیابی گزینه های تصمیم گیری دارند و همچنین با توجه به تلاش های بسیار زیادی که برای ساخت مدل ها می شود داشتن رویه ای نظام مند که بتواند مقوله های راستی آزمایی، اعتبارسنجی و تنظیم مدل را به روشنی تعریف کند و به توسط گسترش دهندگان مدل ها و هم استفاده کنندگان از آنها درک شود حائز اهمیت است.
دوره ۱۹، شماره ۶ - ( خرداد ۱۳۹۸ )
چکیده
فرآیند تخلیه الکتریکی سیمی یا وایرکات یکی از فرآیندهای پیشرفته تولید بهویژه برای ساخت قطعات ظریف با شکلهای پیچیده و مواد سخت است. خطاهای ماشینکاری روی مسیرهای قوسی کوچکشعاع یکی از مهمترین مشکلات این فرآیند است. در این تحقیق، خطاهای ماشینکاری برش سهمرحلهای وایرکات روی مسیرهای مستقیم و قوسی با استفاده از آزمونهای تجربی بررسی شده است. برای شناسایی دلایل ایجاد این خطاها و جبران آنها، بار باقیمانده روی این مسیرها بعد از هر مرحله ماشینکاری بهطور جداگانه اندازهگیری و تحلیل شد. سپس خطاهای ماشینکاری روی مسیرهای مذکور و عوامل ایجاد آنها بهصورت تئوری و تجربی ریشهیابی و بحث شد. آزمونهای تجربی نشان دادند که مرحله خشنکاری، اثر مخرب قابل ملاحظهای روی خطاهای ماشینکاری مسیرهای قوسی دارد و مراحل پرداختکاری که بعد از مرحله خشنکاری انجام میشوند قادر نیستند این اثر مخرب را جبران کنند. گسترههای زاویهای جرقهزنی در مرحله خشنکاری مسیرهای قوسی محاسبه و اثر این گسترهها روی انحراف سیم از مسیر برنامهنویسیشده و خطاهای ناشی از آن تجزیه و تحلیل شد. همچنین، این تحقیق با تعریف مفاهیم و توسعه معادلات مربوط به محاسبه خطاهای مراحل پرداختکاری، دستورالعمل نوینی برای ماشینکاری چندمرحلهای وایرکات این مسیرها پیشنهاد نموده است. خطاهای تخمینزدهشده (بهوسیله معادلات مذکور) با خطاهای حاصل از آزمونهای تجربی همخوانی دارند. نتایج این تحقیق میتوانند در کاربردهای دقیق وایرکات استفاده شوند.
دوره ۱۹، شماره ۶ - ( خرداد ۱۳۹۸ )
چکیده
در مقاله حاضر، فلاتر پوسته استوانهای در معرض جریان هوای فراصوت خارجی و حاوی سیال داخلی مورد بررسی قرار گرفته است. لازم به ذکر است که در مدل ساده و جدید ارایهشده برای سیال داخلی تنها از درجات آزادی سطح آزاد سیال و درجات آزادی سازه احاطهکننده آن استفاده شده است. در این راستا مدل اندرکنش سازه- سیال محاسباتی در چارچوب روش اجزای محدود توسعه داده شده است. تلاطم سیال داخلی از طریق یک مدل دقیق و سطح بالا شناخته شده بهعنوان مدل تلاطم سیال، نمایش داده شده است. سازه پوسته استوانهای بهوسیله تئوری پوسته ساندرز مدلسازی شده و بارگذاری فشار آیرودینامیک با تئوری پیستون مرتبه اول تقریب زده شده است. همچنین سختی هندسی اولیه ناشی از پیشتنشها در وضعیت اولیه منتجشده از فشار هیدرواستاتیک سیال، فشار جانبی و بار فشاری محوری در نظر گرفته شده است. صحت و درستی فرمولبندی استخراجشده با استفاده از چند مثال اعتبارسنجی اثبات شده است. نتایج نشان دادند هنگامیکه نسبت پرشدگی از صفر تا ۱ تغییر میکند، سرعت فلاتر ابتدا با افزایش نسبت پرشدگی افزایش مییابد و در نسبت پرشدگی حدود ۵/۰ به بیشینه مقدار خود میرسد و پس از آن با افزایش بیشتر نسبت پرشدگی شروع به کاهش میکند و در نسبت پرشدگی حدود ۱ سرعت فلاتر به مقدار بحرانی پوسته خالی میرسد.
دوره ۲۰، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۵ )
چکیده
در چند دهه اخیر، از تکنیکهای مهندسی قابلیت اطمینان، در بسیاری از صنایع به منظور بهبود عملکرد مدیریت تعمیر و نگهداری تجهیزات، با موفقیت استفاده شده است. مدلهای بازرسی و بهینه سازی بسیاری توسعه یافته و به طور گستردهای برای رسیدن به نگهداری سطح بالا (یعنی تعادل عملکرد، خطر، منابع و هزینه برای رسیدن به یک راه حل بهینه) بکار برده شدهاند. یکی از چالشهای موجود در حوزه مدیریت سلامت چگونگی بهبود ایمنی، امنیت و قابلیت اطمینان در تجهیزات پزشکی است. ایجاد یک سیستم ارزیابی و تجزیه و تحلیل قابلیت اطمینان انسان در تجهیزات پزشکی، به منظور بهبود کیفیت درمان پزشکی ضروری می باشد. در این تحقیق مدلی بر اساس روش SHELL و ترکیب تکنیک FMEA و متغیرهای کلامی فازی برای ارزیابی و تجزیه تحلیل قابلیت اطمینان انسان برای دستگاه های پزشکی ارائه شده است. تئوری فازی برای ثبت نظرات کارشناسان در مورد حالات خرابی و محاسبات مقدار اولویت ریسک هر یک از زیر سیستمها ، بکار برده شده است. نتایج حاکی از اینست که در ارزیابی قابلیت اطمینان انسان در تجهیزات پزشکی باید بیشتر بروی کاهش وقوع خرابیهای پنهان و پرریسک نرم تمرکز داشت و در طراحی و انجام عملیات توسط تجهیزات پزشکی باید به ارتباط و همکاری بین طراح تجهیزات و کاربران تجهیزات توجه کرد.
دوره ۲۰، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۶ )
چکیده
هدف: با توجه به بروز بالای لوسمی لنفوبلاستیک حاد، امروزه اهمیت پژوهش در زمینه این بیماری و یافتن شاخصههای ژنتیکی مرتبط با آن بسیار مورد توجه است. نقش بیان ژن DNMT I طی دریافت داروها در بیماران مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد نوع B از اهمیت بهسزایی برخوردار است چرا که کاهش بیان این ژن در این بیماران میتواند بیانگر اثربخشی داروهای درمانی باشد. بنابراین در این مطالعه سعی شده است اثر داروی مرکاپتوپورین بر بیان ژن DNMT I در کودکان مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد نوع B بررسی شود.
مواد و روشها: این مطالعه تحلیلی در سال ۱۳۹۵طی نمونهگیری در دسترس (Convenience) روی ۸ کودک مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد نوع B در مرکز طبی کودکان تهران در دو مرحله قبل و پس از دریافت دارو، و ۱۰ کودک سالم مراجعه کننده به آزمایشگاه مرکزی یزد انجام شد. پس از استخراج RNA کلی از هر ۸ نمونه، با استفاده از روش RT-qPCR، تکثیر ژن هدف انجام گرفت. بهصورت همزمان یک ژن housekeeping نیز بهعنوان کنترل داخلی بررسی شد (GAPDH). سپس دادههای بیان ژن توسط آزمون Paired t-test در نرمافزار SPSS مقایسه شد.
نتایج: بیان ژن DNMT I در کودکان مبتلا به لوسمی لنفوبلاستیک حاد نوع B تحت تأثیر داروی مرکاپتوپورین بهطور معنیداری نسبت به قبل از دریافت دارو در سطح ضریب اطمینان ۹۵ درصد پایینتر بود (۰۲/۰=P).
نتیجهگیری: یافتههای بررسی حاضر پیشنهاد میکند که احتمالاً داروی مرکاپتوپورین اثر مهمی را بر تنظیم این ژن ایجاد میکند.