جستجو در مقالات منتشر شده
۵ نتیجه برای قناتی
فائزه قناتی، سمیه بختیاریان، پرویز عبدالمالکی،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۹-۱۳۸۹ )
چکیده
به منظور بررسی تاثیر متیل جاسمونات بر متابولیتهای ثانویه گیاه همیشه بهار(Calendula officinalis L.)، گیاهان به مدت ۱۰ روز در کشت هیدروپونیک با محلول غذایی هوگلند(۲/۱) قرار گرفتند وسپس با ۵۰ و ۱۰۰ میکرومول در لیتر متیل جاسمونات تیمار شدند. محتوای لیگنین در ریشه گیاهان تیمار شده، کاهش و دربخش هوایی افزایش معنی داری، درمقایسه با گیاهان شاهد، نشان داد. محتوای کل فنل های متصل به دیواره در ریشه در مقایسه با گیاهان شاهد افزایش و در بخش هوایی کاهش نشان داد. محتوای آنتوسیانین های ریشه تنها با متیل جاسمونات ۵۰ میکرومولار کاهش یافت ولی در بخش هوایی کاهش معنی دار محتوای آنتوسیانین در هر دو غلظت، در مقایسه با گیاهان شاهد مشاهده شد. محتوای کل فلاونوئید در اندام هوایی گیاهان تیمار شده کمتر از گیاهان شاهد بود. میزان پراکسید شدن لیپیدهای غشا هم در ریشه و هم در اندام هوایی در تیمارها در مقایسه با گیاهان شاهد تغییر معنی داری نداشت. ترکیب غالب مشاهده شده در اسانــس Cadinol –α بود. القای سسکوئی ترپن ضد قارچ α-Muureloene در تیمار با متیل جاسمونات و افزایش آن در غلظتهای بالاتر پیشنهاد می کند که می توان از متیل جاسمونات در جهت القای تغییر در مسیر بیوسنتز ایزوپرنوئیدها و تولید فیتو الکسینهای خاص استفاده نمود.
ساناز شکرالهی، فائزه قناتی، رضا حسن ساجدی،
دوره ۹، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: میدانهای مغناطیسی ایستا (SMF) بهعنوان یک عامل طبیعی محیطی و نیز عامل خارجی حاصل از پیشرفت تکنولوژی تاثیرات قابل ملاحظهای بر فیزیولوژی گیاهان دارند. تاثیر این میدانها بر تولید گونههای فعال اکسیژن (ROS) در سلول گیاهی مشخص شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی پاسخ سیستم ردوکس سویا Glycine max)) به دو شدت مختلف میدان مغناطیسی ۲۰ و ۳۰میلیتسلا و تعیین سرنوشت جریان الکترون در این میدانها انجام شد.
مواد و روشها: در مطالعه تجربی حاضر بذرهای گیاه سویا رقم M۷ در فاز رویشی (۱۴روزه) بهمدت چهار روز، روزانه ۵ساعت تحت تیمار با میدان مغناطیسی ایستای ۲۰ و ۳۰میلیتسلا قرار گرفتند. آزمایشها بهصورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی حداقل با سه تکرار انجام شدند. بهمنظور تحلیل دادهها آنالیز واریانس یکطرفه و نرمافزار SPSS به کار رفتند.
یافتهها: تیمار ۳۰میلیتسلا منجر به کاهش میزان وزن تر، توان کلی فعالیت سیستم آنتیاکسیدانی و توان کلی احیا و افزایش پراکسیدهیدروژن شد، اما تاثیری بر مقدار کلی ترکیبات فنلی و فلاونوئید نداشت. در تیمار ۲۰میلیتسلا سطح پراکسیدهیدروژن کاهش، اما وزنتر، سطح رادیکال هیدروکسیل، فعالیت سیستم آنتیاکسیدانی، مقدار کلی ترکیبات فنلی و فلاونوئید افزایش یافت. مقدار آهن فرو در میدان ۲۰میلیتسلا کاهش و در میدان ۳۰میلیتسلا افزایش نشان داد.
نتیجهگیری: در سیستم ردوکس سویا میدان ۲۰میلیتسلا مسیر جریان الکترونها را به سمت ترکیبات احیاکننده مفید مثل ترکیبات فنلی هدایت میکند و سبب تحریک رشد میشود، در صورتی که میدان ۳۰میلیتسلا سبب گسیل الکترونهای مازاد به سمت ترکیبات مخرب مثل آهن فرو شده و رشد را کاهش میدهد.
دوره ۱۱، شماره ۰ - ( Autumn ۲۰۰۸ & Winter ۲۰۰۹- ۱۳۸۷ )
چکیده
هدف: میدانهای مغناطیسی از پدیدههایی است که امروزه همه جا در محیط پیرامون ما یافت میشود. سیمهای فشار قوی، دستگاههای الکتریکی که در خانهها و محیط کار فراوان یافت میشوند، وسایل ترابری مانند قطارهای شهری و همچنین دستگاههای گوناگون تشخیصی و درمانی همچون MRI زاینده میدانهای مغناطیسی پیرامون ما هستند. میدانهای مغناطیسی میتوانند اثرهای گوناگونی بر جانداران از سطح سلول تا پیکره گیاهان، جانوران و آدمی بگذارند. در بررسیهای اپیدمیولوژیک اثر این میدانها در بالا رفتن میزان بروز برخی از سرطانها همچون سرطان خون بهخوبی نشان داده شده است. در آزمایشهای گوناگون دانشمندان کوشیدهاند تا به ساز و کار این اثرهای زیستی پی ببرند؛ اما دادههای بهدست آمده بسیار ناهماهنگ و گستره انجام این بررسیها چه از دیدگاه فیزیکی (بزرگی میدان، بسامد، زمان میداندهی و ...) و چه از دیدگاه زیستی (گونه یاخته، میزان تمایز و ...) پراکنده است. گرچه این پژوهشها در یاختههای کشت شده در بیرون از بدن جاندار به انجام رسیده است، میتواند شاهدی بر فرایندهای طبیعی یاخته در بدن نیز باشد. در این تحقیق هدف دستیابی به نتایجی است که بر پایه آنها بتوان به درک بهتری از ساز و کار تأثیر میدان بر جانداران در سطح سلولی دست یافت.
مواد و روشها: در این بررسی، اثرهای زیستی میدان مغناطیسی ایستای ۱۵ میلیتسلایی روی یاختههای بنیادی استرومایی مغز استخوان موش صحرایی سنجیده شد. برای این کار روش فلوسایتومتری با فلوروکروم پروپیدیوم یدید بهکار گرفته شد که با تشخیص محتوای DNA یاختهها معیاری برای پی بردن به مرحلهای که سلول در آن به سر میبرد را بهدست میدهد. میدان مغناطیسی بهکار گرفته شده حاصل از عبور جریان ۱۲ آمپری از سیمپیچها با بزرگی ۱۵ میلیتسلا اعمال شد.
نتایج: با آنالیز چرخه یاختهای دگرگونیهایی در مراحل گوناگون چرخه یاختهای دیده شد؛ بهگونهای که شمار یاختههایی که در مرحله G۰/G۱ بودند افزایش معنیداری نشان داد. این افزایش شمار یاختهای به دلیل افزایش در طول مرحله G۰/G۱ چرخه بوده است. همچنین این اثر در یاختههایی که پیش از تیمار مغناطیسی در معرض پراکسید هیدروژن که از دسته مواد شیمیایی اکسنده است، قرار گرفته بودند اثر مشابهی را نشان داد. در مرحله S از چرخه نیز در شمار یاختههای دو گروه از تیمار کاهش مشاهده شد.
نتیجهگیری: این پدیده میتواند در اثر آسیب ماده ژنتیکی یاخته یا اختلال در کارکرد پروتئینهای چرخه یاختهای باشد که که هر دو فرایند میتواند آغازی بر ناهنجاری در فرایندهای طبیعی یاخته باشد. از آنجا که انرژی این
میدانها در حدی نیست که بتواند بهطور مستقیم بر مولکولها اثر گذار باشد، فرایندهای غیرمستقیم با واسطههای رادیکالی محتملترین مکانیسم بهشمار میآید.
دوره ۱۴، شماره ۶۷ - ( ۶-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
یکی از مواد اولیه ای که طی سال های اخیر مورد توجه تولید کنندگان محصولات گوشتی قرار گرفته، گوشت مرغ جداسازی شده به روش مکانیکی (Mechanically deboned chicken) می باشد. از آنجایی که نوع ماده اولیه بر خصوصیات کیفی و سلامت فرآورده تاثیر بسزایی دارد، از این رو در این تحقیق به دنبال بررسی اثر افزودن نوع ماده اولیه مورد استفاده و درصد های متفاوت آن در محصول گوشتی حرارت دیده (سوسیس) از نظر فیزیکو شیمیایی خواهیم بود. در این تحقیق از پنج تیمار ( مرغ تخم گذار، مرغ گوشتی، اسکلت مرغ تخم گذار ، اسکلت مرغ گوشتی و فیله مرغ) برای تهیه MDC استفاده شد و سپس نمونه های سوسیس با درصد های ۴۰%، ۵۵% و ۷۰% MDC تهیه گردید و مورد ارزیابی از نظر شاخص های فیزیکو شیمیایی ( چربی، پروتئین، رطوبت ، خاکستر، کلسیم، پراکسید وpH) قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن بود که در شاخص های خاکستر، چربی، رطوبت و pH ، تنها درصد MDC بروی این شاخص ها اثر معنا دار داشته اند(۰۵/۰>P). همچنین نتایج نشان دادند که درصد MDC نسبت به نوع MDC برمیزان پروتئین اثر بیشتری داشته، در حالی که درمورد فاکتور کلسیم هیچ یک از عوامل نوع و درصد MDC اثر معنا دار نشان ندادند. در مورد شاخص پراکسید نیز این نکته حایز اهمیت است که تنها نوع MDC اثرمعنا دار بروی این عامل داشته است(۰۵/۰>P).
دوره ۱۸، شماره ۷ - ( ۸-۱۳۹۷ )
چکیده
صدای داخل کابین خودرو یکی از مسائل مهم مرتبط با راحتی سرنشینان خودرو میباشد. میدان صوت اکوستیکی در کابین خودرو علاوه بر ویژگیهای اکوستیکی و سازهای کابین، به برهمکنش ناشی از کوپلینک سازه و فضای اکوستیکی نیز وابسته است. در این مقاله تحلیل مودال و هارمونیک کوپل اکوستیک سازهایی با دو روش کوپلینگ مستقیم با استفاده از نرمافزار المان محدود و کوپلینگ مودال با استفاده از مدهای غیر کوپل سازه و محفظه اکوستیکی، برای یک مدل ساده خودرو انجام شده و دقت روش مودال مورد بررسی قرار گرفتهاست. همچنین یک کنترلر فعال و بهینه چند ورودی-چندخروجی به روش تنظیمکننده مرتبه دوم خطی، برای کاهش سطح صدا در محل گوش سرنشینان خودرو طراحی شده است. نتایج تحلیل مودال کوپل و غیر کوپل نشان میدهد که با بررسی فرکانسهای کوپل و ضرایب کوپلینگ هندسی میتوان میزان مشارکت مدهای سازهایی و اکوستیکی بر پاسخ کوپل را برآورد نمود. با توجه به اینکه مدهای کوپل عامل ایجاد پدیده بومینگ در کابین خودرو و در نتیجه افزایش سطح فشار صوت میباشند، با شناسایی میزان مشارکت میتوان پدیده بومینگ را بهتر بررسی و کنترل نمود. همچنین مشاهده شد که تشکیل فضای حالت سیستم بر اساس شکلمدهای غیرکوپل دقت خوبی داشته و میتواند جایگزین روش مستقیم شود. نتایج پاسخ زمانی و فرکانسی سطح فشار صوت در محل گوش سرنشینان نشان میدهد که کنترلر طراحی شده در کاهش سطح صدا در بازه فرکانسی مطلوب موفق بوده و ناحیه سکوت داخل خودرو، شامل ناحیه اطراف گوش تمام سرنشینان میشود.