۲۹۳ نتیجه برای مقدم
دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۲ )
چکیده
زبان پشتو یکی از زبانهای ایرانی است که دربارهی آن پژوهشهای زبانشناختی اندکی صورت گرفته است. سببیسازی در زبان پشتو نیاز به توضیح بیشتر دارد زیرا این مسأله از اهمیت زیادی برخوردار است اما در کتابهای دستور زبان پشتو و زبانشناختی این زبان توجه لازم به این مسأله نشده است. از اینرو بررسی و پژوهش سببیسازی در این زبان از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف از این پژوهش توصیف مقولۀ سببیسازی زبانِ پشتو میباشد. دادههای مورد نیاز این تحقیق از آثار و گویشوران این زبان براساس پژوهشِ دبیرمقدم (۱۳۹۹) انجام شده است. روشِ تحقیق این نوشتار علاوه بر توصیف سببیسازی، مبتنی بر مثالهای زبانِ پشتو است که آوانویسی و معنا گزاری شده است. نمونههای این متن از میان صدها جمله انتخاب شده و مورد تحلیل و تجزیه قرار گرفته است. مسألهی مهم، بازنمایی ساخت سببی در زبان پشتو است که چگونه انجام میشود؟ زبان پشتو از جملهی زبانهای فاعل- مفعول-فعل است و سببیسازی در این زبان به شکل صرفی و نحوی وجود دارد. این پژوهش بر اساس نظریهی ردهشناسی به تحلیل دادهها پرداخته است. سببیسازی زبان در پشتو نسبت به زبان فارسی پیچیده است؛ چون از یک اصل مشخص پیروی نمیکند. در سببی صرفی علاوه بر وند(aw) از پیش اضافههای (pӘ,pӘr) و(war bânde,pre) کار گرفته میشود. میزان زایایی سببیهای کمکی در زبان پشتو بیشتر است چون با بیشتر افعال میآید و فعل را متعدی میسازد.
دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۲ )
چکیده
This study investigated the construct validity and measurement invariance of the Teacher Emotion Questionnaire to introduce a valid and reliable instrument for assessing English-as-a-foreign-language (EFL) teachers’ emotions inside the classroom. Second language (L۲) teacher emotions have been largely neglected, despite the fact that Educational Psychology has long recognized and researched the role of teacher emotions in different aspects of teaching and learning. To bridge this gap, the current study had ۲۰۸ Iranian EFL teachers in private language institutes fill out the Teacher Emotion Questionnaire (TEQ), which assessed six emotions teachers experience in their classroom, i.e., Joy, Pride, Love, Anger, Fatigue/Exhaustion, and Hopelessness. The preliminary analysis of the data showed that six items from the TEQ had a factor loading below the minimum recommended level of ۰,۳, meaning that they contributed to the total variance in the participants’ score less than expected. The collected data were then submitted to confirmatory factor analysis (CFA) for the purpose of construct validation and establishment of the factorial structure of the TEQ. The CFA results indicated that the hypothesized six-factor analysis had more favorable goodness-of-fit indices than both a one-factor structure and a two-factor structure (e.g., positive versus negative emotions). Multilevel CFA revealed that the tested six-factor structure of the TEQ was invariant across male and female EFL teachers. The implications for the use of TES in EFL teaching contexts are discussed, and some suggestions are proposed for further validation of the TEQ in language teaching contexts.
دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۲ )
چکیده
هدف پژوهش، بررسی دایرهواژگانی فعال در متون کتبی فارسیآموزان غیرایرانی بر پایهی مؤلفهی «تنوع واژگانی» بود. بدین منظور، با استفاده از یکی از سنجههای فرمولیِ تنوع واژگانی با عنوان «شاخص گیراد»، تنوع واژگانی متون کتبی آزمودنیهای پژوهش حاضر محاسبه گردید و ارتباط آن با متغیرهایی همچون ملّیت، جنسیت، سن، زبان اول و تحصیلات دانشگاهی مشخص گردید. ابتدا، براساس اصول و قواعد پیادهسازی و نرمالسازی پیکره و با استفاده از نرمافزار لنکسباکس، موردواژهها و یکتاواژههای متون ۲۵۱ فارسیآموز لبنانی، چینی، سوریهای و عراقی استخراج و شمارش شد. سپس، تنوع واژگانی هر متن، براساس شاخص گیراد محاسبه و فرضیههای پژوهش ارزیابی گردید. طبق یافتهها، از نظر تنوع واژگانی تولیدات کتبی، بین ملّیتهای مختلف تفاوت معنیدار وجود داشت و این معنیداری ناشی از اختلاف بین چینیها با لبنانیها، و لبنانیها با عراقیهاست و بین چینیها با عراقیها و سوریها و همچنین سوریها با لبنانیها و عراقیها تفاوتی وجود ندارد. همچنین، از منظر زبان اول و جنسیت، تنوع واژگانی عربیزبانان بهطور معنیداری بیشتر از تنوع چینیزبانان بود و متون زنها تنوع واژگانی بیشتری نسبت به متون مردها داشت، اما دو فرضیهی مطرحشده در خصوص رابطهی تنوع واژگانی با سن و تحصیلات مورد تأیید قرار نگرفت، زیرا این روابط، غیرمعنیدار (و البته منفی) بودند. نتایج این پژوهش میتواند به مدرّسان و آزمونگران حوزهی آموزش زبان فارسی کمک کند تا به ابزاری مناسب برای ارزیابی غنای واژگانی و کسب بینش در مورد نحوهی بهکارگیری معیارهای غنای واژگانی در ارزیابی متون زبانآموزان دست یابند.
دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۲ )
چکیده
مطبوعات شکلدهندۀ افکار عمومیاند و به همین دلیل است که مترجمان خبری به منظور رساندن پیام و اهداف سخنوران، سیاستهای ترجمهای خاصی را دنبال میکنند. در این میان، ترجمۀ گفتمان سیاسی - مطبوعاتی پیرامون تحریمهای علیه ایران، با توجه به اهمیت و حساسیت روابط بین الملل، مهم و حیاتی است. هدف این پژوهش، برجسته نمودن اهمیت رویکردها در ترجمۀ گفتمان سیاسی - مطبوعاتی است. بدین منظور، دو خبر مهم پیرامون تحریمهای مذکور را، نخست با آناکاوی (تحلیل) گفتمان انتقادی، بر اساس الگوی وَندایک، و سپس با آناکاوی ترجمهشناختی، به کمک آراء و دیدگاه آنتوان برمن، بررسی کردهایم. در نهایت، نوع تغییرات و اصلاحات مترجمان و نیز تلاشهایی که جهت سازگارسازی خبر با ایدئولوژی رسانهای صورت گرفته را به دقت تشریح و تبیین کردهایم. همراستا با آراء وندایک، نشان دادهایم که رابطۀ نزدیکی میان سیاست حاکم (قدرت) و گفتمان مطبوعاتی (رسانه)، در شکلگیری تصورات ذهنی افراد جامعه وجود دارد. این پژوهش نشان میدهد چگونه مترجمان، اغلب، سیاست حذف، تغییر و تشدید را در ترجمه، در راستای کارکردهای گفتمانی مد نظرشان به کار می گیرند و نتایج سیاسی خاصی را هدایت میکنند.
دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۲ )
چکیده
تبیین چیستی استعاره و نقش آن در زبان، همواره جزو مسائل بحثبرانگیز در حوزههای زبانشناسی، فلسفۀ زبان، بلاغت و... بوده است. در تحلیل استعاره، این حوزهها گاه بهطرزی تفکیکناپذیر به یکدیگر نزدیک میشوند. دونالد دیویدسن، فیلسوف قرن بیستم، از نظریهپردازان اثرگذار در حوزۀ فلسفۀ زبان و نظریۀ معناست. آرای او دربارۀ ماهیت و نقش استعاره در زبان، شباهتهای قابل اعتنایی با ایدههای عبدالقاهر جرجانی، زبانشناس و ادیب برجستۀ قرن پنجم هجری دارد. مقالۀ حاضر، در پی آن است که به شیوۀ توصیفی-تحلیلی و با رویکردی تطبیقی، نقاط تلاقی نظریات دیویدسن و جرجانی را، که یکی از منظر فلسفۀ زبان و با تبیینی زبانشناختی و دیگری از موضعی بلاغی به استعاره میپردازند، واکاوی کند. به این منظور، جستار “What Metaphors Mean?” از دیویدسن، مبنای بررسی نظریات او دربارۀ استعاره قرار گرفت. آرای جرجانی دراینباره نیز، با تمرکز بر کتاب دلائل الاعجاز تحلیل شد. این بررسی، دستاوردهایی را در سه حوزه بهدنبال داشت: نخست، یافتن جنبههایی مشابه در دو نظریه، اعم از اینکه دو نظریهپرداز، این ایده را که استعاره، تشبیه کوتاهشده است، رد میکنند. همچنین با درنظرگرفتن نوعی «کاربرد» برای استعاره، مفهومی تحتعنوان «معنای استعاری» را نقد و تاکید میکنند که معنای یک استعاره، با هیچ صورتی غیر از همان صورت استعاری امکان بازتولید ندارد. حوزۀ دوم، یافتن جنبههای مکمل در دو نظریه، با توجه به موضع فلسفی دیویدسن و موضع بلاغی جرجانی. سومین حوزه، تشریح ارتباط آرایی که جرجانی مستقیماً دربارۀ استعاره ارائه داده است با ایدههایی که بهطور غیرمستقیم، از منظومۀ کلی نظریۀ «نظم» استنباط میشوند.
دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۲ )
چکیده
The present study aimed to examine the use of different levels of syntactic architecture in written personal and fictional narratives in both Persian and English across three discourse communities, namely Persian native speakers, English native speakers, and Iranian EFL learners. To this end, the participants of the study were selected based on convenience sampling and were asked to write one of their happiest memories. Also, an English fable from Aseop's fables and a Persian story, chosen based on comparative literature and having the similar plot, were given to them to read and write whatever they remembered; there was no limit on the number of words and paragraphs. To analyze the data, the Berman and Nir-Sagiv's (۲۰۰۹) model was followed. The findings showed that in fictional narratives written by both Persian and English native speakers, isotaxis, asymmetric parataxis, complement (CMP), and parataxis levels were frequently employed; however, personal narratives in Persian were dominantly isotactic, paratactic, and asymmetric paratactic, CMP, while isotactic, hypotactic, and paratactic levels were frequent in English written personal narratives. Also, after receiving explicit instruction on different types of English sentences, the use of adverbial and relative clauses (hypotaxis level) increased in Iranian EFL learners' written narratives. It can be concluded that explicit teaching of syntactic levels enabled EFL learners to arrange their sentences correctly to express their intended meaning. Teachers can benefit from the results to gain a more comprehensive understanding of narrative connectivity and help EFL learners elaborate clause linkage in their written narrative tasks.
دوره ۰، شماره ۰ - ( آماده انتشار ۱۴۰۲ )
چکیده
مرزهای رشد یکی از ابزارهای کلیدی برای کنترل و مدیریت توسعه فیزیکی مناطق کلانشهری محسوب میشود. گسترش بیرویه و برنامهریزی نشده در این مناطق به یکی از معضلات اصلی برای مدیران و برنامهریزان شهری و منطقهای تبدیل شده است، چرا که این فرایند به تخریب اراضی کشاورزی و منابع طبیعی منجر میشود. هدف این پژوهش، شبیهسازی و ارزیابی تغییرات آینده مرزهای رشد در منطقه کلانشهری اصفهان با هدف حفظ منابع زیستمحیطی و کنترل گسترش کالبدی است. در این راستا، با استفاده از رویکرد اثباتگرایی که روندی تحلیلی و سنجش محور را در پیش میگیرد به سنجش تصاویر ماهوارهای استخراج شده، میزان تغییرات گسترش کالبدی منطقه کلانشهری اصفهان با استفاده از شبکههای عصبی مصنوعی و ماشینهای یادگیری پیشبینی شده است و مرز رشد آتی و پیش بینی شده نیز ترسیم گردیده است. نتایج یافتههای تحقیق نشان میدهد که منطقه کلانشهری اصفهان طی دهههای اخیر با گسترش بیرویه بهخصوص در بعد کالبدی مواجه بوده و کاهش اراضی کشاورزی و طبیعی به یکی از چالشهای اصلی آن تبدیل شده است. بر اساس شبیهسازیهای انجام شده، مرزهای رشد پیشنهادی میتوانند بهعنوان ابزاری مؤثر در مدیریت و برنامهریزی توسعه شهری - منطقهای و جلوگیری از تخریب بیشتر منابع و اراضی طبیعی به کار گرفته شوند.
دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۳ )
چکیده
در تلاش برای دستیابی به رشد و توسعه اقتصادی، مناطق آزاد تجاری در ایران برای از بین بردن یا به حداقل رساندن موانع سنتی تجارت از سال ۱۳۷۲ و با تصویب قانون مربوطه شروع به فعالیت کردند. مناطق آزاد بهعنوان ابزاری برای تحقق استراتژی های توسعه برون نگر با تأکید بر توسعۀ صادرات مورد توجه واقع شده اند و این مناطق تأسیس می شوند تا منافعی از جنس افزایش سرمایه گذاری، بهبود تولید، ارتقای فناوری، افزایش اشتغال و توسعه صادرات را داشته باشند. این پژوهش درصدد تحلیل تأثیر اعمال معافیت تعرفه گمرکی در مناطق آزاد بر متغیرهای کلان اقتصاد ایران در قالب روش تعادل عمومی پویای تصادفی است که روشی مناسب برای تحلیل پویاهایی حاصل از اعمال تکانه های مدل در چهارچوب تعادل عمومی اقتصاد ایران به حساب می آید. شبیه سازی اعمال تکانه های معافیت تعرفه گمرکی در مناطق آزاد در این پژوهش نشان می دهد که اعمال تکانه افزایش این معافیت به مناطق آزاد، منجر به افزایش سرمایه گذاری مستقیم خارجی، افزایش انباشت سرمایه و افزایش اشتغال می گردد و از سوی دیگر صادرات مناطق آزاد افزایش و صادرات سرزمین اصلی کاهش می یابد
دوره ۱، شماره ۱ - ( - )
چکیده
دوره ۱، شماره ۱ - ( شماره ۱ (پیاپی ۱)- ۱۳۹۲ )
چکیده
اسطورهشناسی تطبیقی، از زمینههای پژوهشی نسبتاً جدیدی است که از نیمه دوم قرن نوزدهم، به طور گسترده کاربرد یافته است. ارتباط این رویکرد، از یک سو در زمینه ادبیات تطبیقی و از سوی دیگر، در حوزه نقد اسطورهای پیوستگی و انسجام مییابد. با اینکه ضرورت شناخت اساطیر ملل و اقوام جهان، بهصورت گسترده و تطبیقی، نخست از سوی پژوهندگان اروپایی احساس شد و پژوهشهای گستردهای انجام دادند که بیشتر محدود به اساطیر اقوام اروپایی (یونان و روم) بود، اما گستره کاربرد این رویکرد، در شناختگی اساطیر ملل اسلامی، از کاوشهای جزئی یا موردی برخی مضامین اسطورهای، فراتر نرفت. حسین مجیب المصری، در سال ۲۰۰۰ با شناخت این فقر پژوهشی، با تحقیقی با نام «دراسة مقارنة للأسطورة بین الأدب العربی و الفارسی و الترکی»، نخستین گام را در تطبیق اسطورههای ایرانی، عربی و ترکی برداشت و شگفتا که هنوز پس از گذشت یک دهه، حتی اشارهای نیز بدانها نشده است. مجیب المصری در این پژوهش تطبیقی، هریک از اساطیر ایرانی، عربی و ترکی را در سه بخش جداگانه مورد بررسی قرار میدهد. هرچند این اثر، هماهنگ با رویکرد نقد اسطورهای قرن بیستم نیست، اما در نقد و سنجش اسطورههای ایرانی، دستاوردهای نوینی را در عرصه اسطورهشناسی تطبیقی، ارائه می کند و اسطورههای ناشناختهای از اساطیر عربی و ترکی را، با نمونههای مشابه ایرانی تطبیق می دهد که تاکنون در هیچ پژوهشی، مورد بررسی قرار نگرفته اند. در این مقاله می کوشیم ارتباط اسطوره و کارکرد اسطورهشناسی در ادبیات تطبیقی را نمایان و سپس دستاوردهای حسین مجیب المصری را معرفی کنیم و در حوزهای محدودتر، بهنقد آرای حسین مجیب المصری در خوانش و دریافتی که از اساطیر ایران داشته است، بپردازیم و در پایان، وجوه اشتراک اساطیر فارسی با اسطورههای تطبیقی عربی و ترکی را، در دو بخش اسطورههای دینی و تاریخی نشان دهیم. هدف از این پژوهش نشان دادن تواناییهای بالقوه اساطیر ملل اسلامی، تأکید بر پژوهش در بستر اسطورهشناسی تطبیقی و ضرورت تغییر توجه یک سویه اسطورهشناسان ایرانی و غیر ایرانی است.
دوره ۱، شماره ۱ - ( بهار و تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده
سیاست خارجی عربستان در نظام بینالملل، بیش از هر چیز برآیند نوع نگاه رقابتی این کشور به جمهوری اسلامی ایران و معادلات امنیتی در منطقه غرب آسیاست.پژوهش حاضر قصد دارد تا با بهرهگیری از روش پژوهش اسنادی و تکنیک تحلیل بازتابی، تبیین نماید که عربستان چگونه برای شکلدهی به عمق استراتژیک، کنترل آبهای بینالمللی، نفوذ در ساختار سیاسی کشورهای آفریقایی و جریانسازی از گروههای سلفی در آفریقا به دنبال کاهش قدرت ایران، تهدید آفرینی برای ایران و افزایش ظرفیت تهاجمی خود است. عربستان معتقد است که ایران قابلیت تهاجمی بالایی در منطقه دارد و به راحتی میتواند به یک کشور با توان تهاجمی و آغازکننده جنگ تبدیل شود. این کشور با شکلدهی به سیاست گسترش عمق ژئوپولیتیک و استراتژیک، مداخلهگرایی و مسلط نمودن گفتمان فرهنگی عربستان در آفریقا تلاش دارد تا معادلات امنیتی را با موازنهسازی فرامنطقهای به تهدیدات حاد امنیتی برای جمهوری اسلامی تبدیل سازد.
دوره ۱، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۸۷ )
چکیده
این مقاله در پی ارائه تصویری از سیر تحول صناعات بدیعی در سنت بلاغی غرب در عصرکلاسیک (قرن چهارم ق. م تا قرن چهارم م.) است. برای این منظور، رده بندی های متفاوت صناعات بدیعی در دو حوزه فن خطابه و دستور زبان -که تا پیش از رنسانس اساس پژوهش های زبانی و سبک شناختی بود- بررسی شده است. در بخش نخست که به فن خطابه اختصاص دارد، جایگاه صناعات بدیعی و رده بندی آن در آثار خطیبان یونان و روم باستان بحث شده است. در بخش دوم، پس از اشاره به برخی هم پوشی های فن خطابه و دستور زبان، صناعات بدیعی از دیدگاه دستوریان عصر کلاسیک بررسی و به تفاوت های رده بندی و کارکرد صناعات در این دو حوزه پرداخته شده است.
دوره ۱، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۸۷ )
چکیده
کتاب گرگ گرارد۲ با عنوان اکوکریتیسیزم را می توان نخستین درآمد جامع به این نظریه دانست. مؤلف با بررسی دگرگونی های تاریخی اکوکریتیسیزم، خواننده را با کلیدی ترین استعاره های موجود در این حوزه از قبیل آلودگی، صحرا، آخرالزمان، سکونت، حیوانات و زمین آشنا می کند. درعین حال، این کتاب فقط به معرفی اکوکریتیسیزم و بررسی مسائل زیست محیطی در ادبیات محدود نشده و جایگاهی مستقل را به میان می کشد که گشاینده فصلی نو در بررسی های زیست محیطی و اکوکریتیسیزم است. نگرش گرارد، انتقادی است؛ به این معنا که علاوه بر معرفی مفاهیم و جریان های خاص اکوکریتیسیزم، میزان ایدئولوژیک بودن هریک از آن ها را نیز نشان داده و مدعی است که هریک از این مفاهیم که او آن ها را استعاره های فراگیر می نامد، برای ایجاد تأ ثیر اجتماعی و سیاسی خاصی شکل گرفته است. این کتاب یکی از سلسله کتاب های مجموعه اصطلاحات انتقادی جدید است که با هدف فراهم کردن درآمدی جامع و روشن به اصطلاحات رایج در نقد و نظریه معاصر به چاپ می رسد.
دوره ۲، شماره ۱ - ( شماره ۱ (پیاپی ۳)- ۱۳۹۳ )
چکیده
این مقاله می کوشد اصول مدح و ذم را در جهان اسلام، با آنچه در غرب باستان درباره ژانر «منافرات» گفته شده، مقایسه کند. ژانر منافرات و دو ژانر دیگر خطابی، یعنی «مشاورات» و «مشاجرات»، سه ژانر اصلی فن خطابه را در غرب باستان تشکیل می دهند. منافرات در غرب باستان کارکردهای گوناگونی داشته و این کارکردها را از طریق مدح و ذم متحقق می ساخته است. دو رویکرد کلی نسبت به این ژانر در غرب باستان وجود دارد؛ نخست رویکرد آموزگاران «رسمی» فن خطابه همچون آناکسیمنس، ارسطو، سیسرون، کویین تیلیان و... و دوم رویکرد سوفسطاییان است که توجه خاصی به ژانر منافرات داشته اند. در بخش اول و دوم مقاله، این دو رویکرد با یکدیگر مقایسه شده و تفاوت های آن مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش دوم به اصول مدح و ذم در جهان اسلام پرداخته و نشان داده شده است که این اصول از دو دسته منبع، قابل استخراج هستند؛ نخست برخی متون مدرسی بلاغت همچون نقدالشعر از قدامة، العمدة فی محاسن الشعر و آدابه اثر ابن رشیق و... و دسته دوم متونی هستند که ارتباط مستقیمی با متون بلاغی ندارند اما با محوریت مدح و ذم تألیف شده اند. برخی از مهم ترین آثار این دسته عبارت اند از: الظرائف و اللطائف و الیواقیت فی بعض المواقیت؛ تحسین القبیح و تقبیح الحسن؛ تحسین و تقبیح، هر سه ازثعالبی؛ برخی نامه های جاحظ (الرسائل) و برخی آثار منسوب به او مانند المحاسن و الاضداد، الآمل و المأمول و از ابراهیم بیهقی کتاب المحاسن و المساوی. هدف این پژوهش اثبات این فرض است که با آنکه مدح و ذم در غرب باستان بیشتر به موقعیت های شفاهی (خطابه) و در جهان اسلام به موقعیت های متنی (شعر) اختصاص داشته، ولی تفاوت چندانی میان اصول مدح و ذم در این دو نظام بلاغی به چشم نمی خورد و آنچه درباره مدح و ذم در جهان اسلام گفته شده، وجوه متفاوت ژانر منافرات را در غرب بازنمایی می کند.
دوره ۲، شماره ۳ - ( پاییز ۱۴۰۰ )
چکیده
بیان مسئله: امروزه بحث آسایش حرارتی بهعنوان یکی از عوامل مهم در کیفیت فضاهای باز شهری در کنار عوامل کالبدی مطرح شده است. اصولاً شهروندان، تمایل به حضور در فضاهایی دارند که در آنجا احساس آسایش حرارتی داشته باشند. به دلیل تأثیر پارامترهای گوناگون در فضاهای باز شهری که بر روی آسایش حرارتی کاربران تأثیرگذارند و کمبود مبانی مدون در این زمینه، خلق چنین فضایی در یک محدوده شهری، با دشواریهایی در تشخیص و تأمین نیازهای حرارتی برای طراحان شهر گردیده است.
یافتهها: مطالعات نشان داد که در فضاهای باز محیط شهری به دلیل تأثیر عوامل مختلف نمیتوان به شرایط مطلق آسایش حرارتی در تمام طول روز دستیافت؛ بلکه انتظار میرود شرایط آسایش حرارتی برای ساعات مشخصی فراهم شود. برای بهبود آسایش حرارتی در فضاهای باز شهری عناصری همچون، پوشش گیاهی، آب، جهتگیری مناسب، نوع مصالح، رنگ، نرخ فعالیت و نرخ پوشش اهمیت مییابند. بدیهی است با بهکارگیری این عوامل و رعایت زمان حضور در فضای باز پیادهراه رودکنار، آسایش حرارتی در آن مهیا شود.
روش: پژوهش ازنظر هدف کاربردی- توسعهای است؛ و بر اساس روش تحلیلی است. در این روش جهت بررسی خرد اقلیم مورد نظر از تکنیک شبیهسازی با نرم افزا (Envi met) بهعنوان یکی از کاملترین نرمافزارهای شبیهسازی در حوزه خرداقلیمهای شهری، استفاده شده است و مقادیر شاخص آسایش حرارتیPMV (پیشبینی متوسط آرا) به کمک شبیهسازی در نقاط مختلف مسیر پیادهراه طراحی شده که شرایط و موقعیتهای متفاوتی دارند، محاسبه شده و تغییرات دو عامل دما و تابش و تأثیر آن بر آسایش حرارتی رودکنار خرمآباد لرستان در فصل تابستان، مورد بررسی قرار گرفته است.
نتیجهگیری: نهایتاً مشخص شد که عواملی نظیر انتخاب جهت مسیر حرکت، ساعت پیادهروی، عرض پیادهراه، وجود درختان و پوشش گیاهی، سایه و آب، همچنین برخی ویژگیهای کاربران نظیر نرخ متابولیک و فعالیت، نرخ پوشش در میزان آسایش حرارتی در این فصل از سال تأثیرگذار بوده است.
دوره ۲، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۲ )
چکیده
غلظت اکسیژن موجود در محیط و سلولهای زنده یکی از عوامل اصلی تأثیرگذار در روند تکاملی موجودات است. در این تحقیق بیان ژن عوامل القاکننده هایپوکسی (hif-۱α و hif-۲α) در شرایط طبیعی اکسیژنی طی دوره تکامل لاروی ماهی قرهبرون (Acipenser persicus) ارزیابی شد. بررسیها حاکی از بیان دو ژن hif-۱ و hif-۲در تمامی مراحل تعریف شده در دوران تکاملی لاروی این ماهی بود. بیان ژنهای هدف نیز با ژن رفرنس RPL۶عادیسازی شدند. تغییرات بیان ژنهای مذکور در دوران تکامل لاروی نشان داد که بیان هر دو ژن پیش از تفریخ تخمها پایین بوده ولی به محض تفریخ، بیان هر دو ژن hif-۱ و hif-۲، بهطور معناداری افزایش یافت (۰۵/۰<p). مقایسه میزان بیان این دو ژن بیانگر این موضوع بود که بالاترین میزان بیان ژنhif-۱ و hif-۲، بهترتیب ۱۵ و ۲۰ روز پس از تفریخ اتفاق افتاده است. روند افزایش بیان این ژنهای حاکی از ارتباط آنها با دو پدیده مهم در تکامل لاروی است؛ یعنی تغذیه داخلی(جذب زرده) و تغذیه خارجی که یک پدیده مهم در نمو است. بیان ژنهای مذکور در دوره تکاملی لاروی ماهی قرهبرون میتواند نشاندهنده افزایش نیاز اکسیژنی باشد.
دوره ۲، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۷ )
چکیده
هیدروژن زدایی از آلکان به جهت تولید آلکن یک فرایند کلیدی و مهم در صنایع پتروشیمی است. پروپیلن درواقع واسطه تولید بسیاری از پلیمرهای صنعتی به شمار میرود. در تحقیق پیشرو از CO۲ بهعنوان اکسنده برای تولید پروپیلن از روش هیدروژن زدایی اکسایشی استفاده گردید. نتایج بهدستآمده با تحلیلهای XRD، Raman، TEM،BET موردمطالعه قرار گرفت. آزمونهای رامان و XRD وجود فاز آناتاز، تشکیل نانولولههای تیتانیا و پخش مناسب گونه های فعال وانادیوم را نشان دادند. آزمون TEM، ساختار نانولولهای پایه و عدم وجود ناخالصی در آن را تائید کرد. کاتالیست وانادیم به روش تلقیح مرطوب با ۵ درصد وزنی از اکسید وانادیم بر پایهی نانولولهی تیتانیا تهیه شد. حضور سیلیسیم در ساختار نانولوله تیتانیوم موجب افزایش پایداری حرارتی کاتالیست گردید. کاتالیست حاوی ۵ درصد وزنی وانادیم و سیلیسیم توانست به درصد تبدیل %۳۱/۲۸ و گزینش پذیری پروپیلن برابر با ۵۱% در دمای oC ۵۵۰ دست یابد. این بهبودی و راندمان بالا میتواند به خاطر سطح ویژه بالاتر و پخش بهتر وانادیم بر روی نمونه با پایه تیتانیای اصلاحشده باشد.
دوره ۲، شماره ۶ - ( تابستان ۱۳۸۸ )
چکیده
فرهنگ توصیفی اصطلاحات ادبی تألیف ام. اچ ابرامز (۱۹۱۶م) استاد ادبیات انگلیسی دانشگاه کرنل است که نخستین بار در سال ۱۹۵۷م منتشر شده و تا امروز به ویراست نهم رسیده است. آخرین ویراست این فرهنگ حدود ۱۱۵۰ مدخل را دربرمی گیرد و ۲۴ اصطلاح افزون بر چاپ های پیشین دارد. مقالات فشرده و دقیقی در مورد هر اصطلاح آمده و این فرهنگ را به یکی از پرطرفدارترین و کارامدترین منابع ادبیات و نظریه ادبی در غرب تبدیل کرده است. ترجمه فارسی این فرهنگ به قلم سعید سبزیان، که این مقاله به بررسی آن اختصاص دارد، بر اساس ویراست نهایی نویسنده (ویراست نهم) بوده است. همان گونه که نگارش چنین مجموعه ای از مقالات متنوع و گسترده کاری است دشوار، ترجمه آن نیز کوششی پیگیر و دانشی وسیع در زمینه های گوناگون ادبی را می طلبد. همت آقای سبزیان ستودنی است.
دوره ۲، شماره ۶ - ( تابستان ۱۴۰۰ )
چکیده
هدف از این تحقیق بررسی رابطۀ دلبستگی ورزشی و جهتگیری ورزشی در باشگاههای تفریحی ـ ورزشی بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات توصیفی ـ پیمایشی و از نوع همبستگی است. روش جمعآوری اطلاعات نیز بهشکل میدانی بود. جامعۀ آماری این پژوهش۴۸۰ نفر از افراد ورزشکار بودند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده ۳۹۵ نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامۀ استاندارد دلبستگی ورزشی (گیل، ۱۹۹۳) و پرسشنامۀ جهتگیری ورزشی (کایل و همکاران، ۲۰۰۵) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی (شاخصهای گرایش به مرکز و پراکندگی) و آزمون ضریب همبستگی پیرسون برای تعیین ارتباط بین متغیرها به کمک نرمافزارهای اس.پی.اس.اس. نسخۀ ۲۴ استفاده شد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین دلبستگی ورزشی و جهتگیری ورزشی ابعاد آن رقابتجویی، پیروزیگرایی و هدفگرایی با دلبستگی ورزشی رابطۀ مثبت معناداری وجود دارد. با توجه به نتایج تحقیق میتوان گفت مدیران باشگاههای ورزشی با توجه به مؤلفههای دلبستگی و جهتگیری با برگزاری مسابقات داخلی یا خارجی به نیاز رقابتجویی و پیروزگرایی و هدفگرایی کاربران توجه ویژه شود.
دوره ۲، شماره ۷ - ( پاییز ۱۴۰۰ )
چکیده
هدف از این پژوهش تحلیل سرمایۀ اجتماعی باشگاههای تفریحی ـ ورزشی بود. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث گردآوری دادهها توصیفی ـ پیمایشی از نوع همبستگی است. جامعۀ آماری این پژوهش۴۸۰ نفر از افراد ورزشکار بودند که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی ساده، ۳۹۵ نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامۀ استاندارد سرمایۀ اجتماعی در باشگاههای تفریحی استفاده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل آزمون تی مستقل و آزمون تحلیل واریانس یکطرفه به کمک نرمافزار اس.پی.اس.اس. نسخۀ ۲۴ استفاده شد. نتایج نشان داد چهار مؤلفه پذیرش دوستانه، هنجارهای رفتاری، اعتماد متقابل، حکمرانی، هنجارهای اجتماعی به ترتیب مهمترین مؤلفههای شناساییشده سرمایه اجتماعی در باشگاههای تفریحی ـ ورزشی است و به صورت کلی میتوان گفت برای افزایش کیفیت زندگی و شادمانی مردم، سرمایهگذاری در سرمایه اجتماعی بسیار ارزشمندتر از سرمایهگذاری اقتصادی است. بسیاری از گروهها، سازمانها، و جوامع انسانی بدون سرمایه اقتصادی و صرفاً با تکیه بر سرمایه انسانی و اجتماعی توانستهاند به موفقیت دست یابند و باید تأکید اساسی روی سرمایۀ اجتماعی داشته باشند.