جستجو در مقالات منتشر شده
۴ نتیجه برای ملاعباسی
دوره ۳، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۸ )
چکیده
در سالهای گذشته، مطالعات بسیاری در زمینه شناسایی و تشخیص ترکیبات آلی فرار صورت گرفته است. شناسایی این ترکیبات فرار در صنایع متعددی مانند کنترل آلودگی هوا، کنترل کیفیت هوا، بسته بندی مواد غذایی، کنترل کیفیت مواد غذایی، تشخیص بیماریها، کشاورزی و... مورد توجه قرار گرفته است. با وجود این پژوهشها حساسیت و انتخاب پذیری حسگرهای شناسایی ترکیبات فرار نیازمند بهبود می باشند. در این پژوهش لایه حساس کامپوزیت پلیمری رسانا بر پایه پلی (لاکتیک اسید) به عنوان ماتریس و نانولوله های کربنی به عنوان فاز رسانای پراکنده جهت شناسایی بخارات آلی فرار تهیه شده است. برای این منظور فیلم متخلخل کامپوزیتی به کمک روش جدایی فازی القایی خشک توسط ضدحلال آماده گردیده است. در این ساختار از حلال کلروفرم (با دمای جوش پایین و فراریت بیشتر) و ضدحلال اتانول (با دمای جوش بالاتر و فراریت کمتر) استفاده شده است. ساختار به دست آمد جهت شناسایی بخارات متانول، تولوئن و کلروفرم مورد بررسی قرار گرفته است. ساختار و مورفولوژی کامپوزیت متخلخل تهیه شده توسط تستهای میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و آزمون اندازه گیری سطح ویژه سه نقطه ای (BET) مورد مطالعه و بررسی گرفتند. نتایج بدست آمده نشان میدهد که فرآیند جدایی فازی القایی منجر به تشکیل ساختار متخلخل با مورفولوژی سلول باز شده است. میزان سطح ویژه بدست آمده برای فیلم کامپوزیت پلیمری تهیه شده برابر با ۳/۲۲ m۲gr-۱ میباشد که در مقایسه با نمونه های متراکم نشان دهنده افزایش چشمگیر میزان سطح ویژه میباشد. نتایج تست بخار نشان دهنده بهبود چشمگیر پاسخ نمونه های متخلخل در مقایسه با نمونه های متراکم می باشد. به طوری که نمونه متراکم در مقابل غلظت ۱۰۰ ppm از بخار تولوئن هیچ پاسخی نشان نمیدهد در حالیکه نمونه متخلخل در مقابل همان غلظت پاسخی در حدود ۱۴/۰ % نشان میدهد. علت این مساله را میتوان به افزایش سطح ویژه لایه حساس و بهبود ضریب نفوذ مولکولهای بخار و افزایش امکان دسترسی آنها به سایتهای فعال حسگر دانست. همچنین روند پاسخ و انتخابپذیری حسگر بهدست آمده در مقابل بخارات هدف براساس پارامترهای ترمودینامیکی مانند پارامتر برهمکنش فلوری-هاگینز و پارامتر حلالیت هنسن مورد مطالعه قرار گرفته است
علی اکبر زارع، فاطمه ملاعباسی، حسین نادری منش،
دوره ۱۵، شماره ۱ - ( زمستان ۱۴۰۲ )
چکیده
تشخیص به موقع سرطان پستان علی الخصوص در مراحل ابتدایی شکل گیری آن، از اهمیت بسزایی برخوردار است. یکی از روشهای تشخیص سلولهای سرطانی استفاده از حسگرهای الکتروشیمیایی می باشد. در اینجا نانوکامپوزیت جدیدی معرفی شده که در طراحی آن از چارچوب فلزی آلی مس و نانوخوشههای نقره استفاده شده است. نانوکامپوزیت حاصل را می توان به عنوان داربستی برای اتصال آنتی بادی ها جهت تشخیص سلول های زنده HER۲ مثبت استفاده کرد. در ساختار نانوکامپوزیت نهایی، نانوخوشههای نقره در حفره های داخلی چارچوب فلزی آلی مس قرار می گیرند که منجر به تسهیل و تسریع انتقال الکترون، زیست سازگاری و فعالیت الکتروشیمیایی بهتر می شود. نتایج بدست آمده نشان دادند که حسگر الکتروشیمیایی طراحی شده قادر به شناسایی سلولهای HER۲ مثبت، با حد تشخیص ۳ سلول و در محدوده خطی ۱۰۰ تا ۵۰۰۰ سلول سلول در میلی لیتر می باشد. همچنین پایداری، کارایی و گزینش پذیری حسگر معرفی شده مورد ارزیابی و تایید قرار گرفتند. این استراتژی می تواند یک رویکرد امیدوارکننده و مبتنی بر چارچوب های آلی فلزی برای تشخیص سلولهای سرطانی ارائه کند.
مطهره رضوان، محمودرضا آقامعالی، فاطمه ملاعباسی، غلامحسین ریاضی،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده
نانوذرات مغناطیسی (MNP) به عنوان عوامل کنتراست در تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) و چارچوب های آلی فلزی (MOF) به دلیل تخلخل بالا و ساختار قابل تنظیم به عنوان نانوحامل های دارو و عوامل کنتراست جدید در زیست پزشکی ظهور کرده اند. طراحی نانوپلتفرمهای کارآمد که از خواص ترکیبی هر دو جزء MNP و MOF بهره مند باشد از اهمیت بالایی برخوردار است.
در این پژوهش، یک روش سنتز درجا جهت ساخت نانوکامپوزیت هسته-پوسته متخلخل Cu-ferrite@MOF با هدف طراحی عامل کنتراست MRI گزارش کرده ایم. ابتدا نانوذراتCu-ferrite با روش هیدروترمال ساخته شد، سپس با افزودن اسید فوماریک به نانوذرات، جزء F۰ آن فعال شده و در پی آن هستهزایی MOFالقا می گردد. نهایتا هسته Cu-ferrite با پوسته کریستالیMOF پوشانده شده و ساختار MOF@Cu-ferrite شکل میگیرد. نانوکامپوزیت MOF@Cu-ferrite دارای ویژگی هایی همچون تخلخل بالا، سایتهای عملکردی سطحی متعدد، پایداری کریستالی خوب، سمیت پایین فلزی مس، پراکندگی عالی در آب، خاصیت مغناطیسی بالا و قیمت ارزان می باشد. جهت بررسی اثر نانوکامپوزیت MOF@Cu-ferrite در میزان شدت سیگنال MRI ثبت شده، تصاویر وزن T۲ به وسیله ی دستگاه MRI برای غلظتهای گوناگون آهن از نانوکامپوزیت مغناطیسی به دست آمد. افزایش غلظت آهن در نمونه ها با تغییر شدت سیگنال همراه بود. همچنین نرخ آسایش عرضی r۲ برای غلظت های مختلف آهن برابر با mM-۱s-۱ ۵۰۴,۷ بدست آمد. نتایج نشان داد نانوذرات مغناطیسی Cu-ferrite با پوشش MOF پتانسیل بالقوه ای به عنوان عامل کنتراست منفی در MRI دارند و با کاهش زمان آسایش T۲ سبب تغییر شدت کنتراست در تصویربرداری رزونانس مغناطیسی می شوند.
دوره ۲۲، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۱ )
چکیده
پژوهشهای گوناگونی در زمینه خرابی پیشرونده ناشی از بارگذاری غیرعادی نظیر انفجار صورت پذیرفته است و سیستمهای مقاوم متعددی در این زمینه مورد ارزیابی قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر بکارگیری میراگر تسلیم شونده فلزی Triangular Added Damping And Stiffness (TADAS) به منظور بالا بردن ظرفیت سازههای نامنظم سه و نه طبقه نامنظم در برابر زلزله و خرابی پیشرونده خواهد بود. به این منظور با توجه به نیاز سازه از میراگر فلزیTADAS به جهت بهبود عملکرد لرزهای آن بهره گرفته شده است. سپس به منظور ارزیابی عملکرد این میراگر در بهبود ظرفیت سازه در برابر خرابی پیشرونده، سناریوهای مختلف بحرانی جهت حذف ستون انتخاب و ظرفیت سازه با استفاده از آنالیز تاریخچه زمانی غیرخطی توسط نرم افزار SAP۲۰۰۰ مورد ارزیابی قرار گرفته است. به منظور ارزیابی غیرخطی سازه، رفتار غیرخطی تیرها با استفاده از مفصل پلاستیک و به منظور در نظر گرفتن اندرکنش غیرخطی نیروی محوری و لنگر خمشی از مدل فایبر برای رفتار غیرخطی ستونها استفاده شده است. مدلسازی میراگرها نیز با استفاده از المان لینک در نرم افزار و تخصیص دادن مدل غیرخطی WEN به آن انجام پذیرفته است. به منظور ارزیابی عملکرد لرزهای سیستم میراگر از تحریکات پالسگونه بهره گرفته شده است. نتایج ارائه شده نشان دهنده موفقیت بالای ۴۰ درصدی در کاهش جابجایی نسبی میان طبقهای میباشد. افزایش حداقل ۱۵ درصدی وحداکثر ۱۰۰ درصدی ظرفیت سازه مجهز به میراگر تسلیم شونده در برابر خرابی پیشرونده از دیگر نتایج این تحقیق میباشد.