۱۱ نتیجه برای نادریمنش
ساناز ابراهیمیسامانی، سیدمحسن اصغری، حسین نادریمنش، سامان حسینخانی،
دوره ۹، شماره ۲ - ( بهار ۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: در میان نانوسیستمهای مختلف، نانوذرات پلیمری بهدلیل پتانسیل کاربرد بهعنوان ناقل دارو بسیار مورد توجه هستند. پلیاتیلنگلیکول-پلیلاکتیک-گلیکولیکاسید (PEG-PLGA) یک کوپلیمر آمفیفیلیک است که میتواند برای انتقال داروهای محلول در آب، داروها و مولکولهای نامحلول در آب استفاده شود. نانوذرات پلیمری PEG-PLGA میتوانند فیلتراسیون کلیوی و سمیت دارو را کاهش دهند، آنها زیستسازگار و زیستتخریبپذیر هستند. هدف مطالعه حاضر بهینهسازی تهیه نانوذرات PEG-PLGA با استفاده از روش تبخیر حلال برای دستیابی به سیستم انتقال دارو با اندازه و بار سطحی مناسب بود.
مواد و روشها: در مطالعه تجربی حاضر نانوذرات PEG-PLGA با اندازه ۱۵۰نانومتر و پتانسیل زتای ۱۰- با روش تبخیر حلال تهیه شدند. سپس ویژگیهای فیزیکوشیمیایی نانوذرات مورد بررسی دقیق قرار گرفت.
یافتهها: با افزایش غلظت پلیمر و درصد پلیوینیلالکل، اندازه ذرات بزرگتر شد. تولید نانوذرات با غلظت ۵میلیگرم بر میلیلیتر کوپلیمر، غلظت ۲% وزنی- حجمی پلیوینیلالکل و در نسبت حجمی ۱۲:۱ بهترین اندازه و بار سطحی را نشان داد. از نظر مورفولوژی، نانوذرات ساختاری کاملاً مشابه و به شکل کروی داشتند. طبق طیف FTIR پیک در ناحیه cm-۱۳۰۰۰-۲۹۰۰ مطابق با پیوند کششی C-H در CH۳ بود. پیک قوی در cm−۱۱۷۶۰ مربوط به –CO کششی بود که تشکیل کوپلیمر را نشان داد.
نتیجهگیری: تولید نانوذرات PEG-PLGA در شرایطی با غلظت ۵میلیگرم بر میلیلیتر کوپلیمر، غلظت ۲% وزنی- حجمی پلیوینیلالکل و در نسبت حجمی ۱۲:۱ بهترین اندازه و بار سطحی را نشان میدهد؛ همچنین نانوذرات ساختاری کاملاً مشابه و به شکل کروی دارند.
هادی هاشمزاده، عبداله الهوردی، پتر ارتل، حسین نادریمنش،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۸ )
چکیده
با توجه به رشد روزافزون کاربرد نانوتکنولوژی، استفاده از نانومواد و همچنین ترکیبات شیمیایی منحصربهفرد در زندگی روزمره بشریت، بهمنظور بررسی ایمنبودن آنها نیاز به روشهای غربالگری "درونتنی" و "برونتنی" جدید است. بدیهی است هر چه این روشها دارای الهام بیشتر از بافت فیزیولوژیک بدن انسان باشند، میتوان نتایج بهتری از سمیت یا ایمنبودن آنها به دست آورد. استفاده از روش سهبعدی اسفروید، اسفرویدها با استفاده از میکروپلیت تجاری ایجاد شدند، بهدلیل مزایای زیادی از جمله رشد سلولهای در سه بعد، مدل واقعی و شباهت زیاد به بافت فیزیولوژیک بدن، قابلیت استفاده بهعنوان جایگزین مدلهای حیوانی، اندرکنش سلول- سلول، پیامرسانی بهتر سلولها بهدلیل ارتباط نزدیک، در مقایسه با کشت تکلایه سلولها، در این تحقیق بهمنظور بررسی سمیت نانوذرات نقره مورد استفاده قرار گرفت. سه فاکتور فعالیت متابولیکی، میزان زندهمانی/مرگ سلولی و سطح مقطع اسفرویدها با دو روش سهبعدی و دوبعدی تحت تیمار غلظتهای مختلف نانوذرات نقره در زمانهای متفاوت مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که سلولهای مختلف سرطانی و نرمال ریه واکنش متفاوتی از خود نشان میدهند. همچنین سمیت سلولی نانوذرات نقره با استفاده از سیستمهای دوبعدی و سهبعدی و مقایسه آنها با هم اختلاف معنیداری داشته و میزان رشد/عدم رشد اسفرویدهای وابسته به نوع سلول بوده و غلظتهای مختلف نیز اهمیت اساسی در مطالعات دارند. مطالعه حاضر شواهدی ارایه میدهد که ابعاد سلولی در دوبعدی و سهبعدی بهدلیل ساختار فضایی- زمانی متفاوت نقش حیاتی در نتایج و پیامدهای حاصل از التهابات و سمیت سلولی با نانوذرات بازی میکنند.
جاوید اسفندیاری، بهناز شجاعالدینگیوی، محمد مظفرینیا، هادی هاشمزاده، حسین نادریمنش،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۸ )
چکیده
پوسته سیلیکایی دیاتومها، ساختارهایی زیستی و جایگزین برای ذرات سیلیکایی مزوپورس مصنوعی هستند که بهعلت داشتن سطوح گسترده، منافذ دقیق نانومتری، زیستسازگاری، پایداری مکانیکی و حرارتی، قابلیتهای نوری و امکان اتصال به بیومولکولها، قابلیتهای ممتازی برای طراحی بیوسنسورها دارند. در این مطالعه دیاتوم Chaetoceros sp. برای ساخت بستههای مغناطیسی Fe۲O۳-Au-Biosilica مورد استفاده قرار گرفت. پس از کشت ریزجلبکها، سنتز نانوذرات طلا در دیواره سیلیکایی با روش سنتز زیستی صورت گرفت که ارزیابیها بیانگر سنتز نانوذرات کروی طلا بهصورت پیوسته روی سطوح و منافذ دیواره بود. پس از این مرحله نانوذرات مغناطیسی اکسیدآهن نیز به سطح سیلیکایی دیاتوم متصل و از این طریق امکان هدایت سامانه سیلیکایی با استفاده از میدان مغناطیسی فراهم شد. اصلاح سطح این بستههای مغناطیسی دیاتوم با استفاده از ترکیب APTES امکان اتصال رنگ فلورسنس رودامین و آنتیبادی هرسپتین (Trastuzumab) به این ساختار را فراهم کرد. همچنین موفقیت اتصال سامانه به سلولهای هدف (SKBR۳) با تصاویر میکرسکوپ فلورسنس مورد تایید قرار گرفت. نتایج این مطالعه بیانگر قابلیت ویژه پوسته سیلیکایی این دیاتوم بهعنوان یک بسته "چندمنظوره" در فعالیتهای تشخیصی و درمانی است.
الهام شیخی، بهناز شجاع الدین گیوی، شراره تودد، محمد امین بصام، حسین نادریمنش*، بتول سجاد،
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۹ )
چکیده
میکروسکوپِ فلورسانسِ بازتاب-داخلی-کلی ابزاری کارا، برای مشاهده و ثبت پدیدههای رخ داده در فاصلهای کمتر از صد نانومتر است. از این ویژگی منحصر بفرد میکروسکوپ، برای بررسی "کیفی" اسکلت سلولی، در نزدیکی سطح زیرینِ سلول استفاده میشود. در این مقاله، توزیع اکتینها در فاصلهی کمتر از صد نانومتری از سطحِ تماسِ سلول با بستر زیرین، با استفاده از میکروسکوپِ فلورسانسِ بازتاب-داخلی-کلی برپایه ی منشور، تصویربرداری شده است. کمیسازی اکتینهای اسکلت سلولی برای بررسی خزیدن سلولها از لحظه اتصال اولیه به بستر زیرین تا آغاز حرکت از اهمیت بالایی برخوردار است؛ بدینجهت در این مقاله، با استفاده از محاسبه توزیع سطحی-حجمی مولکولهای فامساز، روشی برای "کمیسازی" توزیع مولکولهای فامساز در نزدیکیِ سطح زیرین سلول، ارایه شده است. این روش جدید، امکان مطالعه خزیدن سلول براساس تصویربرداری لحظهای از سطح سلول را از طریق محاسبه توزیع موضعی مولکولهای فامساز در آن ناحیه فراهم میکند.
رضا مهدویان، حسین نادریمنش،
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( زمستان ۱۴۰۰ )
چکیده
بسترهای کشت سلول نقشی کلیدی در حوزه مهندسی بافت و زیستمواد دارند. ازاینرو ارائه بستری زیستسازگار با ویژگیهای فیزیکوشیمیایی مشابه با ماتریس خارج سلولی جهت دستیابی به اتصال، زندهمانی، رشد و ریختشناسی مناسب انواع سلولها، توجه بسیاری از دانشمندان را به خود جلب کرده است. توسعه بسترهایی دارای انواع توپوگرافی سطح که بهعنوان فاکتور زیستالهام در اتصال هدایتشده سلول نقش بازی میکنند، از مهمترین رویکردهای اتخاذ شده در این حوزه به شمار میآیند. در تحقیق حاضر، با بهکارگیری روشی جدید به طراحی، سنتز و مشخصهیابی بستری با آرایههای همراستای سطحی در ابعاد چند صد نانومتری پرداخته شد. درنهایت نیز رفتار سلولهای فیبروبلاست انسانی لاین HU۰۲ کشت داده شده روی این بستر از نظر اتصال، رشد، زندهمانی و ریختشناسی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان میدهند که تیمار پلاسمای ۱۰۰ و ۲۰۰ ثانیهای تحت کشش جانبی بستر باعث شکلگیری آرایههای همراستا با ابعاد ۱۹±۳۰۵ نانومتر و ۱۴۱±۵۷۱ نانومتر بر سطح این بسترها میشود. با افزایش زمان تیمار پلاسما، طول موج، دامنه ساختار و درجه آبدوستی سطح بسترهای موردمطالعه افزایش مییابد که منجر به بهبود ۱۷ و ۴۶ درصدی کیفیت اتصال سلول میشود. همچنین آرایههای میکرونی شکلگرفته روی سطح بسترها ضمن کمک به افزایش کیفیت اتصال، رشد و زندهمانی سلولها با اثر هدایت اتصال باعث جهتگیری سلولها در راستای طولی آرایهها میشود. در نتیجه بستر پلیدیمتیلسیلوکسان این پژوهش کاملاً زیستسازگار بوده و از نظر مشخصههای شیمیایی، مکانیکی و فیزیکی قابلیت مطلوبی را برای کاربردهای کشت سلولی نشان میدهد. همچنین باعث بهبود کیفیت اتصال و همراستا کردن سلولهای فیبروبلاست انسانی میشود.
رضا مهدویان، حسین سلیمانی، محمد قربانی، حسین نادریمنش،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( پاییز ۱۴۰۱ )
چکیده
ویتامینهای D و E از معمولترین داروهای درمان طولانیمدت دیابت هستند. یکی از مسائل مهم در این حوزه رهایش انسولین است. افزایش پایداری حالتهای غیرفعال انسولین (فرم هگزامر) در بهبود کارایی رهایش انسولین یک راهکار درحالتوسعه است. پروتئین انسولین به طور معمول در سه فرم مونومر، دایمر و هگزامر مشاهده میشود. در این تحقیق برای اولینبار، بررسی اثر ویتامینهای D۳ و E بر پایداری فرم ذخیرهای انسولین، از طریق روشهای محاسباتی صورت گرفت. نتایج حاصل از داکینگ مولکولی نشاندهنده وجود ۶ جایگاه اتصالی برای این ویتامینها است. ویتامینهای مذکور بهواسطه حلقههای ساختاری و خواص هیدروفوب به منطقه هیدروفوب در مرز بین دو زیر واحد انسولین متصل میشوند. نتایج حاصل از مطالعات G-mmpbsa نشاندهنده نقش پایدارکننده این ویتامینها در فرم هگزامر انسولین است. اتصال آنها به هگزامر موجب افزایش معنادار انرژی اتصالی بین زیر واحدهای انسولین شده است. حضور ویتامینهای مذکور موجب افزایش تعداد پیوندهای هیدروژنی بین زیرواحدهای مونومری هر همودایمر انسولین شده و نیز تعداد پیوندهای هیدروژنی درونی پروتئین هگزامر انسولین را به طور معناداری افزایش میدهد. اتصال این ویتامینها به فرم هگزامر انسولین موجب پایدارسازی، رهایش آهستهتر و متعادلتر انسولین و همچنین افزایش نیمهعمر فرم دایمر در جریان خون میشود. این یافتهها بهمنظور طراحی راهکار جدید برای تنظیم رهایش انسولین در بدن و همچنین افزایش نیمهعمر انسولین در خون جهت درمان بیماری دیابت نوع II راهگشا خواهد بود. علاوه بر این پایدارسازی فرم هگزامر میتواند بهعنوان یک راهکار مؤثر برای درمان دیابت نوع I از طریق رهایش آهسته از سامانههای زیست حسگری ایمپلنتشده نیز مورداستفاده قرار بگیرد.
سید محمدرضا مرتضوی، زهرا واعظی، حسین نادریمنش،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( پاییز ۱۴۰۱ )
چکیده
بیماری التهاب روده یک بیماری التهابی مزمن در دستگاه گوارش میباشد. علیرغم تلاشهای زیاد در چند سال گذشته و همچنین افزایش تعداد بیماران مبتلا، در حال حاضر داروهای محدودی برای مدیریت التهاب روده در دسترس است. طراحی یک روش درمانی بیولوژیکی جدید با استفاده از داروهای زیست فعال طبیعی با عوارض جانبی کمتر و انتقال ایمنتر نسبت به مواد شیمیایی میتواند مفید باشد. در این مطالعه، یک استراتژی جدید برای رهایش کنترل شده گالیک اسید بهعنوان یک پلی فنول زیست فعال با اثرات ضدالتهابی ارائه گردید. این ترکیب زیست فعال در نانوحامل سرازوم سنتزی بارگذاری شده و پایداری آن مورد بررسی قرار گرفت. بخش لیپید سیلیس دار تشکیلدهنده سرازوم (CFL) از طریق یک واکنش شیمیایی دومرحلهای سنتز شده و سپس سرازومها به روش هیدراتاسیون لایهنازک با نسبتهای مختلف DPPC:CFL تهیه شدند. خواص فیزیکوشیمیایی و مشخصهیابی نشان میدهد که سرازومهای حاوی گالیک اسید دارای قطر متوسط ۳۳۵ نانومتر و پتانسیل زتای -۲۳ میلیولت بهصورت تکلایه و یکنواخت هستند. سرازوم سنتز شده پایداری ساختاری بیشتری نسبت به لیپوزوم از خود نشان داده و زمان بیشتری در گردش خون میتوانند حضور داشته باشند. فرمولاسیون بهینه سامانه سرازوم - گالیک اسید راندمان بارگذاری ۳۴% و رهایش کنترل شده دارو را در محیطهای مایع گوارشی از خود نشان میدهد. این نتایج نشان میدهد که سرازومها میتوانند سامانه تحویل داروی بهتری برای ذخیره سازی طولانی مدت و رهایش قابل کنترل گالیک اسید باشند و کاربردهای قابلتوجهی بهعنوان حامل تحویل داروی التهاب روده داشته باشند.
حامد شهریارپور، حسین نادریمنش، سید شهریار عرب، نجمه دهقان بنادکی،
دوره ۱۵، شماره ۱ - ( زمستان ۱۴۰۲ )
چکیده
همهگیری کووید-۱۹ یک بحران بهداشتی جهانی ایجاد کرده است و توسعه درمانهای موثر برای جلوگیری از شیوع این بیماری و نجات جان میلیونها نفر ضروری است. یکی از پروتئینهای کلیدی درگیر در چرخه تکثیر SARS-CoV-۲، ویروسی که باعث کووید-۱۹ میشود، آنزیم پروتئاز اصلی، ۳CLpro است. این آنزیم به دلیل اهمیت بالایی که دارد، موضوع تحقیقات مولکولی، ساختاری و بالینی است و تلاشهایی برای تولید داروهایی که میتوانند فعالیت آن را مهار کنند، صورت گرفته است. یکی از این داروها ترکیب شیمیایی N۳ است که اثر مهاری بالایی در برابر ۳CLpro دارد. هرچند، از دیدگاه طب سنتی، کمتر به این موضوع پرداخته شده است. در این پژوهش، مطالعات شبیهسازی میانکنش مولکولی داکینگ و شبیهسازی دینامیک مولکولی تمام اتم (MD)، برای بررسی قابلیت ۲۱ ترکیب بالقوه گیاهی بر مهار آنزیم ۳CLpro صورت گرفت. سه ترکیب با بالاترین احتمال مهارکنندگی از نتایج داکینگ مولکولی انتخاب شدند و تحت ns۱۰۰ شبیهسازی MD قرار گرفتند تا پایداری و ویژگیهای ساختاری-دینامیکی-انرژی آنها بررسی شود. علاوه بر پایداری کمپلکسها، نتایج حاصل از شبیهسازی نشان داد که هر سه ترکیب انتخابی ما ویژگیهای ساختاری-دینامیکی قابل مقایسه با N۳ را به ۳CLpro القا میکنند و بنابراین، انتظار میرود که توانایی مهارکنندگی مشابهی در برابر این آنزیم داشته باشند. ترکیب شماره ۵ دارای مطلوبترین انرژی اتصال بود و به عنوان بهترین جایگزین گیاهی برای N۳ پیشنهاد شد. نتایج پژوهش ما میتواند بهطور مستقیم برای طراحی مطالعات تجربی با هدف مهار آنزیم ۳CLpro مورد استفاده قرار گیرد و در نتیجه، هزینه زمانی-مالی چنین مطالعاتی را کاهش دهد.
محمد توحیدلو، صنم صادقی محمدی، محمد قربانی، زهرا واعظی، علیرضا فراست، مجید تقدیر، حسین نادریمنش،
دوره ۱۵، شماره ۱ - ( زمستان ۱۴۰۲ )
چکیده
ماتریکس متالوپروتئینازها یک خانواده اندوپپتیداز روی هستند که منجر به افزایش رفتار متاستازی تومورهای بدخیم انسانی میشوند. اپیگالوکاتچین گالات (EGCG) جزء اصلی پلیفنولهای چای سبز و مهارکننده ماتریکس متالوپروتئینازها در درمان سرطان مورد استفاده قرار میگیرد. این مطالعه باهدف افزایش پایداری و بهینهسازی بارگذاری و رهایش EGCG در سیستم تحویل لیپوزومی بهصورت آزمایشگاهی و محاسباتی انجام گردید. در این مطالعه نانولیپوزومها با روش بارگذاری غیرفعال و آبپوشانی لایهنازک تهیه و سپس اندازه، پتانسیل زتا، پایداری، میزان بارگذاری و منحنی رهایش دارو از نانولیپوزومها بررسی شد. سمیت سلولی نانولیپوزومها بر روی سه رده سلولی سرطان پستان با استفاده از آزمون زندهمانی مورد بررسی قرار گرفت. مطالعات محاسباتی باهدف بررسی فعل و انفعالات EGCG-نانولیپوزوم و همچنین اثر آن بر روی ساختار نانولیپوزوم از طریق شبیهسازی دینامیک مولکولی دانهدرشت ارزیابی شد. میانگین قطر نانولیپوزومها ۹/۶±۶/۷۳ نانومتر، بار سطحی آنها ۶/۱۴- میلیولت و میزان بارگذاری دارو ۳/۷±۵/۷۸ درصد به دست آمد. بارگذاری EGCG درون نانولیپوزوم باعث رهایش پیوسته و کامل دارو پس از ۷۲ ساعت گردید و همچنین منجر به افزایش قدرت اثر و فعالیت دارو شد. نتایج مطالعات محاسباتی حاکی از قرارگیری دارو در نزدیک سطح لیپوزوم است. نتایج انرژی و تابع توزیع شعاعی نشان از پایداری لیپوزوم حاوی دارو است. همچنین اکثریت دارو در فاز لیپیدی توسط نانولیپوزوم احاطهشده که خود گویای درصد بالایی بارگذاری دارو در نانولیپوزوم و تأیید کارایی روش سنتز توسعهیافته است. طبق یافتههای حاضر استفاده از حامل لیپوزومی برای حمل و رهایش EGCG راهکار مناسب جهت افزایش کارایی دارو است.
مریم وصال، زهرا واعظی*، عبداله الهوردی، حسین نادریمنش،
دوره ۱۵، شماره ۴ - ( پاییز ۱۴۰۳ )
چکیده
در سال های اخیر، سیستمهای دارورسانی هدفمند به عنوان یک رویکرد امیدوارکننده برای افزایش اثربخشی و به حداقل رساندن عوارض جانبی عوامل درمانی ظهور کردهاند. سرازوم ها نوع خاصی از لیپوزوم ها با شبکه های سیلوکسان کووالانسی روی سطح هستند که ثبات مورفولوژیکی فوق العاده ای را در عین حفظ تمام صفات مفید لیپوزوم ها ارائه می دهند. سرازومها، به دلیل زیست سازگاری، پایداری، رهایش قابل کنترل و ذخیره سازی طولانی مدت بستری منحصربهفرد برای محصور کردن و تحویل دارو ارائه میکنند. در این تحقیق سعی شده سطح سرازوم ها مهندسی شود تا باعث افزایش گزینش پذیری و کارایی دارورسانی گردد. به صورتیکه آنتی بادی هرسپتین روی سطح سرازوم نشانده شده و امکان هدف گیری دقیق سلول های HER۲+را فراهم کند. سپس خصوصیات فیزیکوشیمیایی سرازوم های عاملدار شده با آنتی بادی، از جمله سایز و بار سطحی به ترتیب در حدود ۶/۱۵±۲۲۹ نانومتر با پتانسیل زتای ۲/۱±۵/۱۳ میلی ولت به دست آمد. نتایج طیف IR و فلورسانس نشان داد آنتیبادی با موفقیت به سطح سرازوم با راندمان اتصال %۶۴ متصل شد . این نتایج مکانیسمهای اساسی حاکم بر سنتز ایمنوسرازوم ها را اثبات کرده و رویکرد ارزشمندی را برای پیشرفتهای آینده در سیستمهای دارورسانی هدفمند ارائه میدهد.
پروانه پیوند، زهرا واعظی، حسین نادریمنش،
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( زمستان ۱۴۰۳ )
چکیده
هپاتوسلولار کارسینوما، رایجترین نوع سرطان کبد، علت اصلی مرگ در بیماران مبتلا به سیروز کبدی است. پودوفیلوتوکسین به عنوان یک ترکیب ضدسرطان طبیعی، خواص ضد توموری ایدهآلی برای درمان سرطان دارد ولی استفاده از آن به دلیل حلالیت و فراهمی زیستی ضعیف محدود شده است. بنابراین، یافتن یک سیستم تحویل داروی مناسب، از اهمیت زیادی در بهبود فراهمی زیستی پودوفیلوتوکسین برخوردار است. در این مطالعه از نانوذراتmPEG-PCL برای دارورسانی پودوفیلوتوکسین به سلولهای سرطان کبد استفاده شده است. کوپلیمرهای mPEG-PCL سنتز و توسط روشهای آنالیز DLS،FTIR و NMR تعیین ساختار شدند. غلظت بحرانی میسل شدن (µg/ml) ۰۵۵/۰، متوسط سایز نانوذرات ۱۲± ۱۸۶ نانومتر و پتانسل زتا ۱۳/۵- میلی ولت به دست آمد. سپس دارو به روش نانورسوبدهی در نسبتهای مختلف وزنی/وزنی کوپلیمر:دارو، در میسلها بارگذاری شد. سایز نانوذرات حاوی دارو ۲۰± ۲۱۴ نانومتر و نسبت وزنی ۱:۱ با میزان بارگذاری ۲۳/۱± ۳۶/۷۷ به عنوان نسبت بهینه انتخاب شد. نتایج رهایش دارو تفاوت معنیداری بین آزادسازی سریع پودوفیلوتوکسین آزاد و انتشار پایدارتر داروی بارگذاری شده نشان داد. در دمای C˚۳۷ رهایش دارو بیشتر بود که به تخریب ساختار پلیمرزوم در این دما نسبت داده شد. با توجه به نتایج تست سمیت سلولی، مقدار IC۵۰ برای نانودارو، ml/μg ۶۴/۸ و پایینتر از مقدارIC۵۰ برای داروی آزاد (ml/μg ۷۹/۱۲) بود که تأثیر سمیت سلولی بهبود یافته نانودارو در مقایسه با داروی آزاد را نشان داد. بر اساس نتایج به دست آمده، نانوذرات پلیمرزوم میتوانند حاملهای بالقوهای برای تحویل، رهایش قابل کنترل و بهبود اثر سمیت پودوفیلوتوکسین در شیمی درمانی سرطان باشند.