جستجو در مقالات منتشر شده
۵ نتیجه برای ولیزاده
دوره ۵، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده
در دوره صفویه، ارتباطات ایران و هند بهواسطه زبان رسمی مشترک، بیشتر و عمیقتر از گذشته شد. دراین دوره ازجمله آثارپدیدآمده در هردو سرزمین، داستان عاشقانه فارسی است. پرسش این است که «آیا داستانهای عاشقانه فارسی در دوره صفویه در ایران و هند، به علت همزمانی، همزبانی و وجود ساختارهای مشابه، شبیهاند یا به دلیل محیط فرهنگی متفاوت، از هم تمایز دارند؟» درباره داستانسرایی دردوره صفویه تحقیقاتی انجام شده است، ولی تاکنون پژوهشی درزمینه تأثیر بنمایههای فکری بر داستانهای عاشقانه فارسی ایران و هند دراین دوره انجام نشده است. در این پژوهش کوشش شده، ضمن تحلیل محتوای داستانها به این پرسش پاسخ دادهشود. البته فرض این پژوهش براین است که در داستانهای عاشقانه فارسی در ایران و هند، شباهتهای فراوانی در زبان، ساختار، پیرفتهای داستانی و خویشکاری شخصیتها به چشم میخورد؛ ولی باهمه این شباهتها، جهانبینی و نگرش متفاوت به شخصیتها و حوادث داستانی وجود دارد. این تفاوتها عبارتند از: «مرگ عشاق در پایان داستان»، «آزادی دختران در انتخاب همسر»، «نقشآفرینی عناصر ماورایی»، «حضور عرفان و تصوف»، «تأثیر جانوران در داستان»، «حضور شخصیتهای هندی» و «استقلال منبع» که به شناخت داستانهای تألیفشده در هند وتفاوت آن با داستانهای تألیفشده در ایران کمک میکند.
امید عزیزیان شرمه، محرم ولیزاده، جعفر ولیزاده، مژگان طاهری زاده، مریم بیگمی،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۶ )
چکیده
میکروارگانیسم ها و گیاهان دارای ظرفیت بالایی برای احیاء فلزات از طریق مسیرهای متابولیکی خود و به اصطلاح بیوسنتز نانوذرات هستند. صرف نظر از مزایای زیست محیطی سنتز بیولوژیکی نانوذرات، امکان تولید نانوموادی با خصوصیات جدید در این روش وجود دارد. در این مطالعه عصاره آبی میوه گیاه کَوَر (Capparis spinosa L.) جهت سنتز نانوذرات نقره مورد استفاده قرار گرفت. برای سنجش پتانسل احیاءکنندگی گیاه، محتوی فنل کل و فعالیت آنتی اکسیدانی دو عصاره اتانولی و آبی با روش های DPPH و FRAP اندازه گیری شد. عصاره آبی فعالیت آنتی اکسیدانی کمتری نسبت به عصاره اتانولی نشان داد با این وجود، دارای پتانسیل بالایی برای کاهش رادیکال های آزاد و یون های فلزی بوده است. پس از تهیه عصاره، به منظور فیتوسنتز نانوذرات نقره، ۲ میلی لیتر عصاره به ۴ میلی لیتر از محلول نقره نیترات با غلظت ۱ میلی مولار افزوده شد. از عصاره بعنوان عوامل کاهنده و پایدار کننده نانوذرات استفاده شد. تأثیر پارامترهای موثر جهت بهینه نمودن نانوذرات نقره نظیر: pH واکنش، میزان عصاره، غلظت یون فلزی و زمان واکنش بوسیله تکنیک اسپکتروسکوپی فرابنفش-مرئی (UV-Vis) و میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM) مورد ارزیابی قرار گرفت. طیف اسپکتروفتومتری فرابنفش-مرئی مربوط به رزونانس پلاسمون سطحی (SPR) برای نانوذرات نقره، بیشترین جذب را در ۴۱۵ نانومتر نشان داد. از طیف سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز (FT-IR) برای شناسایی گروه های عاملی احتمالی دخیل در سنتز نانوذرات نقره استفاده شد. نتایج نشان دادند که، نانوذرات حاصل دارای شکل کروی یکنواخت با اندازه ۱۲-۸ نانومتر هستند.
دوره ۱۴، شماره ۷۲ - ( ۱۱-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
عصاره برگ زیتون یک منبع غنی از ترکیبات فنولی به شمار میرود که دارای خواص آنتی اکسیدانی و ضد میکروبی است. با این حال ترکیباتفنلی مانند بسیاری از ترکیبات زیست فعال به تدریج غیر فعال می گردند و معمولا پس طعم تلخی را در مواد غذایی ایجاد میکنند. ریزپوشانی یکی راهکارهای موثر برای افزایش پایداری و کاهش پس طعم تلخ ترکیبات زیست فعال محسوب می شود. هدف از این پژوهش کپسوله کردن ترکیبات فنلی عصاره برگ زیتون به شکل نانولیپوزوم بود. نانولیپوزومها با استفاده از فسفاتیدیل کولین، کلسترول و عصاره برگ زیتون و با بکارگیری روش تزریق اتانول تهیه و از لحاظ اندازه ذرات، پتانسیل زتا و کارایی انکپسولاسیون مورد بررسی قرار گرفتند. متوسط قطر حجمی ذرات لیپوزوم در محدوده nm۱۰۰-۵۰ بود. تمامی فرمولاسیونهای لیپوزومی دارای بار منفی بودند و الحاق ترکیبات پلی فنولی تا نسبت ۱:۵ فسفولیپید/پلیفنول موجب افزایش بار منفی وزیکولها گردید اما افزایش بیشتر در غلظت عصاره موجب کاهش بار منفی ذرات گردید.کارایی انکپسولاسیون نانولیپوزومهای حاوی عصاره در محدوده ۷۸-۷۴% بود، اگرچه در نانولیپوزومهای حاوی عصاره با نسبت فسفاتیدیل کولین /عصاره (۱:۱) میزان آن کاهش یافت و به ۵۷% رسید. بررسی طیف فروسرخ نمونهها حاکی از عدم تشکیل برهمکنشهای شیمیایی واتصال پلیفنولهای برگ زیتون به ساختار نانولیپوزوم از طریق برهمکنشهای فیزیکی بود. در نهایت نتیجه گیری گردید که میتوان ترکیبات فنولی عصاره برگ زیتون را با اندازه و کارایی مناسب به شکل نانولیپوزوم جهت کاربرد در مواد غذایی ریزپوشانی کرد.
دوره ۱۵، شماره ۸۰ - ( ۷-۱۳۹۷ )
چکیده
چکیده
عصاره گیاه مایه پنیر از زمانهای قدیم جهت ساخت پنیر استفاده شده است. هدف از انجام این پژوهش، بررسی فعالیتهای پروتئولیتیک پروتئازهای میوه ویتانیا کوآگولانس در مقایسه با کیموزین در تولید پنیر بود. پروتئازهای میوه ویتانیا کوآگولانس به صورت نسبی خالصسازی شدند و اثرات آنها بر سوبسترای شیر گاو مورد سنجش واقع شد. دما و pH مطلوب برای فعالیت پروتئازهای میوه ویتانیا کوآگولانس به ترتیب ۷۰ درجه سانتیگراد و ۵/۵ بود، هرچند کیموزین نسبتاً به دما حساستر است و فعالیت انعقادی مطلوب آن در دمای ۵۰ درجه سانتیگراد صورت میگیرد. افزایش دما منجر به تقویت فعالیتهای انعقادی کیموزین و پروتئازهای میوه ویتانیا کوآگولانس گردید اما افزایشpH بالاتر از ۵/۵ نتوانست تاثیر مطلوبی بر کیفیت لخته داشته باشد. همچنین اضافه کردن مقادیر مختلف کلرید کلسیم تاثیری بر فعالیت انعقادی آنزیمهای میوه ویتانیا کواگولانس نداشت و تفاوت معنیداری در میزان ازت محلول و پروتئین تام در آبپنیر تولیدی توسط عصاره مایه پنیر گیاهی و کیموزین وجود نداشت. علاوه بر این، بررسی الگوی الکتروفورتیک پروتئینهای حاصل از آبپنیر تولید شده توسط عصاره در مقایسه با کیموزین نشان داد که پپتیدهای کوچکی توسط عصاره تولید نمیشود و پنیر تلخی تولید نمیکند. بنابراین، آنزیمهای میوه ویتانیا کوآگولانس و کیموزین فعالیت نسبتاً مشابهی در pH و دماهای متفاوت بر سوبسترای شیر گاو نشان دادند و مشخص شد که میوههای ویتانیا کوآگولانس پتانسیل استفاده به عنوان رنت را دارند و میتوانند در تولید پنیر به عنوان آنزیمهای جایگزین مورد استفاده قرار گیرند.
دوره ۲۱، شماره ۵ - ( ۸-۱۴۰۰ )
چکیده
امروزه استخراج و برداشت مصالح از رودخانهها از عوامل موثر در وقوع پدیده آبشستگی به شمار میآید. در تحقیق حاضر به بررسی آزمایشگاهی آبشستگی حول گروهپایه
پلها در دو دانهبندی مختلف پرداخته شد و میزان تاثیر دانهبندی و اصلاح پایهها در کنترل آبشستگی، در دو حالت شرایط طبیعی و استخراج مصالح رودخانهای از بالادست و پاییندست گروهپایه مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور ۴۴ آزمایش برای دو نوع دانهبندی مصالح
mm ۷۸/۰ و
mm ۷/۱، با عدد فرود بین ۱/۰ تا ۵/۰ برای دبیهای متفاوت انجام گرفت. نتایج حاصل نشان داد گروهپایه اصلاحشده (زبر شده با کابل) کمتر از گروهپایه ساده (سطح صاف)، در اثر استخراج مصالح رودخانهای، زمان تعادل آبشستگی را افزایش داده است. با بررسی استخراج مصالح از بالادست و پاییندست گروه پایهها، مشاهده گردید استخراج از بالادست گروهپایهها موجب کاهش و استخراج از پاییندست گروهپایهها موجب افزایش آبشستگی میشود. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که آبشستگی پایههای پل به گودال پاییندست حساستر بوده و حدالامکان میبایست استخراج مصالح از بالادست پایهها انجام پذیرد. به عبارت دیگر، درصد کاهش عمق آبشستگی در اثر استخراج مصالح از بالادست گروهپایهها و درصد افزایش این عمق در اثر برداشت مصالح از پاییندست گروهپایهها برای مدل با گروهپایه اصلاحشده به ترتیب بیشتر و کمتر از مدل با گروهپایه ساده بدست آمد. درصد کاهش آبشستگی در اثر اصلاح پایهها برای هر دو دانهبندی نشان داد، در بهترین حالت میزان عمق آبشستگی بیشینه برای
، ۰۰۸/۰ و ۰۰۱/۰ با اصلاح پایهها به ترتیب ۵۵ و ۶۶ درصد کاهش یافته است.