۸ نتیجه برای کوپایی
بابک صادقی، بیتا کوپایی،
دوره ۱۲، شماره ۲ - ( بهار ۱۴۰۰ )
چکیده
در این کارتحقیقاتی، عصاره گیاهی میوه گواوا (Psidium guajava) به دلیل دارا بودن خاصیت کاهندگی، جهت سنتز نانو ذرات نقره (Ag-NPs) مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به اثرات کاهندگی و محافظت خوب گواوا (PG)، سنتز نانوذرات نقره را در ابعاد نانو مهیا می-کند. طیف سنجی اشعه ماوراءبنفش(UV-vis)، پراشاشعهایکس (XRD)، طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR)، میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM)، میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و طیف سنجی انرژی اشعه ایکس (EDAX) جهت شناسایی نانو ذرات نقره سنتز شده با استفاده از روش زیستی بهکار برده شده است. دادهها نشان میدهند که در اثر سنتز زیستی، نانو ذرات نقره با قطرهای ۲۰-۱۰ نانومتر تولید میشوند. مطالعات XRD درجه بالایی از بلورهای نانوذرات نقره منحصر به فرد با ساختار مکعبی مرکز پر (fcc) را نشان میدهد. نتایج FTIR به وضوح نشان داد که عصاره گواوا (PG)، حاوی -OH به عنوان یک گروه عاملی در واکنش کاهش و سنتز نانوذرات نقره عمل میکنند. فعالیت ضد باکتری Ag-NPs در برابر رشد گرم مثبت (S. aureus) با استفاده از SEM مورد آزمایش قرار گرفت. مهار در رشد گرم مثبت (S. aureus) در برابر Ag-NPs مشاهده شد. نتایج نشان میدهد که ذرات نقره سنتز شده به عنوان عامل ضد باکتری موثر عمل می کند. این ثابت شده است که ذرات نقره سنتز شده قادر به ارائه اثرات ضد باکتری بالا است و از این رو پتانسیل بالایی در آماده سازی داروهای مورد استفاده در برابر بیماری ها دارد.
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۹۲ )
چکیده
در این مقاله عملکرد مدلهای توربولانسی مختلف در تخمین رفتار نوسانی جتهای سیالی با تحریک طبیعی مورد ارزیابی قرار گرفته است. بدین منظور معادلات متوسط¬گیری شده برای جریان تراکم ناپذیر آشفته در حالت غیردایم به همراه پنج مدل توربولانسی رایج در یک فضای محاسباتی سه بعدی حل شده¬اند. برای محاسبات از نرم افزار Fluent ۶,۳.۲۶ استفاده شده است. در این تحقیق نتایج محاسباتی با داده¬های تجربی موجود مقایسه شد. بررسی¬ها نشان داد که دو مدل ε-k استاندارد و ω-k SST نسبت به سایر مدلهای مورد بررسی عملکرد مطلوبتری دارند. لازم به ذکر است که در سرعتهای ورودی بسیار کم، دقت مدل ε-k استاندارد به شدت کاهش می¬یابد بطوریکه نتایج این مدل در تخمین کمینه سرعت (انرژی) لازم جهت تحریک¬پذیری جت سیال قابل استناد نیست.
دوره ۱۳، شماره ۸ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده
در این تحقیق، صحت فرض خواص ترموفیزیکی مستقل از دما برای نانو سیال آب-اکسید آلومینیوم در انتقال حرارت جابجایی آزاد درون حفره بررسی شده است. محاسبات به روش عددی و بر اساس حجم محدود و الگوریتم سیمپل انجام شده است. نتایج برخی با روابط موجود برای حفره مقایسه شده است. به منظور ارزیابی عملکرد حرارتی حفره، مقدار متوسط عدد ناسلت روی دیواره گرم در دو حالت، یکی خواص ترموفیزیکی مستقل از دما و در دمای میانگین حفره و دیگری خواص متغیر با دما، بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که در تمام کسر حجمی های در نظر گرفته شده و در اختلاف دمای کمتر از ۵ درجه سانتیگراد، میزان اختلاف در عدد ناسلت در حالتی که خواص مستقل از دما در نظر گرفته شده اند در مقایسه با حالتی که خواص تابعی از دما باشند کمتر از ۱۰ درصد است. با افزایش اختلاف دما، اختلاف بین عدد ناسلت در دو حالت افزایش یافته و با افزایش کسر حجمی، این اختلاف بیشتر می شود. نتایج همچنین نشان می¬دهد که درصد خطای محاسباتی ناشی از ثابت فرض کردن خواص ترموفیزیکی و محاسبه آنها در دمای میانگین حفره تنها به اختلاف دمای دیوارهای سرد و گرم وابسته است.
دوره ۱۴، شماره ۳ - ( ۳-۱۳۹۳ )
چکیده
در این تحقیق، دو راهکار جهت افزایش میزان انتقال حرارت درون حفره¬¬ای که دیواره بالایی آن دارای حرکت است و تحت تاثیر میدان مغناطیسی افقی قرار دارد بررسی شده است. به منظور بهبود مقدار انتقال حرارت، اضافه کردن نانو ذرات اکسید آلومینیوم به عنوان راهکار اولیه و تغییر در زاویه شیب میدان مغناطیسی به عنوان راهکار دوم در نظر گرفته شده است. در این مطالعه، دیواره سمت چپ و راست حفره در اختلاف دمای مشخصی قرار دارند و سایر دیواره¬ها عایق در نظر گرفته شده اند. نتایج حل عددی بر اساس یک برنامه کامپیوتری که بر اساس روش حجم محدود نوشته شده است بدست می¬آیند. به منظور اعتبار سنجی برنامه تهیه شده، نتایج حاصله از برنامه مذبور با نتیجه همبستگی موجود برای حفره و همچنین نتایج حاصل از کارهای گذشته مقایسه شده است و دیده می شود که تطابق مناسبی برقرار است. در این مطالعه، محدوده عدد ریچاردسون بین ۰۵/۰ و ۵۰ می باشد. نتایج نشان می¬دهد اضافه کردن نانو ذرات می تواند باعث افزایش و یا کاهش در میزان انتقال حرارت گردد در حالی که افزایش در زاویه شیب میدان مغناطیسی در اغلب موارد افزایش قابل قبولی در مقدار انتقال حرارت را به همراه دارد.
دوره ۱۴، شماره ۵ - ( ۵-۱۳۹۳ )
چکیده
تعیین مقدار دقیق ضریب دیفیوژن یک ماده که میزان پخش آن ماده را در بستر ماده¬ای دیگر بیان می¬کند، برای مدلسازی دقیق فیزیکی، شرط ضروری است. دقیق¬ترین روش برای محاسبه این گونه خواص، روش¬های دینامیک مولکولی است. متأسفانه این گونه روش¬ها هزینه محاسباتی بسیار بالایی دارند. هدف از این مقاله، معرفی روشی مناسب در مقیاس مزو و ارائه الگوریتمی بهینه برای محاسبه ضریب دیفیوژن با استفاده از این روش است. در مطالعه حاضر، از روشدینامیک ذره استهلاکی(DPD)، برای محاسبه ضریب دیفیوژن آب و لیپید از غشاء دولایهای بیولوژیکی استفاده شدهاست.در نهایت نتایج کار با نتایج شبیه¬سازی¬های دینامیک مولکولی و آزمایشات مورد ارزیابی و اعتبارسنجی قرار میگیرند. با این قیاس خواهیم دانست روش مذکور علاوه بر بهینه بودن از نظر هزینه محاسباتی، از دقت مطلوبی نیز برای محاسبه ضریب دیفیوژن برخوردار است. لذا با این روش، قادر خواهیم بود به مطالعه رفتار تعادلی غشاءهای دولایهای نظیر محاسبه ضریب دیفیوژن بپردازیم که انجام آن با استفاده از روشهایی مثل دینامیک مولکولی ممکن است تا بیش از صدها برابر زمانبر باشد.
دوره ۱۶، شماره ۱۲ - ( ۱۲-۱۳۹۵ )
چکیده
در این مقاله با معرفی یک الگوی جدید آیرودینامیک برای شبیهسازی جدایش جریان و واماندگی استاتیکی، شکل جدیدی از معادلات آیروالاستیک غیرخطی بالوارههای دو درجه آزادی (خمشی عمودی و پیچشی) استخراج میشود. روابط سازه براساس مدل جرم-فنر و حاوی ترمهای غیرخطی درجه دو و سه است. روابط آیرودینامیک از تلفیق الگوی آیرودینامیک ناپایای وگنر و الگوی غیرخطی ضریب برآ-زاویةحمله برای شبیهسازی واماندگی جریان با تقریب معادله درجه سه، بهدست میآید. برای استخراج معادلات آیروالاستیک از اصل همیلتون و معادلات لاگرانژ استفاده میشود. همچنین با بکارگیری شیوه حل تاریخچه زمانی انتگرال، معادلات آیروالاستیک غیرخطی انتگرالی-دیفرانسلی حاصله، حل و رفتار آیروالاستیک مقطع مذکور در هر دو رژیم جریان ناپایا و شبهپایا با یکدیگر مقایسه میشود. استفاده از روش تاریخچه زمانی در حل معادلات باعث کاهش حجم معادلات در مقایسه با روش فضای حالت میگردد. نتایج نشان میدهد که رفتار آیروالاستیک بالواره با وجود سازه خطی، با استفاده از الگوی آیرودینامیکی غیرخطی معرفی شده برای واماندگی درمقایسه با الگوهای خطی آیرودینامیک، در جریانهای شبهپایا و ناپایا باعث ایجاد نوسانات با سیکل حدی میشود. همچنین استفاده از الگوی منحنی درجه سه بجای منحنی تکهای خطی مورد استفاده در مراجع هرچند باعث پیچیدهتر شدن شکل ظاهری معادلات میشود لیکن در زمان حل توسط نرمافزار، همگرایی حل سریعتری خواهد داشت و باعث حذف خطاهای موجود در مدلهای مذکور میشود. بررسیها نشان میدهد که استفاده از آیرودینامیک غیرخطی استاتیک استال علاوه بر کاهش سرعت ناپایداری، دامنه نوسانات سیکل محدود را نیز در هر دو رژیم جریان شبه پایا و ناپایا کاهش میدهد.
دوره ۲۰، شماره ۶ - ( خرداد ۱۳۹۹ )
چکیده
فرآیند کشش عمیق از مهمترین فرآیندهای شکلدهی ورق است که بهطور وسیعی در تغییر شکل ورقهای فلزی بهمنظور تولید قطعاتی با هندسه پیچیده کاربرد دارد. پژوهشهای مختلفی بر روی برخی فولادها با قابلیت شکلپذیری مناسب مانند فولادهای کمکربن و فولادهای زنگنزن آستنیتی انجام شده است. از بین انواع فولادهای ساده کربنی، فولادهای پرکربن یوتکتویدی بهدلیل ویژگیهای منحصربهفردشان از جمله ساختار کاملاً پرلیتی بدون حضور فازهای پرویوتکتویدی و همچنین نانوسایزبودن لایههای سمنتیت، قابلیت تحمل تغییر شکل سرد و گرم بدون تشکیل عیوب ریزساختاری را دارند. تاکنون در زمینه کشش عمیق این فولادها تحقیقات جامعی انجام نشده است. در این پژوهش، بهمنظور بررسی رفتار شکلپذیری این دسته از فولادها، فرآیند کشش عمیق گرم بر ورقهای فولاد CK۷۵ در دماهای کمتر و نزدیک به دمای استحاله یوتکتویدی بهصورت تجربی مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج بهدستآمده بیانگر توزیع یکنواخت ضخامت و همچنین نازکشدگی کمتر برای نمونههای تغییرشکلدادهشده در دمای ۷۰۰ درجه سانتیگراد (دمای بسیار نزدیک به دمای استحاله یوتکتویدی) است. همچنین، حداکثر ناپایداری در دمای ۵۵۰ درجه سانتیگراد اتفاق افتاده است. در دماهای بالاتر از دمای استحاله یوتکتویدی، بهدلیل عدم تشکیل ساختار کاملاً آستنیتی و توزیع غیریکنواخت رسوبات کاربیدی، کاهش کارپذیری و پارگی نمونهها حین کشش عمیق بهوقوع پیوسته است.
دوره ۲۲، شماره ۳ - ( اسفند ۱۴۰۰ )
چکیده
جوانهزنی و رشد ترک در قطعات و سازههای مهندسی یک امر اجتنابناپذیر است. تعویض قطعه یا قسمتی از آن که دچار آسیب شده، سادهترین راه برای جلوگیری از وقوع از کار افتادگی است که البته همواره مقرون به صرفه نمیباشد. لذا در بسیاری از موارد میتوان با تعمیر قطعه، عمر قطعات کار کرده معیوب را افزایش داد. یکی از راهکارهای مؤثر، ترمیم محل ترک خوردگی به وسیله وصلههای کامپوزیتی از طریق چسباندن آنها بر روی محل تشکیل ترک است. هدف این پژوهش، بررسی چگونگی اثر وصله بر رفتار رشد ترک و همچنین تاثیر هندسه وصله بر خواص مکانیکی آلیاژ آلومینیوم Al۵۲۵۱ میباشد. برای این منظور، از وصله کامپوزیتی کولار با هندسه مستطیلی و H شکل استفاده شده است. برای بررسی خواص مکانیکی و ارزیابی رفتار رشد ترک در نمونهها، آزمون کشش اجرا شد. تاثیر مساحت مؤثر و شکل هندسی وصله بر قابلیت تحمل بار، میزان تغییر طول نمونه، چقرمگی و نیروی آغاز ترک بررسی شده است. نتایج بدست آمده نشان داد که با استفاده از وصله کامپوزیتی، میزان تغییر طول نمونه تا شکست، مقدار نیرو در لحظه شروع ترک و مقدار نیروی شکست نسبت به نمونههای بدون ترمیم افزایش یافته است. همچنین، مقایسه وصلهها با مساحت مؤثر برابر نشان داد نمونه ترمیم شده با وصله با هندسه H شکل، قابلیت تحمل بار بیشتری نسبت به وصله مستطیل شکل دارد. همچنین میزان چقرمگی در نمونه ترمیم شده با وصله H شکل نیز افزایش یافته است.