جستجو در مقالات منتشر شده
۶ نتیجه برای یخچالی
دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۳ )
چکیده
در حالی که مشاهدات پس از زلزلهها اهمیت مدلسازی میانقابها در محاسبات سازهها را نشان دادهاند، عموما میانقابها در محاسبات سازهها مدلسازی نمیشوند. در این مطالعه، عملکرد جابجایی نسبی قابهای خمشی فولادی سه و نه طبقه دارای میانقابهای مصالح بنایی با دو چیدمان میانقاب در همهی طبقات و بدون میانقاب در طبقهی اول به صورت احتمالاتی و با در نظر گرفتن عدم قطعیت رکورد به رکورد زلزله ارزیابی شد. از نرم افزار OpenSees برای مدلسازی غیرخطی سازهها استفاده شد و میانقابها با دستک فشاری مدلسازی شدند. زمان تناوب سازههای دارای میانقاب بعد از شکست میانقابها به شدت افزایش پیدا میکند. برای بررسی اثرات این افزایش زمان تناوب در مدلسازی میرایی رایلی، میرایی رایلی با استفاده از روش متداول در ادبیات فنی و روش میرایی اصلاح شده مدلسازی شد، و پاسخهای دو روش با هم مقایسه شدند. تحلیلهای دینامیکی افزاینده با استفاده از ۷۸ رکورد زلزله حوزه دور انجام شدند، و نسبت حاشیه ایمنی جابجایی نسبی، منحنیهای شکنندگی جابجایی نسبی و میانگین فراوانی سالیانه عبور از چهار سطح جابجایی نسبی ۰,۷، ۲.۵، ۵ و ۱۵ درصد، λMD، بدست آمد. نتایج نشان میدهند که در سطوح بالاتر جابجایی نسبی اثر مثبت میانقابها به دلیل شکست آنها کاهش مییابد و عدم وجود میانقاب در طبقهی اول منجر به ایجاد پدیده طبقهی نرم میشود. برای مثال، در روش میرایی اصلاح شده، در سازه سه طبقه با چیدمان میانقاب در همهی طبقات، میانقابها در سطح جابجایی نسبی ۰,۷ درصد مقدار λMD را ۴۳ درصد کاهش دادهاند، اما در سطح جابجایی نسبی ۱۵ درصد این کاهش به ۱۹ درصد رسیده است. به علاوه، روش متداول مدلسازی میرایی در ادبیات فنی پاسخها را دست پایین برآورد میکند.
دوره ۸، شماره ۱ - ( Spring & Summer ۲۰۰۶ ۱۳۸۴ )
چکیده
هدف: در بیان عامل تحریک کننده رده گرانولوسیت- ماکروفاژ انسانی (hGM-CSF)، در اشریشیاکلی تحت القای حرارتی، بر پایه پلاسمید pBC(SK)، که اختلاف آنها در حضور یا عدم حضور توالی خاتمه دهنده نسخه برداری در پایین دست توالی کدکننده است پروتئین نوترکیب، ساخته شد.
مواد و روش ها: دو پلاسمید بیان کننده حاوی یک قطعه ۷۵ جفت بازی از پروموتور باکتریوفاژی PL، یک ژن جهش یافته از رپرسور CI (۵۷CI)، برای کنترل فعالیت پروموتور، که محصول آن حساس به حرارت است و یک ترادف نشانه PelB به منظور هدایت پروتئین نوترکیب به فضای پریپلاسمی است. توانایی پلاسمیدهای ساخته شده با بیان hGM-CSF تحت القای حرارتی در اشریشیاکلی آزمایش شده است.
نتایج: نتایج حاصل از آنالیز پروتئین های باکتری های نوترکیب (۱TG) حاوی هر یک از دو پلاسمید نوترکیب بعد از شوک حرارتی بر بیان و پردازش کامل GM-CSF انسانی نوترکیب در فضای پریپلاسمی کلون های به دست آمده دلالت دارد. با هدف افزایش کاربردی پلاسمید حاوی خاتمه دهنده رونویسی برای بیان دیگر پروتئین های نوترکیب تحت القای حرارتی، توالی کلون سازی چندگانه ای (MCS) شامل یازده جایگاه برشی منحصر به فرد به این پلاسمید افزوده شد.
نتیجه گیری: پلاسمیدهای ساخته شده در این تحقیق ابزارهای مناسبی را برای انجام مطالعات مربوط به بیان پروتئین های نوترکی در اشریشیاکلی فراهم کرده اند.
روح الله قاسمی، هادی هاشم زاده، حمیده رضوی، باقر یخچالی،
دوره ۹، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۶ )
چکیده
مقدمه: هورمون رشد، یک رشته پلیپپتید غیرگلیکوزیله ترشحی از سلولهای غدد هیپوفیز همه مهرهداران است که تنوع وسیعی از فعالیتهای زیستی را دارا بوده و با توجه به اهمیت این هورمون و کاربردهای درمانی مهم و متنوع آن در پزشکی، تولید نوترکیب آن میتواند از درجه اهمیت بالایی برخوردار باشد. در دهههای اخیر، مهندسی پروتئین و مهندسی ژنتیک سبب شده است که میزان بالایی از سطح بیان و تولید این پروتئین در میزبانهای مختلفی از جمله باکتری اشریشیاکلی حاصل شود و با تکنیکهای جدید، خالصسازی و سنجش هورمون تولیدی بهآسانی انجام گیرد. بنابراین هدف پژوهش مروری حاضر، بررسی تولید هورمون رشد انسانی نوترکیب (rhGH) و چالشهای پیش رو انجام گرفت.
نتیجهگیری: از جمله مشکلاتی که در مسیر بیان و تخلیص هورمون رشد انسانی میتوان به تولید اجسام تودهای در بیان پروتئینهای نوترکیب در سیتوپلاسم سلولها، آلودگیهای ناشی از پروتئینهای میزبان، ریکاوری پایین پروتئین از این تودهها، ترشح کم پروتئینها به فضای پریپلاسمی، هزینه بالای تولید مخصوصاً در مرحله تخلیص و غیره اشاره کرد. بهعلت عدم نیاز به گلیکوزیلهشدن این هورمون و نیز راندمان بالا و سادگی کار، سیستمهای باکتریایی مخصوصاً اشریشیاکلی اقتصادیترین و موثرترین سیستمها در بیان پروتیئنهای هترولوگ هستند و میتوان عنوان کرد که باکتری اشریشیاکلی کارآمدترین میزبان برای تولید هورمون رشد انسانی نوترکیب است. مرحله خالصسازی هورمون معمولاً پرهزینهترین مراحل تولید محسوب میشود. از این رو یک طراحی مطلوب بهمنظور داشتن بالاترین میزان ریکاوری پروتئین هدف همراه با حذف همه آلودگیها از محصول نهایی و کاهش مراحل تخلیص مورد نیاز است.
فتح اله احمدی، علیرضا عباسی، باقر یخچالی، هوشنگ علیزاده، احمد علی پوربابائی،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۸ )
چکیده
اهداف:پراکسیدازها در طیف وسیعی از فرآیند های زیست فناوری مورد استفاده قرار می گیرند که بیشتر آنها در دما و pH های بالا انجام می شوند. از آنجا که بیشتر پراکسیدازهای رایج در شرایط قلیایی و دمای بالا ناپایدار و غیرفعال بوده یافتن پراکسیدازهای ترموآلکالوفیلیک برای اهداف کاربردی امری ضروری به نظر می رسد.
مواد و روش ها: در این مطالعه تولید برون سلولی آنزیم پراکسیداز در سویه بومی Bacillus tequilensis مورد مطالعه قرار گرفت. برای این منظور، فعالیت آنزیم با استفاده از دو سوبسترای ۲,۴-DCP و پیروگالول در کشت مایع باکتری سنجش و تاثیر مدت زمان کشت بر تولید آنزیم و همچنین تاثیر پارامترهای pH و دما بر میزان فعالیت آنزیم بررسی شد. خالص سازی نسبی آنزیم با استفاده از روش کروماتوگرافی تعویض یونی با سفادکس DEAE A۵۰ انجام و پارامترهای کینتیکی فعالیت آنزیم بررسی شد. در این مطالعه پارامترهای کینتیکی از قبیل Km و Vmax محاسبه شدند.
نتایج: اندازه گیری فعالیت آنزیم در زمان های مختلف کشت نشان داد که بیشترین میزان تولید آنزیم پراکسیداز ۷۲ ساعت بعد از کشت باکتری بدست می آید.
دوره ۲۰، شماره ۶ - ( ۱۰-۱۳۹۹ )
چکیده
در طراحی مبتنی بر نیرو بر اساس آییننامه های متداول، برای محاسبه تغییرمکان های واقعی سازه (به عنوان مثال، دریفت بین طبقه ای) تحت اثر زلزله طرح، تغییرمکان های سازه تحت اثر نیروهای لرزه ای کاهش یافته با استفاده از ضریب بزرگنمایی تغییرمکان (Cd) افزایش داده می شوند. تحقیقات اخیر نشان داده اند که استفاده از یک ضریب ثابت برای پیش بینی دریفت بین طبقه ای واقعی سازه میتواند در بعضی از طبقات این تغییرمکان ها را به صورت دست بالا و همچنین در بعضی از طبقات به صورت دست پایین تخمین بزند. معمولا، در سازه های منظم بیشترین دریفت بین طبقه ای در طبقات پایین اتفاق می افتد. بررسی رفتار لرزه ای سازه های دارای نامنظمی جرمی در ارتفاع نشان می دهد که پاسخ غیرخطی این نوع سازه ها میتواند تفاوت قابل ملاحظه ای با پاسخ سازه های منظم داشته باشد. در این پژوهش، ضریب Cd برای پیش بینی حداکثر دریفت بین طبقه ای و دریفت بام در قاب های خمشی فولادی ویژه که دارای نامنظمی جرمی در ارتفاع سازه می باشند مورد ارزیابی قرار می گیرد. همچنین، تغییرات این ضریب با انتقال طبقه نامنظم (دارای جرم بیشتر) در ارتفاع سازه و تغییر مقدار نامنظمی (نسبت جرم طبقه سنگین تر به جرم طبقات مجاور) بررسی میشود. نتایج نشان می دهند که استفاده از مقدار ۵,۵ = Cd که توسط استاندارد ۲۸۰۰ برای قاب های خمشی فولادی ویژه تعیین شده است، در بیشتر طبقات سازه های دارای نامنظمی جرمی در ارتفاع و همچنین سازه های منظم، حداکثر دریفت بین طبقه ای را دست پایین تخمین می زند. همچنین، بررسی تخمین حداکثر دریفت بام نشان می دهد که در نظر گرفتن ۵,۵ = Cd منجر به تخمین دست پایین حداکثر دریفت بام می شود. بنابراین، برای تخمین دقیق تر حداکثر دریفت بین طبقه ای در سازه های درنظر گرفته شده تحت اثر زلزله طرح مقدار ۷,۵ = Cd، و برای تخمین دقیق تر حداکثر دریفت بام، ضریب بزرگنمایی تغییرمکان بام (Cd Roof) برابر با ۶,۵ پیشنهاد می شود.
دوره ۲۴، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۳ )
چکیده
برای کنترل تمرکز خسارت در یک طبقه و ایجاد توزیع یکنواخت جابجایی نسبی طبقه در ارتفاع سازه، میتوان از یک سیستم نوین تحت عنوان سازه دارای حرکت گهوارهای با مهاربندهای کمانش ناپذیر (RBRBF) استفاده کرد. در سازههای RBRBF بر خلاف قابهای مهاربندی متداول یا قابهای با مهاربندهای زیپی، مهاربندهای یک سمت دهانه مهاربندی شده همراه با ستونهای مجاور آنها و المانهای رابط بخشی از یک سیستم خرپای قائم الاستیک هستند که در پایه مفصلی میباشد و بهگونهای طراحی میشود که تا نزدیک فروریزش سازه الاستیک باقی بماند، خرپای قائم الاستیک مانند یک تکیهگاه قوی در برابر تمایل قاب مهاربندی به تمرکز خسارت در یک یا چند طبقه در هنگام زلزله مقاومت میکند. سمت دیگر دهانه مهاربندی شده مجهز به مهاربندهای کمانش ناپذیر میباشد که نقش مستهلک کننده انرژی را دارند و میتوانند وارد محدوده رفتار غیرالاستیک شوند. روش طراحی سازههای RBRBF یک روش مبتنی بر تغییرمکان میباشد. در این مطالعه، شش سازهی ۴، ۸ و ۱۲ طبقه با دو سیستم RBRBF و قاب با مهاربندهای کمانش ناپذیر (BRBF) با استفاده از نرمافزار متنباز OpenSees به صورت غیرخطی مدلسازی شدند، و مقادیر ظرفیت جابجایی نسبی پسماند سازهها به ازای ۴ سطح جابجایی نسبی پسماند ۰/۲، ۰/۵، ۱ و ۲ درصد با استفاده از تحلیلهای دینامیکی افزاینده تحت اثر ۲۲ جفت رکورد پوستهای و فروانشی بدست آمدند. سپس، به ازای این ۴ سطح جابجایی نسبی پسماند، نتایج بدست آمده بر حسب نسبت حاشیه ایمنی جابجایی نسبی پسماند، RDMR، و میانگین فراوانی سالیانه عبور از سطح جابجایی پسماند مورد نظر، λRD، با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج نشان دادند که سازههای RBRBF تحت هر دو مجموعه رکوردهای پوستهای و فرورانشی عملکرد جابجایی نسبی پسماند بسیار مناسبتری در مقایسه با سازههای BRBF دارند. بر اساس این نتایج، استفاده از سازههای RBRBF به طور قابل توجهی نقاط ضعف سازههای BRBF از جمله تمرکز خسارت در یک طبقه و کاهش سختی بعد از تسلیم را بهبود میدهد. به عنوان مثال، نسبت λRD کل به ازای سطح جابجایی نسبی پسماند دو درصد برای سیستم BRBF به مقدار متناظر آن برای سیستم RBRBF برای سازههای ۴، ۸ و ۱۲ طبقه به ترتیب برابر با ۲۱/۱۰، ۴/۰۶ و ۳/۲۱ بدست آمد. علاوه بر این، در اکثر سازههای مورد مطالعه با افزایش سطح جابجایی نسبی پسماند، نسبت RDMR تحت رکوردهای پوستهای به مقدار متناظر آن تحت رکوردهای فرورانشی افزایش مییابد.