جستجو در مقالات منتشر شده


۱۳ نتیجه برای یزدیان


دوره ۲، شماره ۱ - ( ۱- )
چکیده

در این مقاله متدولوژی نوینی را برای کنترل فیلترهای اکتیو قدرت ارایه شده است که یک تخمین هارمونیکی تطبیقی را به صورت آنی و با رژیم های متفاوت کاهش شامل، کامل، انتخابی و جزئی، فراهم می آورد. روش پیشنهاد شده به گونه ای است که یک کاهش انتخابی و جزئی را برای آن بخش از مولفه های هارمونیکی که از سطح مجاز پیشنهاد شده توسط استاندارد بیشتر میباشد را ارایه می کند که منجر به کاهش اندازه و توان لازم برای فیلترهای اکتیو و نهایتا صرفه جویی اقتصادی می شود. این روش برخلاف روش های متداول موجود عمل می کند که هدف آنها کاهش دامنه کلیه مولفه های هارمونیکی به صفر است. ارزیابی عملکرد متدولوژی پیشنهادی برای تخمین و کاهش مولفه های هارمونیکی بارهای غیرخطی متغیر با زمان بصورت شبیه سازی و نمونه آزمایشگاهی ارایه شده است. نتایج حاصل نشان می دهد که متدولوژی کنترل پیشنهادی یک جایگزین مناسب برای روش های کاهش هارمونیک در سیستم قدرت می باشد.
شفیعه منصوری، سید جمال اشرفی، فاطمه یزدیان،
دوره ۵، شماره ۲ - ( ۱۲-۱۳۹۳ )
چکیده

لواستاتین، یک داروی قوی برای کاهش کلسترول خون به حساب می‌آید. از آنجا که علل اصلی مرگ و میر در کشورهای در حال توسعه، بیماری های قلبی- عروقی است که در نتیجه ی رسوب چربیها و بویژه کلسترول در شریانهای بزرگ بوجود می‌آید، بنابراین، رژیم غذایی حاوی لواستاتین می‌تواند سبب پیشگیری از ابتلا به این بیماری شود. در این پژوهش، لواستاتین، موناکولین K یا مهارکننده رقابتی آنزیم HMG-COA ردوکتاز (آنزیم موثر در سنتز کلسترول)، توسط موناسکوس پورپورئوس PTCC۵۳۰۳در تخمیر غوطه ور تولید شد. ۷ عامل تغذیه‌ای و شیمیایی موثر در تولید لواستاتین شامل مالتوز، پپتون،MgSO۴,۷H۲O ، MnSO۴.H۲O، KH۲PO۴، تیامین و pH به روش پلاکت برمن غربالگری شدند. از میان عوامل مختلف، مالتوز و MgSO۴ به عنوان عوامل مهم در تولید توده زیستی و لواستاتین شناخته شدند. بهینه سازی غلظت این عوامل به کمک روش آماری سطح پاسخ، در فلاسک های چرخان انجام شد. ۱۰ روز پس از رشد موناسکوس پورپورئوس تحت شرایط بهینه حاوی g/L ۲۶ مالتوز، g/L ۱/۰ MgSO۴.۷H۲O، g/L ۵ پپتون، g/L ۵/۰ MnSO۴، g/L ۴ KH۲PO۴، g/L ۱/۰ Vitamin B۱ و در ۷ pH،rpm ۱۳۰، دمای ۳۰ درجه سانتی گراد بیشترین غلظت لواستاتین mg/l ۶۳ بدست آمد.

دوره ۷، شماره ۰ - ( شماره - )
چکیده

در ‌این مقاله، به بررسی تشکیل جزیره‌ها در مراحل ابتدایی فرایند بازیابی از حالت قطعی سراسری پرداخته و اثر تغییر تعداد جزیره‌ها را در روند بازیابی مطالعه می‌کنیم. همچنین، روشی جدید برای تعیین حدود و مرزهای بهینه هر جزیره ارائه شده و قابلیت جبرانساز سری کنترل ‌شده با تایریستور (TCSC) در تسهیل فرایند بازیابی و بهبود پاسخ بهینه ارزیابی می‌شود. تابع هدف، حداقل کردن مقدار انرژی تأمین ‌نشده (ENS) و روش بهینه‌سازی، الگوریتم ژنتیک است. مدلسازی شبکه با کدگذاری کروموزومی ‌خاصی انجام شده و قیود مختلف بهره‌برداری شامل حدود ولتاژ شینه‌ها، حداکثر ظرفیت خطوط انتقال و محدوده توان واحدهای تولید کننده در فرایند بهینه‌سازی و پاسخ نهایی مدنظر قرار گرفته است. در نهایت، شبکه IEEE-۱۱۸bus به‌عنوان سیستم آزمون در ارزیابی قابلیتهای روش پیشنهادی استفاده شده و برخی از نتایج به‌دست آمده، در بخش مطالعات عددی آورده شده است.

دوره ۸، شماره ۱ - ( شماره ۱ زمستان ۱۳۸۷ - )
چکیده

در این مقاله، بازیابی سیستمهای قدرت مجهز به ادوات SVC و TCSC در صورت بروز قطعیهای جزئی مورد مطالعه قرار گرفته و روشی جدید برای تأمین حداکثر بار با استفاده از ترکیبهای مختلف متغیرهای کنترلی ارائه شده است. این متغیرها شامل تپ ترانسفورمرهای قدرت، بـرنامه ریزی مجدد واحدهای تولیدی و تعیین نقاط کار ادوات کنترلی FACTS مـوجود در شبکه می شود. تابع هدف، حداکثر کردن مقدار بار بازیابی شده است و قیود مختلف بهره برداری، شامل دامنه ولتاژ شینه ها، مقدار توان عبوری از خطوط انتقال و محدوده تولید واحدها در فرایند بهینه سازی و تعیین پاسخ نهایی ملحوظ شده است. همچنین در حالت خروج یک خط انتقال، به‌منظور جلوگیری از ایجاد شرایط گذرای شدید و جابه‌جایی توانهای زیاد در شبکه، شرط قرار گرفتن تفاضل زاویه استاتیکی (SPA) ولتاژ دو طرف کلید در محدوده مجاز، در تعیین پاسخ نهایی مدنظر قرار گرفته است. با توجه به تعدد متغیرهای کنترلی، بهینه سازی به‌کمک الگوریتم ژنتیک انجام شده و سیستم IEEE-۱۱۸bus به‌عنوان شبکه تست برای ارزیابی قابلیتهای روش پیشنهادی مورد استفاده قرار گرفته که نتایج شبیه سازیها در بخش مطالعات عددی آورده شده است.
فاطمه باباپور، فاطمه یزدیان، فاطمه تابنده،
دوره ۹، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۶ )
چکیده

اهداف: بیماری تخریب وابسته به سن‌ ماکولا (AMD)، یکی از بزرگ‌ترین دلایل ازبین‌رفتن بینایی بعد از ۵۰سالگی در جهان است. بیماری AMD، سلول‌های رنگدانه شبکیه را تخریب می‌کند. مهندسی بافت شبکیه با استفاده از داربست‌های مختلف، محیط مناسبی برای رشد سلول‌های اپیتلیوم رنگدانه شبکیه فراهم می‌کند. این داربست‌ها ممکن است تغییراتی در فشار داخل چشم ایجاد کنند و در نتیجه باعث بیماری جدایش سلول‌های اپیتلیوم رنگدانه و شبکیه شوند. هدف پژوهش حاضر، شبیه‌سازی داربست‌های ژلاتین، ژلاتین- کیتوسان و پلی‌کپرولاکتون در شبکیه چشم و مقایسه گرادیان فشار و اثر ضخامت روی گرادیان فشار بود.
مواد و روش‌ها: در پژوهش تجربی حاضر، در مرحله اول، سه داربست ژلاتین، ژلاتین- کیتوسان و پلی‌کپرولاکتون برای بررسی متوسط میزان فشار داربست با نرم‌افزار COMSOL ۵.۱.۱ و قانون دارسی، شبیه‌سازی شدند. در مرحله بعدی داربست ژلاتین- کیتوسان با ضخامت‌های ۱۰ و ۲۰میکرون با قانون دارسی، شبیه‌سازی شد تا اثر ضخامت روی متوسط فشار بررسی شود.
یافته‌ها: میزان فشار خروجی از داربست ژلاتین برابر با ۱۹۸۶/۳۰۸پاسکال محاسبه شد که از میزان فشار لایه کروئید کمتر بود و از میزان فشار خروجی سایر داربست‌ها هم مقدار کمتری داشت. متوسط فشار داربست ژلاتین- کیتوسان با ضخامت ۱۰ و ۲۰میکرون در گام زمانی آخر به‌ترتیب برابر با ۱۹۹۷/۳۱ و ۲۰۰۳/۱۳پاسکال بود.
نتیجه‌گیری: داربست ژلاتین، میزان متوسط فشار کمتری را نسبت به داربست ژلاتین- کیتوسان و پلی‌کپرولاکتون در شبکیه چشم ایجاد می‌کند و داربست مناسب‌تری نسبت به داربست‌های دیگر است. در شبیه‌سازی داربست ژلاتین- کیتوسان، افزایش ضخامت باعث افزایش فشار و ایجاد اختلال در شبکیه می‌شود.

حمید راشدی، فرشاد فرمانی، فاطمه یزدیان، مهدی متوسلین،
دوره ۹، شماره ۲ - ( بهار ۱۳۹۷ )
چکیده

اهداف: تاثیر آلاینده‌های نفتی بر آلودگی آب و خاک و تغییر اکولوژی محیط به انجام مطالعات متعددی در رابطه با شناسایی و حذف این مواد منجر شده است. روش‌های زیستی به‌علت عملکرد مطلوب در کنترل این نوع آلودگی بسیار مورد توجه قرار گرفته‌اند. هدف پژوهش حاضر ارزیابی مقایسه‌ای تجزیه زیستی نفت خام با استفاده از میکروارگانیزم اسینتوباکتر کالکواستیکوس RAG-۱ در شرایط حضور و عدم حضور نانوذرات مغناطیسی زیست‌عملگراشده بود.
مواد و روش‌ها: در این تحقیق آزمایشگاهی، میزان تخریب‌پذیری نرمال‌دکان و هگزادکان به‌عنوان شاخص‌هایی از نرمال‌پارافین­های موجود در آلاینده‌های نفت خام، توسط میکروارگانیزم اسینتوباکتر کالکواستیکوس در شرایط بهینه تولید امولسان توسط این میکروارگانیزم مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین تاثیر حضور نانوذرات مغناطیسی اکسید آهن پوشش‌دارشده با دو لایه دکانوئیک‌اسید، بر تخریب‌‌پذیری به‌طور جداگانه بررسی شد. آزمون T مستقل به‌منظور بررسی معنی‌داربودن پارامترهای مدل و آنالیز واریانس دوطرفه به‌منظور بررسی برازندگی مدل صورت گرفت. همچنین طراحی آزمایشات با روش فاکتوریل جزیی صورت گرفت و به‌منظور تجزیه‌وتحلیل آماری نتایج از نرم‌افزار Minitab V.۱۶ استفاده شد.
یافته‌ها: میزان تجزیه زیستی پس از ۶۰ روز، برابر با ۸۵% و ۸۶% به‌ترتیب برای ترکیبات نرمال‌دکان و هگزادکان به دست آمد. همچنین حضور نانوذرات منجر به بهبود فرآیند تجزیه زیستی و افزایش مقادیر فوق به ترتیب به ۹۱% و ۸۹% شد.
نتیجه‌گیری: میکروارگانیزم اسینتوباکتر کالکواستیکوس در حذف ترکیبات پارافینی با طول زنجیر متوسط از نفت خام موفق است. تاثیر حضور نانوذره در زیست‌تخریب‌پذیری نرمال‌دکان بیشتر از این اثر در تخریب هگزادکان است.

الهام کریمی، فاطمه یزدیان، بهنام راسخ، عباس اخوان‌سپهی، حمید راشدی، محمدحسن شیخها، بی‌بی‌فاطمه حقیرالسادات، اشرف‌السادات حاتمیان،
دوره ۹، شماره ۲ - ( بهار ۱۳۹۷ )
چکیده

اهداف: امروزه نفت خام یکی از منابع اصلی انرژی است. سوختن ترکیبات حاوی گوگرد در سوخت‌های فسیلی منجر به تولید اکسیدسولفور می‌شود که اثرات زیان‌باری برای سلامت و محیط زیست دارد. در حال حاضر روش رایج برای حذف گوگرد، گوگردزدایی شیمیایی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثر نانوذرات مغناطیسی و نانولوله‌های کربنی اصلاح‌شده به‌عنوان نانوجاذب در بهبود فعالیت گوگردزدایی باکتری رودوکوکوس اریتروپولیس IGTS۸ بود.
مواد و روش‌ها: در پژوهش تجربی حاضر نانوذرات به روش شیمیایی هم‌رسوبی سنتز و نانولوله‌های کربنی ابتدا کربوکسیله شدند. نانولوله‌های کربنی چندلایه با ترکیب سولفوریک‌اسید ۹۵% و نیتریک‌اسید ۵۲% (نسبت حجمی ۳:۱) مخلوط و سپس با پلی‌اتیلن‌گلیکول اصلاح شدند. مشخصه‌یابی نانوذرات مغناطیسی و نانولوله‌های کربنی توسط میکروسکوپ الکترونی روبشی و عبوری، پراش پرتو ایکس، سنجش خواص مغناطیسی، آنالیز قوس رامان و طیف‌سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه صورت پذیرفت.
یافته‌ها: سایز نانوذرات ۷ تا ۸نانومتر تخمین زده شد و نانولوله‌های کربنی اصلاح‌شده بیشترین حلالیت را در آب دیونیزه داشتند. آنها تا دو هفته پایداری نشان دادند. میزان رشد باکتری در حضور نانوذرات مغناطیسی و نانولوله‌های کربنی نسبت به عدم حضور آنها افزایش ۴۰% و ۸% و همچنین میزان فعالیت گوگردزدایی باکتری در حضور نانوذرات مغناطیسی و نانولوله‌های کربنی افزایش قابل توجهی نسبت به عدم حضور آنها نشان داد.
نتیجه‌گیری: ساختارهای نانویی با جذب سطحی ترکیبات گوگردی دسترس‌پذیری آنها را برای باکتری افزایش می‌دهند.

ندا علمدار، بهنام راسخ، فاطمه یزدیان،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( بهار ۱۳۹۸ )
چکیده

بیوسورفکتانت‌ها ترکیبات کاهش‌دهنده کشش سطحی بوده که توسط طیف گسترده‌ای از میکروارگانیزم‌ها تولید می‌شوند. ﺍﻳﻦ ﺗﺮﮐﻴﺒﺎﺕ سبب ﺗﺴﻬﻴﻞ ﺩﺭ ﺟﺬﺏ ﺳﻮﺑﺴﺘﺮﺍﻫﺎی ﻏﻴﺮﻗﺎﺑﻞ ﺣﻞ توسط سلول‌های میکروبی می‌ﺷﻮند. ارزشمندترین جنبه کاربردی بیوسورفاکتانت‌ها به‌ویژه رامنولیپید حاصل از سودوموناس آئروژینوزا مربوط به صنعت نفت بوده که به‌منظور تسهیل استخراج و انتقال نفت خام و پاکسازی نفت‌کش‌ها می‌تواند استفاده شود. هدف پژوهش تجربی حاضر بررسی اثر نانوذره Fe/SDS بر میزان تولید رامنولیپید حاصل از سودوموناس آئروژینوزا در محیط کشت ملاس بود. برای این منظور از غلظت‌های مختلف یک‌، ۵۰۰ و ۱۰۰۰میلی‌گرم بر لیتر نانوذره Fe/SDS استفاده شده است. در بین سایر غلظت‌های استفاده‌شده، غلظت یک‌میلی‌گرم بر لیتر از نانوذره Fe/SDS دارای بهترین میزان اثر بر میزان رشد باکتری و در نتیجه میزان تولید بیوسورفاکتانت بوده است. به‌طوری که سبب افزایش ۲۳/۲۱% رشد سلول‌ها شده که در نتیجه این تعداد از سلول‌ها سبب افزایش تولید بیوسورفاکتانت به میزان ۲۰/۷۳% در مقایسه با نمونه کنترل شد. لازم به ذکر است افزایش غلظت این نانوذره از یک‌میلی‌گرم بر لیتر به ۵۰۰ و ۱۰۰۰میلی‌گرم بر لیتر سبب کاهش تدریجی میزان رشد سلول‌ها و تولید بیوسورفاکتانت شد که این امر ممکن است نشان‌دهنده دارابودن اثرات منفی این نانوذره در غلظت‌های بالاتر است و همچنین بهترین میزان امولسیون‌کنندگی بیوسورفاکتانت مربوط به نمونه کنترل در روز سوم (۷۲ساعت) است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد با استفاده از غلظت‌های کم نانوذره Fe/SDS می‌توان میزان تولید رامنولیپید حاصل از سودوموناس آئروژینوزا را افزایش داد.

سحر کریمیان‌بهنمیری، امیر مقصودی، فاطمه یزدیان،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۸ )
چکیده

اهداف: کورکومین مولکولی طبیعی است که با توجه به خواص گوناگون درمانی آن از جمله اثر ضدباکتریایی، می‌توان با کاهش معایب کورکومین از آن به‌عنوان دارویی به‌منظور درمان بیماری‌های مزمن استفاده کرد. هدف مطالعه حاضر ایجاد روشی برای تهیه نانوذرات کورکومین با استفاده از پلیمر‌های پلی‌آکریلیک‌اسید، پلی‌وینیل‌الکل و پلی‌اتیلن‌ایمین با نظر به بهبود ثبات، افزایش زیست‌فراهمی، حلالیت آبی بالا و همچنین بررسی کارآیی آن علیه باکتری استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین است‌.
مواد و روش‌ها: به‌منظور سنتز نانو‌ذرات پلیمری حاوی کورکومین به روش رسوب‌دهی نانو بهینه‌سازی غلظت‌های موثر از پلیمر، کورکومین و آب با استفاده از روش سطح پاسخ معین شد. نانوذرات سنتزشده با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی، پراکندگی پویای نور و اندازه‌گیری پتانسیل زتا مشخصه‌یابی شدند. همچنین حداقل غلظت مهارکنندگی نانوذرات سنتزشده علیه باکتری استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: نانوذرات ساخته‌شده در مورفولوژی سطح کاملاً گرد، جدا از هم و صاف بودند و میانگین اندازه ذرات ۷±۱۴۹، ۸±۱۷۵ و ۹±۱۸۴نانومتر برای پلی‌آکریلیک‌اسید، پلی‌وینیل‌الکل و پلی‌اتیلن‌ایمین و همچنین حداقل غلظت بازدارندگی علیه باکتری استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین را به‌ترتیب ۰۲۴/۰±۴۸۰/۰، ۰۱۹/۰±۳۹۰/۰ و ۰۱۷/۰±۳۴۰/۰میلی‌گرم بر میلی‌لیتر به دست آمد.
نتیجه‌گیری: غلظت حلال، پلیمر و کورکومین برای دستیابی به اندازه ذرات کوچک‌تر بسیار مهم است. خاصیت مهارکنندگی نانوذرات کورکومین به‌دلیل کوچک‌ترشدن اندازه ذرات و افزایش قدرت نفوذ آن در باکتری افزایش چشمگیری یافته و نانوذرات بارگذاری‌شده با کورکومین می‌توانند حامل‌های دارویی امیدبخشی برای درمان بیماری‌های سرطانی، عفونی و سایر بیماری‌ها باشند‌.
 

نرگس اعتمادی، عباس اخوان سپهی، فاطمه یزدیان، قاسمعلی محبعلی،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( بهار ۱۳۹۹ )
چکیده

احتراق سوخت های فسیلی حاوی گوگرد باعث انتشار دی اکسید گوگرد به اتمسفر و آلودگی محیط زیست می شود. از این رو توجه محققان به روش گوگردزدایی بیولوژیکی معطوف شده است. دی بنزوتیوفن (DBT) به عنوان یک مولکول مدل جهت سنجش توانایی میکروارگانیسم‌ها در گوگردزدایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. مناسب ترین غلظت منبع کربن، نیتروژن و گوگرد جهت بدست آوردن بالاترین رشد سلولی و فعالیت گوگرد زدایی زیستی به روش سطح پاسخ بهینه سازی شدند. عملکرد نانوذرات آهن بر رشد و فعالیت گوگردزدایی زیستی باکتری گرمادوست Bacillus. thermoamylovorans EAMYO بررسی شد. مشخصه‌یابی نانوذرات آهن اصلاح شده با نشاسته توسط آنالیزهای  TEM، SEM انجام شد. تصاویر TEM و SEM نانوذرات آهن اصلاح شده با نشاسته نشان داد که اندازه نانوذرات Fe۳O۴ و Fe۰ در این پژوهش به ترتیب nm ۲۰ و ۳۰ می‌باشد. بررسی رشد باکتری در حضور نانوذرات آهن نشان داد که این نانوذرات نه تنها اثر سمی بر رشد میکروارگانیسم ندارند، ، بلکه سبب افزایش رشد میکروارگانیسم در ۹۶ ساعت شد (۸۶۴/۱ و ۸۹۶/۱  OD ۶۶۰ =به ترتیب در حضورنانوذرات Fe۰  و Fe۳O۴) ، در حالیکه بیشترین میزان رشد در عدم حضور نانوذرات در ۹۶ ساعت ۵۱/۱ OD ۶۶۰ = مشاهده شد. همچنین میزان فعالیت گوگردزدایی در حضور نانوذرات Fe۰  اصلاح شده با نشاسته و Fe۳O۴  اصلاح شده با نشاسته به ترتیب % ۲۶/۵۲ و % ۱۰/۷۵ در مقایسه با سلول فاقد پوشش نانوذرات آهن افزایش یافت.
 

 
گلایل مدبر، عباس اخوان سپهی، فاطمه یزدیان، حمید راشدی،
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۹ )
چکیده

بیوسورفکتانت­ها، مولکول­های تولیدی توسط میکروارگانیسم­ها هستند. سورفکتین یکی از مهمترین بیوسورفکتانت­های لیپوپپتیدی است که توسط گونه­های مختلف باسیلوس­سابتیلوس تولید می­شود. هدف از این پژوهش، بررسی اثر نانوذرات Fe۰ و Fe۳+ پوشیده شده با نشاسته بر میزان تولید سورفکتین حاصل از باسیلوس­سابتیلوس می­باشد. برای این منظور از۷۰ نمونه­ خاک،۲۰ باسیلوس جداسازی شدند. با روشهای بیوشیمیایی خالص و توسط روشSrRNA  ۱۶توالی ژنوم شدند. به­منظور جداسازی وتشخیص تولید بیوسورفکتانت از روش­های کمی و کیفی غربالگری، مانند همولیتیک، تجمع قطره، سنجش­فعالیت­امولسیون­کنندگی­واندازه­گیری کشش­­سطحی استفاده شد. دوگونه۶۱و۶۳ (Bacillus subtilis subspecies. Inaquosorum) انتخاب شدند. سپس فعالیت همولیتیک، تولید سورفکتانت وکاهش کشش سطحی در محیط حداقل نمکی حاوی نانوذرات Fe۰ و Fe۳+در مدت زمان ۴۸، ۷۲ و۹۶ ساعت بعد از کشت، مورد بررسی قرار گرفت. اتصال نانوذرات به سورفکتانت توسط SEM تأیید شد. بهترین باکتری، سویه ۶۱ وبهترین نانوذره،Fe۳+ بدست آمد و دربیوراکتور، کشت داده شد. نتایج با نتایج حاصل از بیوراکتور فاقد نانوذره مقایسه شد. نتایج این پژوهش ­نشان می­دهد سورفکتین حاصل ازکشت سویه ۶۱ در بیوراکتورحاوی نانوذره Fe۳+ پس از ۷۲ ساعت ازرشد، تولید بیشتری نسبت به کشت همین سویه پس از۷۲ ساعت بدون نانوذرهFe۳+ داشته، که در صورت ادامه تحقیقات می­توان از این سویه جهت تجاری­سازی استفاده نمود.
 

دوره ۱۴، شماره ۴ - ( ۱۱- )
چکیده

در این مقاله پیکربندی جدیدی برای منابع تغذیه بدون وقفه تبدیل دلتا پیشنهاد شده است که می­تواند به استفاده بهینه از اینورترهای منابع تغذیه بدون وقفه مذکور کمک نماید. در این پیکربندی اینورترهای سری و موازی منبع تغذیه بدون وقفه دلتای معمولی در شرایط خطای شبکه با یکدیگر موازی شده که این مورد کمک می نماید که بار توسط هر دو اینورتر تغذیه شده و در واقع از ظرفیت اینورتر سری نیز در این شرایط استفاده شود. بنابراین با استفاده از پیکربندی پیشنهادی نه تنها ظرفیت کلی اینورترهای موجود کاهش می­یابد بلکه هزینه کلی سیستم نیز کاهش خواهد یافت. در پیکربندی پیشنهادی هر دو اینورتر ظرفیت و مشخصات یکسانی داشته که موجب ماژولار شدن سیستم می­گردد. این موضوع سبب سهولت در نگهداری و کاربرد و همچنین کاهش هزینه های ساخت و تولید منبع تغذیه بدون وقفه پیشنهادی می­گردد. پیکربندی پیشنهادی همچنین باعث افزایش قابلیت اطمینان کلی سیستم می­گردد. برای نشان دادن عملکرد صحیح پیکربندی پیشنهادی، شبیه­سازی­هایی تحت شرایط مختلف ارائه شده است. نتایج حاصل از شبیه­سازی­ها موفقیت پیکربندی پیشنهادی را تایید می­نماید.

دوره ۱۷، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۶ )
چکیده

تکنولوژی نظارت و کنترل سلامت ساخته‌های مهندسی (SHM ) با تأمین راهی جهت ارزیابی ایمنی و دوام رویه بتنی در طول عمر آن، این امکان را به وجود می‌آورد تا بتوان از میزان سلامت، رویه بتنی درهرحال باخبر بود. به‌منظور عملیاتی نمودن سیستم SHM لازم است که زیرساخت آن از قبیل ایجاد حسگر در نقاط مختلف رویه بتنی به‌منظور برداشت لحظه‌به‌لحظه اطلاعات مربوطه عملیاتی گردد. یکی از مهم‌ترین و اقتصادی‌ترین حسگرها، حسگرهایی از جنس خود رویه بتنی راه می‌باشند که از اختلاط نانولوله‌کربن با بتن تولید می‌شوند. هدف از این تحقیق، تشریح چگونگی ساخت حسگرهای بتنی از جنس رویه بتنی راه به‌گونه‌ای که خواص مکانیکی (مقاومت فشاری و خمشی) حسگر تولیدشده نزدیک به رویه بتنی راه باشد. در این راستا تعیین مقدار بهینه و کیفیت پخش نانولوله‌های‌کربنی با توجه به تأثیر مواد فعال‌کننده‌سطحی مختلف به‌عنوان اصلی‌ترین پارامتر تأثیرگذار در خواص حسگر موردبررسی قرار گرفت. برای این منظور از دو نوع ماده فعال‌کننده‌سطحی و مقادیر متفاوت نانولوله‌کربن برای ساخت حسگرهای مختلف بتنی استفاده شد. برای سنجش خصوصیات مکانیکی حسگر بتنی، دو آزمایش مقاومت فشاری و خمشی مورداستفاده قرار گرفت و همچنین به‌منظور ارزیابی الکتریکی پاسخ حسگر نیز دو معیار حساسیت حسگر و انحراف معیار از خطای پیش‌بینی مورداستفاده قرار گرفت. نتایج نشان دادند که حسگر ساخته‌شده با نانولوله‌کربن به مقدار ۰,۱۵% وزنی سیمان، به همراه فعال‌کننده‌سطحی ترکیبی فوق‌روان‌کننده و SDS دارای خواص مکانیکی سازگار با رویه بتنی راه و پاسخ الکتریکی مناسبی است.

صفحه ۱ از ۱