جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای یوسف‌زادی

زهرا زارعی‌جلیانی، سکینه مشجور، سولماز سلیمانی، کیانا پیریان، فاطمه صداقت، مرتضی یوسف‌زادی،
دوره ۹، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۶ )
چکیده

اهداف: ماکروجلبک‌های دریایی، ارگانیزم‌های متنوع با سازگاری زیست در محیط‌های پراسترس هستند. هدف مطالعه حاضر ارزیابی فعالیت ضداکسیدانی و سمیت سلولی عصاره‌های حاصل از سه گونه ماکروجلبک سبز اولواسه شامل اولوا اینتستینالیس، اولوا کلاتراتا و اولوا لینزا از سواحل بندرعباس بود.
مواد و روش‌ها: در مطالعه تجربی حاضر، به‌منظور ارزیابی خواص زیستی، از یک گرادیان غلظتی با روش‌های سنجش قدرت احیاکنندگی آهن، ظرفیت ضداکسیدانی کل، تعیین ترکیبات فنلی و نیز سنجش سمیت سلولی این عصاره‌ها بر مدل ارگانیزمی، میگوی آب شور آرتمیا سالینا استفاده شد، تحلیل داده‌ها به‌وسیله آزمون تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون چنددامنه‌ای دانکن در سطح احتمال ۵% توسط نرم‌افزار آماری ۲۱ SPSS و رسم نمودار با نرم‌افزارExcel ۲۰۱۳  انجام شد.
یافته‌ها: افزایش قدرت احیاکنندگی عصاره‌ها از روندی وابسته به افزایش غلظت عصاره ماکروجلبکی تبعیت کرد. عصاره متانولی گونه اولوا اینتستینالیس و اتیل‌استاتی و متانولی گونه اولوا لینزا و گونه اولوا کلاتراتا دارای بیشترین فعالیت احیاکنندگی آهن و ظرفیت ضداکسیدانی کل، که در مقایسه با آسکوربیک‌اسید (استاندارد)، فعالیت بالاتری داشتند، بین غلظت‌های مختلف عصاره‌ها نیز اختلاف معنی‌دار بود (۰/۰۵p≤). بیشترین محتوای ترکیبات فنلی در عصاره‌های متانولی ماکروجلبک‌های گونه اولوا کلاتراتا و اولوا لینزا مشاهده شد. عصاره اِن‌هگزانی گونه اولوا لینزا بیشترین تاثیر را بر ناپلیوس میگوی آب شور نشان داد.
نتیجه‌گیری: سه گونه ماکروجلبک سبز شامل اولوا اینتستینالیس، اولوا کلاتراتا و اولوا لینزا خواص ضداکسیدانی و سمیت سلولی دارند، ماکروجلبک گونه اولوا لینزا به‌دلیل دارابودن مقادیر زیادی فنل و قدرت آنتی‌اکسیدانی بالا، می‌تواند به‌عنوان گونه‌ای با ارجحیت خواص زیستی معرفی شود.

مهدیه امیری‌نژاد، مرتضی یوسف‌زادی، میترا آرمان، مهسا رحیم‌زاده،
دوره ۹، شماره ۳ - ( تابستان ۱۳۹۷ )
چکیده

اهداف: بارناکل‌ها سخت‌پوستانی کف‌زی هستند و جایگاهی آهکی دارند. آنها در حالت بلوغ ساکن بوده و با پایه‌ای خود را به اجسام داخل آب می‌چسبانند. چرخه زندگی بارناکل‌ها به‌طور معمول دو مرحله دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی سمیت اسانس‌های گیاهی ساتوریا خوزستانیکا (S. khuzestanica) و ساتوریا رشینگری (S. rechingeri) روی مراحل مختلف لاروی بارناکل آمفیبالانوس آمفیتریت (Amphibalanus amphitrite) بود.
مواد و روش‌ها: در مطالعه تجربی حاضر برگ گونه‌های خوزستانیکا و رشینگری جمع‌آوری شدند. اسانس‌گیری ۳ تا ۴ساعت طول کشید. شناسایی ترکیب اسانس با آنالیز کروماتوگرافی– طیف‌سنج جرمی (GC-MS) انجام شد. به‌منظور ارزیابی میزان سمیت، اثر اسانس‌های گیاهی با غلظت‌های ۵۰، ۲۵، ۱۲/۵، ۶/۲۵، ۳/۱۲۵، ۱/۵میکروگرم در میلی‌لیتر روی مراحل مختلف لارو کشتی چسب آمفیبالانوس آمفیتریت مورد بررسی قرار گرفتند. این تست براساس تعیین LC۵۰ در یک دوره ۲۴ساعته روی پنج مرحله مختلف لاروی صورت گرفت. برای تحلیل داده‌ها آنالیز واریانس یک‌طرفه، نرم‌افزارهای SPSS ۱۶، Probit analysis با بازه اطمینان ۹۵% و Excel ۲۰۱۰ استفاده شدند.
یافته‌ها: هر دو گونه رشینگری و خوزستانیکا اثر سمیت بالایی روی لارو بارناکل آمفیبالانوس آمفیتریت داشتند، به‌طوری که در غلظت ۵۰میکروگرم بر میلی‌لیتر ۱۰۰% اثر کشندگی داشتند و با افزایش غلظت، مرگ‌ومیر بیشتری در مراحل لاروی بارناکل مشاهده شد. گونه خوزستانیکا با LC۵۰ برابر ۲۳/۴۸- میکروگرم بر میلی‌لیتر اثر قوی‌تری روی مرحله ۲ ناپلیوسی داشت. همپنین مراحل ۵ و ۶ لارو بارناکل حساسیت بیشتری نسبت به بقیه مراحل نشان دادند.
نتیجه‌گیری: هر دو گونه ساتوریا رشینگری و ساتوریا خوزستانیکا اثر سمیت بالایی روی لارو بارناکل آمفیبالانوس آمفیتریت دارند.

سکینه مشجور، مرتضی یوسف‌زادی، حسین ذوالقرنین، احسان کامرانی، مجتبی علیشاهی،
دوره ۹، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده

اهداف: در علم نانوبوم‌سم‌شناسی، آزمون میکرونوکلئوس گلبول‌های قرمز ماهیان در پایش پتانسیل ژنوتوکسیک نانوذرات، نشانگر زیستی قدرتمندی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثرات ژنوتوکسیک نانوذرات اکسیدآهن مغناطیسی (Fe۳O۴) در گلبول‌های قرمز ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) به روش میکرونوکلئوس تحت تیمار حاد و مزمن بود.
مواد و روش‌ها: در پژوهش تجربی حاضر، سمیت‌سنجی ژنوتوکسیک نانوذرات اکسیدآهن مغناطیسی طی یک مواجهه حاد (۹۶ساعته؛ پنج غلظت شامل صفر، ۱۰، ۱۰۰، ۵۰۰ و ۱۰۰۰میلی‌گرم بر لیتر) و مزمن (۱۴روزه؛ سه غلظت شامل صفر، ۱۰۰ و ۵۰۰میلی‌گرم بر لیتر) از نانوذرات اکسیدآهن در سه تکرار صورت پذیرفت. داده‌ها توسط آزمون آماری آنالیز واریانس دوطرفه و آزمون چنددامنه‌ای دانکن با استفاده از نرم‌افزار IBM SPSS ۱۹ مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: مواجهه حاد با نانوذرات اکسیدآهن مغناطیسی روی بچه‌ماهیان کپور اثر سمیت حاد نداشت. با افزایش غلظت نانوذرات طی یک بازه زمانی ۹۶ساعته فراوانی میکرونوکلئوس‌ها (‰) و دیگر اشکال غیرطبیعی در اطراف هسته گلبول‌های قرمز خون بچه‌ماهیان کپور معمولی در مقایسه با گروه کنترل افزایشی معنی‌دار نشان داد (۰/۰۵>p). در تیمار مزمن در غلظت‌های ۱۰۰ و ۵۰۰میلی‌گرم بر لیتر از نانوذرات اکسیدآهن مغناطیسی، نرخ افزایش فراوانی میکرونوکلئوس‌ها مشابه آزمون حاد تابعی از غلظت بود.
نتیجه‌گیری: علی‌رغم اینکه نانوذرات اکسیدآهن، اثرات سمیت حاد در ماهیان کپور معمولی ندارند و جزء مواد غیرسمی هستند ولی طی یک روند وابسته به غلظت، موجب القای اثرات ژنوتوکسیک با افزایش فراوانی میکرونوکلئوس‌ها و دیگر ناهنجاری‌های غیرطبیعی هسته گلبول‌های قرمز می‌شوند، بنابراین به نظر می‌رسد در صورت رهایش این نانوماده به محیط زیست، اثرات نامطلوب آن بر بومسازگان آبی محتمل باشد.

سولماز سلیمانی، مرتضی یوسف‌زادی، حسن رضادوست،
دوره ۹، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده

اهداف: توتیاهای دریایی به‌دلیل اهمیت تجاری گنادشان در صنعت جهانی بسیار مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. اگر چه بعد از برداشتن گنادهای خوراکی، باقی‌مانده پوسته‌ها و خارها به‌عنوان زباله غذایی بدون استفاده بیشتر دور ریخته می‌شود، اما پوسته‌ها دارای رنگدانه‌های پلی‌هیدروکسیلات- ۱و۴- نفتاکینون (PHNQ) متنوع هستند. هدف مطالعه حاضر، شناسایی و سنجش کمی و کیفی ترکیبات پلی‌هیدروکسیلات نفتاکینونی پوسته و خار توتیای دریایی اکینومترا ماتایی (Echinometra mathaei) خلیج فارس بود.
مواد و روش‌ها: در این مطالعه تجربی، گونه اکینومترا ماتایی برای نمونه توتیای دریایی مورد آزمایش، تشخیص داده شد. توتیاهای دریایی در فروردین ۱۳۹۳ از ساحل پارک زیتون واقع در جزیره قشم خلیج فارس جمع‌آوری شدند. رنگدانه‌های پوسته و خار به‌کمک هیدروکلریک‌اسید از توتیای دریایی استخراج شد. سپس کمیت ترکیبات نفتاکینونی به‌کمک روش طیف‌سنجی و با استفاده از اسپکتروفتومتری و کیفیت آنها با استفاده از روش کروماتوگرافی مایع طیف‌سنج جرمی (
LC-MS) و کروماتوگرافی مایع با کارآیی بالا (HPLC) ارزیابی شد. تحلیل آماری داده‌ها با آزمون تحلیل واریانس‌ و مقایسه میانگین با آزمون چنددامنه‌ای دانکن در سطح احتمال ۵% و با استفاده از نرم‌افزار آماری SPSS ۱۹ و رسم نمودار با نرم‌افزار Excel ۲۰۱۳ انجام گرفت.
یافته‌ها: بیشترین رنگدانه‌ها از نظر کمی، به‌ترتیب اسپینوکروم A، C، B و اکینوکروم A بودند. حضور رنگیزه‌های PHNQ موجود در رنگدانه‌ها، به‌ترتیب اسپینوکروم B و C، اکینوکروم A و اسپینوکروم A تایید شد.
نتیجه‌گیری: حضور هر یک از چهار رنگیزه در رنگدانه‌های خار و پوسته با استفاده از روش‌های کمی و کیفی مورد تایید است. بیشترین رنگدانه‌ها به‌ترتیب، اسپینوکروم A، C، B و اکینوکروم A هستند.


صفحه ۱ از ۱