جستجو در مقالات منتشر شده


۳ نتیجه برای اسانس‌های گیاهی


دوره ۷، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۷ )
چکیده

چکیده: اثرات ضدتغذیه­ای، بازدارنده رشد و حشره­کشی اسانس چهار گونه گیاه معطر شامل Artemisia monosperma Del., Callistemon viminals (Sol.ex Gaertn.) G. Don, Citrus aurantifolia (Christm.) Swingle  و Cupressus macrocarpa Hartw. ex Gordon , روی کرم برگخوار مصری چغندر قندر Sopdoptera littoralis (Boisduval) (Lepidoptera: Noctuidae) مورد بررسی قرار گرفت. اسانس گیاهان A. monosperma و C. aurantifolia موجب بیش­ترین کاهش نرخ رشد نسبی در حشره شدند. نرخ رشد نسبی توسط A. monosperma برابر ۶۳/۸ تا ۰۵/۳ و برای اسانس C. aurantifolia معادل ۷۴/۱۰ تا ۸۹/۲ و برای شاهد ۸۹/۱۴ میلی­گرم در هر میلی­گرم در روز بود. به­طور کلی نتایج نشان داد که با افزایش غلظت نرخ رشد نسبی کاهش می­یابد. به­علاوه، بازدهی تبدیل غذای خورده شده و بازدهی تبدیل غذای هضم شده در غلظت­های بالای ۵۰۰، ۱۰۰۰، و ۲۰۰۰ میلی­گرم در لیتر کاهش یافت. به­عبارت دیگر، خواص ضدتغذیه­ای اسانس A. monosperma و C. aurantifolia مؤثرتر از اسانس C. viminals وC. macrocarpa  روی لاروهای آفت بود. درصورتی­که غلظت اسانس­ها از ۱۲۵ تا ۲۰۰۰ میلی­گرم در لیتر افزایش یابد شاخص ممانعت از رشد برای اسانس A. monosperma از ۶۳/۳۷ تا ۸۰/۷۹ درصد و برای C. viminals از ۶۹/۲۱ تا ۱۲/۵۲ درصد و برای C. viminals از ۵۵/۱۶ تا ۵۹/۲۸ درصد و برای C. aurantifolia این شاخص از ۶۴/۳۷ تا ۳۲/۵۲ درصد تغییر می­نماید. هم­چنین اسانس گیاهانA. monosperma  و C. macrocarpa بیش­ترین کاهش در سنتز کیتین و بیش­ترین خاصیت حشره­کشی در لاروهای سن چهارم آفت را داشتند. بررسی­های به­عمل آمده روی تخمدان حشرات ماده نشان می­دهد که اسانس­های آزمایش شده منجر به اختلال­هایی در تمایزهای تخمدان می­شوند.

دوره ۷، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۷ )
چکیده

 Habrobracon hebetor Say، زنبور پارازیتوئید خارجی ایدیوبایونت و اجتماعی تعدادی زیادی از شب­پره­ها می­باشد. در این مطالعه، اثرات کشندگی و زیرکشندگی اسانس­های اکالیپتوس
Eucalyptus camaldulensis، زیره­ی سیاه Carum carvi و گلپر Heracleum persicum روی پارامترهای دموگرافیک H. hebetor در شرایط ۲ ± ۲۶ درجه­ی سلسیوس، رطوبت نسبی ۵ ± ۶۰ درصد و دوره­ی نوری ۱۶ ساعت روشنایی و ۸ ساعت تاریکی مورد ارزیابی قرار گرفت. اسانس­های گیاهی به روش تقطیر با بخار آب با استفاده از دستگاه کلونجر استخراج شدند. ترکیبات شیمیایی اسانس­های گیاهی با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی گازی متصل به طیف­سنج جرمی (GC-MS) شناسایی شدند. برای انجام آزمایش­های تدخینی از ظروف شیشه­ای ۲۵۰ میلی­لیتری استفاده گردید. به­منظور ارزیابی اثرات زیرکشندگی، حشرات کامل زنبور در معرض مقادیر LC۲۵ هر یک از اسانس­ها قرار داده شدند و سپس پارامترهای دموگرافیک زنبورهای پارازیتوئید زنده مورد مطالعه قرار گرفتند. سمّیت تدخینی نشان داد که مقادیر غلظت کشنده­ی LC۵۰ اسانس­های مذکور علیه حشرات کامل
ماده­ی زنبور
H. hebetor به­ترتیب ۱۱۶/۱، ۳۴/۰ و ۴۱۶/۳ میکرولیتر بر لیتر هوا بودند. تجزیه­ی شیمیایی اسانس­ها با استفاده از GC-MS نشان داد که به­ترتیب o-Cymene به میزان ۱۱/۱۵ درصد، Carvone به میزان ۸/۵۵ درصد و Hexyl butyrate به میزان ۷۸/۴۱ درصد، ترکیبات اصلی اسانس­های اکالیپتوس، زیره ی سیاه و گلپر بودند. نتایج نشان داد که نرخ ذاتی افزایش جمعیت (r)، نرخ متناهی افزایش جمعیت (λ)، نرخ خالص تولیدمثلی (R۰) و نرخ ناخالص تولیدمثلی (GRR) زنبور پارازیتوئید،
به­طور معنی­داری تحت تأثیر اسانس­ها بودند. بالاترین و پایین­ترین مقدار
r به­ترتیب در تیمارهای شاهد (۲۲۶/۰ بر روز) و حشرات تیمار شده با اسانس­های زیره­ی سیاه (۱۳۰/۰ بر روز) بودند. مطابق نتایج، اسانس­های گیاهی پتانسیل مناسبی برای مدیریت تلفیقی آفات انباری دارند.
مهدیه امیری‌نژاد، مرتضی یوسف‌زادی، میترا آرمان، مهسا رحیم‌زاده،
دوره ۹، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده

اهداف: بارناکل‌ها سخت‌پوستانی کف‌زی هستند و جایگاهی آهکی دارند. آنها در حالت بلوغ ساکن بوده و با پایه‌ای خود را به اجسام داخل آب می‌چسبانند. چرخه زندگی بارناکل‌ها به‌طور معمول دو مرحله دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی سمیت اسانس‌های گیاهی ساتوریا خوزستانیکا (S. khuzestanica) و ساتوریا رشینگری (S. rechingeri) روی مراحل مختلف لاروی بارناکل آمفیبالانوس آمفیتریت (Amphibalanus amphitrite) بود.
مواد و روش‌ها: در مطالعه تجربی حاضر برگ گونه‌های خوزستانیکا و رشینگری جمع‌آوری شدند. اسانس‌گیری ۳ تا ۴ساعت طول کشید. شناسایی ترکیب اسانس با آنالیز کروماتوگرافی– طیف‌سنج جرمی (GC-MS) انجام شد. به‌منظور ارزیابی میزان سمیت، اثر اسانس‌های گیاهی با غلظت‌های ۵۰، ۲۵، ۱۲/۵، ۶/۲۵، ۳/۱۲۵، ۱/۵میکروگرم در میلی‌لیتر روی مراحل مختلف لارو کشتی چسب آمفیبالانوس آمفیتریت مورد بررسی قرار گرفتند. این تست براساس تعیین LC۵۰ در یک دوره ۲۴ساعته روی پنج مرحله مختلف لاروی صورت گرفت. برای تحلیل داده‌ها آنالیز واریانس یک‌طرفه، نرم‌افزارهای SPSS ۱۶، Probit analysis با بازه اطمینان ۹۵% و Excel ۲۰۱۰ استفاده شدند.
یافته‌ها: هر دو گونه رشینگری و خوزستانیکا اثر سمیت بالایی روی لارو بارناکل آمفیبالانوس آمفیتریت داشتند، به‌طوری که در غلظت ۵۰میکروگرم بر میلی‌لیتر ۱۰۰% اثر کشندگی داشتند و با افزایش غلظت، مرگ‌ومیر بیشتری در مراحل لاروی بارناکل مشاهده شد. گونه خوزستانیکا با LC۵۰ برابر ۲۳/۴۸- میکروگرم بر میلی‌لیتر اثر قوی‌تری روی مرحله ۲ ناپلیوسی داشت. همپنین مراحل ۵ و ۶ لارو بارناکل حساسیت بیشتری نسبت به بقیه مراحل نشان دادند.
نتیجه‌گیری: هر دو گونه ساتوریا رشینگری و ساتوریا خوزستانیکا اثر سمیت بالایی روی لارو بارناکل آمفیبالانوس آمفیتریت دارند.


صفحه ۱ از ۱