جستجو در مقالات منتشر شده
۴ نتیجه برای بیوسنسور
جاوید اسفندیاری، بهناز شجاعالدینگیوی، محمد مظفرینیا، هادی هاشمزاده، حسین نادریمنش،
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۸ )
چکیده
پوسته سیلیکایی دیاتومها، ساختارهایی زیستی و جایگزین برای ذرات سیلیکایی مزوپورس مصنوعی هستند که بهعلت داشتن سطوح گسترده، منافذ دقیق نانومتری، زیستسازگاری، پایداری مکانیکی و حرارتی، قابلیتهای نوری و امکان اتصال به بیومولکولها، قابلیتهای ممتازی برای طراحی بیوسنسورها دارند. در این مطالعه دیاتوم Chaetoceros sp. برای ساخت بستههای مغناطیسی Fe۲O۳-Au-Biosilica مورد استفاده قرار گرفت. پس از کشت ریزجلبکها، سنتز نانوذرات طلا در دیواره سیلیکایی با روش سنتز زیستی صورت گرفت که ارزیابیها بیانگر سنتز نانوذرات کروی طلا بهصورت پیوسته روی سطوح و منافذ دیواره بود. پس از این مرحله نانوذرات مغناطیسی اکسیدآهن نیز به سطح سیلیکایی دیاتوم متصل و از این طریق امکان هدایت سامانه سیلیکایی با استفاده از میدان مغناطیسی فراهم شد. اصلاح سطح این بستههای مغناطیسی دیاتوم با استفاده از ترکیب APTES امکان اتصال رنگ فلورسنس رودامین و آنتیبادی هرسپتین (Trastuzumab) به این ساختار را فراهم کرد. همچنین موفقیت اتصال سامانه به سلولهای هدف (SKBR۳) با تصاویر میکرسکوپ فلورسنس مورد تایید قرار گرفت. نتایج این مطالعه بیانگر قابلیت ویژه پوسته سیلیکایی این دیاتوم بهعنوان یک بسته "چندمنظوره" در فعالیتهای تشخیصی و درمانی است.
نصرالله صالح گوهری، زهرا کرمی، فربد محسنی، علی کریم زاده، کتایون صدیقی،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۸ )
چکیده
سرطان سینه یک عامل پرخطر برای سلامت زنان محسوب میشود که حدود ۲۳ درصد میزان سرطانها و دومین عامل مرگ در بین تمامی سرطانها به شمار میرود. به خاطر پرهزینه و زمان بربودن روش های سنجش فعلی سرطان سینه ، نیاز به توسعه روش های حساس تر و اختصاصی ترمی باشد. بیوسنسورها به خاطر پاسخ سریع ناشی از محاسبه مستقیم در مایعات فیزیولوژیکی (بزاق، خون، سرم، شیر و ادرار) حائز اهمیت هستند. بیوسنسورهای برپایه آپتامر نسبت به روش های سنتی برای شناسایی سلول های سرطانی مزیت هایی از جمله سرعت، سادگی و ارزان بودن را دارا می باشند. در این مطالعه، با اتصال دزوکسی ریبوزیم و آپتامر یک روش رنگ سنجی برای شناسایی سلول های سرطان سینه ارائه شد. آپتامرهای MUC۱ و PTK۷ نیز بعنوان آپتامرهای اختصاصی برای اتصال به سلول های سرطانی سینه استفاده شدند. این روش ممکن است نیازی به تغییر DNA و استفاده از برچسب را نداشته باشد که می تواند تشخیص سلول های سرطانی را ساده تر و ارزان تر انجام دهد. نتایج به دست آمده خاطر نشان ساخت که این آپتامرها فعالیت قابل توجهی برای تشخیص سلول های سرطانی را نشان دادند درحالی که در نمونه های کنترل فعالیتی مشاهده نشد. علاوه براین، نتایج نشان دادند که یک رابطه خطی بین مقدار سلول های سرطانی و سیگنال رنگ سنجی وجود دارد. در نهایت، نتایج به دست آمده یک روش ارزان و سهل انجام را برای تشخیص سلول های سرطانی در آینده را خاطر نشان می سازد.
سمیه حیدریان، لعیا تکبیری، شهره زارع کاریزی، جعفر امانی، صدیقه اربابیان،
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۳-۱۴۰۳ )
چکیده
ژن APC در ctDNA به عنوان یک نشانگر زیستی بالقوه برای تشخیص سرطان پیشنهاد شده است. یک نانوحسگر زیستی مبتنی بر نانولوله کربنی چند دیواره )MWCNT( و پروب DNA دارای ماده فلوئوروفورFAM (۶-carboxyfluorescein) برای تشخیص ژن APC در ctDNA ، که برای شناسایی بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال CRC) )ساخته شده است.
این روش مبتنی بر جذب و تثبیت DNA تک رشته ای ssDNA نشاندار شده با FAM بر روی MWCNT است که منجر به خاموش شدن نشر فلورسانسی FAM می شود. با افزودن DNA مکمل آن )cDNA(، که منجر به آزادسازی پروب DNA تک رشته ای ssDNA از سطح MWCNT شد و یکDNA دو رشته ای )dsDNA( تشکیل شد که منجر به بازگشت نشرفلورسانسی FAMگردید. در حالی که در مورد DNA غیرمکمل، dsDNA مربوطه تشکیل نشد و بنابراین بازگشت نشرفلورسانسیFAM را نداشتیم. نتایج این مطالعه نشان داد که نانوحسگر زیستی مبتنی بر نانولولههای کربنی، علاوه بر روشهای موجود، میتواند به عنوان یک روش با حساسیت بالا برای تشخیص زودهنگام CRC مورد استفاده قرار گیرد.
دوره ۱۸، شماره ۱۱۴ - ( ۵-۱۴۰۰ )
چکیده
شیر از فرایند تولید تا مصرف در معرض آلودگیهای مختلف میکروبی و شیمیایی قرار دارد. یکی از مهمترین سموم آلودهکننده شیر آفلاتوکسین M۱ است که به دلیل سرطانزا بودن و اثرات مخربی که برای مصرفکننده به همراه دارد، همواره موردتوجه بوده است. بنابراین شناسایی سریع، حساس و مقرون به صرفه آفلاتوکسین M۱ در شیر امری ضروری است. در پژوهش حاضر، یک آپتاسنسور الکتروشیمیایی مبتنی بر الکترود صفحه-چاپی اصلاحشده با نانو ذرات مغناطیسی و نانو ذرات طلا جهت شناسایی آفلاتوکسین M۱ در شیر گاو پیشنهاد گردید. الکترود صفحه-چاپی با اعمال پتانسیل در محدوده ۵/۱- تا ۱+ ولت در مقابل الکترود مرجع با سرعت روبش ۲۰۰ میلی ولت بر ثانیه در ۵ سیکل پیوسته در محلول از اسیدسولفوریک ۵/۰ مولار و پتاسیم کلرید ۱/۰ مولار بود فعال شد. به کمک تکنیک ولتامتری چرخهای تغییرات سطح الکترود در مراحل مختلف آمادهسازی ارزیابی شد. تحت شرایط بهینه، با استفاده از ولتامتری چرخهای مشخص شد که آپتاسنسور محدوده غلظتی ۷۰۰-۱۰۰ نانوگرم بر لیتر و حد تشخیص ۵۰ نانوگرم بر لیتر را ارائه میدهد. رابطه تغییرات پیک جریان با غلظت آنالیت خطی بود و از معادله رگرسیونی (R²=۰,۹۸۹۷) ∆I=۰,۰۲۰۹C+۲.۱۴ پیروی نمود. محاسبه انحراف استاندارد نسبی (%۲/۳=RSD) حاکی از تکرارپذیری قابلقبول آپتاسنسور الکتروشیمیایی بود. برای بررسی تکثیر پذیری انحراف استاندارد نسبی پیکهای جریان ۴/۷ درصد به دست آمد که نشان از تکثیر پذیری خوب آپتاسنسور الکتروشیمیایی داشت. نتایج نشان داد که پاسخ آپتاسنسور بعد از گذشت ۸ روز تنها ۷ درصد در مقایسه با روز اول، کاهش مییابد که نشان از پایداری مطلوب آپتاسنسور دارد. محدوده درصد ریکاوری برای نمونههای شیر گاو در غلظتهای ۱۰۰ و ۲۰۰ نانوگرم بر لیتر به ترتیب ۵/۸۶ و ۹۳ درصد به دست آمد که نشان از درصد ریکاوری قابلقبول آپتاسنسور الکتروشیمیایی پیشنهادشده داشت.