۱۹ نتیجه برای تخمدان
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده
در تحقیق حاضر اثرات افزودنی ویتامین C، آستازانتین و لسیتین سویا بر فراسنجههای یونی (پتاسیم، سدیم، کلسیم و منیزیم) و بیوشیمیایی (پروتئین کل، کلسترول و گلوکز) مایع تخمدانی و اثر تحریک کنندگی آن بر مدت زمان تحرک اسپرم در ماهی آزاد دریای خزر (Salmo trutta caspius) بررسی شد. بدین منظور ۹ جیره آزمایشی مختلف: C۰A۰L۰ (صفر میلیگرم بر کیلوگرم ویتامین C، صفر میلیگرم بر کیلوگرم آستازانتین و صفر درصد لسیتین سویا)، C۳۰۰A۵۰L۰، C۷۰۰A۱۰۰L۰، C۰A۵۰L۶، C۳۰۰A۱۰۰L۶، C۷۰۰A۰L۶، C۰A۱۰۰L۹، C۳۰۰A۰L۹ و C۷۰۰A۵۰L۹ ساخته شد و مولدین (۰۵/۰±۵۱/۲ کیلوگرم) بهمدت چهار ماه تغذیه شدند. پس از حصول رسیدگی جنسی و تخمکشی، مایع تخمدانی برای سنجش فراسنجههای یونی و بیوشیمیایی جدا شد. به منظور بررسی اثر تحریک کنندگی مایع تخمدانی بر تحرک اسپرم، پس از اسپرم کشی، مقدار ۱ میکرولیتر از اسپرم با مایع تخمدانی ماهیان آزمایشی و آب شیرین (به عنوان تیمار شاهد) زیر میکروسکوپ مطالعه و مدت زمان تحرک اسپرم با زمانسنج ثبت شد. بررسی نتایج نشان داد که بیشترین مقادیر یونهای سدیم، پتاسیم، کلسیم و منیزیم به ترتیب در ماهیان گروه C۳۰۰A۱۰۰L۶، C۳۰۰A۱۰۰L۶، C۰A۱۰۰L۹ و C۳۰۰A۱۰۰L۶ بدست آمد که با تیمار C۷۰۰A۵۰L۹ اختلاف معنیداری داشت (p<۰,۰۵). همچنین بیشترین میزان پروتئین، کلسترول و گلوکز در تیمارهای C۷۰۰A۵۰L۹، C۰A۵۰L۶ و C۰A۱۰۰L۹ مشاهده شد که با تیمار C۰A۰L۰ اختلاف معنیداری داشت (p<۰,۰۵). کمترین مدت زمان تحرک اسپرم در آب شیرین (۲۵/۲±۹۶/۴۳ ثانیه) بدست آمد که باسایر تیمارها اختلاف معنیداری داشت (p<۰,۰۵)؛ به علاوه بیشترین زمان تحرک اسپرم در تیمارهای C۳۰۰A۱۰۰L۶ و C۰A۱۰۰L۹ (به ترتیب ۰۳/۲±۷۶/۸۰ و ۷۹/۱±۷/۸۰ ثانیه) مشاهده شد.
پارسا تفضلی، هانیه مطهری راد، سیده فاطمه سیادت، روح الله فتحی، مهری مشایخی،
دوره ۱۲، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
هدف مطالعه: نارسایی زودرس تخمدان
[۱](
POF) یکی از مهمترین بیماریهای تولید مثلی در خانم های زیر ۴۰ سال بوده که با ایجاد عوارض کوتاه مدت و بلند مدت بر کیفیت زندگی و طول عمر این افراد موثر است.
بیمار طی این بیماری از مراحلی همچون بی کفایتی زودرس تخمدان ها (
POI)
[۲]و کاهش ذخیره تخمدانی (
DOR)
[۳] عبورکرده، در مراحل ابتدایی بیماری بازده عملکردی تخمدان ها کاهش یافته
(POI)و در ادامه و با پیشرفت بیشتر بیماری، بیمار دچار کاهش ذخیره تخمدان و کاهش بیشتر عملکرد و از کار افتادگی زودرس و در نهایت از کارافتادگی کامل تخمدان ها و یا
POF آنها می شود. عوامل متعددی از جمله عوامل ژنتیکی در ایجاد این بیماری دخالت دارند. بررسی های ژنتیکی نشان داده است که ژن های متعددی در بروز این بیماری نقش دارند. بخشی از تنظیم بیان این ژن ها، بر عهده عوامل ژنتیکی کوچکی به نام
miRNA ها می باشد.
مواد و روش ها: در مطالعه حاضر، اطلاعات بیوانفورماتیکی
miRNA های دخیل در این بیماری مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور از پایگاه های داده ژنتیکی از جمله
UCSC،
NCBI،
KEGG،
MIRBASE،
TARGET SCAN،
STRING و ... جهت دسترسی به ژن های دخیل در این بیماری، ارتباط ساختاری و عملکردی، مسیرهای پیام رسانی و
miRNA تنظیم کننده آن استفاده گردید.
نتایج و نتیجهگیری: نتایج این مطالعه، حاکی از آن است که سه عامل
miRNA-۱۸۷،
miRNA-۳۳b و
miRNA-۳۳a در ایجاد و پیشرفت این بیماری بسیار موثر می باشند.
[۱] Premature Ovarian Failure
[۲] Primary ovarian insufficiency
[۳] Diminished ovarian reserve
زینب کربلایی پازکی، امیر رضا جوانمرد، سید مصطفی حسینی، شیوا ایرانی، بهرام محمد سلطانی،
دوره ۱۴، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۴۰۱ )
چکیده
مقاومت به داروهای شیمی درمانی همواره مانعی در درمان قطعی سرطان ها بوده است. بنابراین، کشف وقایع مولکولی منجر به مقاومت دارویی، روشهای درمانی را ارتقاء می بخشد. RNA های غیر کد کننده (ncRNAs) دسته ایی از مولکولهای تنظیم کننده وقایع درون سلولی و از جمله مسیرهایی سرطانزایی و مقاومت دارویی هستند. مثلا، شبکه رقابتی ncRNA های درون زا ( ceRNA ) با اتصال به miRNA ها و محدود کردن اثر تنظیمی آنها، بیان mRNA ی ژن های هدف را تنظیم میکنند. تاکنون مطالعات محدودی در مورد نقش ceRNA در ایجاد مقاومت دارویی در سرطان تخمدان گزارش شده است. در این مطالعه، اطلاعات توالییابی حجیم RNAseq بدست آمده از سلولهای مقاوم و حساس به سیس پلاتین استفاده شد تا ceRNA هایی که تنظیمکنندههای احتمالی مقاومت دارویی در سرطان تخمدان هستند، جستجو شوند. بدین منظور رده سلولی تخمدانی حساس و مقاوم به سیس پلاتین بنام A۲۷۸۰ انتخاب، و داده های SRA تهیه شده به روش RNAseq غربالگری شد. طی این روند، lncRNA ها، microRNA ها و mRNA های دارای تغییرات بیانی تفکیک و طبقه بندی شدند. در تجزیه و تحلیل بیوانفورماتیک سلولهای مقاوم نسبت به حساس، ۱۶ عدد mRNA، ۱۰ عدد lncRNA و ۱۴۹ عدد miRNA دچار بیش بیان و ۶۲۲ عدد mRNA، ۲۶۳ عدد lncRNA و ۱۷۷ عدد miRNA دچار کاهش بیان بودند. این ژن ها در ۵۷ مسیر سلولی درگیر بودند و با ترسیم شبکه ceRNA تنظیمی، دو محور ZNRF۳-AS۱-miR-۳۳-DUSP۱ و ZNRF۳-AS۱-miR۳۳-HSPA۲ به عنوان شبکه های ceRNA بالقوه درگیر در سرطان تخمدان مقاوم به سیس پلاتین پیش بینی شدند.
دوره ۱۵، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۱ )
چکیده
هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر سوکروز بر میزان زنده ماندن فولیکولها و شیوع مرگ سلولی برنامه ریزی شده در بافت تخمدان موش صحرایی پس از انجماد شیشهای بود.
مواد و روشها: تخمدان موشهای صحرایی ۵ هفتهای پس از خارج شدن از بدن به سه گروه کنترل (غیرانجمادی)، انجمادی VI (اتیلن گلیکول + دی متیل سولفوکساید) و VII (اتیلن گلیکول+ دی متیل سولفوکساید+۲۵/۰ مول در لیتر سوکروز) تقسیم شد. پس از مرحله انجماد و ذوب، تخمدانها حدود نیم ساعت انکوبه و بلافاصله در محلول بوئن تثبیت و سپس به صورت سریالی برش زده شد. به منظور بررسی ریختشناسی بافت و نیز شمارش تعداد فولیکولهای دچار مرگ سلولی برنامه ریزی شده ، قطعات به ترتیب رنگآمیزی هماتوکسیلین- ائوزین و ایمونوهیستوشیمی تیمار شده با آنتیبادی anti-active & pro caspase ۳ انجام شد.
نتایج: مطالعات آماری نشان داد که میزان سالم ماندن فولیکولهای در حال تکوین به استثنای فولیکولهای بدوی بین گروههای انجمادی و کنترل یکسان است. فولیکولهای بدوی سالم در گروههای انجمادی ضمن کاهش معنیدار در مقایسه با کنترل، تفاوت معنیداری را بین خود نشان ندادند. برخلاف فولیکولهای سالم، فولیکولهای مرده در همه مراحل مختلف تکوینی، افزایش معنیداری را در دو گروه انجمادی نسبت به کنترل نشان دادند. هر چند که این اختلاف بین گروههای انجمادی معنیدار نبود. در گروههای انجمادی، فولیکولهای دچار مرگ سلولی برنامه ریزی شده نیز در تمامی مراحل به غیر از آنترال افزایش معنیداری را نسبت به کنترل نشان دادند. بین دو گروه انجمادی نیز به غیر از مرحله فولیکولی پرهآنترال (VI: ۰۰۳/۰ ± ۹۵/۱ درصد و VII: ۰۲/۰ ± ۱۲/۴ درصد، ۰۳۷/۰P<) میزان فولیکولهای دچار مرگ سلولی برنامه ریزی شده یکسان بود.
نتیجهگیری: این نتایج نشان میدهد که حضور سوکروز یا عدم حضور آن در فرآیند انجماد شیشهای تخمدان موش صحرایی، به خصوص برای حفظ فولیکولهای بدوی و اولیه که در فرآیند پیوند از اهمیت خاصی برخوردار است تفاوت چندانی را ایجاد نمیکند.
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۲ )
چکیده
هدف: ایجاد ردههای سلولی دارای بیان بالا یک مرحله محدود کننده اصلی در روند تولید پروتئینهای نوترکیب دارویی است. در این مطالعه اثر بهکارگیری ناحیه متصل شونده به ماتریکس ژن اینترفرون بتای انسانی بههمراه روش فعالسازی راهانداز از طریق پروتئین E۱A ۱۳S بر بیان فاکتور فعال کننده پلاسمینوژن بافتی (t-PA) در سلولهای تخمدان هامستر چینی بررسی شده است. مواد و روشها: ناحیه متصل شونده به ماتریکس در سمت ΄۵ و΄۳ واحد بیان کننده t-PA در ناقل pTPA کلون شد تا ناقل pMTPA بهدست آید. پس از ترانسفکشن سلولها با ناقلهای pTPA و pMTPA، ردههای سلولی پایدار ایجاد شده و میزان بیان t-PA برای هر رده تعیین شد. در مرحله بعد، پلاسمید بیان کننده E۱A ۱۳S به سلولهای پایدار ترانسفکت شده و میزان بیان t-PA پس از ۷۲ ساعت اندازهگیری شد. نتایج: الحاق ناقلین pTPA و pMTPA به ژنوم سلول CHO از طریق انجام PCR روی DNA ژنومی سلولهای پایدار تأیید شد. بررسی میزان بیان t-PA افزایش بیان بهمیزان سه برابر را در سلولهای ترانسفکت شده با ناقل pMTPA در مقایسه با رده ایجاد شده با pTPA نشان داد. بیان موقتی E۱A ۱۳S در ردههای پایدار منجر به افزایش تیتر t-PA به ۱۷۷۱ واحد در هر میلیلیتر در سلولهای ایجاد شده با ناقل pMTPA شد. نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشاندهنده آنست که بهکارگیری ناحیه متصل شونده به ماتریکس در ناقل بیانی بههمراه روش فعالسازی راهانداز میتواند بهصورت مؤثر میزان بیان پروتئینهای نوترکیب در سلولهای CHO را افزایش دهد.
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۲ )
چکیده
بیش از نیمی از بیماران سرطانی تحت یکی از انواع روشهای درمان سرطان مانند شیمیدرمانی یا پرتودرمانی قرار میگیرند. متأسفانه درمان با روشهای تهاجمی، عوارض جانبی و گاهاً شدیدی را بر جای میگذارد. بیمارانی که تحت شیمیدرمانی قرار میگیرند مستعد ابتلا به نقص تخمدان زودرس شده که عاملی مهم در ناباروری است. بنابراین بهمنظور حفظ قدرت باروری، انجماد بافت تخمدان برای خانمهایی که در اثر شیمیدرمانی، رادیوتراپی، ناهنجاریهای ژنتیکی یا بیماریهای خاص دیگر مبتلا به ناباروری میشوند و برای دختران نابالغ نیز بهعنوان تنها راه ممکن برای ذخیره سلولهای جنسی توصیه میشود.
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۲ )
چکیده
هدف: عامل رشدی تمایزی ۹B عامل رشد پروتئینی مشتق از تخمک است که بیان آن در تکوین فولیکولهای تخمدان ضروری است. این عامل بهواسطه گیرنده خود که بر سطح سلول های گرانولوزا قرار دارد اثر خود را اعمال می کند. اثر عامل رشدی تمایزی ۹B بر رشد فولیکول های مراحل مختلف تکوینی بهویژه فولیکول های بدوی و اولیه نامشخص است. هدف از این مطالعه بررسی اثر عامل رشدی تمایزی ۹B بر رشد فولیکولهای مراحل مختلف تکوینی طی کشت تخمدان موش نابالغ بود. مواد و روش ها: از موشهای ماده نژاد NMRI با گروه سنی ۱۴ روز استفاده شد. حیوانات به طریق جابهجایی مهرههای گردنی کشته شدند. تخمدانهای بهدست آمده از حیوانات تحت شرایط انکوباتور مرطوب CO۲۵ درصد و دمای ۳۷ درجه سانتیگراد بهمدت ۷ روز کشت داده شدند. گروه های مورد مطالعه شامل تخمدانهای چهارده روزه کشت شده در محیط پایه و تخمدان های چهارده روزه کشت شده در محیط پایه غنی شده با غلظتهای ۱۰، ۲۰ و ۴۰ نانوگرم بر میلیلیتر عامل رشدی تمایزی ۹B بود. در پایان دوره کشت، از تخمدان های کشت شده برای شمارش فولیکولهای مراحل مختلف تکوینی برش های بافتی تهیه شد و پس از رنگآمیزی به روش هماتوکسیلین و ائوزین تعداد فولیکولهای بدوی، اولیه، پره آنترال و آنترال شمارش شد. نتایج: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که تخمدانهای کشت شده در محیطهای حاوی غلظتهای مختلف عامل رشدی تمایزی ۹B نسبت به گروه کشت شده در محیط پایه افزایش معنیداری در درصد فولیکولهای آنترال و کاهش معنیداری از نظر درصد فولیکولهای پره آنترال دارند. با این حال میانگین درصد فولیکول های بدوی و اولیه در تخمدان های کشت شده در محیط پایه و کشت شده در غلظت های ۱۰، ۲۰ و ۴۰ نانوگرم بر میلیلیتر عامل رشدی تمایزی ۹B از نظر آماری تفاوت معنی داری نشان نداد. نتیجه گیری: در مجموع تحقیق حاضر نشان داد که عامل رشدی تمایزی ۹B منجر به تحریک رشد فولیکول های پره آنترال به آنترال میشود در حالیکه بر رشد فولیکولهای مراحل بدوی و اولیه تأثیر مشخصی ندارد.
دوره ۱۶، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۲ )
چکیده
هدف: هدف از این مطالعه ارزیابی وقوع مرگ سلولی برنامهریزی شده (آپوپتوز) در بافت تخمدان انسانی انجماد شیشهای شده در مقایسه با گروه کنترل به وسیله مطالعات مورفولوژیک و چندین روش ارزیابی آپوپتوز بود. مواد و روشها: قطعات قشر بافت تخمدان انسان از ۳۰ نفر تحت عمل سزارین گرفته شد و در محیط Leibovitz L-۱۵ طی ۲ ساعت به آزمایشگاه منتقل شدند. سپس قشر تخمدان به قطعات کوچکی بریده و به صورت تصادفی در دو گروه انجماد شیشهای و کنترل غیر انجمادی تقسیمبندی شد. ارزیابی میزان وقوع آپوپتوز به وسیله مطالعات ریختشناسی و روشهایی چون تانل، طرح نردبانی DNA و بررسی سطح بیان پروتئینهای کاسپاز ۷/۳ به روش لومینوسنت، در بافت تخمدان صورت گرفت. نتایج: نشانهای از تغییرات ریختشناسی مرتبط با مرگ سلولی آپوپتوز در بافت تخمدان انسان پس از انجماد شیشهای و ذوب دیده نشد. نشانههای آپوپتوزی و طرح نردبانی DNA در گروه انجمادی مشاهده نشد. سطح کاسپاز ۷/۳ در دو گروه غیر انجمادی و انجمادی به ترتیب ۲۷۱/۸۹±۲۲۳۱، ۱۹/۱۶۹±۲۲۹۴ RLU بر میلیگرم پروتئین بود و بین دو گروه تفاوت معنیداری وجود نداشت. نتیجهگیری: ریختشناسی بافت تخمدان انسان پس از انجماد شیشهای به خوبی حفظ شد به طوری که روش انجمادی ارایه شده در مطالعه حاضر باعث افزایش آپوپتوز و نیز فعالیت کاسپاز ۷/۳ در بافت تخمدان نشد.
دوره ۱۷، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۳ )
چکیده
روشهای درمان سرطان اکثراً تهاجمی بوده و با آسیب رساندن به گنادها، توانایی باروری شخص را کاهش و امید به فرزند داشتن را در افراد سرطانی به یأس مبدل میسازد. با وجود این با پیشرفت علم پیوند و انجماد، حفظ توانایی باروری در زنان مبتلا به سرطان میسر شده است. هدف اصلی از انجماد تخمدان برگرداندن باروری و چرخه هورمونی پس از پیوند به خودی است. اگر چه تاریخچه پیوند بافت تخمدان به قرن نوزدهم بر میگردد، اما بیش از صد سال زمان برده است تا محققین بتوانند تولد نوزاد زنده انسانی را به دنبال انجماد و پیوند بافت تخمدان در بیمار سرطانی گزارش کنند. با وجود این موفقیت و مطالعات دیگر، هنوز سئوالات بسیاری در زمینه انجماد و پیوند بافت تخمدان باقی مانده است که پاسخگویی آنها نیاز به برنامهریزیهای دقیق و جامع دارد. از میان این سئوالات، تغییرات عوامل رشد و هورمونی به دلیل اثراتشان بر عملکرد فولیکولها در طول پیوند بافت تخمدان از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ بنابراین در این مطالعه مروری، سعی شده است که نحوه فعالیت هورمونهای جنسی و عوامل رشد تخمدان پس از پیوند بافت منجمد، مورد بحث قرار گیرد.
دوره ۱۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده
هدف: تمرین هوازی میتواند در درمان نشانگان پلیکیستیک تخمدان اثرگذار باشد. اما آثار شدتهای مختلف تمرین هوازی در هالهای از ابهام قرار دارد؛ بنابراین هدف از این تحقیق بررسی پاسخ حاد و مزمن هورمون لپتین سرمی و وزن بدن به شدتهای متفاوت تمرین ورزشی در موشهای ماده مبتلابه نشانگان پلیکیستیک تخمدان است.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، تعداد هشتاد سر موش بالغ هشت هفتهای نژاد ویستار (۲۲±۱۸۵ گرم) پس از القای نشانگان پلیکیستیک به دو گروه کلی ۱ و ۲ تقسیم شدند. گروه ۱ (به جز کنترل) یک مرحله فعالیت ورزشی با شدتهای ۵۰-۵۵ درصد حداکثر اکسیژن مصرفی (معادل سرعت۲۰ متر/ دقیقه)، ۷۰-۷۵ درصد حداکثر اکسیژن مصرفی (معادل سرعت ۲۸ متر/ دقیقه) و ۸۰-۸۵ درصد حداکثر اکسیژن مصرفی (معادل سرعت ۳۴ متر/ دقیقه) را انجام دادند، سپس گروه ۲ بهمدت هشت هفته برنامه تمرین هوازی با شدتهای ذکر شده را، سه روز در هفته، بهمدت ۶۰ دقیقه انجام دادند. نتایج از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه برای مقایسه بین گروهها انجام شد و برای آزمون فرضیهها سطح معنیداری ۰۵/۰>P در نظر گرفته شد.
نتایج: در گروه تمرین حاد، تغییر معنیداری در وزن هیچیک از زیر گروههای، گروه ۱ دیده نشد؛ اما در گروه ۲ کاهش معنیداری در وزن گروه شدت متوسط ۲ نسبت به گروه کنترل ۲ مشاهد شد. سطوح لپتین سرمی در یک مرحله تمرین ورزشی در سه زیر گروه، گروه ۱ در مقایسه با گروه کنترل، تغییر معنیداری نشان نمیدهد. همچنین نتایج نشان داد سطوح لپتین در گروه با شدت متوسط ۲ در مقایسه با گروه کنترل پلیکیستیک ۲ کاهش معنیدار داشت (۰۴۴/۰P=).
نتیجهگیری: براساس نتایج بهدست آمده بهنظر میرسد یک مرحله فعالیت ورزشی با هر شدت، اثر معنیداری بر مقادیر لپتین سرمی ندارد اما تمرین هوازی با شدت متوسط همراه با کاهش سطوح لپتین و وزن آزمودنیها بهعنوان یک شیوه درمانی غیر دارویی برای بهبودی بیماران نشانگان پلیکیستیک است.
دوره ۱۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده
هدف: روشهای انجمادی متفاوتی برای انجماد بافت تخمدان بیماران در معرض خطر ناباروری استفاده میشود. اتیلن گلیکول، دی متیل سولفوکساید و پروپاندیول، با خاصیت تشکیل کریستالهای یخ کمتر بهعنوان محلولهای انجمادی نفوذپذیر پایهای در مقایسه با انواع دیگر توصیه شدهاست. در مطالعه حاضر آثار دو روش انجماد شیشهای متفاوت روی بافت کامل تخمدان موش نابالغ با استفاده از رنگآمیزی تریپان بلو بررسی شد.
مواد و روشها: تخمدان موشهای ۸ روزه نژاد NMRI، پس از جداسازی در گروههای کنترل غیر انجمادی، انجمادی ۱ و انجمادی ۲ دستهبندی شدند. محلول انجمادی ۱ از محیط پایه α-MEM، اتیلن گلیکول۱۵ درصد، دی متیل سولفوکساید ۱۵ درصد، سرم جنین گاوی ۲۰ درصد و محلول انجمادی ۲ از محیط پایه، اتیلن گلیکول ۲۰ درصد، پروپاندیول ۲۰ درصد و سرم جنین گاوی ۱۵ درصد تشکیل شد. روشهای انجمادی۱ و انجمادی ۲ بهترتیب در دمای ۴ درجه سانتیگراد و دمای اتاق انجام شدند. مراحل ذوب در روش انجمادی ۱ با استفاده از محیط پایه، سرم جنین گاوی ۲۰ درصد و سوکروز ۱ مولار و در روش انجمادی ۲ با بهرهبرداری از محیط پایه، سرم جنین گاوی ۱۵ درصد و غلظتهای کاهشی سوکروز (۱، ۵/۰ و ۲۵/۰ مولار) انجام شد. تخمدانها در محیط پایه و رنگ تریپان بلو ۴/۰ درصد بهمدت ۲۰ دقیقه انکوبه، بهوسیله بوئن تثبیت و در نهایت برشهای بافتی سریالی بعد از رنگآمیزی هماتوکسیلین و ائوزین بهوسیله میکروسکوپ نوری شمارش شد.
نتایج: درصد زیادی از فولیکولهای بدوی در گروه کنترل غیر انجمادی مشاهده شد و اختلاف معنیداری (۰۵/۰>P) بین گروه کنترل غیر انجمادی و انجمادی ۱ و همچنین بین انجمادی ۱ و انجمادی ۲ مشاهده شد. افزایش معنیداری هم در شاخص زندهمانی هر سه دسته فولیکولی در گروه انجمادی ۲ (۰۵/۰>P) نسبت به انجمادی ۱ مشاهده شد.
نتیجهگیری: انجماد شیشهای با استفاده از ترکیب اتیلن گلیکول و پروپاندیول گزینه مناسبتری برای حفظ و نگهداری بافت تخمدان است و همچنین روش رنگآمیزی تریپان بلو، بهعنوان یک شیوه سریع و آسان برای ارزیابی بافت تخمدانی پیشنهاد میشود.
دوره ۱۸، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۴ )
چکیده
هدف: هدف از این مطالعه بررسی تأثیر انجماد شیشهای بر ساختار تخمدانهای انسانی تحریک شده در مقایسه با تحریک نشده بود.
مواد و روشها: قطعات بافت تخمدان انسانی از دو گروه تحریک شده و تحریک نشده گرفته شد و در محیط L-۱۵ به آزمایشگاه منتقل شد. سپس بهصورت نوارهای کوچک بریده و در هر گروه بهصورت شانسی به دو زیر گروه غیر انجمادی و انجمادی تقسیم شد. نمونههای منجمد و ذوب شده و گروه شاهد در محلول بوئن تثبیت و پس از پاساژ بافتی و برشگیری با رنگآمیزی هماتوکسیلین- ائوزین و تری کروم ماسون رنگ شد. فولیکولها در مراحل مختلف رشدی شمارش و همه گروهها مقایسه شدند.
نتایج: مشاهدات ریخت شناسی بیانگر حفظ ساختار طبیعی فولیکولها و استروما بعد از انجماد-ذوب بود. میزان فولیکولهای طبیعی در گروه تحریک نشده غیر انجمادی وانجمادی بهترتیب ۲۲/۸۹ و ۶۰/۸۴ درصد بود که از این تعداد در دو گروه بهترتیب ۶۰/۱ ± ۶۰/۶۸ و ۷۱/۳ ± ۸۰/۶۷ درصد فولیکولهای بدوی، ۷۲/۱ ± ۶۰/۲۸ و ۵۱/۳ ± ۴۰/۲۹ درصد فولیکول اولیه و ۶۶/۰ ± ۶۰/۳ و ۲۰/۱ ± ۷۰/۲ درصد فولیکول ثانویه بود. در گروه تحریک شده غیر انجمادی و انجمادی نیز بهترتیب، ۱۸/۸۸ و ۱۹/۸۴ درصد فولیکولها طبیعی بودند که از این تعداد ۱۳/۴ ± ۷۰/۴۹ و ۸۶/۲ ± ۳۴/۴۹ درصد بدوی، ۸۳/۳ ± ۵۰/۴۴ و ۶۸/۲ ± ۷۲/۴۴ درصد اولیه و ۷۲/۰ ± ۶۰/۵ و ۷۷/۰ ± ۹۱/۵ درصد ثانویه بود. بین دو گروه انجمادی و غیر انجمادی و بین گروه تحریک شده و نشده تفاوت معنیداری دیده نشد.
نتیجه گیری: انجماد شیشهای تأثیر منفی بر ریخت شناسی و بافت استرومای تخمدان تحریک شده نداشت و ساختار آن مشابه گروه غیر تحریکی به خوبی حفظ شده بود. این روش میتواند برای حفظ باروری مناسب باشد.
دوره ۱۸، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۴ )
چکیده
هدف: هدف از این مطالعه مقایسه کارآیی سه روش کشت بافت تخمدان شامل کشت در قطرات معلق، زیر روغن و روی صفحه کشت سه بعدی در راستای بهبود رشد آزمایشگاهی فولیکولهای تخمدانی بود.
مواد و روشها: تخمدانها از موشهای سوری نژاد NMRI ماده هفت روزه قطع نخاع گردنی شده، جمعآوری و در محیط α-MEM حاوی ۵ درصد سرم جنین گاوی بهمدت ۷ روز و در سه گروه شامل قطرات معلق، زیر روغن و روی صفحه کشت سه بعدی کشت شدند. ریختشناسی و مساحت تخمدان و درصد فولیکولهای طبیعی در سه گروه ارزیابی و مقایسه شد. بهعلت رشد بهتر تخمدانها در گروه کشت روی صفحه کشت سه بعدی نسبت به بقیه گروهها، فولیکولهای پره آنترال آنها جدا و بهمدت ۱۲ روز کشت شدند. سپس در پایان دوره کشت اخیر، میانگین قطر فولیکول، نرخ بقا و بلوغ تخمکهای حاصل از آنها در طول کشت ارزیابی شد.
نتایج: درصد فولیکولهای طبیعی پس از ۷ روز کشت در گروه کشت قطرات معلق، زیر روغن و روی صفحه کشت سه بعدی، بهترتیب ۹۳/۳±۶۳/۵۱، ۸۶/۵±۵۲/۴۰ و ۴۹/۲±۸۵/۷۳ و بود. درصد فولیکولهای پره آنترال در گروه کشت روی صفحه کشت سه بعدی از ۴۴/۰±۱/۲ قبل از کشت به ۴/۲± ۵/۲۴ پس از کشت افزایش معنیداری یافت (۰۵/۰>P) ولی در دو گروه دیگر تفاوت معنیداری مشاهده نشد. سطح تخمدانها در همه گروههاپس از ۷ روز کشت بهطور معنیداری افزایش یافت (۰۵/۰>P). در گروه تخمدانهای کشت شده روی صفحه کشت سه بعدی، میانگین قطر فولیکولهای جدا شده پس از ۱۲ روز کشت ۰۷/۷ ± ۴۱۰ و میزان تخمک متافاز دو ۲۶/۳۰ درصد بود.
نتیجهگیری: کشت روی صفحه کشت سه بعدی هم از حیث رشد تخمدان و هم از حیث ریختشناسی، ساختار و درصد فولیکولهای پره آنترال در مقایسه با دو گروه دیگر مناسبتر بود.
دوره ۱۹، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده
هدف: هدف از این مطالعه بررسی آثار غلظتهای مختلف عصاره بافت تخمدان بر رشد و بلوغ فولیکولی و همچنین تولید هورمونهای استروئیدی پس از کشت سه بعدی بود.
مواد و روشها: ابتدا عصاره بافت تخمدانهای موش بالغ تهیه شد؛ سپس میزان پروتئین آنها محاسبه شد. فولیکولهای پره آنترال نیز از تخمدانهای موشهای نابالغ جدا شدند و پس از کپسوله شدن با هیدروژل آلژینیت در محیط کشت پایه α-MEM غنی شده با غلظتهای ۴ برابر، ۲ برابر، مساوی، ۲/۱ (یک دوم) و ۴/۱ (یک چهارم) و ۸/۱ (یک هشتم) پروتئین موجود سرم گاوی از عصاره تخمدان در مقایسه با گروه شاهد که محیط پایه حاوی ۱۰ درصد سرم جنین گاو بود، بهمدت ۱۲ روز کشت شدند. طی دوره کشت بررسی میانگین قطر، میزان بقا، میزان رشد و بلوغ فولیکولها و همچنین تولید هورمون ۱۷-بتا استرادیول و پروژسترون ارزیابی شد.
نتایج: فولیکولهای کشت شده در تمام غلظتهای مختلف عصاره تخمدان رشد خوبی نداشت و فقط در گروه حاوی عصاره بافت تخمدان معادل شده با ۲/۱ پروتئین موجود در پروتئین سرم گاوی نرخ زندن ماندن ۷۸/۷۱ درصد در مقایسه با گروه کنترل که ۷۵ درصد بود داشت. در این گروه نیز میانگین قطر فولیکولها، میزان تخمکهای بالغ (MII)، میزان ترشح هورمونهای ۱۷-بتا استرادیول و پروژسترون افزایش قابل توجهی را نسبت به گروه کنترل داشت (۰۵/۰≤P).
نتیجهگیری: بنابراین در مجموع از مطالعه حاضر چنین میتوان نتیجه گرفت که عصاره بافت تخمدان بهعنوان یک عامل تکثیری و بلوغی باعث افزایش رشد و تکوین فولیکولهای پره آنترال تا مرحله بلوغ میشود و میتواند بر عملکرد آنها نیز تأثیر داشته باشد و برای بهبود شرایط کشت آزمایشگاهی فولیکولها استفاده شود و این امر کاملاً وابسته به مقدار عصاره به کار گرفته شده است.
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: اگزوزومهای مشتق از سلولهای توموری منبعی غنی از میکروRNAها هستند ولی عملکرد زیستی آنها در سلولهای پذیرنده بهخوبی مشخص نشده است. هدف مطالعه حاضر بررسی سطح بیانی miR-۹ در اگزوزومهای مشتق از سلولهای اپیتلیال کارسینومای تخمدان و تاثیر تیمار اگزوزومی بر بیان ژن فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) در سلولهای اندوتلیال ورید بند ناف انسانی بود.
مواد و روشها: در مطالعه تجربی حاضر اگزوزومها از محیط کشت سلولهای اپیتلیال کارسینومای تخمدان جداسازی شده، اندازه و شکل ظاهری آنها بهوسیله میکروسکوپ الکترونی نگاره بررسی شد. اگزوزومهای تخلیصشده با رنگ فلورسنت PKH نشاندار، سپس سلولهای اندوتلیال ورید بند ناف انسانی با اگزوزومهای نشاندارشده تیمار و جذب سلولی توسط میکروسکوپ فلورسنت ارزیابی شد. بهوسیله PCR کمی، بررسی سطوح بیانی miR-۹ و ژن VEGF صورت گرفت و آزمون T جفتی برای تحلیل دادهها بهکار رفت.
یافتهها: اگزوزومها بهشکل وزیکولهایی کرویشکل با قطری بین ۱۰۰-۵۰نانومتر مشاهده شدند. اگزوزومهای نشاندار در سیتوپلاسم سلولهای اندوتلیال مکانیابی شدند. این امر حاکی از قابلیت جذب اگزوزومهای مشتق از سلولهای توموری توسط سلولهای اندوتلیال بود. هم در سلولهای توموری تخمدان و هم در اگزوزومهای مشتق از آنها، miR-۹ بیان شد. سطح بیانی miR-۹ در اگزوزومها بیشتر و اگزوزومهای مشتق از سلولهای توموری تخمدان منجر به افزایش معنیدار بیان سطح رونوشت ژن VEGF در سلولهای اندوتلیال شدند.
نتیجهگیری: اگزوزومهای مشتق از سلولهای توموری تخمدان موجب افزایش سطح بیان رونوشت ژن فاکتور رشد اندوتلیال عروقی در سلولهای اندوتلیال میشوند و احتمالاً انتقال اگزوزومی miR-۹ میتواند مکانیزمی برای چگونگی افزایش بیان فاکتور رشد اندوتلیال عروقی در روند رگزایی تومور در سلولهای اندوتلیال باشد.
دوره ۲۱، شماره ۱۵۵ - ( ۱۰-۱۴۰۳ )
چکیده
مقدمه: کورکومین یک ترکیب پلی فنلی است که از ریزوم گیاه زردچوبه استخراج می شود. با وجود خواص ضد توموری، آنتی اکسیدانی و ضد التهابی این رنگدانه، به دلیل حلالیت ضعیف و ناپایداری در محیط های آبی و شرایط فیزیولوژیکی بدن، کاربرد آن در درمان بیماری ها محدود شده است. امروزه محققان در تلاشند تا یک نانوحامل کارآمد برای استفاده از این رنگدانه در کاربردهای دارویی طراحی کنند. اگزوزوم ها نانووزیکول های لیپیدی هستند که توسط انواع سلول ها در محیط خارج سلولی رها می شوند و وظیفه انتقال مواد بیولوژیکی بین سلول ها را بر عهده دارند، بنابراین بهترین انتخاب برای این هدف محسوب می شوند. در این مطالعه، بارگذاری کورکومین در اگزوزوم ها برای افزایش حلالیت و پایداری آن و تسهیل تحویل آن به سلول های تخمدانی مورد ارزیابی قرار گرفت.
روشها: پس از جداسازی اگزوزوم با اولتراسانتریفیوژ و بررسی ساختار آن با SEM، TEM و DLS، کورکومین با سه روش انکوباسیون، سونیکاسیون و چرخههای متوالی انجماد- ذوب در اگزوزوم بارگذاری و سپس با استفاده از روش MTT، اثر سمیت کورکومین بر سلولهای SKOV۳ بررسی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان بارگذاری کورکومین در اگزوزوم بسیار کم (کمتر از ۱۰ درصد) بوده و سونیکاسیون و اعمال چرخه های انجماد-ذوب هیچ تأثیری بر افزایش بارگذاری کورکومین در اگزوزومها ندارند. بر اساس نتایج تست سمیت، مقدار IC۵۰ کورکومین آزاد و کورکومین بارگذاری شده اگزوزومی به ترتیب ۱۵۰ و ۲۰۰ میکروگرم بر میلی لیتر بود. اگرچه درصد بارگذاری کورکومین بسیار پایین بود، اما نتایج سنجش MTT نشان داد که بارگذاری کورکومین در اگزوزوم نقش مهمی در تحویل کارآمد آن به سلولهای SKOV۳ دارد.
نتیجهگیری: میتوان نتیجه گرفت که با وجود پایداری بسیار بالای اگزوزومها و ایمنی این نانووزیکولهای سلولی، برای کارایی بهتر در دارورسانی، باید مطالعات بیشتری برای بهینهسازی روشهای بارگذاری دارو در اگزوزومها انجام شود.
دوره ۲۲، شماره ۳ - ( ۴-۱۳۹۸ )
چکیده
اهداف: هدف مطالعه حاضر بررسی میزان تکوین فولیکولهای تخمدانی و میزان وقوع مرگ سلولی در تخمدانهای پیوندی موش نابالغ کپسولهشده با سدیمآلژینیت در مقایسه با تخمدانهای کپسولهنشده و نیز پیوندنشده موش بود.
مواد و روشها: تعداد ۵۰ راس موش ماده انتخاب و به سه گروه تقسیم شدند. در گروه الف تخمدان راست خارج و در سدیمآلژینیت کپسوله شد و سپس به زیرکپسول کلیه پیوند شد و در گروه ب تخمدان راست خارج و بدون کپسولهکردن در زیرکپسول کلیه راست پیوند شد. در هر دو گروه پیوندی تخمدان چپ دستنخورده بودند در گروه ج گروه کنترل، هر دو تخمدان موش دستنخورده بودند. بعد از پیوند در اولین و چهارمین سیکل استروس با استفاده از رنگآمیزی هماتوکسیلین و ائوزین، مورفولوژی تخمدانهای پیوندشده و نیز درصد فولیکولهای نرمال و مرگ سلولی آپوپتوز با رنگآمیزی ایمونوهیستوشیمی ضد BAX مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: در اولین و چهارمین سیکل استروس درصد بالایی از فولیکولها مورفولوژی نرمال داشتند و تفاوت معنیداری بین گروهها مشاهده نشد. سرعت تکوین فولیکولی در دو گروه پیوندی بهطور معنیداری بیشتر از گروه کنترل بود و در عین حال در گروه کپسولهشده در مقایسه با کپسولهنشده این روند تکوین بیشتر بود (۰/۰۵>p). با وجود مشاهده سلولهای BAX مثبت در فولیکولهای بزرگ پرهآنترال و آنترال اما واکنش مثبتی برای آنتیبادی BAX در فولیکولها پرایمری و پریموردیال در گروههای مورد مطالعه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: با وجود تکوین سریع و تخلیه زودرس ذخایر تخمدانی در گروههای پیوندی که میتواند بر طول عمر بافت تخمدان پیوندشده تاثیر داشته باشد اما سدیمآلژینیت تاثیر مثبت در تکوین فولیکول تخمدانهای پیوندی دارد.
دوره ۲۲، شماره ۳ - ( ۴-۱۳۹۸ )
چکیده
اهدف: نارسایی زودرس تخمدان عارضهای است که منجر به آمنوره، ناباروری و افزایش سطح گنادوتروپین قبل از سن ۴۰ سالگی میشود. بهکارگیری داروهای شیمیدرمانی میتواند یکی از عوامل ایجاد این اختلال باشد. هدف از این مطالعه بررسی حضور سلولهای زایا در موشهای مدل نارسایی زودرس تخمدان به دنبال استفاده از داروهای شیمیدرمانی بود.
مواد و روشها: در این مطالعه از ۲۴ سر موش ماده بالغ برای ایجاد مدل نارسایی زودرس تخمدان و از مقادیر مختلف سیکلوفسفامید و بیوسولفان (گروههای آزمایشی یک تا پنج) استفاده شد. تغییرات وزن بدن، اسمیر واژن، تغییرات ساختاری بافت تخمدان در همه گروههای آزمایشی و گروه کنترل (بدون دریافت دارو) بررسی و بهترین مدل، تحت ارزیابیهای هورمونی (FSH و استرادیول) و بیان عاملهای سلول زایا (Oct-۴ و Dazl) قرار گرفت.
یافتهها: از آنجایی که در گروه دوم اختلال در چرخه استروس و کاهش معنیدار در متغیرهای وزن و ذخیره تخمدانی (˂۰/۰۵p) نسبت به گروه کنترل مشاهده شد، بنابراین این گروه بهعنوان بهترین مدل انتخاب شد. افزایش سطح FSH و کاهش سطح استرادیول در گروه دوم نسبت به گروه کنترل (˂۰/۰۵p) نیز تاییدی بر ایجاد مدل POF بود. همچنین بیان ژنهای Oct-۴ و Dazl در گروه دوم نسبت به گروه کنترل افزایش (˂۰/۰۵p) نشان داد.
نتیجهگیری: حضور عوامل سلولهای زایا در مدل نارسایی زودرس تخمدان موش به دنبال استفاده از داروهای شیمیدرمانی میتواند امید تازهای در درمان ناباروری بیماران مبتلا به سرطان پس از شیمیدرمانی باشد.
دوره ۲۲، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده
اهداف: هدف مطالعه حاضر بررسی اثرات لیزوفسفاتیدیکاسید (LPA) در محیط کشت بافت تخمدان انسانی بر مرفولوژی و نیز رگزایی با تغییر در بروز فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) پس از پیوند بود.
مواد و روشها: در مطالعه تجربی حاضر، بافت تخمدان از افراد تغییر جنسیتی (۸ نفر) جمعآوری شد و سپس به صورت قطعات کوچک (۹۸ قطعه) بریده شد و بعد از انجماد- ذوب به مدت ۲۴ساعت در دو گروه در غیاب و حضور LPA کشت و سپس به ۱۳ موش اشعه گاما زدهشده پیوند شدند. بعد از دو هفته برای مطالعه بافتها از نظر مورفولوژی از رنگآمیزی هماتوکسیلین و ائوزین استفاده شد و پروتئین VEGF از طریق ایمونوهیستوشیمی بررسی شد. بیان ژن VEGF نیز با Real time RT-PCR ارزیابی شد.
یافتهها: ساختار بافتهای پیوندی طبیعی و فولیکولها در مراحل مختلف تکوینی و با اندازههای مختلف در تمامی گروههای مورد مطالعه قابل مشاهده بود. در مطالعات مولکولی میزان بیان ژن VEGF در گروه تیمار با LPA افزایش معنیداری در مقایسه با گروه بدون تیمار داشت (۰/۰۵p<). واکنش مثبتی برای آنتیبادی VEGF در دیواره عروق خونی موجود در بافت استرومای تخمدان به صورت رنگ سبز در همه گروهها دیده شد.
نتیجهگیری: بهکارگیری LPA در کشت بافت تخمدان انسانی قبل از پیوند میتواند باعث افزایش بروز ژن VEGF مرتبط به آنژیوژنز در بافت پیوندی شود.