۹ نتیجه برای نانوفیبر
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
بهمنظور بهبود خواص فیلمهای تولیدی بر پایه پروتئین میوفیبریل ماهی فیتوفاگ (Hypophthalmichthys molitrix)، از ۳ سطح نانوفیبرسلولز (۱، ۳ و ۵%) استفاده شد. تیمار بهینه با ارزیابی خصوصیات مکانیکی، فیزیکی، نوری و همچنین آزمون میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) تعیین شد. افزودن نانوذرات سلولز تغییری در استحکام کششی ایجاد نکرد اما سبب کاهش کشسانی فیلمهای تولیدی شد (۰۵/۰>p). خاصیت ممانعت فیلمها در برابر بخار آب و دیگر خواص فیزیکی، با افزودن نانوفیبرهای سلولز در سطح ۱% بهبود یافت اما در غلظتهای بالاتر تضعیف شد (۰۵/۰>p). نتایج حاصل از SEM نیز نشان داد که نانوذرات در غلظت پایین پراکنش همگنتری دارند و فیلمهای بهدست آمده دارای سطح مقطع صافتر و مناسبتر نسبت به سطوح بالاتر نانوذرات بودند. بهطور کلی میتوان گفت در تولید فیلمهای پروتئین میوفیبریل-نانوفیبر سلولز، استفاده از سطوح پایین نانوذرات در بهبود خواص مکانیکی و فیزیکی فیلمها موثر میباشد.
دوره ۵، شماره ۱ - ( ۴-۱۴۰۰ )
چکیده
سوسپانسیونهای الیاف گیاهی بواسطه بار آنیونی نیازمند پلیمرهایی با بار الکترواستاتیکی کاتیونی برای تشکیل ساختاری مناسب و مستحکم میباشند. تاجائیکه پلیمرهای باردار (پلیالکترولیت) سنتزی و طبیعی جزو مواد پرکاربرد کارخانجات فراوردههای سلولزی قلمدادشده که بهبود ویژگیهای سوسپانسیون و شبکه الیاف را سبب میگردند. در این راستا، افزودن پلیمر کاتیونی اکریلامید (CPAM) و نانوفیبریل سلولز آنیونی در چهار سطح صفر، ۱/۰، ۱۵/۰ و ۲/۰ درصد جرم خشک سوسپانسیون بصورت منفرد و تلفیقی به سوسپانسیون الیاف بازیافتی کاغذهای بستهبندی قهوهای، بهبود ویژگیهای سوسپانسیون مشتمل بر ماندگاری، روانی و اتلاف مواد بههنگام شکلگیری و نیز شبکه لیفی خشکشده شامل دانسیته، مقاومتهای کششی و ترکیدن را در مقایسه با تیمار شاهد نشانداد. کاربرد منفرد پلیاکریلامید کاتیونی و نانوفیبریل سلولز آنیونی بهترتیب تا %۸ و %۲ ماندگاری کل (بهرهوری) را افزایشداد. روانی سوسپانسیون الیاف و میزان اتلاف مواد با افزایش کاربرد منفرد CPAM بطور پیوسته و بهترتیب تا %۴۷ افزایش و کاهش یافته که مزایای چشمگیر فنی و اقتصادی را بههمراه دارد. دانسیته (۵%+) و مقاومتهای کشش (% ۱۷+) و ترکیدن (% ۲۷+) کاغذ نیز بهبود چشمگیری را نسبت به نمونه شاهد نشانداد. با اینحال، مقاومت پارگی شبکه لیفی کاهش یافت (% ۴-) که به افزایش سهم ذرات ریز بواسطه نگهداشت بیشتر آنها توسط پلیالکترولیت اکریلامیدی مربوط میگردد. نانوفیبریل سلولزی نیز در کاربرد منفرد منجر به افزایش ماندگاری سوسپانسیون، دانسیته، شاخصهای کشش و ترکیدن کاغذ؛ کاهش روانی و اتلاف مواد از خمیرکاغذ و نیز افت مقاومت پارگی گردید. ماهیت آنیونی، سطح ویژه بالا و واجد پتانسیل پیوندهای فراوان هیدروژنی؛ دلیل این نتایج هستند. افزودن نانوفیبریل سلولز پس از CPAM، منجر به افزایش ماندگاری (تا بیش از %۱۰) و روانی سوسپانسیون (حداقل %۲۰)، تراکم و مقاومتهای کشش (تا %۲۰) و ترکیدن (تا %۵۰) و کاهش مقاومت پارگی (تا %۸) گردید. افزودن نانوفیبریل سلولزی پس از CPAM در سطوح %۲/۰ و %۱۵/۰ به سوسپانسیون الیاف، عمدتاً موجب بهبود مقاومت کششی کاغذ در مقایسه با کاربرد منفرد پلیمر کاتیونی گشت. کاربرد توام پلیمرهای CPAM و نانوفیبریل سلولزی در مقاومت ترکیدن نیز بسته به تعامل نانوذره با پلیمر کاتیونی و سوسپانسیون الیاف، اثرات متفاوتی را برجای گذاردهاست
فاطمه زمانی، علی اکبر مرآتی، مسعود لطیفی، حسین قنبری آلانق، فاطمه نادی پور،
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: مهندسی بافت و جایگزینی بافتهای آسیبدیده در علم پزشکی بسیار حایز اهمیت و نسبت به پیوند عضو از شخصی به شخص دیگر کارآمدتر است، بنابراین تولید داربست از پلیمرهای طبیعی و مصنوعی با خصوصیات مطلوب بهمنظور بازسازی بافتهای آسیبدیده گسترش روزافزونی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر فرآیند پلاسما بر زاویه تماس یا آبدوستی داربست نانولیفی پلیلاکتیکگلایکولیکاسید و کیفیت کشت سلول در آن بود.
مواد و روشها: در پژوهش تجربی حاضر ابتدا نانوالیاف پلیلاکتیکگلایکولیکاسید، با استفاده از حلالهای کلروفرم خالص و مخلوط کلروفرم ۸۰%- دیمتیلفرمآمید ۲۰% الکتروریسی شدند. سطح داربستهای الکتروریسیشده با فناوری پلاسما اصلاح، سپس سلول کلیه میمون سبز آفریقایی (VERO) روی آنها کشت داده شد. مقایسه داربستهای ساده تولیدشده، از نظر میزان آبدوستی و تکثیر سلول، با داربستهای اصلاحشده توسط فرآیند پلاسما صورت گرفت. بهمنظور مقایسه آبدوستی نمونهها، زاویه تماس آب آنها اندازهگیری شد.
یافتهها: نمونههای اصلاحشده به روش پلاسما کاهش مطلوبی در زوایه تماس آب داشتند و آبدوستی بهتری از خود نشان دادند. طیف گروههای C=O و C-O در نمونههای اصلاحشده با پلاسما نسبت به نمونههای خام افزایش یافت. اصلاح سطح داربست با پلاسما موجب بهبود چسبندگی، رشد و تکثیر سلولها نسبت به داربستهای ساده شد.
نتیجهگیری: زاویه تماس نمونههای اصلاحشده با پلاسما کاهش چشمگیری دارد. فرآیند پلاسما میتواند موجب افزایش آبدوستی داربستهای نانولیفی پلیلاکتیکگلایکولیکاسید شود و چسبندگی و رشد سلول روی داربستهای اصلاحشده با پلاسما بهتر از رشد و تکثیر سلول بر داربستهای ساده است.
دوره ۱۴، شماره ۷۱ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر فیلم و پوشش کازئینات سدیم(CS) حاوی نانوفیبر سلولز(CNF) و اسانس دارچین(CEO) در حفظ خصوصیات کیفی فیله سینه مرغ در طول نگهداری در یخچال بوده است. فیلههای تازه با فیلم و محلولهای پوشش دهی کازئینات سدیم حاوی ۵ درصد اسانس دارچین و ۵/۲ و ۵ درصد نانوفیبرسلولز تیمار شده و در یخچال نگهداری شدند و در روزهای ۰، ۴، ۸ و۱۲، آزمونهای شیمیایی (pH، TBA، TVB-N) و آزمونهای میکروبی (TVC وPTC) و همچنین ارزیابی حسی (رنگ، بو و پذیرش کلی) بر روی آنها انجام شد. نمونه های بسته بندی شده با فیلم نانوکامپوزیت ۵/۲ درصد CNF حاوی اسانس دارچین تا روز ۱۲ به طور معنی داری باعث کاهش مقادیر TBA و TVB-N به ترتیب به میزان mg/Kg(MDA) ۰۲/۰±۱۲/۰ و mg/۱۰۰g۹۶/۳±۸/۲۳ شد که کمتر از سایر تیمارها بود. همچنین از نظر بار میکروبی، نمونههای بسته بندی شده با فیلم نانوکامپوزیتی حاوی اسانس دارچین تا روز ۱۲ در دامنه قابل قبول برای مصارف انسانی قرار داشت. اما نمونههای شاهد و پوشش دار فراتر از حد مجاز بود. میزان باکتریهای سرما دوست نیز در نمونههای بسته بندی شده با پوشش نسبت به نمونههای بسته بندی شده با فیلم افزایش معنی داری را نشان داد.
دوره ۱۴، شماره ۷۲ - ( ۱۱-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
در این پژوهش اثر نانو ذرات نقره (AgNPs) در سطح ۱٪وزنی و غلظتهای مختلف نانوفیبر سلولزباکتریایی(BCNF) (۶-۵/۱٪ وزنی) بر روی خواص کششی (استحکام کششی (TS)، ازدیاد طول در نقطه شکست (EB) و مدول یانگ (YM))، نفوذپذیری نسبت به بخار آب (WVP)، حلالیت، تورم، خواص رنگی و ویژگیهای ساختاری و حرارتی فیلم نانوکامپوزیت کیتوزان مورد بررسی قرار گرفت. برای تعیین مقدار بهینه نانو پرکنندهBCNF از روش سطح پاسخ (RSM) تک عاملی استفاده گردید. هدف از بهینه سازی، به حداکثر رساندن TS، YM، EB، L در کنار کاهش WVP، حلالیت و تورم بود. نتایج نشان داد که افزودن AgNPs بر روی ویژگیهای مکانیکی و رنگی فیلمهای کیتوزان تاثیر منفی داشت. اما افزودن BCNF باعث بهبود ویژگیهای فیلمهای نانوکامپوزیت کیتوزان-نانونقره گردید. کمترین میزان WVP، حلالیت و تورم فیلمهای نانوکامپوزیت به ترتیب در سطح ۶، ۴ و۲ ٪ وزنی BCNF بود. با در نظر گرفتن تمامی پارامترهای فیزیکی و مکانیکی، مقدار بهینه محاسبه شده برای BCNF، ۵۵/۴٪ بود. تصاویر SEM نشان داد BCNF بطور یکنواخت در ماتریس پلیمر پخش شده است. آزمون DSC نیز نشان داد که با افزودن BCNF، خواص حرارتی فیلم کیتوزان بهبود می یابد.
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۹۲ )
چکیده
هدف: در این مطالعه پپتیدی حاوی توالی RGD از منشأ کلاژن IV معرفی شده است که دارای خصوصیات چسبندگی و تکثیری است. این پپتید روی داربست نانوفیبری پلی کاپرولاکتون/ ژلاتین تثبیت شد و چسبندگی و تکثیر سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسانی روی داربست تغییر داده شده توسط پپتید بررسی شد. مواد و روشها: داربست نانوفیبری پلی کاپرولاکتون/ ژلاتین توسط الکتروریسی سنتز و پپتید مورد نظر توسط روش سنتز پپتید در فاز جامد ساخته شد. این پپتید توسط پیوند شیمیایی روی داربست پلی کاپرولاکتون/ ژلاتین تثبیت شد. داربستهای طبیعی و تغییر یافته توسط میکروسکوپ الکترونی نگاره و طیف مادون قرمز بررسی شد. چسبندگی و تکثیر سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسانی روی داربست طبیعی و داربست تغییر داده شده توسط آزمون MTT بررسی شد. نتایج: تصاویر میکروسکوپ الکترونی نگاره نشان داد که داربستهای نانوفیبری الکتروریسی شده دارای ریختشناسی یکنواخت با قطر ۳۸±۱۹۰ نانومتر است. تغییر معنیداری در ریختشناسی داربست قبل و بعد از تثبیت پپتید مشاهده نشد. نتایج طیف مادون قرمز نشان داد که پپتید با موفقیت روی داربست تثبیت شده است. براساس نتایج MTT مطالعات سلولی نشان داد که تثبیت پپتید روی داربست، چسبندگی سلول به داربست را در تمام زمانهای مطالعه شده بهبود میبخشد. همچنین نشان داده شد که تثبیت پپتید منجر به افزایش قدرت تکثیر سلولها روی داربست فعال شده با پپتید در مقایسه با داربست طبیعی و پلیت کشت سلولی میشود. نتیجهگیری: پپتید RGD ساخته شده و تثبیت شده روی داربست نانوفیبری میتواند در کاربردهای مختلفی که نیاز به چسبندگی سلولی است استفاده شود و همچنین داربست ساخته شده و فعال شده با پپتید مورد نظر را میتوان در مهندسی بافت مورد استفاده قرار داد.
دوره ۱۶، شماره ۹۵ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده
چکیده
در این پژوهش فیبرهای سلولز از ضایعات حاصل از هرس نخیلات کشاورزیبه کمک پیش تیمارقلیایی و رنگ بری استخراج شد و تحت پیش تیمار شیمیاییTEMPO و تیمارمکانیکی آسیاب ساچمه ای به نانو فیبرسلولزی تبدیل شد. سپس هیدروژل نانوسلولز به کمک خشک کن انجمادی خشک شد و آئروژل نانوسلولز حاصل شد. به منظور بررسی مورفولوژی و ساختارظاهری فیبرها، نانوفیبرها و آئروژل های نانوسلولزاز میکروسکوپ الکترونیFE-SEMاستفاده شد. ساختارشیمیایی و گروههای عاملی آنها به وسیله طیف سنج FT-IR و شاخص کریستالیته به کمک پراش اشعه Xتعیین شد. ویژگی های کیفی آئروژل نانوسلولز شامل تخلخل به کمک BETارزیابی شد. نتایج نشان داد که فیبرها و نانوفیبرهای سلولز ساختار میله ای داشته و شبکه سه بُعدیرا تشکیل می دهند. پس از انجام پیش تیمارشیمیاییTEMPOمشخص شد که پیک کربوکسیل در طیفcm-۱۱۷۳۰ تشکیل شده که فرآیند نانوکردن راتسریع می بخشد.میزان کریستالیته فیبرها و نانوفیبرها به ترتیب ۷۲% و ۷۰%بدست آمد که نشان دهنده میزان بالای کریستالیته در ساختار آنها بود. آئروژلهای نانوسلولز پس از خشک کردن انجمادی نانوفیبرها، با وزن حدود۵/۰گرم، چگالی ظاهری پایین۰۱۲۷/۰ گرم بر سانتیمترمکعب و تخلخل بسیار بالای ۱۶/۹۹%بدست آمد. درنتیجه آئروژل های بیوپلیمر زیست تجدیدپذیر و زیست تخریب پذیر فوق سبک ساخته شده قابلیت کاربرد درطیف وسیعی ازصنایع از جمله خودروسازی، هواپیماسازی، فیلتراسیون و ساختمان سازی را دارد.
دوره ۱۷، شماره ۱۰۴ - ( ۷-۱۳۹۹ )
چکیده
در حال حاضر تمایل بالایی به استفاده از سیستم های بسته بندی فعال زیستی به دلیل پتانسیل بالای آنها برای بهبود ماندگاری محصولات غذایی و ارائه مزایای سلامتی بخش برای مصرف کنندگان وجود دارد. در همین راستا، با هدف تولید فیلم پروبیوتیک نانوبیوکامپوزیت برپایه ایزوله پروتئین آب پنیر-پلی دکستروز حاوی نانوفیبرسلولز و باکتری لاکتوباسیلوس پلانتاروم و بررسی اثر ضدمیکروبی فیلم بر ماندگاری گوشت گاو، از غلظتهای مختلف پلی دکستروز (۰، ۱۰ و ۲۰ درصد وزنی/وزنی ایزوله پروتئین آب پنیر) و نانوفیبرسلولز (۰، ۲/۵ و ۵ درصد وزنی/وزنی ایزوله پروتئین آب پنیر) جهت آماده سازی فیلم استفاده گردید. اثر متغیرهای مورد نظر بر روی خواص فیزیکی فیلم (ضخامت، جذب رطوبت، زاویه تماس، رنگ) و اثر ضدمیکروبی فیلم بهینه بر افزایش ماندگاری گوشت گاو در مدت زمان نگهداری ۸ روز در دمای ۴ درجه سلسیوس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشانگر سازگاری مطلوب بین ماتریس پروتئین آب پنیر، نانوفیبرسلولز و پلی دکستروز بود. استفاده از پلی دکستروز و نانوفیبرسلولز اثر معنیداری در افزایش ضخامت، زاویه تماس و تغییرات رنگی فیلم داشت و موجب کاهش جذب رطوبت فیلم گردید. همچنین نتایج پوشش دهی نمونه های گوشت با فیلم بهینه نیز نشانگر کاهش قابل توجه در میزان رشد باکتری های مزوفیل هوازی، سرماگراها و کلیفرم ها در طی مدت زمان نگهداری در دمای ۴ درجه سلسیوس بود. در نهایت نتایج به دست آمده نشان داد، کاربرد نانوفیبرسلولز و پلی دکستروز در کنار باکتری پروبیوتیک لاکتوباسیلوس پلانتاروم در فیلم تولید شده از ایزوله پروتئین آب پنیر با ایجاد یک بسته بندی غذایی زیست فعال در مقایسه با نمونه گوشت بدون پوشش می تواند باعث بهبود ماندگاری گوشت گاو گردد.
دوره ۲۲، شماره ۱۵۸ - ( ۱-۱۴۰۴ )
چکیده
پیشرفت در فرآیندهای تولید نانوساختارها با خصوصیات فرمولی مناسب، تولید نانوذرات پایدار با قابلیت کاربرد در صنعت غذا را فراهم میسازد. میتوان ترکیبات زیست فعال ریزپوشانی شده را در فیبرهای الکتروریسی ادغام کرد تا پایداری بیشتر نانوذرات در برابر حرارت و نور که منجر به افزایش زمان نگهداری است، محقق شود. در مطالعه حاضر، لایههای نانوالیاف کامپوزیتی از موسیلاژ استخراجی از دانه L. Salvia macrosiphon با استفاده از الکتروریسی ساخته شدند. نانوکامپوزیت نانوالیاف از پلی وینیل الکل/ ایزوله پروتئین سبوس برنج / موسیلاژ دانهL. Salvia macrosiphon در نسبتهای مختلف آماده شد. سپس مورفولوژی و طیف سنجی FTIR مورد بررسی قرار گرفت. متوسط قطر نانوالیاف تولیدی حدود ۴۰ نانومتر و ضریب واریانس ۱۳٪ است، که نشان داد قطر الیاف نسبتاً یکنواخت است. افزایش غلظت محلول موسیلاژ و درصد ثابت پلیوینیل الکل باعث افزایش قطر نانوالیاف به طرز قابل توجهی شد. در مرحله بعد، ویتامین D۳ درون نانوالیاف پلیونیلالکل و کنسانتره پروتئین سبوس برنج کپسوله شد. نتایج FTIR وجود ویتامین D۳ را در نانوالیاف تهیه شده تایید کرد. در غلظتهای بالاتر ترکیبات فنلی، با افزایش تعداد گروههای هیدروکسیل حلقههای آروماتیک در محیط واکنش، قدرت مهارکنندگی رایکالهای آزاد موسیلاژ افزایش یافت. ترکیب نانوالیاف در نمودارهای طیفسنجی نشان داد که در نمونههای نانوکامپوزیت و ریزپوشانی شده، از ویتامین D۳، دو پیک قوی در محدوده ۱۴۵۴ و ۱۷۴۳ بر سانتیمتروجود دارند که ارتعاشات کششی مربوط به گروه C=C در حلقههای آروماتیک ترکیبات فنولیک را نشان میدهند. بر اساس یافتهها، ترکیبات زیستفعال جهت افزایش دسترسی به ویتامین D۳ را میتوان در نانوالیاف الکتروریسی شده موسیلاژ L. Salvia macrosiphon/ پلی ونیل الکل/ کنسانتره پروتئین سبوس برنج محصور کرد.