۲۹۹ نتیجه برای پروتئین
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۴-۱۳۸۳ )
چکیده
پروتئین به عنوان ترکیبی مغذی و کاربردی، نقشی حیاتی در متابولیسم بدن دارد. در رژیم غذایی ورزشکاران یا افرادی که مجبور به کاهش وزن میباشند، استفاده از پروتئین زیادتر توصیه میشود. پروتئین سویا تمام اسیدهای آمینه ضروری را دارا میباشد، اما در استفاده از آن محدودیتهایی وجود دارد.
در این پژوهش سعی گردیده است خواص عملکردی پروتئین سویا به وسیله دو صمغ زانتان و کاراجینان بهبود یابد. زانتان در چهار سطح (X) ۰،۰,۰۴،۰.۰۹و ۰.۱۳ درصد و کاراجینان (C) در سطوح ۰، ۰.۰۳، ۰.۰۷ و ۰.۰۹ درصد استفاده شد و صفات پایداری کف، ویسکوزیته، ضریب حلالیت پروتئین و ظرفیت تولید کف ارزیابی شد.
نتایج آماری نشان داد نمونههای (%۰ = C، %۰.۰۴= X)، (%۰.۰۳ = C، %۰.۰۴ = X) دارای بیشترین ظرفیت تولید کف بودند، همچنین نمونه (%۰.۰۹ = C، %۰.۱۳ = X) بیشترین میزان پایداری کف را از خود نشان داد. بالاترین میزان حلالیت در نمونههای (%۰ = C، %۰.۱۳ = X)، (%۰.۰۷ = C، %۰.۱۳ = X)، (%۰.۰۹ = C، %۰.۱۳ = X) و (%۰.۰۹ = X) دیده شد.
سید شهریار عرب، مهدی صادقی، چنگیز اصلاح چی، حمید پزشک،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۹-۱۳۸۹ )
چکیده
در این مقاله پیشگویی انعطاف پذیری قطعات پروتئینی بر پایه توالی اسید های آمینه آن ارائه خواهد شد. برای تعریف فاکتوری به منظور تشخیص میزان انعطاف پذیری از انرژی دو اسید آمینه متوالی استفاده شد. با استفاده از تحلیل های آماری برروی این انرژی، عددی بین صفر و صد به هر جفت اسید آمینه تعلق میگیرد که آنرا عدد انعطاف پذیری می نامیم. در نظر گرفتن اثرات همسایه ها تا چهار همسایه اسید آمینه باعث بهبود پیشگویی انعطاف پذیری قطعات پروتئین میگردد. برای ارزیابی پیشگویی انعطاف پذیری قطعات پروتئینی از پروتئین هایی که ساختمان آنها توسط NMR تعیین ساختار شده بود استفاده شد. عدم قطعیت در تعیین ساختار مناطقی که انعطاف پذیری بالایی دارند، مثل سر و ته زنجیره و حلقهها باعث ایجاد مدلهای مختلف ساختمانی میشود. مقایسه بین پیشگویی و پراکندگی زوایا در مدلهای مختلف همبستگی بالایی را نشان میدهد که حاکی از دقت قابل اعتماد روش پیشگویی میباشد.
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۸۳ )
چکیده
بهترین روش برای برنامه ریزی و استفاده گندم در صنایع غذایی، ارزیابی خصوصیات تکنولوژیکی آن است. بدین منظور، تعیین مقدار و کیفیت پروتئین، درجه سختی و خصوصیات رئولوژیکی آن، حائز اهمیت است. در این تحقیق پنج رقم عمده گندم کشور یعنی الوند (اراک، خراسان و همدان)، چمران (اهواز، خراسان و شیراز)، روشن (اراک، اصفهان و کرج)، زاگرس اهواز و زرین ارومیه، بررسی شده، نتایج آماری نشان داد رقم روشن کرج دارای بیشترین مقدار پروئین (۱۱%)، ارقام زاگرس اهواز و روشن اصفهان، بیشترین کیفیت پروتئین (SDS= ۳۳,۶۷- ۳۵.۶۷ mL) و ارقام چمران خراسان و زرین ارومیه بیشترین درصد سختی (۵۹.۳۳%- ۶۱) دارا است. نتایج فارینوگراف و اکستنسوگراف بر روی ارقام مذکور نشان داد ارقام روشن کرج، زاگرس اهواز، ارومیه، روشن یزد و چمران خراسان، کیفیت مناسب تری داشتند (درصد جذب آب ۶۵.۳۳%، زمان گسترش خمیر ۵.۳۳min، پایداری خمیر ۱۹.۳۳ min، درجه سست شدن خمیر ۵۷.۳۳ BU، عدد والوریمتری ۶۴.۳۳ واحد و همچنین مقاومت کششی ماکزیمم ۴۵۰BU، انرژی خمیر ۱۰۰.۳ Cm۲و کشش پذیری (۱۷۹mm به طور کلی از ارقام با کیفیت بهتر برای تهیه محصولات تخمیری (نان) و از بقیه ارقام به منظور تهیه محصولات دیگر مانند بیسکویت، کیک و کلوچه می توان استفاده کرد
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۲ )
چکیده
آزمایشی در قالب طرح آماری کاملاً تصادفی متعادل به روش فاکتوریل (۴×۴) با ۴ سطح پروتئین (۳۵، ۴۰، ۴۵ و ۵۰ درصد) هر یک با ۴ سطح کربوهیدرات به چربی (۱/۷، ۱/۴، ۱/۱ و ۰/۸) به مدت ۱۰۸ روز بر رشد و ترکیب شیمیایی لاشه فیلماهی جوان (۴/۳۳±۸۹۱/۹ گرم) انجام شد. در پایان دوره آزمایش اختلاف معناداری در شاخصهای رشد (متوسط وزن و ضریب رشد ویژه) ماهیان تغذیه شده با جیرههای حاوی ۳۵، ۴۰ و ۴۵ درصد پروتئین مشاهده نشد (۰/۰۵<P). در سطوح یکسان پروتئین با کاهش نسبت کربوهیدرات به چربی از ۱/۷ به ۱/۱ کارایی رشد (وزن نهایی و ضریب رشد ویژه) و راندمان غذا دارای اختلاف معنادار آماری نبودند (۰/۰۵<P). بیشترین پروتئین لاشه در ماهیان تغذیه شده از تیمارهای حاوی نسبت کربوهیدرات به چربی ۰/۸ و ۱/۴ مشاهده شد (۰/۰۵>P). همچنین بالاترین چربی لاشه در ماهیان تغذیه شده از نسبت کربوهیدرات به چربی ۰/۸ مشاهده گردید (۰/۰۵>P). مقایسه تیمارهای ۱/۴ و ۱/۱ نشان داد ماهیان تغذیه شده از تیمار ۱/۴ از مقادیر بالاتر NPU (درصد پروتئین خالص جذب شده) نسبت به ماهیان تغذیه شده از تیمار ۱/۱ برخوردار بودند (۰/۰۵>P). براساس نتایج حاصل میتوان اذعان کرد که جیره غذایی حاوی ۳۵% پروتئین، ۲۶% کربوهیدرات و ۱۸% چربی با نسبت کربوهیدرات به چربی ۱/۴ جهت دستیابی به حداکثر رشد، در تغذیه فیلماهی ۸۹۱ تا ۲۰۰۰ گرم نسبت به سایر تیمارها مطلوب تر میباشد.
موسی گردانه، نفیسه دهشکار گونه فراهانی، نادر مقصودی، حسین عطار، عباس رحیمی شم آبادی، احسان قریب،
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۶-۱۳۹۰ )
چکیده
لنتی ویروسها از جمله موثرترین ویروسهای نوترکیب برای انتقال ژن به سلولها و بافتهای پستانداران بشمار میرود. این مطالعه شامل دو بخش اساسی است: (۱) بررسی کارائی ستونهای پروتئینی در تولید لنتی ویروسهای نوترکیب با تیتر بالا و (۲) بکارگیری این ستونها درتولید لنتی ویروسهای نوترکیب حامل ژن فاکتورنوروتروفیک GDNF. در بخش اول مطالعه با استفاده از دو ناقل انتقال (حامل GFP یا Jred) تولید لنتی ویروس نوترکیب کردیم. با انتقال سوپرناتان سلولهای ترانسفکت شده به ستونهای پروتئینی Amicon و سانتریفوژ ستونها بیش از ۹۹% سوپرناتان را جدا کردیم تا استوکی در حجم ۵۰۰ μl از سوپرناتان غلیظ شده و مملو از ویریونها بدست آید. با افزودن رقتهای مختلف این استوک ویروسی به سلولهای هدف، ترانسدوکشن سلولی با موفقیت انجام شد بطوریکه ترانسژنهای گزارشگر در ۱۰۰% سلولها مشاهده شد. متقابلا تست بخش رقیق سوپرناتان منجر به هیچگونه بیان ژن که نشانگر فعالیت ویروسی باشد نگردید. تولید تیتر بالای ویروسی با روش فیلتراسیون مزبور برای انتقال موفقیت آمیز ژنها اهمیت دارد و از نظر هزینه، حجم کار و زمانبری بر آنها ارجحیت دارد. در بخش دوم این مطالعه، توالی مربوط به فاکتور مهم GDNF را به سازه لنتی ویروسی پیوند زده و به همان روش بالا ویروسهای تیتر بالا تولید کردیم. با انتقال این ویروسها به آستروسیتهای انسانی توانستیم افزایش بیان ژن GDNF را در سطح mRNA بمیزان ۳ برابر بدست آوریم. این نتایج نشان دادکه لنتی ویروسهای حامل GDNF را میتوان با روش جاری در تیتر بالا تولید کرده و برای مطالعات تمایزی و حفاظت نورونی مورد استفاده قرار داد.
دوره ۲، شماره ۴ - ( ۱-۱۳۸۴ )
چکیده
در این تحقیق تاثیر واریته و روش استخراج روغن روی ترکیبات شیمیایی (پروتئین، گلوکوزینولات و اسید فیتیک) کنجاله های تک فازی (استخراج روغن بوسیله هگزان) و دوفازی (استخراج روغن توسط متانول – آب و هگزان) ارقام کانولای ایران (Brassica napus) شامل کوانتوم، پی.اف ۷۰۴۵,۹۱ و هایولا ۴۰۱ بررسی گردید. شرایط بهینه استخراج پروتئین و اسید فیتیک و نیز قابلیت ترسیب پروتئین کنجاله های آزمایشگاهی، مورد آزمایش قرار گرفت. تاثیر روش استخراج روی پروتئین، گلوکوزینولات و اسید فیتیک محتوی تعیین گردید. استخراج قلیایی در pH بین ۹.۵ و ۱۲.۰ و ترسیب ایزوالکتریک در pH بین ۳.۵ و ۷.۵ با گام ۰.۵ واحد آزمون شد. تاثیر رقم و روش استخراج روغن بر پروتئین و گلوکوزینولات محتوی معنی دار (P>۰.۰۱) بود، چنانکه روش دوفازی منجر به افزایش حدود ۱۵-۱۰ درصد در میزان پروتئین و کاهش حدود ۵۰ درصد در میزان گلوکوزینولات گردید. اسید فیتیک محتوی کنجاله ها تحت تاثیر رقم و روش استخراج نبود و اختلاف معنی دار (P>۰.۰۵) مشاهده نشد. pH بهینه استخراج پروتئین برای تمامی تیمارها، ۱۲.۰ بود. روش استخراج روغن دارای تاثیر معنی دار (P>۰.۰۱) روی حلالیت نیتروژن بود. بیشترین راندمان استخراج پروتئین در این تحقیق، ۶۰.۷ درصد و مربوط به کنجاله هگزانی واریته پی.اف بود. قابلیت استخراج اسید فیتیک در pH بین ۱۲-۱۱.۵ (پی.اف هگزانی) و ۱۶.۲ (هایولا هگزانی و دوفازی) مشاهده شد. تاثیر pH بر میزان ترسیب پروتئین استخراج شده در محلول قلیایی بسیار معنی دار (P>۰.۰۱) بود. pH بهینه ترسیب برای تمامی کنجاله های آزمایشگاهی در دامنه تقریبا وسیعی (بین ۴.۵ تا ۵.۵) قرار داشت که بیش از ۵۰ درصد از پروتئین های استخراج شده، به صورت رسوب بازیافت گردید. حدود ۶۰ درصد از پروتئین موجود در هر دو نوع کنجاله به صورت دو محصول قابل استفاده شامل پسمان کنجاله و ایزوله پروتئینی رسوبی، جدا گردید. بیشینه راندمان بازیافت پروتئین رسوبی برای کنجاله هگزانی ۱۵.۴ درصد (رقم پی.اف) و برای کنجاله دوفازی ۱۰.۵ درصد (رقم کوانتوم) بود. ایزوله های پروتئینی رسوبی فاقد گلوکوزینولات و حاوی مقادیر کم (۱.۸۴-۰.۴۵ درصد) اسید فیتیک بودند
دوره ۳، شماره ۹ - ( ۴-۱۳۸۵ )
چکیده
در این تحقیق هسته ده رقم انار (شیرین شهوار یزدی، طوق گردن، زاغ یزدی، ساوه، آمانه خاتونی، پوست سیاه، گرج شهوار یزدی، ملس یزدی، گبری و اصفهانی دانه سیاه)، برای اندازه گیری خاکستر، عناصر معدنی (Zn, Cu, Fe, Mn, Mg, Na, K) و پروتئین مورد تجزیه قرار گرفت. میزان خاکستر و پروتئین ده رقم انار یزد به ترتیب بین ۱,۸۱-۲.۳۵% و ۶.۶۳-۱۲.۹۵% متغیر بوده و همچنین مقادیر میانگین عناصر معدنی Zn, Cu, Fe, Mn, Mg, Na, K به ترتیب ۸۵.۰۰، ۵۰.۵۰، ۱۱۰.۵۲، ۰.۲۹، ۱۱.۶۰، ۰.۹۶ و ۹.۰۹ میلی گرم در ۱۰۰ گرم بدست آمد. در این تحقیق روغن ده رقم هسته انار یزد با حلال هگزان و به روش سوکسله استخراج کرد. سپس ویژگی های فیزیکی- شیمیایی روغن هسته ده رقم انار یزد بررسی شد. این ویژگیها عبارتند بودند از: ضریب شکست (۱.۵۰-۱.۵۱)، اسیدیته (۰.۲۵-۰.۴۲ درصد)، عدد یدی (۱۶۵.۰-۱۷۹.۴)، عدد صابونی (۱۸۱.۳-۱۸۷.۹ میلی گرم KOH در گرم)، مواد غیرقابل صابونی (۱.۱۶-۱.۶۳)، عدد پراکسید (۰.۳۰-۰.۷ میلی اکی والان در ۱۰۰۰ گرم روغن) و رطوبت و مواد فرار (۰.۱۰-۰.۱۹%).
دوره ۳، شماره ۹ - ( ۴-۱۳۸۵ )
چکیده
در این پژوهش، اثرات غنی سازی شیر با پروتئین آب پنیر تغلیظ شده (WPC) و کازئین هیدرولیز شده (CH) بر خصوصیات شیمیایی (pH و اسیدیته)، فیزیکی (قوام و آب اندازی) و حسنی ماستهای تهیه شده با آغازگر پروبیوتیک تجاری حاوی لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس، گونه های مختلف بیفیدوباکتریوم، لاکتوباسیلوس بولگاریکوس و استرپتوکوکوس ترموفیلوس، مورد مطالعه قرار گرفت؛ به این منظور، شیر پس چرخ با ماده جامد ۱۰ درصد بازسازی گردید؛ سپس تیمارهای غنی کردن با CH, WPC و مخلوط WPC و CH (به نسبت برابر) به میزان ۱ و ۲ درصد، اعمال شد. برای مقایسه، از شیر پس چرخ بازسازی شده با ماده جامد ۱۱ و ۱۲ درصد به عنوان نمونه های شاهد استفاده گردید. پس از تلقیح آغازگر و گرمخانه گذاری، تخمیر در pH=۴,۶ متوقف شد و ماستهای به مدت ۲۱ روز در یخچال با دمای ۴oC نگهداری شدند. طبق نتایج به دست آمده، pH ماستهای غنی شده با WPC بالاتر و اسیدیته آنها نیز کمتر از سایر نمونه ها بود؛ همچنین، اسیدیته ماستهای غنی شده با مکملها ۰,۱۲ تا ۰.۱۹ درصد در مدت نگهداری افزایش یافت. ماستهای غنی شده با مکملها آب اندازی کمتر و قوام بیشتری نسبت به ماست شاهد داشتند. ماستهایی حاوی WPC کمترین مقدار آب اندازی و ماستهای حاوی CH یا WPC، بالاترین قوام را داشتند. با توجه به امتیاز پذیرش کلی مطلوب ترین نمونه ها از نظر داوران ماستهایی پروبیوتیکی غنی شده با مخلوط WPC و CH و ماستهای غنی شده با WPC بودند.
دوره ۳، شماره ۱۱ - ( ۱۰-۱۳۸۵ )
چکیده
در این پژوهش، اثرات غنی سازی شیر با کنسانتره پروتئینی آب پنیر (WPC) و کازئین هیدرولیز شده (CH) بر ویژگی های شیمیایی pH) و اسیدیته)، فیزیکی (قوام و آب اندازی) و حسی ماستهای تهیه شده با آغازگر تجاری V۲ (مخلوط لاکتوباسیلوس بولگاریکوس و استرپتوکوکوس ترموفیلوس) مورد مطالعه قرار گرفت. به این منظور پودر شیر پس چرخ با ماده جامد ۱۰ درصد باز سازی گردید سپس تیمار های غنی کردن با CH, WPC و مخلوط CH (به نسبت برابر) به میزان ۱ و ۲ درصد ، اعمال شد. برای مقایسه، از شیر پس چرخ باز سازی شده با ماده جامد ۱۱ و ۱۲ درصد به عنوان نمونه های شاهد استفاده گردید. پس از تلقیح آغازگر و گرمخانه گذاری، تخمیر در pH=۴,۶ متوقف شد و ماستها به مدت ۲۱ روز در یخچال با دمای ۴°C نگهداری شدند. طبق نتایج به دست آمده، ماست های غنی شده با WPC دارای کمترین مقدار pH بودند. تغییرات pH انواع ماستها در این مدت معنی دار نبود. اسیدیته ماست های غنی شده با مکمل ها در مدت ۲۱ روز نگهداری تا مقدار ۰.۱۸% افزایش یافت. نمونه های ماست غنی شده با مخلوط WPC و CH کمترین مقدار آب اندازی را داشتند. همچنین آب اندازی ماست غنی شده با مخلوط WPC و CH در مدت ۲۱ روز نگهداری با سرعت کمتری افزایش یافت. به طور کلی قوام ماست های غنی شده با مکمل ها بیشتر از ماست شاهد بود. قوام ماست های غنی شده با مکمل ها در طول زمان نگهداری نسبت به نمونه شاهد با سرعت کمتری کاهش یافت. باتوجه به امتیاز پذیرش کلی مطلوبترین نمونه ها، ماست های غنی شده با مخلوط WPC و CH بودند.
دوره ۳، شماره ۱۱ - ( ۱۰-۱۳۸۵ )
چکیده
فرآورده های گوشتی حرارت دیده که شامل انواع سوسیس و کالباس می باشند یکی از پرمصرفترین محصولات گوشتی در ایران بوده و روز به روز مصرف این نوع فرآورده ها روبه افزایش است. با توجه به اهمیت تشخیص استفاده از بافتهای حیوانی غیر مجاز خوراکی در کنترل کیفیت فراورده های گوشتی حرارت دیده در این مطالعه تعداد ۱۵۰ نمونه فراورده گوشت قرمز حرارت دیده در ۵ گروه تعریف شده برای فراورده های گوشتی ایران، بر اساس درصد گوشت بکار رفته در تولید آنها با استفاده از مواد اولیه مطلوب و در شرایط خوب ساخت GMP تهیه گردید. در آزمایشگاه میزان هیدروکسی پرولین و پروتئین تام نمونه ها اندازه گیری گردید و بر اساس نتایج بدست آمده میزان کلاژن، پروتئین عاری از کلاژن و اندیس های نسبت کلاژن به پروتئین تام و نسبت کلاژن به پروتئین عاری از کلاژن محاسبه گردید که نتایج حاصل برای هر گروه از فراورده های گوشتی حرارت دیده می تواند بعنوان یک شاخص کمی کنترل کیفیت، از نظر استفاده از بافتهای غیر مجاز حیوانی مورد استفاده قرار گیرد.
اسمعیل رحیمی، مهرداد بهمنش، مریم نیکخواه، ایمان صادقی،
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۲ )
چکیده
خلاصه آنزیم آدنوزین تری فسفات سولفوریلاز ( ATPS ) دربسیاری از انواع موجودات وجود دارد. نقش های فیزیولوژیکی مختلفی در موجودات مختلف به آنزیم ATPS نسبت داده شده که میتوان به جذب و احیای سولفات و بازیابی پیروفسفات اشاره کرد. همچنین آنزیم دارای کاربردهای صنعتی و آزمایشگاهی متنوعی است. هدف این مطالعه کلون و بیان ژن تولید کننده پروتئین نوترکیب ATPS ازیک سوش ژئو باسیلوس ایرانی بود. بعد از جداسازی و تعیین سوش باکتری ژئوباسیلوس کواستافیلوس ، DNA ژنومی آن استخراج شد. با استفاده از پرایمرهای اختصاصی ژن ATPS، ژن مورد نظر از رویDNA ژنومی تکثیر شد. نتیجه انجام PCR ژن ATPS به صورت یک باند ۱۱۸۸ جفت بازی بر روی ژل آگاروز مشاهده شد. سپس محصول PCR تخلیص و داخل وکتور کلونینگ کلون شد. باند مربوطه پس از کلونینگ توالی یابی شد و نتیجه بررسی همولوژی آن در بانک اطلاعاتی NCBI تایید کرد که قطعه کلون شده مربوط به ژن ATPSاست. ژن مورد نظر در پلاسمید بیانی pET ۲۸a ساب کلون شد. امکان بیان پروتئین نوترکیب ATPS در باکتری BL۲۱(DE۳)ازروی ORF کلون شده با استفاده از ژل SDS-PAGEبررسی شد. آنالیز پروتئین بیان شده بر روی ژل SDS-PAGE یک باند ۴۷,۵ کلیو دالتونی را نشان داد. سنجش فعالیت آنزیمی پروتئین مورد نظر به روش لومینسانس ATP نشان داد که پروتئین نوترکیب دارای فعالیت میباشد. این اولین مطالعه در رابطه با کلون، بیان و تعیین فعالیت آنزیمی ژن ATPS از باکتری ژئوباسیلوس کواستافیلوس میباشد.
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده
اثر ترکیبات پروتئینی مخاط شقایق دریایی، Stichodactyla haddoni، بر مراحل رشد جنین ماهی گورخری Danio rerio بررسی شد. شقایق دریایی از ناحیه جزر و مدی جزیره هرمز جمعآوری و بعد از انجماد در دمایC˚۱۶۰- به آزمایشگاه منتقل شدند. پس از جداسازی مخاط و فریزدرای شدن، ترکیبات پروتئینی و پپتیدی با متانول ۱۰۰% استخراج شدند. غلظت پروتئین کل در ماده استخراج شده با دستگاه الایزا سنجیده و سپس غلظتهای ۲/۱، ۷/۳ و ۴/۷ میلیگرم در میلیلیتر آب مقطر از این ماده ساخته شد. مقدار ۲ میلیلیتر از هر غلظت به میکروچاهکهایی که هر کدام حاوی ۱۵۰ عدد تخم ماهی گورخری بود، با ۲ تکرار اضافه شد. نمونه شاهد نیز با ۲ تکرار که حاوی آب آکواریوم بود، در نظر گرفته شد. تخمها به مدت ۷۲ ساعت در انکوباتور قرار داده شد و از روند تکامل جنینی هر ۶ تا ۱۲ ساعت عکسبرداری شد. نتایج بیانگر روند عادی تکامل جنینی در تیمار شاهد در طول مدت بررسی بود، ولی تخمهای تیمار شده در غلظتهای ۷/۳ و ۴/۷ میلیگرم در کمتر از ۱۲ ساعت دژنره و سیاه شده از بین رفتند. همچنین، تخمهای تیمار شده در غلظت ۲/۱ در ساعات اولیه دچار تأخیر در فاز رشد شده و در کمتر از ۷۲ ساعت از بین رفتند. مقایسه نتایج نشان داد که پروتئینهای استخراج شده از مخاط این شقایق، بر روند تکامل جنینی در مراحل مختلف اثر داشته و میتواند در غلظتهای بالا خیلی کشنده باشند و در غلظتهای پایین سبب توقف رشد گردد.
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده
هدف این پژوهش در مرحله اول بازیافت پروتئین موجود در پساب کارخانههای پودر ماهی با استفاده از کیتوزان، نانوذرات کیتوزان و ترکیب کیتوزان-سولفات آلومینیوم(آلوم) بود. در مرحله دوم، ویژگیهای پروتئین استخراج شده از لحاظ پروفایل اسیدهای آمینه ضروری بررسی شد. همچنین کاهش حجم پروتئین پساب با بررسی ویژگیهایی مثل کدورت، pH، COD و پروتئین محلول ارزیابی شد و ویژگیهای نانوذرات کیتوزان با استفاده از میکروسکوپ نیروی اتمی بررسی گردید. بررسی مورفولوژی نانوذرات کیتوزان بهوسیلهی میکروسکوپنیروی اتمی نشان داد که این نانوذرات دارای شکل کروی با سطح ناهموار و قطرمتوسط ۴۰ نانومتر هستند. شاخصهای کدورت، COD و پروتئین محلول بعد از افزودن غلظتهای مختلف کیتوزان، نانوذره کیتوزان و ترکیب کیتوزان-آلوم نسبت به نمونه شاهد کاهش معنیداری را در سطح ۵ درصد نشان داد. بیشترین بازیافت پروتئین مربوط به ترکیب کیتوزان-آلوم و نانوذرات کیتوزان بود. ترکیب کیتوزان-آلوم و نانوذرات کیتوزان نسبت به یکدیگر تفاوت معنی داری نداشتند (۰۵/۰ p≥).بررسی پروتئین بازیافت شده از لحاظ پروفایل اسیدهای آمینه ضروری نشان داد که در پروتئین پساب پودر ماهی، اسیدهای آمینه نظیر هیستدین، لیزین، متیونین و فنیل آلانین وجود دارد.
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
تحقیق حاضر بمنظور ارزیابی کارایی روش تغییر pH در دو حالت اسیدی و قلیایی جهت بازیافت پروتئین از ماهی کیلکای کامل و تخلیه شکمی شده و نیز مقایسه ویژگی های سوریمی تولیدی با روش متداول شستشو انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که اگر چه هر دو روش اسیدی و قلیایی موجب کاهش میزان رنگدانه کل در پروتئین ایزوله بازیافتی از ماهی کامل و تخلیه شکمی شده گردید اما کارایی روش قلیایی به مراتب بیشتر بود و کمترین میزان رنگدانه در پروتئین ایزوله قلیایی کیلکای تخلیه شکمی شده مشاهده گردید. ایزوله بازیافتی از ماهی تخلیه شکمی شده به روش قلیایی کمترین میزان پپتیدهای محلول در TCA را نشان دادند که بطور معنی داری از سایر نمونه ها کمتر بود(۰۵/۰>p). همچنین ژل تولیدی از ایزوله قلیایی کیلکای تخلیه شکمی شده بطور معنی داری ظرفیت نگهداری آب (۴۵/۶۳%) و سختی (۵۱/۳ نیوتن) بالاتری نسبت به نمونه های کیلکای کامل و نمونه های اسیدی داشتند(۰۵/۰>p)، اما از سوریمی عضله کیلکا (ظرفیت نگهداری آب ۵۴/۷۴% و سختی ژل ۸۹/۴ نیوتن) ضعیف تر بودند. این نتایج با مشاهده مقادیر نسبی بیشتر اکتومیوزین و اکتین در ساختار ژل سوریمی عضله و ایزوله قلیایی ماهی تخلیه شکمی شده بر اساس الگوی وزن مولکولی حاصل از الکتروفورز پروتئین تایید گردید. با این وجود نمونه های حاصل از روش تغییر pH در مورد هر دو منبع سفیدی بسیار پایین تری نسبت به سوریمی عضله کیلکای معمولی داشتند که لزوم تحقیقات بیشتر در زمینه بهبود خواص آن را آشکار می سازد.
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
بهمنظور بهبود خواص فیلمهای تولیدی بر پایه پروتئین میوفیبریل ماهی فیتوفاگ (Hypophthalmichthys molitrix)، از ۳ سطح نانوفیبرسلولز (۱، ۳ و ۵%) استفاده شد. تیمار بهینه با ارزیابی خصوصیات مکانیکی، فیزیکی، نوری و همچنین آزمون میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) تعیین شد. افزودن نانوذرات سلولز تغییری در استحکام کششی ایجاد نکرد اما سبب کاهش کشسانی فیلمهای تولیدی شد (۰۵/۰>p). خاصیت ممانعت فیلمها در برابر بخار آب و دیگر خواص فیزیکی، با افزودن نانوفیبرهای سلولز در سطح ۱% بهبود یافت اما در غلظتهای بالاتر تضعیف شد (۰۵/۰>p). نتایج حاصل از SEM نیز نشان داد که نانوذرات در غلظت پایین پراکنش همگنتری دارند و فیلمهای بهدست آمده دارای سطح مقطع صافتر و مناسبتر نسبت به سطوح بالاتر نانوذرات بودند. بهطور کلی میتوان گفت در تولید فیلمهای پروتئین میوفیبریل-نانوفیبر سلولز، استفاده از سطوح پایین نانوذرات در بهبود خواص مکانیکی و فیزیکی فیلمها موثر میباشد.
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
پروتئین هیدرولیز شده از امعاء واحشاء تاسماهی سیبری تولید شد. بهمنظور بهینه سازی شرایط تولید، با استفاده از روش آماری سطح پاسخ (RSM) اثر سه عامل زمان، pH و غلظت آنزیم (آلکالاز) به روی درجه هیدرولیز بررسی گردید. مدل ریاضی، برازش خوبی با دادههای آزمایش داشت، زیرا R۲ معادل ۹۷/۰ نشان داد که ۹۷ درصد از تغییرات درون محدوده آزمایش توسط مدل قابل توضیح است. بر اساس نتایج بهدست آمده، بالاترین درجه هیدرولیز (۲۱/۵۸ درصد) مربوط به تیمار حاوی غلظت آنزیمی ۲درصد، زمان ۶۰ دقیقه و ۸= pH انجام شد و تیمار با شرایط هیدرولیز (نسبت آنزیم به سوبسترا ۲ درصد، زمان ۴۵ دقیقه، ۵/۸=pH) دارای بیشترین مقدار پروتئین (۳۷/۴۲) بهعنوان جایگزین پپتون تجاری محیط کشت (Triptic soy broth) برای بررسی میزان رشد باکتری Salmonella typhi در زمانهای صفر تا ۴۸ ساعت مورد استفاده قرار گرفت. تغییرات رشد S. typhi در تیمار شاهد روند صعودی بهتری نسبت به تیمارشماره ۱۵ (آلکالاز) داشته، ولی اختلاف معنیدار نبود.
دوره ۴، شماره ۱۳ - ( ۴-۱۳۸۶ )
چکیده
چکیده
امروزه در جهان کمبود مواد غذایی به ویژه مواد پروتئینی، مسئله بسیار مهمی است. در اثر افزایش جمعیت جهان، نیاز به مواد غذایی روز به روز افزایش می یابد. به همین جهت محققان در جستجوی منابع ارزان قیمت پروتئین برای مردم می باشند. آب پنیر محصول فرعی کارخانجات پنیرسازی است. آب پنیر به علت داشتن (chemical oxygen dem and) COD بالا، مشکلات زیست محیطی فراهم می کند. با توجه به این مشکلات، تحقیقات زیادی بر روی آب پنیر انجام شده و محصولات مختلفی، از جمله پروتئین تک یاخته بدست آورده اند.
در این تحقیق، تولید پروتئین تک یاخته از آب پنیر و مخمر تریکوسپرون(Trichosporon sp.) در راکتور هوای بالارونده با حلقه جریان خارجی(External loop airlift reactor) مورد بررسی قرار گرفت. عوامل مؤثر بر نگهداشت گاز(Gas hold up) از قبیل، شدت هوادهی، نسبت قطر ناودان به قطر بالابر و ارتفاع مایع در جداکننده گاز بررسی و بهینه سازی شد. در این شرایط بهینه، میزان پروتئین تک یاخته بدست آمد.
نتایج آزمایش ها نشان داد که مقدار بهینه برای شدت هوادهی ۲۷/۲ سانتی متر بر ثانیه، نسبت قطر ناودان به قطر بالابر ۵/۰ و ارتفاع مایع جداکننده گاز ۳ سانتی متر می باشد. در این شرایط بهین،ه مقدار پروتئین تک یاخته ۹/۱۸ گرم بر لیتر بدست آمد. میزان پروتئین تک یاخته در راکتورهای همزن دار و ستونی حبابدار که به ترتیب ۳۸/۱۰ و ۳/۱۷ گرم بر لیتر در تحقیقات دیگران بدست آمده بود. در مقایسه، راکتور هوای بالارونده با حلقه جریان خارجی حدود ۵/۸ درصد نسبت به راکتور ستونی حبابدار و ۴۵ درصد نسبت به راکتور همزن دار در تولید پروتئین تک یاخته افزایش نشان داد. بنابراین راکتور هوای بالارونده با حلقه جریان خارجی در تولید پروتئین تک یاخته مناسب به نظر می رسد. تولید پروتئین تک یاخته در راکتورهای دیگری از هوای بالارونده از جمله راکتور هوای بالارونده با حلقه جریان داخلی(Internal loop airlift reactor) می تواند بررسی شود و نتایج حاصله از آن با نتایج این تحقیق مقایسه شود.
دوره ۴، شماره ۱۳ - ( ۴-۱۳۸۶ )
چکیده
چکیده
در این مطالعه با افزایش درصد جایگزینی کنسانتره پروتئینی آب پنیر به جای شیر خشک در شیر ماست سازی به ترتیب در نمونه های A ( [۱]WPC۵/۰% و [۲]SMP۵/۱ %)، B ( WPC۱% و SMP۱%)، C (C WP۵/۱% و SMP ۵/۰%) و D (WPC ۲% )، مقادیر دی استیل در روزهای اول و چهاردهم نسبت به نمونه شاهد F (SMP ۲% ) افزایش یافته وعلت آن حضور سیترات بیشتر به عنوان پیش ساز دی استیل در کنسانتره پروتئینی آب پنیر نسبت به شیرخشک بوده و دی استیل درطول دوره ماندگاری محصول نقش کلیدی درعطر وطعم و پذیرش مصرف کننده ایفاء می کند.با افزایش درصد جایگزینی WPC به جای SMP ضمن کاهش مقدار سینرسیس در نمونه های A، B و C، قوام و استحکام ماست در طول دوره نگهداری بهبود یافته و نمونه C بهترین و نزدیکترین قوام به قوام ماست نمونه شاهد (F ) را داشته و علت آن تشکیل بیشتر و محکمتر کمپلکس های پروتئین های سرمی با کازئین، افزایش بیشتر املاح و خاصیت هیدروفیلی بیشتر پروتئین های سرمی نسبت به کازئین می باشد. ولی در نمونه D قوام، استحکام بافت و مقدار سینرسیس به دلیل فزونی نسبت پروتئین های سرمی به کازئین، افزایش بیش از حد املاح و به هم خوردن تعادل الکترولیت ها، عدم تشکیل شبکه ژلی مستحکم، منظم و کاهش هیدراتاسیون پروتئین ها آسیب دیده و آبکی بود. همچنین ویژگی های حسی نظیر عطر، طعم و پذیرش کلی محصول توسط پانلیست ها مورد ارزیابی قرار گرفت. در روز اول بین طعم و مزه تمام نمونه های ماست تفاوت معنی دار مشاهده گردید و فقط بین پذیرش کلی نمونه C و نمونه شاهد F تفاوت معنی دار وجود نداشت ( ۵/۰P<). در روز چهاردهم باز هم بین ویژگیهای طعم، مزه و پذیرش کلی نمونه C و نمونه شاهدF تفاوت معنی دار مشاهده نگردید. ( ۵/۰P<).در تحقیق فوق این نتیجه نهایی به دست آمد که جایگزینی کنسانتره پروتئینی آب پنیر به جای شیر خشک در تولید ماست علاوه بر افزایش تولید دی استیل به عنوان یک عامل عطر و طعم، بهترین نتیجه تکنولوژیکی و ارگانولیپتیکی در نمونه C به دست آمد. همچنین به دلیل قیمت کمتر WPC(با۲۶% پروتئین) نسبت به SMP هزینه تولید صنعتی ماست کاهش یافته و تا حدی می توان از مشکلات زیست محیطی ناشی از دفع آب پنیر در کارخانه های لبنی جلوگیری کرد.
*مسئول مکاتبات: hasan_kakoei@yahoo.com ۱. Whey Protein Concentrat
۲. Skim Milk Powder
زهره جهانی، مریم ملاکریمی، رضا حسن ساجدی، مجید تقدیر، سامان حسینخانی، سید محسن اصغری،
دوره ۵، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۳ )
چکیده
نمیوپسین از شانهدار نمیوپسیس لیدی از فتوپروتئینهای وابسته به کلسیم بوده که همچون فتوپروتئینهای متعلق به خانواده کیسه تنان حین واکنش با کلنترازین نور آبی را به صورت فلش ساطع میکند. تاکنون، بیشترین بررسیها روی فتوپروتئینهای خانوداه کیسه تنان انجام شدهاست و اطلاعات اندکی در مورد مکانیسم فتوپروتئینهای شانهداران و جایگاه اتصال به کلنترازین آنها وجود دارد. در این تحقیق، سه آمینواسید مهم درگیر در حفره اتصال به کلنترازین نمیوپسین توسط باقیماندههای متناظر با فتوپروتئینهای بسیار شناخته شده از خانوداه کیسهتنان جایگزین گردید. بدین منظور جهشهای W۵۹K، N۱۰۵W و L۱۲۷W با در نظر گرفتن شبکه پیوند هیدروژنی در اطراف حلقههای مهم کلنترازین انجام شد. جهش یافتهها هیچ گونه فعالیتی از خود نشان ندادند. اسپکتروسکوپی CD و فلورسانس و مدلسازی ملکولی نشان داد که تغییرات ساختاری در جهش یافتهها به ویژه N۱۰۵W و L۱۲۷W نسبت به فرم وحشی محسوس است. عدم فعالیت در این جهش یافتهها دلیلی بر وجود این آمینواسیدها در حفره اتصال یا نقششان در مکانیسم عمل است. به نظر میرسد چینش آمینواسیدها در حفره اتصال به کلنترازین مربوط به دو خانواده کیسه-تنان و شانهداران نسبت به هم متفاوت میباشد طوری که جایگزینی این آمینواسیدها با آمینواسیدهای متناظرشان از خانواده دیگر (نظیر جهشهای این تحقیق) یکپارچگی مورد نیاز جهت عملکرد بیولومینسانسی آن را از بین برده و چنان تغییرات ساختاری را منجر میشود که باعث غیرفعال شدن این پروتئین میگردد.
دوره ۵، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۵ )
چکیده
ویژگیهای مولکولی باکتریYersinia ruckeri شامل پروتئین سلول کامل، پروتئینهای غشای خارجی و لیپوپلیساکاریدی تعداد ۳۴ ایزوله باکتری از مزارع قزلآلای استانهای تهران، مازندران و زنجان با روش SDS-PAGEانجام شد. الگوی باندها برای پروتئین کل، پروتئین غشای خارجی و لیپوپلیساکارید تمامی جدایهها مشابه بود، بهطوری که وزن مولکولی پروتئین کل برای تمام جدایهها اغلب کمتر از ۱۰۰ کیلو دالتون و تراکم باندها در دامنه وزنی ۱۰۰- ۲۸ کیلو دالتون بود. بعلاوه، الگوی پروتئینهای اصلی غشای خارجی تمام جدایهها شامل دو باند با فاصله ۳۵-۲۸ کیلو دالتون و یک باند با فاصله ۱۷–۱۰ کیلودالتون بود ونیز باندهای فرعی با ۷۵-۴۸ و ۲۸-۱۷ کیلو دالتون بود. همچنین الگوی لیپوپلیساکاریدی برای همه جدایه ها از وزن مولکولی کمتر از ۱۳۰ کیلو دالتون با بیشترین تراکم باندی در دامنه ۱۰۰–۲۸ کیلو دالتون قرار داشت. بر اساس این مطالعه، جدایههای ایرانی از کمترین تنوع هتروژنیسیتی برخوردارند که زمینه را برای ساخت واکسن تک ظرفیتی مورد نیاز فراهم میآورد.